جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  65 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  138 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  251 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  247 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  329 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  231 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: جمعه 6 دی 1392 23:33
نمایش جزئیات
آفلاین
6

نتیجه

تصویر تغییر اندازه داده شده



+


تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: چهارشنبه 4 دی 1392 20:33
نمایش جزئیات
آفلاین
بیب بیب بیب بیب بیب بیب...

-به وزارت سحر و جادو خوش آمدید !!!!!!!!!!!!!!!!

1 !

5 !

%$%^$%^#*_%$@#%@$%@%@#$

فـــــــــــــــــــــــــوت!!!! فوتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

6 6 6 6 6 6 !




-با تشکر از تماس شما!!!



____________________
به وزارت سحر و جادو خوش آمدید !

تلاش شما برای مکاتبه با واحد 1:
مورد قبول واقع نشد !

تلاش شما برای مکاتبه با واحد 5:
مورد قبول واقع نشد !

تلاش شما برای مکاتبه با واحد 6: (یکبار فشار بدی کافیه ! )
موفقیت آمیز

نتیجه:

تفریح شدیداً سالم


تصویر تغییر اندازه داده شده



با تشکر از صبر و تماس شما


فـــــــــــــــــــــــــــ>< ـــــــــــــــــــــوت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1392/10/4 20:40:55
دلیل: فــــــــــــــــوت!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/4 21:13:12
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1392/10/4 21:16:00
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/4 21:16:11
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1392/10/4 21:17:08
دلیل: فــــــــــــــــوت!
ویرایش شده توسط تام ریدل در 1392/10/4 21:18:48
دلیل: فــــــــــــــــوت!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1393/2/21 22:26:04
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: چهارشنبه 4 دی 1392 20:17
نمایش جزئیات
آفلاین
باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست / تو ساده چیز کاشتی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب چیزی بازم مردمو خط میزنی / باید تورو پیدا کنم تو با عله هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من میتونه خاموشت کنه / اون لحظه های آخر دهنتو پر از چیزت کنه

بیب بیب بیب بیب بیب بیب...

دل گیرم از این چیز ناخالص از این آزکابان بی عبور / وقتی به کلاه فکر میکنی حس میکنم از راه دور
آخر یه شب این دود و دمت سوی چشامو میبره/ بوی چیزت داره از پیرهنی (گونی ای ) که جا گذاشتی میپره

بیب بیب بیب بیب بیب بیب...

باید تو رو پیدا کنم هر روز چیزدوست تر نشی / راضی به با چیز بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه منوی مدیریتمو پرپر کنی / محکم بگیرم تنبانتو، قدرتمو باور کنی

بیب بیب بیب بیب بیب بیب...

پیدات کنم حتی اگه منوی مدیریتمو پرپر کنی / محکم بگیرم تنبانتو، قدرتمو باور کنی
باید تورو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست / تو ساده چیز کاشتی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تو رو پیدا کنم هر روز چیزدوست تر نشی / راضی به با چیز بودنت حتی از این کمتر نشی

ـــــــــــــــ
تصویر تغییر اندازه داده شده
به وزارت سحر و جادو خوش آمدید !
با تشکر از تماس و انتظار شما جهت برقراری ارتباط با اپراتور خاطر نشان می کنیم که اپراتور هم اکنون در اتاق فکر هستند و مشغول امتحان کتبی می باشند. لطفاً صبور باشید. مجدداً تاکید می کنیم:


جهت ارتباط با واحد استغفار و امور توبه کنندگان، عدد 1
جهت ارتباط با ارتش وزارتخانه، عدد 2
جهت گزارش ترور، عدد 3
جهت گزارش شهادت، عدد 4
جهت گزارش حمله و حوادث غیر مترقبه، عدد 5
جهت خرید تلفنی تفریحات سالم، عدد 6
جهت ارتباط با دفتر وزیر سحر و جادو، عدد 7
جهت درخواست شغل و استخدام، عدد 8
جهت ایجاد مزاحمت و انتشار کرم های معدی-روده ای، عدد 9

را شماره گیری نمایید.
جهت پاسخگویی به سوالات اپراتور مصنوعی با "بله و "خیر" کافیست کلید مربع را به نشانه بله و کلید ستاره را به نشانه خیر فشار دهید.

فشار دادن کلیدهایی با علائم نامعلوم یا بدون علامت، برابر با استفاده از پاسخ های خطرناک و ناموسی است و کلیه عواقب بعدی آن بر عهده خودتان خواهد بود. احتمال دارد اپراتور، باجه را مبدل به خانه ابدی تان کنند.

جهت اعزام به پایین و ورود به داخل وزارتخانه، ابتدا نیت کنید و در دل به جد و آباد وزیر بانو آمبریج درود بفرستید، وصیت نامه نوشته و آنرا داخل سکه گاه تلفن بیاندازید. سپس با بهره از سیمی که در کنار تلفن تعبیه شده، به طور کاملا مکانیکی به زیر زمین اعزام شوید. استفاده از سایر دالان ها، از جمله آپارات، پودر پرواز و ... تا اطلاع ثانوی ممنوع است و سرپیچی از این موضوع، موجب رو سفیدی خودتان خواهد شد.

در پایان یادآوری می کنیم که دکمه های تلفن طلا نیستند. لطفاً از گاز زدن و یا شخم زدن آنها خودداری نمایید.

با تشکر از صبر شما. اپراتور در راه است.

بیب بیب بیب بیب بیب بیب...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/4 20:22:19
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/4 20:29:23
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1393/2/21 22:31:49
No Country for Old Men


پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 14:28
نمایش جزئیات
آفلاین
لینی وارنر بی توجه به تابلوی "جناب وزیر جلسه دارند. لطفا مزاحم نشوید!" ی که روی درب دفتر وزیر نصب شده بود، در را باز کرد و طبق عادت خودش را کنار کشید تا مقادیر معتنابهی دود و طلسم و فحش از دفتر خارج شد و آخر از همه یکی دو نفری از مشاوران ارشد وزیر هم با جملاتی تشکر آمیز از قبیل "دشتت درشت آبژی! یه شاعته اینجا معطلیم یکی بیاد درو وا کنه ما بریم بیرون. اگه نرشیده بودی جفت کلیه هام سنگ شده بود ژون تو!" از دفتر خارج شدند.

سپس ماسک ف ی ل ت ر داری به صورت زده و با ورد لوموس وارد دفتر پر دود شد و پس از یک ساعت جستجو، وزیر را پیدا کرده و به زور کروشیو نوار حاوی پیام های ضبط شده ی باجه را برایش پخش کرد و وزیر نیز در پاسخ هر پیام طلسم شیفت دیلیت را اجرا کرد تا نوار به این پیام رسید:

نقل قول:
«بسیار خب. پیام میذاریم. اما علاوه بر پیام همچنان اینجا منتظر هم می مانیم. به اطلاعشون برسونید که فقط و فقط 3 ساعت مهلت دارند تا کلاه گروهبندی مدرسه هاگوارتز که دزدیدن رو پس بدن. به عنوان کلاه وزارتشون ازش استفاده کردن و از اون وقت تا حالا ما مجبور شدیم در هاگوارتز از روش شیر یا خط استفاده کنیم برای گروهبندی بچه ها. در نتیجه شیر که گریفیندور میشد، خط هم که مثل ماره، اسلیترین میشد. دو گروه ریون و هافل فلج شدن به دنبال این حرکت ایشون. همچنین بی زحمت تمام درهای وزارتخانه رو هم قفل کنن و دسته کلید رو هم با خودشون بیارن. توی جا کفشی دم در نذارن. تاکید کنید این رو. حتماً با خودشون بیارن کلیدهارو. ایشون به حکم بنده از وزارت سحر و جادو عزل شدن. از میان لیست جرائم مختلف ایشون میشه به فروش چیز و محصولات وابسته به چیز، افزایش روزهای تعطیل هفته، ایجاد پاپوش برای بانو دابز و تبعیدشون به جزایر دور دست، تغییر نام "جادوگران" به نام چیزبازان و غیره اشاره کرد. خاطر نشان می کنم که این آخرین اخطار من از شورای آسمانی و الهی زوپس هستش. من همینجا در باجه منتظرم تا ایشون تسلیم شده به من ملحق بشن با کلاه و دسته کلید. اگر حرفی هم دارن پیش از تسلیم شدن، من از طریق گوشی میشنوم. همینجا هستم تا سه ساعت. فقط 3 ساعت. اگر نیان عواقب کلیه مسائل بعدی بر عهده خودشونه... »


چرت وزیر اندکی پرید و گوش هایش تیز شد و پیام را برای بار دوم و سوم و انم بازپخش کرد تا بالاخره دوزاریش افتاد که این بابا، آمبریج است و خواست دوباره طلسم شیفت دیلیت را بزند که کروشیوی معاون باعث شد شونصد بار دیگر نوار را گوش کند و آن یکی دوزاریش هم بیفتد که این یک پیام تهدید است و باید پاسخی دندان شکن و درخور به این پیام داد. فلذا مورفین طلسم رکورد را اجرا کرد:

سلام دلو! بخور چلو! هویچ پلو! نیا جلو!

می بینم که شهامت و جرات بسیار به خرج دادی و پا در منطقه ی ممنوعه گذاشتی ای مدیر تحت تعقیب! ای وانتِد! ای اصحاب فتنه! ای سفارت یونان!

بنده همین الان دستور دادم آهنگ انتظار باجه تلفن رو به ترانه ی زیر تغییر بدن:

منو تهديد مي كني كه کلیدامو می گیری؟!
تا من ميام چیز بزنم، منوهاتو رو می کنی؟!
منو تهديد مي كني؟!

تو که منو دوسم نداشتي/پس چرا گالیونا رو برداشتی؟!

اگه من يه روز نباشم ملت از خماری می میره
يه روزي مي رم و اون روزه كه استخونات درد مي گيره
گريت ميگيره ئه ئه ئه ئه ئئئئئئئئئه!

تو که منو دوسم نداشتي/پس چرا رای ها رو برداشتی؟!

برو با کاسه و کوزه ت، اينجا یک مورفین نشسته
ديگه بر نگرد كه اينجا وزیر مقتدر نشسته
مقتدر نشسته ئه ئه ئه ئه ئئئئئئئئئه!

تو که منو دوسم نداشتي/بالاخره نگفتی اون 300 میلیونو چیکار کردی؟!


اما در جهت تنویر افکار عموم ملت غیورپرور لازم می دونم به برخی از شبهاتی که این فتنه گران در کوره ی آن می دمند پاسخ بدم:

1. در مورد کلاه گروه بندی: این کلاه کذایی رو از همون روز اول شورای آسمانی زوپس به سر بنده گذاشت و بنده همون موقع احساس خطر کردم و به همین خاطر کلاه وزارت رو پیش از کلاه مذکور به سرم چسباندم که اینجور شبهات پیش نیاید و پس از به قدرت رسیدن نیز وزارت را از لوث وجود هرگونه کلاه گروهبندی پاک کرده و همه شان را به قلعه هاگوارتز فرستادم که مدارکش هم در اطلاعیه ها و گاهنامه ها موجود است. پس بنده از این اتهام مبرّایم.

2. در مورد چیز و افزایش تعطیلات: چیز ستون وزارت است و رای حماسی مردم در روز انتخابات به همین گفتمان چیز رای داد و اگر قرار بود ملت با چیز مخالف باشند که الان جن خانگی وزیرتان بود! بنابراین اتهام مذکور تنها یک مساله را ثابت می کند و آن هم اینکه شورای زوپس قهرمان پیام سوم تیر را دریافت نکرده و این نشان از شکافی عمیق و خطرناک میان طبقات توده ی مردم و حاکمیت دارد و به نظر می رسد باید خانه تکانی اساسی در شورای زوپس صورت گیرد! همچنین افزایش تعطیلات خیلی خوب است و ملت اگر اهل کار باشند همان روزهای غیرتعطیل را کار می کنند و این یک طرح خنده دار و مضحکی است که شما قصد دارید 4 روز از تعطیلات رسمی کل سال کم کنید که مثلا بازدهی بالا برود و هدف شما چیزی جز مشغول کردن ملت و مجلس و خوراک دادن به رسانه ها و سرپوش گذاشتن بر مشکلات اصلی جامعه نیست.

3. در مورد سفر بانو دابز به جزایر بالاک: این یک عوام فریبی و پوپولیسم آشکار است و باید عرض کنم خدمتتان که این تلاش های مذبوحانه برای دلو تنبان نمی شود!
وزیر مردمی و چیزدوست منویش کجا بوده که بلیت یکطرفه صادر کند برای جزایر بالاک؟! عامل این جنایت را بایست در میان اصحاب منو و زوپس نشینان آسمانی جستجو کرد. لابد فردا هم می آیید از ترکیدن داف فیلم می گیرید و می گذارید روی چیزتیوب که رژیم چیز، داف را ترکاند! عجبا!

4. در مورد تغییرنام جادوگران هم باید عرض کنم که آفتاب آمد دلیل آفتاب و بر همگان واضح و مبرهن است که نام جادوگران هنوز بر تارک جامعه می درخشد و تنها تغییری که دولت ایجاد کرده اجرای طرح عظیم "برف میاد برف میاد" بود که مورد استقبال آحاد ملت چیزدوست قرار گرفت.

در پایان شما را نصیحت می کنم که دست از فتنه گری برداشته و به آغوش چیز و تابستان برگردید و احیانا اگر هنوز هم در باجه منتظرید، منو و گربه ی خود را انداخته و دست هایتان را بالا ببرید چون باجه توسط کاراگاهان وزارتخانه محاصره شده است و با دستگیری شما 753 گالیون به خزانه ی آزکابان ضرر وارد می شود که پس از محاسبه به مدت زمان بیگاری شما در پروژه ی ساخت و گسترش جاده های ترانزیت شرق کشور اضافه خواهد شد.

زنده باد تابستان!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 12:03
نمایش جزئیات
آفلاین
«عاقا من خیلی غلط کردم...پول نداشتم خب... خرابم به جون مورف ! فقط یه کم دیگه... اعه اعه اعه اییه »

پسرک جوانی که ردایش جذب بدن نحیفش شده بود این را در گوشی باجه تلفن گفت و به التماس ادامه داد. اما پاسخی جز صدای مصنوعی و از پیش آماده نشنید:

«متاسفانه وزیر گانت در دسترس نمی باشند. لطفاً پیام خود را بگذارید. »

پسرک چیز خور و وابسته به چیز چیز دوست با ترکیبی از حالات عصبانیت و ناراحتی مثل دوره کودکی خودمون، گوشی تلفن را محکم سر جایش گذاشت، به زبان های باستانی فحش داد و رفت که از باجه تلفن خارج شود اما با صدای قریژی درب باجه محکم قفل شد و صدای مصنوعی زنی طنین انداخت:

«بگویید با که بودید پسر جان؟ چرا فحش میدهید؟ آیا مگر نمی دانید من یک صدای مصنوعی از پیش ضبط شده هستم؟ آیا شما ناموس ندارید ؟ »

«خدمت رسانی نمیکنید به جوانان...منو وصل نمی کنید به وزیر... منم فحش میدم... خوب کردم اصنشم... درو باز کن میخوام برم...باز کن درو... »

«اول بگویید با که بودید؟ آن فحش رکیک به زبان عمه مرلین را به من دادید یا فرد دیگری؟ بگویید لطفا. جهت نسبت دادن به من کلید # را فشار دهید و در صورتی که با فرد دیگری بودید کلید * را فشار دهید... »

پسرک با بی حوصلگی هفت هشت بار پشت سر هم کلید ستاره را فشار داد. درب باز شد.

پسرک تن نحیفش را از میان درب نیمه باز باجه تلفن متروکه بیرون کشید و در حین خروج با ایمان کامل زبانش را به سمت تلفن بیرون آورد و زبان درازی نمود. درب نیمه باز با سرعت خیره کننده ای بسته شد و زبان لای درب رفت و از جا کنده شد و کف خیابان افتاد. گربه ای گشنه مجهز به یک تکه نان باگت رد می شد، زبان را دید، لای نون گذاشت و ساندویچ زبان زد به رگ !

در همین لحظه وزغی غول پیکر که لباسی صورتی رنگ بر تن داشت با اشاره ای پسرک بی زبون رو کنار راند و وارد باجه تلفن شد و درب را محکم پشت سرش بست. با اعتماد به نفس کامل یک شیشه عطر آب دهن الاغ را بر پیکر خوش فرمش خالی نمود. سپس با اشاره انگشتش گوشی تلفن از جا بلند شد و زیر گوشش قرار گرفت. سکه ای داخل تلفن انداخت و دکمه 7 را فشار داد...

« متاسفانه وزیر گانت در دسترس نمی باشند. لطفاً پیام خود را بگذارید. »
«لطفا در دسترس باشند. بانو آمبریج صحبت می کنند. »

بعد از چند ثانیه خلاء و پخش شدن اصوات فضایی صدایی به گوش رسید:

«لطفاً منتظر بمانید...»

در این حین آهنگ "انتخاب چیز" با صدای وزیر گانت به منظور موسیقی انتظار در گوشی تلفن پخش شد:

« درگیر تولید انبوه تو ام ، منو دوباره خواب کن...، دنیا اگه تنهات گذاشت ، تو منو انتخاب کن .....چیزت از انبار چیز من، انگار بی خبر نبود... حتی تو تزریقات من...چیزات بی اثر نبود... دن... دین... دیم... دین...وووییــــــــیژژ....بیب بیب بیب بیب
متاسفانه وزیر گانت در ضیافت توام با عبادت مرلینگاهی هستن و در اتاق فکرشان مزاحم نمی پذیرن. لطفاً پیام خود را بگذارید. »

«بسیار خب. پیام میذاریم. اما علاوه بر پیام همچنان اینجا منتظر هم می مانیم. به اطلاعشون برسونید که فقط و فقط 3 ساعت مهلت دارند تا کلاه گروهبندی مدرسه هاگوارتز که دزدیدن رو پس بدن. به عنوان کلاه وزارتشون ازش استفاده کردن و از اون وقت تا حالا ما مجبور شدیم در هاگوارتز از روش شیر یا خط استفاده کنیم برای گروهبندی بچه ها. در نتیجه شیر که گریفیندور میشد، خط هم که مثل ماره، اسلیترین میشد. دو گروه ریون و هافل فلج شدن به دنبال این حرکت ایشون. همچنین بی زحمت تمام درهای وزارتخانه رو هم قفل کنن و دسته کلید رو هم با خودشون بیارن. توی جا کفشی دم در نذارن. تاکید کنید این رو. حتماً با خودشون بیارن کلیدهارو. ایشون به حکم بنده از وزارت سحر و جادو عزل شدن. از میان لیست جرائم مختلف ایشون میشه به فروش چیز و محصولات وابسته به چیز، افزایش روزهای تعطیل هفته، ایجاد پاپوش برای بانو دابز و تبعیدشون به جزایر دور دست، تغییر نام "جادوگران" به نام چیزبازان و غیره اشاره کرد. خاطر نشان می کنم که این آخرین اخطار من از شورای آسمانی و الهی زوپس هستش. من همینجا در باجه منتظرم تا ایشون تسلیم شده به من ملحق بشن با کلاه و دسته کلید. اگر حرفی هم دارن پیش از تسلیم شدن، من از طریق گوشی میشنوم. همینجا هستم تا سه ساعت. فقط 3 ساعت. اگر نیان عواقب کلیه مسائل بعدی بر عهده خودشونه... »

«پیام شما با موفقیت دریافت شد.»

وزغی که آمبریج نام داشت گوشی را به حالت معلق و آویزان باقی گذاشت، کرکره های باجه تلفن متروکه را کشید، زیر هندوانه هایش مبلی نرم و کوچک ظاهر ساخت، گربه ای ملوس از داخل جیبش بیرون آورد و مشغول ناز کردنش شد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
No Country for Old Men


پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: یکشنبه 24 شهریور 1392 19:43
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
نه دیگه. ببین دیگه. نمیشه دیگه. بی تجربه ها باید سختی فراوان بکشن و در کوره ی آتش انواع اژدهاها کلی بسوزن و تاول بزنن و باتجربه بشن،بعدش اونوقت بیان که بهشون وقت داده بشه.

عزیزم من تو کوره سوختم اینم مدرکش..................
خواهشا بگذار تا دفتر حزب محفل ققنوس راراه بی اندازم.
دلمو نشکن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مراقب خودت باش.
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: یکشنبه 24 شهریور 1392 01:49
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

چارلی ویزلی نوشته:
|خواهش مورفین به بی تجربه ها هم وقت بدید.


نه دیگه. ببین دیگه. نمیشه دیگه.
بی تجربه ها باید سختی فراوان بکشن و در کوره ی آتش انواع اژدهاها کلی بسوزن و تاول بزنن و باتجربه بشن،بعدش اونوقت بیان که بهشون وقت داده بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: شنبه 23 شهریور 1392 21:44
نمایش جزئیات
آفلاین
|خواهش مورفین به بی تجربه ها هم وقت بدید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مراقب خودت باش.
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: شنبه 23 شهریور 1392 21:07
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

آنتونین دالاهوف نوشته:
استعفا نامه

فین فین خان، بنده از همین تریبون از سمت مشاور اعظمی استعفا میدم و چهار دست و پا میام در دهانت! تو به چه حقی چندین ماه منو طلسم فرمان کردی و مجبور کردی مشاورت باشم؟! آحاد ملت ساحره و جادوگر در جریان باشید که این منو اغفال کرد! این منو طلسم فرمان کرد! اونم در خواب! نامرد! معتاد! قاچاقچی! رای دزد!

در ضمن حقوق این چند ماه منو به حساب شماره !@#$%^&* بنده در شعبه خانه ریدل بانک گزینگوتز واریز کن!


مخالفت نامه

بینیم باو!
می بینم که با این بارتی کراوچ زیادی گشتی و مقاومت در برابر طلسم فرمان یاد گرفتی. انتظارشو نداشتم تا این حد مستعد یادگیری باشی. باریکلا، باریکلا! ولی خو الان میزنم ریست کارخانه ات می کنم که هر چی ازبر کردی یادت بره: بفراموشیوس!... ایمپریوس کارس از سر!

خب چاخانوف بابا!
خوبی؟... چه خبر؟... بیا مشاور شو!... این شماره حسابته؟... کارتشم داری؟... چه خوشگله، باریکلا!... رمزش چیه کوچولو؟


چارلی؛

نقل قول:
این حزب هیچ ربطی به محفل جان هرکی دوست داری قبول کن. اگه اسمش عوض کنم قبول میکنی.
محفل شاخدم


نه دیگه، نمیشه. چون تو هنوز بی تجربه ای چارلی جون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
ارسال شده در: شنبه 23 شهریور 1392 08:51
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
ناراحت نشو دیگه چارلی! بعدشم انجمن محفل ققنوس همون حزب محفل ققنوسه دیگه. دامبل پشمک قبلا ثبتش کرده، شرمنده!

این حزب هیچ ربطی به محفل جان هرکی دوست داری قبول کن. اگه اسمش عوض کنم قبول میکنی.
محفل شاخدم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مراقب خودت باش.