داش این یکیو از ما نخواه که جای ضعیفه جماعت شیم! ما رو چه به این گیس و گیس کشون زنونه!
جنتلمنانه:
شایسته نیست که در امور مربوط به بانوان محترم دخالت نماییم. شرایط یک بانو با شرایط آقایان متفاوت است و هرگز نمی توانیم رقت قلب و روحیه حساس ایشان را درک کرده، خود را به جای ایشان تصور نماییم.
با نظر ایلین جان موافقم.به نظرم لیلی خیلی بیرحم بود. واقعا حرفی که اسنیپ بهش زد بدتر از رفتار و حرفای پتونیا و جیمز بود؟ چرا رفتارای زشت جیمز رو که خودش بهش اعتراف کرد مثلا از سر تفریح به تحقیر دیگران میپرداخت رو نادیده گرفت؟چرا حرفای خواهرشو میبخشید وقتی حتی ازش عذر خواهی نکرده بود ولی یه حرف اسنیپ رو از رو عصبانیت بودن در شرایطی که غرور هر پسری رو خرد می کنه نبخشید اونم وقتی اونجوری مظلومانه ازش عذرخواهی کرد...به نظرم همش بهانه بود تا با سوروس به هم بزنه. بی اینکه اهمیت بده چه بلایی سر پسری میاره که همه پناهش لیلیه. من اگه جای لیلی بودم هیچ وقت جیمز رو به سوروس ترجیح نمیداد.یا اگه به هر دلیل می خواستم ترکش کنم اینجوری باهاش رفتار نمی کردم و بی رحمانه و بی مقدمه ولش نمیکردم. وقتی آدم همه زندگی یه نفره نسبت بهش تعهدی داره که باید انجامش بده. نه برا رسیدن به خواسته هاو عشق خودش پا بذاتره رو همه چیز اون شخص. اون هیچ تلاشی برا برگردوندن سوروس نکرد. واقعا اسنیپی که برا مرده زنی که ترکش کرده بوداز جون گذشت برا زندش این کارو نمیکرد؟
جای کی؟لــیـلی؟ چه جوری از من می خواین جای چنین کسی خودمو بذارم؟مطمئنم اگه من جای این بشر بودم در اولین فرصت خودمو به اتاق تسترالا معرفی می کردم...یعنی خودکشی می کردم تا جاش نباشم! و بعد از اینکه خودکشی کردم خودمو می ذارم جاش! کاری که در جایگاه این شخصیت انجام می دادم این بود که کمی جنبه امو می بردم بالا تا با یه حرف مثل بچه ننه ها قهر نکنم یا اگه واقعا قصد به هم زدن رابطه امو با کسی داشتم اینو رک و راست بهش می گفتم نه اینکه از یه مسئله پیش پاافتاده یه چیز بزرگ بسازم... تو می دونی به پسر بدبخت من چه ستمی کردی؟من نمی دونم رولینگ چه جوری اسم تو رو به عنوان یکی از مهربان ترین شخصیت های کتاب آورده بود...این برای من یه معمای حل نشدنیه! تو که می دونستی پسر من دچار کمبود محبته و منو باباش به جای توجه به اون همه اش تو سر هم می زنیم توام شاهکار مارو تکمیل کردی...بی رحم! و اینکه چه کاری نمی کردم مسلما هرگز با اون جیمز خودستای مردم آزار عینکی ازدواح نمی کردم... بی سلیقه! باید با سیوروس صحبت کنم...ظاهرا تو سلیقه هیچ شباهتی به مامانش نداره!
من اگر جای لوسیوس مالفوی بودم کلا با همه کاراش موافق بودم مثل خون اصیلش رفتار کرد!فقط کاش تو کتاب دوم وقتی فهمید دابی از خونه رفته بیرون می ذاشتت تو اجاق و می پختش تا دیگه نتونه بره به هری هشدار بده!
من اگر جای لوسی بودم عمرا از کارایی که کردم پشیمون میشدم!
من جاش بودم هیچوقت به پرو پای یه کارمند بی ارزش وزارت خونه مثل آرتور ویزلی نمی پیچیدم!
2_ ریگولوس بلک:
نقل قول:
من اگه جای لوسیوس بودم اول اینکه یه اسم درست و حسابی واسه تنها پسرم انتخاب میکردم؛دوم هم اینکه اصلا سراغ لرد نمیرفتم و با سیسی میشستیم خونه عین ادم بچه داریمونو میکردیم
3_ آلیس لانگ باتم:
نقل قول:
من اگه جای لوسیوس بودم هیچ وقت زیاد به آرتور گیر نمیدادم با ریگولوس بلکم موافقم اخه اون چه اسم مسخره ای بود که واسه بچش گزاشته بود آدم یاد خون آشامو و گورزیلا میفته در مورد وفاداریش به لرد و خون اصیلی خوب از خانوادش به ارث رسیده بود چیکار کنه در کل شخصیت متوسطی بود.
شخصیت دوم : لرد ولدمورت
1_ بیدل نقال:
نقل قول:
ولندش که لیلی پاتر را نمی کشتم! یا اگر هم کشتم، بچه اش را به عنوان دستیار با خودم می بردم (مثلا خیر سرمان، هری پاتر را همچون خودمان دیده بودیم که می خواستیم بکشیمش دیگر! فراموش نکنیم که ولدمورت، پیشگویی را به طور کامل نمی دانست و خبر نداشت که حتما یکی از این دو باید دیگری را به قتل برساند) و طوری تربیت می کردم که عبد و اجیر بنده باشد و هرگز به فکرش هم خطور نکند بر علیه ما کاری بکند.
دومین کاری که انجام نمی دادم، کشتار بی دلیل بود. لرد ولدمورت بنا بر نص کتاب فردی بسیار باهوش بود و افراد باهوش معمولا از عقل خود استفاده می کنند، نه زور... وقتی به جادوی سیاه تسلط داشته باشیم، با طلسم فرمان سردمداران بوقی را تحت فرمان خود در می آوریم و ملت نیز که به صورت عوام، گوسپندانی بیش نمی باشند تحت سلطه غیرمستقیم خود در می آوریم.
2_ مینروا مک گونگال :
نقل قول:
از همون اول عین آدم(!) بشینم سر درس و زندگیم,اخلاقمو درست کنم و به خون اصیل نبودنم اهمیت ندم,وقتی هم عین آدم بزرگ شدم و دوره کشتن مامان هری جان شد اونو نکشم بجاش ببرمش باغ وحش(بچشو),گرچه اونجا با یه ولدی دیگه روبرو می شدم و اون جای منو می گرفت,بعدشم که هری رفت سال پنجم و اون لرد جدیده که جامو گرفته گل کرد و اومد من رو بکشه با دو قلوها مار ها رو بندازم به جون وزغ صورتی پیر بعد برم لرد تقلبی رو بکشم.
3_ انیسا :
نقل قول:
من اگرجای ولدمورت بودم اول از همه اون دماغمو جراحی میکردم
4_ آیلین پرنس : نقل قول:
هر کاری ایشون ناپسند دیدن و انجام ندادن منم انجام نمیدم و هر کاری کردن بسیار پسندیده بوده و منم همون کارو خواهم کرد!
4_ پرفسور فیلیوس فلیت ویک:
نقل قول:
به جای هفت تا هفتاد تا جان پیج میساختم.
هر چه سریعتر دست از کشت و کشتار برمیداشتم.
5_ چوچانگ:
نقل قول:
اگر لرد سیاه بودم هیچ وقت اون طلسم مرگ اخر رو به زبون نمیوردم.....
خب، نظرسنجی رو من هماهنگ میکنم که تا امشب روی تاپیک گذاشته بشه. شخصیت بعدی پس از قرار گرفتن نظرسنجی به طور همزمان داده میشه.
مرسی از شرکتتون! فلیت ویک!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !
من اگه خدایِ ناکرده یه روزی جای ارباب مملکت بودم، هر چه سریعتر دست از کشت و کشتار برمیداشتم؛
به نظرم یک انسان باهوش و قدرتمند هیچ وقت برای بدست اوردن هدفش از زور استفاده نمیکنه، می تونست خیلی راحت با استفاده از هوش سرشارش توی هر کاری موفق بشه همونجوری که وزارتخانه رو کم کم بدست اورد ولی بعد خراب کرد....
یکی دیگه از کارایی که من اگر شصخ شصیخ ولدمورت بودم، حتما انجام میدادم این بود که به جای هفت تا هفتاد تا جان پیج میساختم ...
منم مثل شاعر فرهیخته مملکت، بیدل دهلوی! ، چهار تا کار رو همزمان گفتم.
----------------
انتظار استقبال بیشتری داشتم، اما شخصیت بعدی جمعه گذاشته میشه....
فیلیوس فلیت ویک
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !
تام ریدل؟ به چه جرئتی؟هان؟ من فقط یک نفرو می شناسم و اونم ارباب کبیر لرد ولدمورته. جای...جای ایشون باشم؟من؟ من هیچوقت چنین جسارتی نخواهم کرد!حالا چون دارین اصرار می کنین! در فرضی که جای لرد بودم هر کاری ایشون ناپسند دیدن و انجام ندادن منم انجام نمیدم و هر کاری کردن بسیار پسندیده بوده و منم همون کارو خواهم کرد!