
چیز ینی..
تــــــــــــــــدی!!

من منتظر بودم این جوجه پاتر بیاد بوقاشو بزنه ( چون من نسبت به گودزیلاها رحم و شفقت زیادی دارم!
) بعد من بیام بوقامو بزنم و خولاصع! دور هم یه مصاحبهی بوقی داشته باشیم. 
اصنم به خاطر پارهای کارهای شخصی ادیتور ِ جادوگرانو وا نکردم که یهو این کلمهها از کیبُردم بپره!

خالع!

اول از همه زود تند سریع اعتراف کن به اجازهی کدوم اُرگان ِ رسمی، مقام مسئول و سازمان بینالمللیای هروخ عشخت میکشه میشی تدی، هروخ تدی جواب نمیده از قدرتهای پنهان خالهوارت اِعمال قدرت میکنی رو من!؟
ها؟! ها؟! ها؟! 
دوم از همه چی شد که تدی؟! میدونی چون دلم میخواد چارتا سؤال آدمیزادی بپرسم که آیندگان فک نکنن ویولت بولدوزر فیلان. حتی اگه واقعاً ویولت بولدوزر فیلان!

اهم!
سوم!
خعلی مهمه!
ببین خالهجان! آدمی باید به کودک ِ درون ِ خود غذا دهد تا زنده بماند و سالم و سرحال همچی! بعد خاله من خعلی بت افتخار میکنم!
خعلی مایهی فخر و غرور مایی!
الگوی منی اصن تو زندگی!
( ویکی که نی این دور و ور؟
) ینی کلاً میخواسّم بدونم به کودک ِ درونت چی میدی ایقده بزنم به تخته چشمم کف پاش زنده و فعال و پویاس؟!

فصل بعدی گردش سوم کی میاد مادرسیریوسا؟!

منو بیشتر دوس داری یا کِرمات؟
کاش من کِرمِت بودم. :کلاهقرمزی( مصاحبهگر عزیز، خواسّی بفهمی سؤالا رو جیمز جواب داده یا تدی، از هیچجا دیگه نمیتونی بفهمی جز جواب ِ سؤالای من!
)هاااا.. بعد این!
چیجوریه که هروخ من میام بزنم تو سر جیمز، قدرت ِ مرلینی یهو گرگ میشی؟! :| اون جوجه پاترو بالاخره یکی باس لهش کنه یا نه؟! خانوم رولینگ فرمودن فقط! شبِ! ماه! کامل! بقیه شبا من مصونیت سیاسی دارم آخه ایهاالناس!
جواب این سؤال آخرو بدیا!

میرم ویزنگاموت از جیمز شکایت میکنم!

نمیدونم چرو از جیمز شکایت میکنم، به همون دلیلی که هروخ جیمز داره جیغ سرخپوستی میکشه تا به جای درس خوندن، حواستو بدی بش، میگی: «ویولت!! دارم درس میخونم!!» در اون مواقع من هیچ کاری نکردم که جیمز جیغ سرخپوستی بکشه!
من خعلی هم چیزم.. چی میگن؟ ویک؟ چی بود اون؟ هااااا ! فرهیختهم!
من بی نظیرم! 
بوس جان تو رو به ریشِت قسم این سؤالا رو بیار تو مصاحبهش!

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










