شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
چوبدستی : 30 سانتی از درخت گردو با مویرگ اژدها و پرققنوس
جارو : آذرخش
سپرمدافع : اسب تکشاخ
سن : 22
شغل : پروفسور درس علوم تیزهوشان سرزمین جادوگری در هاگوارتز
ویژگی ظاهری و زندگی نامه کوتاه : من پاتریشیا تک دختر خاندان اصیل زاده وینتربورن که نسبت فامیلی دوری با خاندان ایگنوتوس پاورل و پاتر دارم. ساحره ای قدبلند و زیبا و جذاب هستم دارای چشمان سبز و موهای بلند طلایی و پوست سفیدی هستم.ازکودکی با خانواده ام(مادرم:میراندا پاورل و پدرم:تام وینتربورن)در دره ی گودریک زندگی میکردیم.از کودکی بسیار باهوش بودم و پدر و مادرم همیشه منو تشویق میکردند که جادوگری را هرچه زودتر یاد بگیرم.وقتی که برای تحصیل به هاگوارتز رفتم برخلاف دیگر اعضای خانواده ام که در گروه گریفندور بودند کلاه گروهبندی مرا به گروه راونکلاو فرستاد.همه ی استاد هایم مرا دوست داشتند.من از جادوی سیاه خوشم نمیاد و همیشه مخالف لرد سیاه بودم.من بعدار فارغ التحصیلی از هاگوارتز مدتی در وزارت مشغول به کار شدم ولی دوباره به هاگوارتز برگشتم و در رئیس گروه راونکلاو و پروفسور درسی در هاگوارتز شدم .من عاشق هاگوارتز و کارم هستم و در مبارزات علیه لردسیاه همراه همکارانم شرکت میکنم.همه ی شاگردان هاگوارتز مرا به خاطر اخلاق مهربان وسخت گیری هایم دوست دارند.من سعی میکنم همه ی شاگردانم رو باهوش به بار آورم تا فرد مفیدی بشوند و با بدی ها مبارزه کنند.من طرفدار هری پاتر هستم و به او کمک میکنم و حالا در هاگوارتز مشغول کار هستم ...............
تایید شد! منتظر باش تا مدیران دسترسی ایفای نقشت رو بدن خانم وینتربورن!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط mahsa در 1393/5/6 21:49:14 ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/5/6 22:32:15
نام : موراک مک دوگال گروه: هافلپاف مو: مشکی چشم : قهوه ای چوبدستی: پر ققنوس و مغز موی تکشاخ . 30 سانت . انعطاف پذیر ویژگی های ظاهری و اخلاقی : مهربان و دلسوز و در عین حال مغرور و کله شق ، کم و بیش نامنظم و حواس پرت ، عاشق هاگوارتز و بخصوص هم گروهی هایش ، قد بلند ، باهوش و خوشرو
نژاد : دورگه
اطلاعات کوتاه : موراک که معمولا دوستانش اورا موری صدا میزنند. یک هافلپافی واقعی. او در جنگ هاگوارتز و همچنین جنگ وزارتخانه نقش به سزایی را درکنار هری و دوستانش داشت و با ایده های کارسازش بسیاری از مرگ خواران،را از پا در آورد. اما در آینده به خواست خودش هیچ اسمی از او برده نشد. پس از اتمام دوران تحصیلی به شغل کارآگاهی علاقه مند شد و در مدتی طولانی دستیار هری جیمز پاتر بود.
دیگه بعد از ۴ تا پست خواهشا اینو قبول کنید دیگ خسته شدم
تایید شد! خسته نباشی! منتظر باش تا مدیران دسترسی ایفات رو بدن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/5/4 17:21:36
نام : موراک مک دوگال گروه: گریفندور مو: مشکی چشم : قهوه ای چوبدستی: پر ققنوس و مغز موی تکشاخ . 30 سانت . انعطاف پذیر ویژگی های ظاهری و اخلاقی : مهربان و دلسوز و در عین حال مغرور و کله شق ، کم و بیش نامنظم و حواس پرت ، عاشق هاگوارتز و بخصوص هم گروهی هایش ، قد بلند ، باهوش و خوشرو
نژاد : دورگه
اطلاعات کوتاه : موراک که معمولا دوستانش اورا موری صدا میزنند. یک گریفندوری واقعی. او در جنگ هاگوارتز و همچنین جنگ وزارتخانه نقش به سزایی را درکنار هری و دوستانش داشت و با ایده های کارسازش بسیاری از مرگ خواران،را از پا در آورد. اما در آینده به خواست خودش هیچ اسمی از او برده نشد. پس از اتمام دوران تحصیلی به شغل کارآگاهی علاقه مند شد و در مدتی طولانی دستیار هری جیمز پاتر بود.
گروهی که برای شما تعیین شده هافلپافه دوست من. تایید نشد!
sarapotter نوشته: نام:سو لی گروه:ریونکلاو ویژگی های ظاهری و اخلاقی:موهای بلند مشکی چشمای مشکی معمولا خیلی حرف میزنه!!تو درس معجون ها خیلی مهارت داره قدش 172 سانته به کوییدیچ خیلی خیلی زیاد علاقه داره و فکر میکنه که باید مدافع گروه باشه خیلی مهربونه و همین طور خیلی هم درس میخونه! چوب دستی:از جنس چوب نارونه 28 سانته انعطاف پذیریش کمه مغزش از جنس پر ققنوسه جارو:نیمبوس 2014 معرفی کوتاه:دورگه هستم!مادرم مشنگه !!تک فرزندم!!وقتی که برامون نامه اومد مادرم نذاشت که به اینجا بیام!!خیلی اصرار میکرد که من بمونم و به اینجا نیام!ولی پدرم برعکس!اون خیلی دوست داشت که من هرچه زودتر به اینجا بیام و موفق باشم!منم نمیدونستم که باید چی کار کنم.به همین دلیل هنوز هم بعضی اوقات به سرم میزنه که دیگه به هاگوارتز نیام!!چون وقتی اشکای مامانم رو میبینم از خودم متنفر میشم!! ولی قول میدم که هیچ وقت این کارو نکنم!چون این جا و دوستام رو خیییییلی دوست دارم!درباره گروهم فکر میکردم تو هافلپاف بیافتم یا توی گریفندور ولی توی راونکلاو افتادم!!شاید دلیلش اینه که من خیلی کتاب میخونم!!
نام:سو لی گروه:ریونکلاو ویژگی های ظاهری و اخلاقی:موهای بلند مشکی چشمای مشکی معمولا خیلی حرف میزنه!!تو درس معجون ها خیلی مهارت داره قدش 172 سانته به کوییدیچ خیلی خیلی زیاد علاقه داره و فکر میکنه که باید مدافع گروه باشه خیلی مهربونه و همین طور خیلی هم درس میخونه! چوب دستی:از جنس چوب نارونه 28 سانته انعطاف پذیریش کمه مغزش از جنس پر ققنوسه جارو:نیمبوس 2014 معرفی کوتاه:دورگه هستم!مادرم مشنگه !!تک فرزندم!!وقتی که برامون نامه اومد مادرم نذاشت که به اینجا بیام!!خیلی اصرار میکرد که من بمونم و به اینجا نیام!ولی پدرم برعکس!اون خیلی دوست داشت که من هرچه زودتر به اینجا بیام و موفق باشم!منم نمیدونستم که باید چی کار کنم.به همین دلیل هنوز هم بعضی اوقات به سرم میزنه که دیگه به هاگوارتز نیام!!چون وقتی اشکای مامانم رو میبینم از خودم متنفر میشم!! ولی قول میدم که هیچ وقت این کارو نکنم!چون این جا و دوستام رو خیییییلی دوست دارم!درباره گروهم فکر میکردم تو هافلپاف بیافتم یا توی گریفندور ولی توی راونکلاو افتادم!!شاید دلیلش اینه که من خیلی کتاب میخونم!!
تایید شد! منتظر باش تا مدیران دسترسی ایفاتو بدن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/5/3 16:08:47
چوبدستی: از شاخ تک شاخ ، پر ققنوس ، غیر قابل انعطاف و 20 سانتی متر
نژاد : اصیل زاده
جنسیت : مرد
پاترنوس : باسیلیسک
ویژگی های ظاهری : قیافه ای زیبا اما خشن ، نیمی از بدن انسان و نیمه پایینی اسب
معرفی : سانتور معروف به فایرنس در گله ی قنطورس ها در جنگل سیاه متولد شد و مانند همه ی کره سانتور ها کودکی را گذراند اما علت تفاوت او سایر کره ها این بود که فکر می کرد چرا باید سانتورا ها با جادوگر ها رابطه نداشته باشند ، چرا باید سانتور ها در جنگل ها باشند ، چرا سانتور ها نباید به مدرسه جادوگری بروند و ... سالها گذشت تا روزی جرج عده ای از بچه هارا که برای شرط بندی به جنگل امده بودند تا یک غول غار نشین گیر بیاورند و محاسباتشان اشتباه در آمده و غول به آنها حمله کرد نجات داد بعد از آن همه چیز تغییر کرد قنطورس ها جرج را به خاطر دخالت در کار انسان ها و پیشگویی ها از گله به طور فجیعی طرد شد اما او از این کار نه تنها ناراحت نشد بلکه با رضایت راه جنگل را در پیش گرفت بعد از مدتی با دامبلدور اشنا شد. این اشنایی تا لجظه ی مرگ دامبلدور ادامه یافت . سانتور با اینکه مرید ولدمرت و عاشق جادوی سیاه بود اما هیچوقت بر ضد دامبلدور حر کتی نکرد . دامبلدور در کتاب آخر خود به نام « بزرگی به انتخاب است نه اصل و نصب » از جرج به عنوان نمونه بارز یاد کرد.
توی معرفیت از اسم جرج بیش تر استفاده کردی تا فایرنز! تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/5/2 22:59:32 ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/5/2 23:03:10
درمیان برفها کناراتشی کم رمق نشسته وچشمانش رابسته بوددانه های سفید برف از اسمان به ارامی برروی اوفرود . گرگ بزرگ خاکستری رنگی خون الود درحالیکه یک پایش میلنگیدوازان خون برروی زمین برفی میریخت به ارامی قدم برمی داش بادیدن مرد دندانهای تیزش رابه نمایش گذاشت چشمان زردش پرازوخشونت وسهوت خون بودگرگ به سمت مردحرکت کردقصد داشت دندانهای تیزش رادرگردن این سانتور فروببرد به مردنزدیک شد مردهمچنان بدون حرکت نشسته بود گرگ قصد داشت که به اوحمله کند ناگهان مردچشمانش راگشودگرگ خشکش زدچشمان مردبرخلاف هرانسان دیگری رنگ زرد داشت درست همرنگ چشمان گرگ بود مرد برخاست شکار اوکیست به چه گناهی طعمه او میشود ارام وبی صدا به گرگ نزدیک میشود درچشمان او مینگرد گرگ خود میداند که باید تسلیم شود صدای شکارچی درون ذهنش می پیچد واین اخرین صداست برای او صدای گلوله وسکوت مرگ
التماس می کنم اینو رد نکنید تاحالا 500 بار نوشتم اما همش رد کردید اگر بری تولیست آریانارو پر نکردن التماس میکنم این یکی رو بپزیرید نام آریانا نام خوانوادگی :دامبلدور گروهم ندارم اگر داشتم گریفندور بود . نژاد :نیمه اصیل به داداشم رفتم. چوبدستی :فکر میکنم به من چوبدستی نداده باشن. علاقهمندی ها:لوس کردن خودم برای داداشام.(مخصوصا آلبوس) سن: مردم وگرنه پانصد ششصد سالی داشتم. شغل:اون زمانا بچه های به سن من کار نمی کردن. ویژگی های اخلاقی:مهربون تودل برو همه چی تموم خوشگل خوش لباس ال حق که خواهر آلبوس بودم وقتی اسم آبرفورت میاد که از شدت خجالت آب میشم میرم تو زمین. واقعا که خدا رحمتم کنه.
در ویرایش پست قبلی راهنماییتون کردم. تایید نشد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/5/2 16:19:12
نام:آرتور نام خانوادگی:ویزلی گروه:گریفیندور چوبدستی:چوب گردو و موی تک شاخ علاقه مندی ها:معجون سازی و مبارزه با جادوی سیاه و همینطور نشستن تو خونه و روزنامه خوندن سال:پروفسورا سن:60 سال شغل:بازنشستگی سو استفاده از ابزار مشنگی توضیحات کلی:خیلی جدیو حساسم خیلی باهوشو کارکنم اهل زندگیم مرد عملم و مثل فرد و جرج از لباس های (مولی) خوشم میاد
تایید شد آرتور! منتظر باش تا مدیران دسترسی ایفاتو بدن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/5/1 19:22:04
نام دامبلدور سمت در هاگوارتزمدریت نژاد نیمه اصیل چو ب دستی پر ققنوس همان چوبدستی که مرگ به اون برادره داده بود رنگ چشم آبی خیلی خوشرنگآلبوس پرسيوال والفريك برايان دامبلدور. مدیر مدرسه هاگوازتر. گروه: گريفيندور چوبدستي: چوبدستي ياس كبود سپر مدافع: ققنوس ويژگي هاي ظاهري: «مرد بلند قامت و لاغراندامی بودم از مو و ریش نقره فامم معلوم بود که خیلی پیر م ریش و مویم چنان بلند بود که می توانستم آن را در کمربندم جا دهم ردای بلندی به تن داشتم و شنل ارغوانیم روی زمین کشیده می شد. پوتین های پاشنه بلند و سگک داری به پا داشته چشم های آبی روشنم از پشت شیشه های نیم دایره ای عینک شفاف و درخشان بود. بینی ام آنچنان کشیده و کج بود که بنظر می رسید دست کم سه بار شکسته باشد.» افتخارات: من آلبوس دامبلدور نزدیک به 40 سال مدیر مدرسه هاگوارتز بوده ودوره ای که شامل هر دو تلاش ولده مورت برای تحت سلطه درآوردن دنیای جادوگری می شد. ازمن با عنوان بزرگترین جادوگر زمان یاد میشد و هنوز هم می شود به علاوه نشان مرلین درجه یک داره و عضو عالی کنفدراسیون بین المللی جادوگران و همچنین رئیس هیئت ویزنگاموت هستم علاقه منديهام:دوست دارم یک جفت جوراب پشمی گرم داشته باشم. آب نبات لیمویی، خوشه سوسک، شکلات داغ، مربای تمشک، نوشابه گازدار ترش. تواناييهام: • کیمیاگری تغییر شکل ذهن جویی اجرای افسون بدون چوبدستی نامرئی شدن بدون استفاده از یک شنل نامرئی • توانایی فرستادن پیغام با سپر مدافع ام که یک ققنوس است. • حرف زدن به زبان مردم زیر آب (ج.آ.26) و زبانی که هری آن را نمی فهمید (ش.د.26)؛ همچنین زبان جن ها (BLC) و مار زبان ها (ش.د.10، BLC) را می فهمم توضيحات: بسیاری من را بزرگترین جادوگر قرن حاضر خوانده اند. من بعد از شکست جادوگر سیاه گلرت گریندل والد در سال 1945، به اوج شهرت رسیدم من جادوگر مشهور همچنین موفق به کشف دوازده کاربرد خون اژدها شده و به اتفاق همکارم نیکلاس فلامل در زمینه علم کیمیاگری فعالیت های چشم گیری داشته ام.من پروفسور دامبلدور از موسیقی و بولینگ لذت می برم اینجانب آلبوس دامبلدور بزرگترین فرزند (از بین سه فرزند) کندرا (یک ساحره مشنگ زاده) و پرسیوال دامبلدور (یک جادوگر) بوده ام من در آخرین سال عمرم به هری نشان دادم که چطور به شکار جان پیچ ها برود و سرنخ هایی از یادگاران مرگ را برای هری و دوستانش به جا گذاشته تا خودشان راهشان را پیدا کنند. من هری را آنقدر خوب می شناختم که می دانستم– برخلاف خودم – برای مدت طولانی وسوسه یادگاران مرگ نمی شود. من جناب دامبلدور در ژوئن 1997 توسط سیوروس اسنیپ کشته شد ه و جسد م در یک آرامگاه سپید در محوطه هاگوارتز به خاک سپرده شده است.
نام: سدریک دیگوری گروه هاگوارتز : هافلپاف ویژگی ظاهری : خوش تیم ، خوش چهره ، قد بلند ، کمی لاغر و همیشه مرتب و دقیق. رنگ مو : قهوه ای رنگ چشم : خاکستری نژاد : اصیل زاده ویژگی اخلاقی : باهوش ، مهربان ، خوش رو و مودب. عاشق هاگوارتز و دوستانم. درسخون چوبدستی : مغز موی تکشاخ ، 30 سانت ، کمی انعطاف پذیر
معرفی کوتاه : حضور مؤثرش در سال چهارم هاگوارتز بود که همراه هری پاتر به عنوان منتخب هاگوارتز اسمش از جام آتش بیرون آمد.هرچند که هری رقیب متقلب او به شمار میرفت اما سدریک همیشه برای کمک به او تلاش میکرد چون افتخار هاگوارتز از معروفیت برنده شدن خودش برایش مهم تر بود. در پایان بازی آخر توسط لرد ولدمورت کشته شد و نامش برای همیشه در تاریخ هاگوارتز جاودان ماند.
متاسفانه این شخصیت قبلا گرفته شده. لطفا یه شخصیت آزاد رو از لیست انتخاب کن. تایید نشد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در 1393/4/31 16:53:55