الادوراوهلگا،که هردوجزءمرگخوارها بودن،میتونستن قبول کنن وکارهای محرمانه ی جادوی سیاه روانجام بدن ویااینکه منوروپاره میکنن ومیدن دانگ بخوره تصمیم باخودشونه اوناتصمیم گرفتن،به تالاربرگردن وکمی فکرکنن تاببینن چی میشه روصندلی هانشسته بودن ودرحال فکرکردن بودن که درتالاربه صدادراومد،اوملیندابودتازه واردتالار.داخل شد.ملینداگفت:
-سلام ننه هلگا.سلام الادورا
اونهاهم جواب سلامشودادن.
ملینداپرسید:
-چیزی شده؟مشکلی پیش اومده؟
چراتوفکرید؟الاگفت:
-نه چیزخاصی نیست.ملینداگفت:
-فک کنم یه چیزی روداریدازمن قایم میکنید.البته اگه دوست نداریدمیتونیدنگید من مجبورتون نمیکنم.
اونهامیخواستن این موضوع روپیش خودشون نگه دارن وبه کسی چیزی نگن ولی بعدالاازسیرتاپیازماجراروواسه ملینداتعریف کرد.ملینداکه میخواست بدونه الاوهلگاچیکارمیکنن؟آیاقبول میکنن یانه؟پرسید:
-قبول میکنین که منوروبدین دانگ پاره کنه وبخوره؟اگه من جای شمابودم این کار ونمیکردم چون من عاشق جادوی سیاه وکارهای محرمانشم،کاشکی یه روزبشه ومنم یه مرگخواربشم.الاگفت:
-فعلانمیدونیم که بایدچیکارکنیم؟
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
15 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[continious]] زیرزمین مخوف هافلپاف
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/05/20
آخرین ورود: یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 13:15
از: مد افتاد ساطور، الان تبرزین رو بورسه!
پستها:
572

هلگا با سوءظن به دلقک خیره شد.
-یه دلقک؟ یه دلقک شیطانی؟ یه دلقک شیطانی زیر تالار خصوصی گروه من؟ یه تالار معما زیر تالار خصوصی گروه من؟! هیچ معلومه اینجا چه خبره؟! سیاست های مدیریتی آلبوس غیر قابل تحمله! اون از آشپزخونه که منتقلش کرده زیر تالار ما و چله تابستون از کف تالار حرارته که میزنه بالا، اینم از این! معماری قلعه به هم ریخته اصن! من به وزیر سحر و جادو شکایت می کنم!
هلگا تمام پاراگراف بالا رو یه نفس جیغ زد و بعد دامن طلایی شو جمع کرد و با بیشترین سرعتی که پاهای چاقش اجازه می داد، پله ها رو برگشت بالا!
ایگنو و الا به حالت پوکرفیس به دانباله دامن هلگا نگاه کردن که خش خشی کرد و از دید خارج شد. بعد هر دو نیم متر پریدن بالا-هلگا دریچه رو کانه درِ تی هفتاد و دو کوبید و رفت.
دلقک که به شکل
در اومده بود اهم اهمی کرد.
-داشتم میگفتم اینجا تالار معمای هافلپافه...
الا چوبدستیش رو بین انگشت هاش چرخوند و تاب داد. با خونسردی حرف دلقک رو قطع کرد:
-بله بله، متوجه شدیم. در خور گروه باستانی هافلپاف بود که چنین تالار مرموزی داشته باشیم.
ولی آخه من میخوام بدونم، چرا یه دلقک؟!
میشد با یه چیز هیجان انگیز تر مثل یه باسیلیک همراه باشه...!
دلقک با حرص دماغ گرد و قرمزش رو زیر پا انداخت. کلاه گیسش رو با انگشت لاخ لاخ کند و روی زمین ریخت. لباس مستعارش رو هم در آورد و توی هوا معلق موند.
-ذلیل شین هر سه تاتون، اگه گذاشتن حرفمو بزنم!
بابا منم! پیوز!
ایگنوتیوس دستی به چونه باریکش کشید و گفت:
-از اول میدونستم یه ریگی به کفشت هست، روح مزاحم! خب حالا اینجا به چه درد می خوره؟
پیوز چند گلوله جوهری بالا انداخت و نیشخند شیطانی زد که تا ته دندون عقل سومش معلوم شد. ولی جوابی نداد. الا و ایگنو مدتی منتظر موندن ولی پیوز همچنان با شرمندگی نیشخند شیطانی میزد.
بالاخره الا گفت:
-خب چی پس؟ به چه دردی می خوره؟
پیوز شونه بالا انداخت.
-راستش خودمم مطمئن نیستم، ولی خب خیلی هیجان انگیزه که ما هم تالار اسرار داشته باشیم، درست مثل سالازار که تالار اسرار داشت!
این ننه هلگا اصن آدم ریسک پذیری نیست، فکر میکردم استقبال کنه!
الادورا منوی نظارتش رو از جیب رداش کشید بیرون.
-خب پس حالا که مطمئن نیستی این تالار قفل میشه و تا بیسچار ساعت آینده هم بایگانی میکنم میدم دانگ بخوردش!
پیوز با عجله منو رو از دست الا قاپید.
-نه نه اینکار رو نکن!
اممم...خب حالا که فکرش رو میکنم میبینم که شما دو تا که مرگخوارین، بقیه بچه ها هم که محفلی ان، میتونین اینجا رو اختصاص بدین به کارای محرمانه جادوی سیاهتون، خوبه؟
-یه دلقک؟ یه دلقک شیطانی؟ یه دلقک شیطانی زیر تالار خصوصی گروه من؟ یه تالار معما زیر تالار خصوصی گروه من؟! هیچ معلومه اینجا چه خبره؟! سیاست های مدیریتی آلبوس غیر قابل تحمله! اون از آشپزخونه که منتقلش کرده زیر تالار ما و چله تابستون از کف تالار حرارته که میزنه بالا، اینم از این! معماری قلعه به هم ریخته اصن! من به وزیر سحر و جادو شکایت می کنم!
هلگا تمام پاراگراف بالا رو یه نفس جیغ زد و بعد دامن طلایی شو جمع کرد و با بیشترین سرعتی که پاهای چاقش اجازه می داد، پله ها رو برگشت بالا!
ایگنو و الا به حالت پوکرفیس به دانباله دامن هلگا نگاه کردن که خش خشی کرد و از دید خارج شد. بعد هر دو نیم متر پریدن بالا-هلگا دریچه رو کانه درِ تی هفتاد و دو کوبید و رفت.
دلقک که به شکل
در اومده بود اهم اهمی کرد.-داشتم میگفتم اینجا تالار معمای هافلپافه...
الا چوبدستیش رو بین انگشت هاش چرخوند و تاب داد. با خونسردی حرف دلقک رو قطع کرد:
-بله بله، متوجه شدیم. در خور گروه باستانی هافلپاف بود که چنین تالار مرموزی داشته باشیم.
ولی آخه من میخوام بدونم، چرا یه دلقک؟!
میشد با یه چیز هیجان انگیز تر مثل یه باسیلیک همراه باشه...!دلقک با حرص دماغ گرد و قرمزش رو زیر پا انداخت. کلاه گیسش رو با انگشت لاخ لاخ کند و روی زمین ریخت. لباس مستعارش رو هم در آورد و توی هوا معلق موند.
-ذلیل شین هر سه تاتون، اگه گذاشتن حرفمو بزنم!
بابا منم! پیوز!ایگنوتیوس دستی به چونه باریکش کشید و گفت:
-از اول میدونستم یه ریگی به کفشت هست، روح مزاحم! خب حالا اینجا به چه درد می خوره؟
پیوز چند گلوله جوهری بالا انداخت و نیشخند شیطانی زد که تا ته دندون عقل سومش معلوم شد. ولی جوابی نداد. الا و ایگنو مدتی منتظر موندن ولی پیوز همچنان با شرمندگی نیشخند شیطانی میزد.
بالاخره الا گفت:
-خب چی پس؟ به چه دردی می خوره؟
پیوز شونه بالا انداخت.
-راستش خودمم مطمئن نیستم، ولی خب خیلی هیجان انگیزه که ما هم تالار اسرار داشته باشیم، درست مثل سالازار که تالار اسرار داشت!
این ننه هلگا اصن آدم ریسک پذیری نیست، فکر میکردم استقبال کنه!
الادورا منوی نظارتش رو از جیب رداش کشید بیرون.
-خب پس حالا که مطمئن نیستی این تالار قفل میشه و تا بیسچار ساعت آینده هم بایگانی میکنم میدم دانگ بخوردش!
پیوز با عجله منو رو از دست الا قاپید.
-نه نه اینکار رو نکن!
اممم...خب حالا که فکرش رو میکنم میبینم که شما دو تا که مرگخوارین، بقیه بچه ها هم که محفلی ان، میتونین اینجا رو اختصاص بدین به کارای محرمانه جادوی سیاهتون، خوبه؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/09
آخرین ورود: شنبه 14 تیر 1393 23:40
از: ته قلبم بهت میگم : دوست دارم
پستها:
52

سوژه :
ایگنوتیوس و الادورا و هلگا در اتاق بودند که ناگهان دیدند نامه ای بر روی میز ظاهر شد .
در آن نوشته شده بود : هرچه سریع تر به تحتانی ترین طبقه هاگوارتز بروید .آن ها کنجکاوانه به پایین ترین طبقه رفتند و ناگهان زمین دهان باز کرد و پله هایی مارپیچ به سمت درون زمین ظاهر شدند .آنها با احتیاط به پایین رفتند و بعد پله ها ناپدید شدند . ناگهان دلقکی ترسناک آمد و با صدایی شیطانی گفت:
به تالار معما خوش آمدید.
ایگنوتیوس و الادورا و هلگا در اتاق بودند که ناگهان دیدند نامه ای بر روی میز ظاهر شد .
در آن نوشته شده بود : هرچه سریع تر به تحتانی ترین طبقه هاگوارتز بروید .آن ها کنجکاوانه به پایین ترین طبقه رفتند و ناگهان زمین دهان باز کرد و پله هایی مارپیچ به سمت درون زمین ظاهر شدند .آنها با احتیاط به پایین رفتند و بعد پله ها ناپدید شدند . ناگهان دلقکی ترسناک آمد و با صدایی شیطانی گفت:
به تالار معما خوش آمدید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
I close my eyes, only for a moment and the moment's gone
All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/09
آخرین ورود: شنبه 14 تیر 1393 23:40
از: ته قلبم بهت میگم : دوست دارم
پستها:
52

محتوای این تاپیک داستان های ژانر وحشت یا ماجرایی-معمایی است ...
این جا تالار اسرار هافلپافیا است . جایی که اعضای کنکجاو هافلپاف به جست و جو برای اسرار مخفی هاگوارتز می پردازند و در حین کشف اسرار ها گرفتار موجودات عجیب میشوند و برای فرار باید معما های آن ها را حل کنند.
رول ها ادامه دار هستند . و شما میتوانید معما را برای نفر بعدی بگذارید تا حل کند و رول را ادامه دهد و ... .
این جا تالار اسرار هافلپافیا است . جایی که اعضای کنکجاو هافلپاف به جست و جو برای اسرار مخفی هاگوارتز می پردازند و در حین کشف اسرار ها گرفتار موجودات عجیب میشوند و برای فرار باید معما های آن ها را حل کنند.
رول ها ادامه دار هستند . و شما میتوانید معما را برای نفر بعدی بگذارید تا حل کند و رول را ادامه دهد و ... .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1393/8/21 3:46:21
ویرایش شده توسط پیوز در 1396/8/11 21:08:43
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1403/2/24 21:46:56
دلیل: حلال کن ویر زدم پستت رو. داشتم اسم تاپیک عوض میکردم.
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1403/2/24 21:47:28
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/22 23:46:25
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 17:11:47
ویرایش شده توسط پیوز در 1396/8/11 21:08:43
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1403/2/24 21:46:56
دلیل: حلال کن ویر زدم پستت رو. داشتم اسم تاپیک عوض میکردم.
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1403/2/24 21:47:28
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/3/22 23:46:25
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 17:11:47
I close my eyes, only for a moment and the moment's gone
All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


All my dreams pass before my eyes in curiosity
Just a drop of water in an endless sea
All we do crumbles to the ground, though we refuse to see
Don't hang on, nothing lasts forever but the earth and sky
It slips away and all your money won't another minute buy
Dust in the wind
All we are is dust in the wind
Everything is dust in the wind


نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
