جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
20 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 15 تیر 1391 21:08
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه سوم تاریخ جادوگری

بچه ها داشتند یواش یواش به سمت کلاس تاریخ جادوگری میرفتند،‏ همشون خسته و گشنه رسیدن به کلاس،‏ ولی همین که در رو باز کردن،‏ دیدن که پرفسور ویزلی رو صندلی خودش نشسته،‏ و چون صندلیش از اون چزخونا بود،‏ هی از اینطرف چرخ میخورد میرفت اونور،‏ از اونطرف چرخ میخورد میومد اینور! کلا داشت برای خودش حال میکرد،‏ ولی یه چیزایی تو چشماش بود! مثل اینکه خیلی خسته شده بود!‏

بچه ها بی سر و صدا رفتن سر جاهاشون نشستن،‏ و به پرفسور نگاه کردن،‏ صندلی پرفسور پشت به کلاس ایستاد،‏ و ناگهان پرفسور شروع کرد به گریه کردن!‏

همه شاگردان متعجب شدند،‏ فقط یکی از بچه ها رفت پیش پرفسور و دستشو انداخت گردنش و ازش پرسید:

-‏ چیزی شده پروفسور؟

-‏ خیلی ناراحتم! دیگه نمیدونم چطوری تحمل کنم! آخه چرا باید این اتفاق برای من بیوفته؟ آخه ‏...‏ ! چی؟ شما ها اومدین؟ببخشید،‏ ی
کمی ‏
حالم ‏
گرفته ‏
بود!‏
بریم ‏
سر ‏
درس!‏


رون اشکاشو پاک کرد و در حالی که هق هق میکرد،‏ رفت پای تخته!‏

-‏ بچه ها،‏ امروز میخوام یه جلسه و تکلیف متفاوت داشته باشیم!‏
تکلیف این جلسه اینه:

تا پنج شنبه ی هفته بعد،وقت دارین هرگونه سوالی در مورد مرلین و زندگی و دستآورد های اون دارین،‏ اینجا بپرسین،من هفته بعدش به سوال ها پاسخ میدم و بر اساس نحوهی طرح و دقت در سوال پرسیدن،‏ امتیاز میدم.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی،‏ از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!‏

میجنگیم تا آخرین نفس!!‏
میجنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


تصویر تغییر اندازه داده شده


من در گذشته
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 15 تیر 1391 20:36
نمایش جزئیات
آفلاین
پادما پاتیل:
۳+۲+۱۸+۳+۴‏ = ‏۳۰

گلرت ‏
گریندل ‏
والد:
۰+۰+۰+۳+۴‏ = ‏۷

مجموع امتیازات ریونکلاو:

۳۰+۷‏ =‏۳۷‏ /۲‏ = ‏۱۹

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی،‏ از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!‏

میجنگیم تا آخرین نفس!!‏
میجنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


تصویر تغییر اندازه داده شده


من در گذشته
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 15 تیر 1391 19:21
نمایش جزئیات
آفلاین
پادما کاغذ پوستی های حاوی تکالیفش را در دست گرفت و دوان دوان خودش رو به در دفتر پرفسور ویزلی رساند نفسی تازه کرد در زد .

- بیا تو عزیزم
- سلام پرفسور ! خیلی متاسفم که کمی دیر شد . اما اینا تکالیفمه !!!
- فقط یکم ؟
- شما که امتیازا رو روی برد نزدین !!! زدین ؟
- استثناء ان ایندفعه رو شانس آوردی چون هنوز امتیازا رو وارد نکردم . اما از جلسه بعد زودتر تحویل بده اینو به دوستای ریونیتمـ بگو .
- حتماً پرفسور

تکالیف خود را روی میز کار پرفسور گذاشت و با ادای احترام از در خارج شد .

تکالیف حاوی مطالب زیر بود :

*********************

1.‏ از نحوه تدریس استاد راضی هستید؟ ‏۳نمره

بشدت !!! پرفسور باید اغراق کنمـ که اگرچه در رقصیدن دستی ندارید و توی یول بال اونجوری منو پیش پسرای دور مشترانگ ضایع کردین اما الحق و الانصاف که تاریخ جادوگری رو باید پیش شما آموخت و این تدریس های ماهرانه شماست که منو این همه مجذوب این درس کرده !!!

۲‏.فردی که در اول کلاس سوال پرسید که بود؟ ‏۲‏ نمره
سوال سختیه اما قطعا اون فرد کسیه که زیاد رول مینویسه و از رول نویسی خسته شده باشه !!! حدسم اینه که شاید لینی باشه {شایدم بانو ویولت}!!! چون همیشه حداقل یه بار اسمش توی رول پلینگ هست !{منظورم این بغله }

۳‏ هرچه در مورد مرلین و کارها و افتخارات وی میدانید بنویسید.‏ ‏۱۸‏ نمره.

مرلین برخلاف اونچه که همه فکر میکنن بنیان گذار جادو و جادوگری نیست چون همونطور که میدونیم جادو یک استعداد ذاتیه که در انسان ها پدیدار میشه . بلکه اون مشهورترین جادوگر در اساطیر انگلیسی است. در افسانه‌ها او هم‌عصر پادشاه آرتور بوده‌ و عبارت " شمشیر در سنگ " نیز در ارتباط با همین موضوع است. قبل از اینکه شاه ارتور به عنوان بزرگ ترین شاه آن سرزمین شناخته شود مرلین جادوگر شمشیری جادویی را درون سنگ قرار میدهد که تنها ارتور باید ان را از سنگ بیرون کشد وسپس این اتفاق می افتد .

مرلین یکی از مدبر ترین و خردمند ترین جادوگران تمام اعصار محسوب می شود. او جادوگری بسیار ماهر بود و گفته میشود مشاور وورتیگرن اوتر پندارگون و آرتور بوده است که همگی آنان شاهان بریتانیای کبیر بوده اند.

به احتمال زیاد مرلین مبتنی بر شخصیت جادو گری واقعی باشد اما کاملا مشخص است که مرلینی که ما میشناسیم حاصل مبالغه های بیش از اندازه از مرلین اصلی است درست مانند شخصیت رستم دستانکه یکی از فرماندهان ورزیده ایران باستان بوده اما آشکار است که توانایی گذراندن تیری از تنه درخت سالخورده ای را ندارد.{البته پرفسور شما اینا رو باور نکنید این حرفا ساخته و پرداخته ی ذهن مشنگ هاست و دلیل این نوشته هامـ چیزی جز حسادت نمیتونه باشه ویلا همه ی ما به قدرت جادوی مرلین کبیر ایمان داریم }

به عنوان مثال عده ای معتقدند سنگهای بزرگی که در استون هینج وجود دارند را مرلین به آن ترتیب در آن مکان چیدهاست.عده ای دیگر معتقدند او از توانایی پیشگویی بر خوردار بوده است زیرابه سوی گذشته می زیسته است و به همین دلیل آینده را می دانست.

مرلین بیش از هر چیز دیگر به این دلیل مشهور است که معلم شاه آرتور بوده است.او آرتور را در دوران نوزادی مخفی نمود. شاعری به نام آلفرد تنیسون در شعری به نام چکامه پادشاه آن بخش ازداستان را به این ترتیب حکایت می کند :

آرتور متولد شد و به محض ورود به این جهان/در نزدیکی دری مخفی شد/به مرلین سپرده شد تا او را در مکانی دور دستنگه دارد/تا زمان مناسب آن برسد/زیرا فرمانروایان آن روز گاران سبع و وحشی/چونان فرمانروایان این دوران / خشن بودند و ددمنش و به یقین آن کودک راهم می دریدند / اگر کودک را می دیدند مثله اش می کردند / هر یک از فرمانروایان حکومت خود را می طلبید / بسیاری از آنان از اوتر نفرت داشتند/ پس مرلین کودک را با خود برد / او را به سر آنتون که شوالیه ای پیر بود سپرد / سر آنتون دوست قدیمی اوتر و همسرش / در کنار فرزند خود آرتور را پرورش دادند / احدی از اینموضوع مطلع نشد و از آن پس / فرمانروایان همچون حیوانات وحشی با هم جنگیده اند / جنگهایی که ویرانی این سرزمین را سبب گشته است !

سپس مرلین خود معلم و مشاور آرتور شد. او از هوش سرشار و نیز جادو های بیشمار خود استفاده کرد تا به پادشاه جوان درجنگ با دشمنان بریتانیا کمک کند.

آن گونه که در داستانها روایت شده است مرلین به بانوی دریاچه علاقه زیادی داشت اما بانوی در یاچه او را فریب دادتا ستونی جادویی از هوا ایجاد کند و سپس او از همین ستون هوا استفاده کردتا مرلین را برای همیشه در آن محبوس سازد.

۴‏ مرلین در راه رسیدن به آرزوهایش چه چیزی را از دست داد؟ ‏۳‏ نمره
زندگی مادی اش رو از دست داد و روحش برای همیشه در آن ستون جاویدان ماند . یعنی در واقع روح مرلین در این دنیا وجود داره و جسمش پس از سالها زندگی مث بقیه انسان ها فانی شد . همینطور میگن در جنگ هایی که در جبهه ی شاه آرتور با دشمنان بریتانیا میجنگیده جراحات قابل توجهی دیده و همونطور که می دونیم زخم گوشه ی چشمش همـ در اثر یکی از این جنگ ها بوجود اومده .

۵.‏ در حد یک پاراگراف،‏ احساستون رو در صورت مواجه شدن با مرلین بنویسید .۴‏ نمره.
با عرض پوزش از ریش هاش آویزان شده و مقداری از اون رو کنده و برای خودمـ نگه می دارم چون میگند که اجزای بدن مرلین مقدس بوده و به همین دلیل همـ هست که به آن قسمـ میخورند . بعد کمی با ایشون صحبت میکنمـ راز موفقیتشون رو میپرسمـ . و در مورد عصر حاضر دنیای جادو از ایشون سوال میکنم که ببینم با توجه به آینده بینیشون چه آینده ای رو برای جوونای ساحره و جادوگر این مملکت پیش بینی میکنن .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تارا در 1391/4/15 19:27:34
ویرایش شده توسط تارا در 1391/4/15 19:37:28
Only Raven


username امـ در پاتر مور :

HazelDawn14257
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 15 تیر 1391 19:17
نمایش جزئیات
آفلاین
در حد یک پاراگراف احساستون رو در صورت مواجه شدن با مرلین بنویسید‏(‏۴ نمره)‏↳‏
اگر این سوال رو ۶۰ سال پیش میپرسیدن میگفتم:‏"‏سرم رو بالا میگیرم،پاهام رو محکم میکنم و با تمام توان آماده ی مبارزه میشم و فریاد میزنم کروشیو‏."‏ اما حالا که بزرگتر و پخته تر شدم میگم:‏"با چشمام بهش خیره میشم،دستم رو دور عصام محکم میکنم،بهش میگم مراقب پشت سرت باش و بعد با طلسم بی کلام کروشیو رو اجرا میکنم‏"‏

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 14 تیر 1391 19:48
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلین در راه رسیدن به آرزوهاش چه چیزی رو از دست داد؟۳نمره
در نبرد افسانه ای مرلین با مورگان لی فای (دومین نبرد بزرگ تاریخ بعد از نبرد من و دامبلدور‏)‏ همسر مرلین توسط طلسم مورگان تا ابد در غاری که مورگان برای محبوس کردن مرلین در نظر گرفته بود زندانی شد و آن دو دیگر همدیگر را ندیدند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 1 تیر 1391 00:53
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه دوم تاریخ جادوگری

مکان:‏ کلاس تاریخ جادوگری
زمان:‏ وسط ظل گرما،‏ تابستون

بچه ها همگیبه صورتی کاملا مودب سر جاهاشون نشستن،‏ و به این فکر میکنن که آیا لرد وقتی که اومده بود درس دفاع در برابر جادوی سیاه رو درخواست کنه،‏ واسه تاریخ جادوگری هم درخواست داده بوده یا نه! این طرفی که میومد سومین معلمشون بود،‏ و اصلا نمیشناختنش که کیه!‏

بچه ها در حال بحث و گفتگو در مورد این استادشون بودند که:

شترق...

تمام بچه ها با حالت‏ به استاد جدیدشون نگاه میکنند،‏ در کسری از ثانیه متوجه قیافه خیلی آشنای استاد میشن و چند تاشون با خوشحالی فریاد میزنند:

-‏ رووووووووون! ‏

رون باصدایی گرفته و با لحنی مثل لحن کینگزلی در جوابشون میگه:

-‏ پرفسور ویزلی هستم،‏ فکر کنم آخرین استاد شما باشم و تا آخر ترم همراهتون باشم.‏ ‏

بچه ها با حالت ‏:tooken:سر جاشون برگشتن و فس شون خوابید.

رون یواش یواش به سمت صندلیش میره و به راحتی توش لم میده و شروع به حرف زدن میکنه:

-این جلسه قرار درباره ی گذشته ی جادوگران حرف بزنم،‏ این که چطوری شد جادوگران به اینجا رسیدند،‏ چه بلاهایی سرشون اومد،‏ ازچه زمانی مجبور به اختفا شدند و غیره و غیره و غیره...

رون در ذهنش:
-‏ خیلی از این عبارت خوشم میومد،‏ حال کردم! چه خوفناکم!‏

-‏ خوب میگفتم...

-‏ استاد اجازه؟ ‏

-‏ بگو عزیزم!‏

-‏ استاد ببخشید تکلیف های شما هم مثل بقیه استادا هستش؟ کلی باید رول بنویسیم و ‏...؟

-‏ نه عزیزم،‏ تکالیف رو آخر جلسه میبینی!
-‏ خوب میگفتم،امروز قراره ماجرای به قدرت رسیدن بزرگترین جادوگر تمام اعصار،‏ پدربزرگ جادوگری جهان،‏ کسی که هنوز کسی جرئت نکرده به خودش قسم بخوره و اکثرا به لوازم و وسایل جانبیش قسم میخورن! ایشون کسی نیست جز مرلین!‏

صدای ابراز احساسات دانش آموزان(‏‏)‏

-‏ آره میگفتم،تقریبا از هیچ یک از بخش های زندگی مرلین هیچ مدرکی در دست نیست!پس دوره کودکی،‏ نوجوانی و جوانیش رو که اکثرا میگن به بطالت میگذروند،‏ ول میکنیم،‏ و میرسیم به دوران هیجان انگیز میانسالی مرلین،‏ زمانی که از مرلین پرخور علاف شعبده باز بووووقی،‏ جادوگری ساخت که در تمام دوران ها ازش به نیکی یاد شد،میشه،‏ خواهد شد!‏

در زمانی بسیار دور در جزیره ای سرسبز و خوب که ساکنانش همگی از پوست حیوانات برای خودشون لباس میدوختند و سر و صورتشون رو با رنگ آبی رنگ میکردند،‏ چون معتقد بودند این کار شیاطین و جادوگران رو ازشون دور میکنه.‏ اما مرلین اهل این دوره نبود! ‏

دورانی قبلتر از زمانی که جادوگران رو شکنجه میدادند،‏ خیلی قبل،‏ فرزندی از مادرش بدنیا آمد،‏ ولی ما به کمی بعد تر از اون زمان،‏ دورانی که آن کودک برای خودش ‏
مردی ‏
شده ‏
بود ‏
احتیاج ‏
داریم.

در این دوران مرلین که خیلی از پرواز خوشش میومد،‏ و برای بدست آوردن این توانایی،‏ قدم در راهی نهاد که در آخر با وجود بدست آوردن قدرت های فراوان،‏ بزرگترین و ارزشمند ترین چیزی رو که در زندگیش داشت رو از دست داد.

مرلین برای پرواز کردن به صحراهای آفریقا رفت،‏ از جنگل های استوایی گذشت،‏ در سرزمین های یخبندان قطبی اتراق کرد،‏ ولی نتوانست هیچ ردی از آن را بیابد،‏ پس با نا امیدی هرچه تمامتر به شهر و دیارش برگشت...

زییییییینننننننننگگگگکگگگگ.

خوب بچه ها،‏ این قسمت اول زندگی مرلین،‏ بقیشم مال دفعه بعد.

اینم از تکالیفتون:

۱.‏ از نحوه تدریس استاد راضی هستید؟ ‏۳نمره

۲‏ فردی که در اول کلاس سوال پرسید که بود؟ ‏۲‏ نمره

۳‏ هرچه در مورد مرلین و کارها و افتخارات وی میدانید بنویسید.‏ ‏۱۸‏ نمره.

۴‏ مرلین در راه رسیدن به آرزوهایش چه چیزی را از دست داد؟ ‏۳‏ نمره

۵.‏ در حد یک پاراگراف،‏ احساستون رو در صورت مواجه شدن با مرلین بنویسید.۴‏ نمره.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی،‏ از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!‏

میجنگیم تا آخرین نفس!!‏
میجنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


تصویر تغییر اندازه داده شده


من در گذشته
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 خرداد 1391 12:06
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیاز جلسه اول کلاس تاریخ جادوگری

کورمک مک لاگن:‏ ‏۳+۳+۲+۱۴+۲‏ =‏۲۴


امتیاز گریفیندور:‏ ‏۱۲

جلسه دوم به زودی تدریس میشود.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدم قدم تا روشنایی،‏ از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!‏

میجنگیم تا آخرین نفس!!‏
میجنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


تصویر تغییر اندازه داده شده


من در گذشته
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 19:11
نمایش جزئیات
آفلاین
تکالیف:
1-به سوالات زیر پاسخ دهید :

الف- نام جادوگر سمت چپی تصویرچه بود و چند مورد از خصوصیات

ظاهری یا فعالیت های وی را بیان کنید ( 3نمره)

کریستوفر ار کن لند

با حالتی گولاخانه قیافه ای نه چندان زیبا ( نه که خیلی زشت )

عادت به پوشیدن ردایی سیا با کلاهی بلند و خمیده.

لاغر و استخوانی قدبلند و با موی همیشه پریشان

از خادمین مخصوص لرد ، سرپرست جنگل های البانی و تکه ای از

جنگل ممنوع که در انجا به فعالیت های غول ها نظارت میکرد.



ب- نام ساحره سمت راستی تصویر چه بود و چند مورد از خصوصیات


ظاهری یا فعالیت های وی را بیان کنید ( 3نمره)

ماریانا تورنادو

فعالیت : از بزرگان و روسای محفل و سالها در محفل خدمت کرده

ظاهر : با موی بلند ردای قهوه ای تیره موی جو گندمی و کلاهی از

نمونه کلاه مینروا مک گونگال به سر میگذاشت شنل بلند میپوشید و

عاشق کتاب بود.

ج- نام دختر این زوج چه بود؟ ( 2نمره)

النور ارکن لند
که سرپرست گروه ریونکلاو شد ارشد مدرسه در سال هفتم و

سرپرست در سال ششم

مدال نجات مدرسه( خدمات ویژه ) در زمان حمله برخی موجودات

شرور جنگل

شاگرد ممتاز سال دوم و سوم

کارگاه اعظم وزارتخانه

از ساحران سرشناس قرن اخیر

که بر حسب اتفاق در یکی از ماموریت ها توسط پنج پا یا اکرومانتیلا

یی به قتل رسید.

2-رول کوتاهی از نحوه آشنا شدن این زوج خوشبخت بنویسید (20 نمره)
قرار بود که محفل یک ماموریت سری برای جاسوسی در بین مرگخوار

ها بره که از قضا دختری به نام ماریانا که به اصرار خودش در این

ماموریت شرکت کرده هم وجود داشت . قرار بوده که محفل به کوچه

ناکترن بره و از اونجا اطلاعات بگیری و بعد بره به حومه خانه ریدل برای

کشیدن نقشه خانه ریدل تا موقع حمله حداقل از دیوار خارجی هم

اطلاع داشته باشند.ماموریت با موفقیت پیش میره اما در خانه ریدل

شخصی به نام کریستوفر ار کن لند در حال دیدن محوطه خارجی خانه

ریدل بوده که ناگهان چشمش به دختری که بیرون این محوطه است

می افتد . ( ماریانا با بیدقتی از محوطه حومه لحظه ای خارج میشه

برای همین در تیر رس قرار می گیره ) ان مرد یک دل نه صد دل عاشق

ان دختر میشه و وظایفشو فراموش میکنه و با زیرکی نگهبانارو رد

میکنه و به حومه خانه ریدل میشه یواش یواش جلو میره دستشو

جلوی دهن اون دختر میگذاره و اروم اروم میارتش یک گوشه ای ماریانا

هم با اینکه میدونسته اون مرگخواره اما خودشو راضی کرده که به اون

اعتماد کنه و همه ماجرا جاسوسی را میگه کریستوفر هم سریع برگه

در میاره که تمام جزیئات خانه ریدل روشه و همچنین اخرین نقشه لرد

رو مینویسه و بهش میده و سریع میره ماریانا گیج و سر گردونو و

عاشق اونجا میمونه چند دقیقه تحت تاثیر اتفاقات افتاده سر جاش

خشک میشه که با صدای پیام ذهنش ( راهی برای ارتباط بین محفل

_مخترع البوس دامبلدور ) از حالت خلسه بیرون میاد و به سمت

همیاراش میشه و این بود داستان اولین اشنایی خانم ماریانا و

کریستوفر که بعد از چندین ماموریت این دو باهم اشنا میشن و به

صورت زیر زمینی ازدواج میکنن البته دامبلدور میفهمه اما چند روز بعد

به جای اخراج مارایانا بهش تبریک میگه.

3-نام دانش آموز باهوش کلاس را با ذکر علت انتخاب خود بیان کنید؟ (2نمره)

مگی کلیر

نوه ی پنه لوپه کلیر ( که در سال هفتم ارشد رونکلاو بود و هری د سال

دوم او را شناخت و همچنین از کسانی که توسط باسیلیسک خشک

شد.




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شناسه جدید : کینگزلی شکلبوت
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 00:06
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه اول


از کلاس سر و صدای زیادی بلند بود . نیم ساعت از وقت کلاس می گذشت ولی از استاد الفیاس دوج مدرس تاریخ جادوگری خبری نبود و شاگردان از سر و کول هم بالا می رفتند.
چند دقیقه بعد مدیر ایگور به همراه یک بانوی متشخص و " های کلاس " وارد کلاس شد و رو به شاگردان کرد و فرمود : امروز استاد دوج به علت سفری ضروری که براشون پیش اومده نتونستن بیان و به جای خودشون پروفسور جینی ویزلی رو فرستادن که از اساتید برجسته دانشگاه ماگلی و جادوگرانی می باشد که لطف کردن و به مدرسه ما اومدن .
سپس رو به جینی کرد و گفت : پروفسور این شما واین هم شاگردان زرنگ آموزشگاه ما .
و سپس از کلاس بیرون رفت و در را بست .
پروفسور ویزلی که کیف سامسونت معروفش را در دست داشت به سمت جا استادی رفت و شاگردان با دهان باز استاد را مشایعت می کردند . کیفش را را روی میز گذاشت و سریع پروژکتور و لب تابش را که یار دیرینه اش بود از آن خارج کرد و روشن نمود . سپس رو به شاگردان با حالتی استادانه گفت : دختران و پسران من ، وقت تنگ است و باید سریع بود . هرچه سریع تر دفتر و خودکار خود را حاضر کنین و از عرایض بنده نت برداری کنید...
که یکی از شاگردان که عینک کلفتی بر چشم داشت از ردیف اول بلند شد و گفت : خ..خ..خانم ا..ا.. اجازه ... م..م..م..منظورتون همون پوستین و قلم پر خودمونه دیگه ، نه ؟؟
جینی که از هوش و استعداد شاگردش انگشت تحیر بر دهان نهاده بود فرمود : آری فرزندم. تو چقدر باهوش و ذکاوتی . اسمت چیست ؟
و آن شاگرد باهوش خود را معرفی کرد و با اشارت استاد بر جای خویش بنشست.
استاد بلند شد و با صدای ظریف و دلنشین درس را شروع کرد:
_ درس امروز ما در باره معرفی جادوگران و ساحره های تاثیر گذار در طول تاریخ جادوگرانی می باشد.
سپس بر روی پرده تصویری ظاهر شد .
شاگردان :

و جینی ادامه داد :
_ تصویری که می بینید مربوط به یک زوج جادوگره که در زمان خودشون از بهترینها بودند. جنگهای زیادی را رهبری کردند و خادم اربابان خود بودند. جادوگری که سمت چپ ایستاده و حالت گولاخانه ای گرفته و ردای سیاهی به تن داره سالهای سال مرگخوار بود و به لرد خدمت کرد و ساحره ایکه در سمت راست می بینید که نانچیکو در دست داده و در حال پرشه هم سالهای سال محفلی بود و به دامبلدور خدمت کرد. با اینکه هرکدوم از این دو نفر در جبهه مخالف هم بودن ولی بسوزه پدر عاشقی که این دو رو بهم رسوند و ثمره پیوندشون هم دختری بود که بعد از بزرگ شدنش جزو افتخارات هاگواترز شد و بعدها به وزارت سحر و جادو گماشته شد.
سپس برگه هایی را بین شاگردان پخش کرد و گفت : برگه هایی که دادم حاوی تکالیفی هست که برای جلسه بعد ازتون می خوام . البته از جلسه آینده پروفسور دوج در خدمتتون خواهد بود . فعلا بای
جینی وسایلش را در کیف جاسازی و بیرون رفت

تکالیف:
1-به سوالات زیر پاسخ دهید :
الف- نام جادوگر سمت چپی تصویرچه بود و چند مورد از خصوصیات ظاهری یا فعالیت های وی را بیان کنید ( 3نمره)
ب- نام ساحره سمت راستی تصویر چه بود و چند مورد از خصوصیات ظاهری یا فعالیت های وی را بیان کنید ( 3نمره)
ج- نام دختر این زوج چه بود؟ ( 2نمره)

2-رول کوتاهی از نحوه آشنا شدن این زوج خوشبخت بنویسید (20 نمره)

3-نام دانش آموز باهوش کلاس را با ذکر علت انتخاب خود بیان کنید؟ (2نمره)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جینی ویزلی در 1391/2/21 1:36:02
در اندرون دل خسته من ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست...

در زندگی مثل زودپز باش...هر وقت جوش آوردی در کمال آرامش سوت بزن!
پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 22:17
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور الفیاس دوج این ترم تدریس درس تاریخ جادوگری رو بر عهده دارند .

کلاس ها پنجشنبه ها تدریس خواهد شد طبق برنامه زیر :

( 21 اردیبهشت ،11 خرداد ،1 و 15 و 29 تیر ،12 و 26 مرداد )

امیدوارم کلاس خوب و جذابی رو داشته باشید.

موفق باشید
مدیریت هاگوارتز !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1391/2/14 22:19:29
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین