جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  103 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  116 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  244 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  160 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  191 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: جمعه 1 دی 1391 09:10
نمایش جزئیات
آفلاین
موضوع:دوئل دوستانه

آقای باود کنار رینگ دوئل بود و دوئل سالاز و گودریک رو نگاه میکرد و

گفت: کی میخواد با من دوئل دوستانه بکنه؟

کینگزلی شکلبوت گفت:من میتونم با شما تمرینی و اموزشی دوئل کنم.

آقای باود گفت:باشه تو محوطه ی مدرسه شب میبینمتون



کینگزلی شکلبوت وارد محوطه ی هاگوارتز شد همه جا را تاریکی بود کمی منتظر ماند انگار خبری از آقای باود نبود...

کمی گذشت کینگزلی شکلبوت

با خود گفت: نکنه نمیاد

ناگهان صدایی شنید که انگار در گوشش شخصی گفت: دارم میام ... کینگزلی شکلبوت به سرعت پشتش را نگاه کرد...کسی نبود!!

ناگهان از سمت جنگل ممنوعه شخصی در حال آمدن بود او آقای باود بود اما آن صدا که بود؟؟:worry:

کینگزلی شکلبوت گفت : آقای باود دیر کردین

آقای باود گفت: مگه نگفتم دارم میام؟

کینگزلی شکلبوت گفت : ولی شما...اون صدا ...چطوری؟

آقای باود دیگر حرفی نزد...بدون آنکه چوبدستیش را در بیاورد با دستش کینگزلی را نشانه گرفت و ناگهان از وسط بارانی اش طلسمی به سمت کینگزلی رفت!!!!!

کینگزلی شکلبوت که جاخورده بود گفت:چه جوری این کارو کردین؟؟

اما آقای باود دیگر حرفی نمیزد بار دیگر کینگیزلی را نشانه گرفت و این بار از آستین کتش پرتوی نوری به سمتش رفت!!!!!!!!!!!!!!

آنگاه بود که کینگیزلی توانست آن را منحرف کند و به شاخه ی درختی خورد...

این بار افسون بعدی از داخل دست باود بیرون رفت و دست باود کنده شد!!!

سپس دست دیگری جای آن را گرفت دستی که چوبدستی داشت...

کینگزلی شکلبوت که مات و مبهوت شده بود جارویش را با یک ورد ساده خواند و سوار آن شد و پرواز کرد...

ولی آقای باود نیازی به جارو نداشت او با اطلاعاتی که در زمینه ی جادو های ابری داشت به راحتی پرواز کرد...گویی از انتهای پاهایش بخار در می آمد...

کینگزلی به سمت برج نجوم رفت و باود هم به دنبالش...

باود یک افسونی اجرا کرد و کینگزلی از جارویش لغزید و افتاد ولی در لحظات آخر باود را بیهوش کرد و دو نفر سقوط کردند ...

یک دوئل دوستانه تبدیل شد به...

فردا تیتر پیام امروز این بود:

مرگ دامبلدور دوباره تداعی میشود...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/10/1 11:02:46
ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/10/1 11:03:56
ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/10/1 11:10:34
ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/10/1 13:23:48
آقای باود؟
خیلی خسته ام!!!
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 آذر 1391 21:20
نمایش جزئیات
آفلاین
پست دوئل بنده با سالازار اسلایترین



« واقعا اینکارو کردی گودریک؟ »

گودریک لبخندی زد و گفت: « آره! این یکی از تونل های مخفی هست که تو هاگوارتز گذاشتم! بیشتر هم هستن! »

رونا نیز شروع به خنده کرد در حالی با چشمان ابی خودش گودریک را نظاره می کرد. گیسوان خود را مقابل شانه هایش ریخته بود و گاهی انها را تکان می داد. از اینکه همراه گودریک قدم بزند بسیار لذت می برد. همراه گودریک به او خوش می گذشت.

گودریک و رونا در حاشیه های جنگل ممنوعه در حال قدم زدن بودند. این روز ها که کار های مدرسه روند خوبی پیدا کرده بود ، چهار بنیان گذار وقت ازاد بیشتری داشتند و می توانست کار های دیگری بکنند. هوای صاف و تمیز ، نسیم سرد زمستانی هر کس را به یاد پیاده روی های عاشقانه می انداخت. گودریک و رونا نیز این روز ها بسیار این کار را می کردند. حرف می زدند و خوشحال بودند.

در همین حوالی ها کسی با حسرت ان دو را نظاره می کرد. در لا به لای درختان تنومند جنگل ممنونه ، سالازار در حالی که از عصبانیت خونش به جوش امده بود ، گودریک و رونا را نظاره می کرد. دلش می خواست در همان لحظه یک طلسم مرگبار را نثار گودریک بکند و کار او تمام کند. دلش نمی خواست کنار رونا کسی باشد. کنار کسی وقتی به چشمانش نگاه می کرد ، ارزو می کرد این چشم ها بجز او به کسی نگاه نکنند.

دیگر تحملی برایش نمانده بود. چند روزی بود که همین طور گودریک و رونا را دنبال می کرد. نمی دانست چکار کند اما دیگر تحملش تمام شده بود. ازپشت درخت بیرون امد و چوبدستیش را بیرون اورد.

با صدای بلند داد زد: « کروشیو »

گودریک قبل از این که سالازار وردش را بخواند ، چوبدستیش را در آورد و یک حفاظ دور خود و رونا درست کرد. رونا چرخید و سالازار رو مقابلش دید و شکه شد. گودریک همینطور چوبدستیش را بالا و به سمت سالازار گرفته بود.

سالازار با خشم گفت: « گودریک گستاخ! دیگه حق نداری کنار رونا باشی وگرنه ... »

گودریک وسط حرفش پرید و گفت: « وگرنه چی سالازار؟ هان؟ چی؟ فک کردی می تونی با یه طلسم منو کنار بزنی؟ »

سالازار پوزخندی زد و گفت: « من اگه بخوام می تونم شکستت بدم گودریک! خودت هم خوب می دونی که قدرتم بیشتر از توئه! »

سالازار چوبدستیش که حالا پایین بود ، بالا اورد تا وردی را بخواند که ناگهان چوبدستیش همانند چوبدستی ، گودریک از دستش خارج شد. هر دو به سمت هلگا نگاه کردند که چوبدستی به دست به طرف انها می آمد.

هلگا با عصبانیت گفت: « این چه مسخره بازی ای هست؟ شما بنیان گذاران هستین! »

سالازار توجهی به حرف هلگا نکرد و به طرف رونا رفت و دورش چرخید و در گوشش گفت: « رونا دور و بر گودریک نچرخ! اون برای تو خیری نداره! »

گودریک با دستان خالیش یقه ی سالازار رو گرفت و او را از رونا جدا کرد و گفت: « ببین سالازار! دوست ندارم ببینم حتی به رونا نگاه می کنی! فهمیدی؟ »

هلگا با وردی عجیب ان را از هم جدا کرد و خودش میان ان دو ایستاد و گفت: « اگر مشکلی دارید ، طبق رسم ها دوئل کنید و مشکل خودتون رو حل کنید. خوب نیست بنیان گذاران اینطوری به جون هم بیفتن! »

سالازار پوزخندی دیگر زد و گفت: « عالیه! » رو به رونا کرد و گفت: « بهت نشون میدم این گودریک گستاخ لیاقت با تو بودن رو نداره! » و به طرف هاگوارتز رفت! »


زمان دوئل



سراسری عمومی که حالا در ان بجای میز های غذا خوری ، سکویی بزرگ قرار داشت ، فضای گرفته ای داشت. بعد از ظهر غم انگیزی بود و دل هر کسی رو می گرفت. سالازار در طرف از سکو روی صندلی جادوی که خودش پدیدار کرده بود ، نشسته بود و پای راستش را روی پای چپش گذاشته بود. یک پسر بچه ی رنگ پریده که مشنگ نیز بود در حال تمیز کردن کفش های سالازار بود.

در همین حین نوری به پسر بچه برخورد کرد و او غیب شد. سالازار به طرف منبع نور نگاه کرد. گودریک از در بزرگ سراسرا وارد شد. در حالی که از پله های سکو بالا می رفت ، گفت: « چند بار باید بگم مشنگ ها برای خدمتگذار جادوگر ها نیستن؟ »

سالازار از صندلی بلند شد. صندلی خیلی زود ناپدید شد. سالازار چوبدستیش را بیرون اورد و همینطور داشت به جلو قدم بر می داشت. بعد از چند قدم ایستاد و گفت: « نگران نباش! از این به بعد اینو نمیگی! » و چوبدستیش را بالا برد و گفت: « آواداکدورا »

نور سبز رنگی از چوبدستی سالازار بیرون امد اما بجای برخورد به گودریک به دیوار راهروی منتها به دروازه سراسرا برخورد کرد. سالازار کمی تعجب کرد اما بعد از اینکه صدای گودریک ا از پشت سرش شنید که می گفت: « استیوپیفای » خیلی زود سپر دفاعی برای خودش درست کرد.

دو نفر کل سراسرا را نورباران کرده بودند. یکی از یکی زرنگ تر بود و بعد از گذشت دو دقیقه کسی هنوز اسیب ندیده بود. در همین حین سالازار چوبدستی خود را به طرف دهن خود گرفت و دهنش را باز کرد. توپی اتیش از دهنش بیرون جهید و بزرگ و بزرگ تر شد تا اینکه اندازه یک سنگ یک تنی شد. سالازار چوبدستیش را تکانی داد و توپ اتیش به طرف گودریک روانه شد.

گودریک لبخندی زد و چوبدستیش را مقابل توپ اتیش گرفت و ناگهان توپ قبل از اینکه به او برخورد کند ، تغییر جهت داد و از کنار سالازار رد شد و به دیوار برخورد کرد. سالازار بسیار شکه شده بود. گودریک نزدیک تر امد و گفت: « فک کنم برنده دوئل مشخص شد سالازار! » و از سراسرا خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 آذر 1391 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

کینگزلی شکلبوت نوشته:
با درود

اقای باود
من میتونم با شما تمرینی و اموزشی دوئل کنم.
موضوع هم با شما.
داور هم الفیاس دوج.


پ.ن : باشه الفی، من منتظ امادگی پنه هستم.

باشه بنده آماده هستم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آقای باود؟
خیلی خسته ام!!!
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 آذر 1391 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
باشه کینگزلی، به پنه لوپه پیام بده که بیاد.

و آما دوئل دو ریونی عزیز!
بشابید دوستان برای جنگ برادر کشان!
زمان دوئل شما تا روز یک شنبه ی هفته ی آینده هستش.

و موضوع دوئل:
در یک پست، باید این موضوع رو دنبال بکنید:

یکی از گروه های هاگوارتز، به تالار ریونکلاو جاسوس فرستاده تا رابطه ی بچه های اونجا رو خراب کنه!
که در این بین حوادثی که اتفاق میفته و همینطور پایان ماجرا و شخص جاسوس اینا، همشون رو خودتون میتونید تعیین بکنید!

نکات مخصوص رول نویسی فراموشتون نشه!


موفق باشید و البته زنده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 آذر 1391 14:25
نمایش جزئیات
آفلاین
با درود

اقای باود
من میتونم با شما تمرینی و اموزشی دوئل کنم.
موضوع هم با شما.
داور هم الفیاس دوج.


پ.ن : باشه الفی، من منتظ امادگی پنه هستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ورودم به گريفيندور فقط يك دليل داره ؛
پـــــيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروزي

only Gryff


ما شیفتگان خدمتیم، نه تنشگان قدرت


مدتی نیستم، امتحانات بدجوری وقتمو مشغول کرده.
از همه بچه ها عذر میخوام.

اما...
بر می گردم؛

پرشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور و
بهتـــــــــــــــــر از همیــــــــشـــــــه
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 آذر 1391 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
زمان دوئل سالازار اسلیتیرین و گودریک گریفیندور از امروز ۳ شنبه، به مدت یک هفته میباشد.


کینگزلی جان، بعد از اینکه منه لوپه هم اعلام آمادگی کرد، روی مهلت و داوران توافق کنین، بقیه کارا با من.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 آذر 1391 00:07
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان فردی هست دوستانه دوئل کنه؟
یعنی تا حد مرگ نباشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آقای باود؟
خیلی خسته ام!!!
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: دوشنبه 27 آذر 1391 23:17
نمایش جزئیات
آفلاین
موضوع برای دوئل گریفیندور و اسلیترین :


- در زمان های قدیم ، بعد از ساخت هاگوارتز ، گریفیندور با رونا راونکلاو دوست میشه . در همین حال اسلیترین هم عاشق راونکلاو میشه . هلگا پیشنهاد میده که سر راونکلاو دوئلی انجام بدن و برنده با راونکلاو دوست بشه . این دوئل رو شرح بدید .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عضوی از طرفداران گلرت گریندلوالد
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: دوشنبه 27 آذر 1391 21:50
نمایش جزئیات
آفلاین
با درود

من شدیدا درخواست دوئل با پنه لوپه کلیر واتر را دارم.

داور را مشخص کنید.
موضوع را هم توافقی میذاریم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ورودم به گريفيندور فقط يك دليل داره ؛
پـــــيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروزي

only Gryff


ما شیفتگان خدمتیم، نه تنشگان قدرت


مدتی نیستم، امتحانات بدجوری وقتمو مشغول کرده.
از همه بچه ها عذر میخوام.

اما...
بر می گردم؛

پرشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور و
بهتـــــــــــــــــر از همیــــــــشـــــــه
پاسخ به: رینگ دوئل محفل
ارسال شده در: دوشنبه 27 آذر 1391 21:24
نمایش جزئیات
آفلاین

خب سالی جون موضوع رو بهتره داور ها بدن دیگه! ناظر محفل هم لطفا بیاد و زمان یک هفته رو اعلام کنه و اگه زحمتی نیست به عنوان مسئول دوئل به داور ها پیام بده! اگه نه که ما خودمون دست بکار بشیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده