تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
45 کاربر(ها) آنلاین هستند (33 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
41
مهمانان
|
4
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
گریفیندور
اسلیترین
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
5 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/08/19
تولد نقش: 1393/08/20
آخرین ورود: یکشنبه 7 بهمن 1397 19:42
از: این شهر میرم..:)
پستها:
336

لطفا جایگزین شود.
نام شخصیت:روونا راونکلاو
گروه: راونکلاو
سپر مدافع:عقاب
جنسیت : مونث
نژاد، اصل و نسب: جادوگری اصیل و فرانسوی- خون آشام
زندگانی نامه: شواهد نشان دهنده این هستند که او، متولد دوره رنسانس فرانسه ست. تا پیش از تاسیس هاگوارتز، اطلاعات زیادی از زندگانی این بانوی باهوش در دست نیست. اما چیزی که واضح می باشد این است که او، موسس گروه ریونکلا در هاگواتز بوده و خون آشام است. به همین دلیل، هیچگاه پیر نمی شود.
وی در سال 1660 تا 1665 به کمک دوستان خوبش، گودریک گریفیندور، هلگا هافلپاف و سالازار اسلیترین هاگوارتز را تاسیس کرد.
از آنجا که هیچکدام از آن سه نفر منکر هوش و فراست ذاتی اش نمی شدند، رهبر و بنیان گزار گروه ریونکلا که مختص افراد باهوش است شد.
به دلیل علاقه بسیــار زیاد روونا به رنگ آبی و حیوان عقاب؛ آن دو را نماد این گروه قرار داد.
زندگی این خون آشام فرانسوی، مدتها در سایه می گذشت اما پس از پذیرفتن پیشنهاد گودریک گریفیندور برای تاسیس هاگوارتز، به میان مردم آمد و برای اینکه زندگی مشکوکی نداشته باشد، دختری به نام هلنا را به فرزند خواندگی پذیرفت و به همه گفت که هلنا فرزند اوست. البته، علاقه وی به هلنا کمتر از علاقه مادر به فرزند نبود.
پس از گذشت چند دهه، احساس کرد وقت آن فرا رسیده که وانمود کند مرده است، نباید شک مردم را بر می انگیخت. پس این کار را کرد!
پس از مرگ ساختگی او، مورخان در صدد نوشتن زندگینامه اش او برآمدند، از آنجا که از تاریخ تولد و دیگر جوانب زندگیش هیچ اطلاعاتی در دست نبود، خود دست به کار شدند. قسمت هایی که از زندگی این خون آشام در کتب بانوی مشنگ جی.کی.رولینگ آمده بیشتر از این قبیلند.
او، پس از قدرت گرفتن لرد ولدمورت آشکارا به او پیوست.
ویژگی های اخلاقی:روونا دختری ست باهوش،با فراست و عاقل.هیچ کدام از یاران او منکر شیطنت های ذاتی اش نمی شوند.با وجود اینکه بنیان گزار گروه راونکلاو است،بسیار حاضر جواب و بی پرواست. تشنه قدرت و شهرت است. برای رسیدن به اهداف خود، از انجام هیچ جنایتی فروگذار نمی کند.
جایگزین شد.
نام شخصیت:روونا راونکلاو
گروه: راونکلاو
سپر مدافع:عقاب
جنسیت : مونث
نژاد، اصل و نسب: جادوگری اصیل و فرانسوی- خون آشام
زندگانی نامه: شواهد نشان دهنده این هستند که او، متولد دوره رنسانس فرانسه ست. تا پیش از تاسیس هاگوارتز، اطلاعات زیادی از زندگانی این بانوی باهوش در دست نیست. اما چیزی که واضح می باشد این است که او، موسس گروه ریونکلا در هاگواتز بوده و خون آشام است. به همین دلیل، هیچگاه پیر نمی شود.
وی در سال 1660 تا 1665 به کمک دوستان خوبش، گودریک گریفیندور، هلگا هافلپاف و سالازار اسلیترین هاگوارتز را تاسیس کرد.
از آنجا که هیچکدام از آن سه نفر منکر هوش و فراست ذاتی اش نمی شدند، رهبر و بنیان گزار گروه ریونکلا که مختص افراد باهوش است شد.
به دلیل علاقه بسیــار زیاد روونا به رنگ آبی و حیوان عقاب؛ آن دو را نماد این گروه قرار داد.
زندگی این خون آشام فرانسوی، مدتها در سایه می گذشت اما پس از پذیرفتن پیشنهاد گودریک گریفیندور برای تاسیس هاگوارتز، به میان مردم آمد و برای اینکه زندگی مشکوکی نداشته باشد، دختری به نام هلنا را به فرزند خواندگی پذیرفت و به همه گفت که هلنا فرزند اوست. البته، علاقه وی به هلنا کمتر از علاقه مادر به فرزند نبود.
پس از گذشت چند دهه، احساس کرد وقت آن فرا رسیده که وانمود کند مرده است، نباید شک مردم را بر می انگیخت. پس این کار را کرد!
پس از مرگ ساختگی او، مورخان در صدد نوشتن زندگینامه اش او برآمدند، از آنجا که از تاریخ تولد و دیگر جوانب زندگیش هیچ اطلاعاتی در دست نبود، خود دست به کار شدند. قسمت هایی که از زندگی این خون آشام در کتب بانوی مشنگ جی.کی.رولینگ آمده بیشتر از این قبیلند.
او، پس از قدرت گرفتن لرد ولدمورت آشکارا به او پیوست.
ویژگی های اخلاقی:روونا دختری ست باهوش،با فراست و عاقل.هیچ کدام از یاران او منکر شیطنت های ذاتی اش نمی شوند.با وجود اینکه بنیان گزار گروه راونکلاو است،بسیار حاضر جواب و بی پرواست. تشنه قدرت و شهرت است. برای رسیدن به اهداف خود، از انجام هیچ جنایتی فروگذار نمی کند.
جایگزین شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روونا راونکلاو در 1393/10/25 19:39:42
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:23:48
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:23:48
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
Only Raven
I only wanted to have fun
learning to fly, learning to run :)
learning to fly, learning to run :)

{ بعد از هزاران سال.. حالا جاش روی سر صاحب اصلیش امنه.. }
ماگل
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت:
آخرین ورود:
پستها:
0
نام : آلتیدا
سن : 18
ظاهر : موهای طلایی بلند و مواج ، چشم های خاکستری-سبز ، صورت قلبی شکل و کشیده ، قد بلند و باریک.
اخلاق : خونگرم ، مهربان و صمیمی هستم . کمی زود عصبی می شوم . به دوستانم عشق می ورزم و از کسی متنفر نیستم . از آدم های دوروغ بدم می آید . چندان شجاع نیستم اما خیلی جسورم .
نژاد : جد اندر جد جادوگر مشنگ زاده بودیم . دو رگه فرانسوی - اسکاتلندی .
گروه :لاونکلاو
علایق : تجربه کردن ، هیجان ، دوستان صمیمی ، معجون سازی ، کوییدیچ .
توانایی ها : پرواز با چوب جارو ، معجون سازی و اختراع معجون های کاربردی ، راندن موتور ( ثمره مشنگ زاده بودنمه ) .
حیوان خانگی : یک جغد قهوه ای و حنایی به نام کارتل و یک گربه سفید .
شغل : معلم کوییدیچ کودکان در ویشی .
توضیح اضافه : ساحره ای که برای شستن تنش در چشمه خوشبختی داوطلب شده بود .
تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدی.
سن : 18
ظاهر : موهای طلایی بلند و مواج ، چشم های خاکستری-سبز ، صورت قلبی شکل و کشیده ، قد بلند و باریک.
اخلاق : خونگرم ، مهربان و صمیمی هستم . کمی زود عصبی می شوم . به دوستانم عشق می ورزم و از کسی متنفر نیستم . از آدم های دوروغ بدم می آید . چندان شجاع نیستم اما خیلی جسورم .
نژاد : جد اندر جد جادوگر مشنگ زاده بودیم . دو رگه فرانسوی - اسکاتلندی .
گروه :لاونکلاو
علایق : تجربه کردن ، هیجان ، دوستان صمیمی ، معجون سازی ، کوییدیچ .
توانایی ها : پرواز با چوب جارو ، معجون سازی و اختراع معجون های کاربردی ، راندن موتور ( ثمره مشنگ زاده بودنمه ) .
حیوان خانگی : یک جغد قهوه ای و حنایی به نام کارتل و یک گربه سفید .
شغل : معلم کوییدیچ کودکان در ویشی .
توضیح اضافه : ساحره ای که برای شستن تنش در چشمه خوشبختی داوطلب شده بود .
تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:32:13
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:34:07
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:36:17
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:42:46
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:34:07
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:36:17
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/29 14:42:46
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/07/12
تولد نقش: 1393/07/13
آخرین ورود: یکشنبه 20 تیر 1400 01:24
از: مودم مرگ من در زندگیست... چون رهم زین زندگی پایندگیست!
پستها:
1269

نام:رودولف لسترنج
گروه:اسلیترین
چوبدستی:چوب درخت جنگل ممنوعه 20سانتی متر غیرقابل انعطاف
زندگینامه:رودولف پسر یکی از سیاه ترین جادوگرها و خانواده های اصیل بود ولی مادرش قبل از به دنیا اومدن رودولف از پدرش جدا شده بود و بعد از 6 سال از به دنیا اومدن رودولف مادرش اون رو به خانواده پدریش تحویل داد.بعد از فارغ التحصیلی از هاگوارتز با بلاتریکس بلک که همدوره اون توی هاگوارتز بود ازدواج کرد و به مرگخواران ملحق شد.بعد از ناپدید شد لرد سیاه،رودولف به همراه بلاتریکس به دلیل مرگخوار بودن و اجرای طلسم شکنجه بر روی فرانک و آلیس لنگ باتم به آزکابان رفتند اما بعد از بازگشت لرد سیاه از آزکبان خارج شدن و به دارک لرد پیوستند. بعد از شرکت در جنگ هاگوارتز،خبری از رودولف پیدا نشد و بسیاری بر این گمان هستند که رودولف به یک کشور دور فرار کرده.
لطفا جایگزین بشه...
دلیل تغییر گروه ام هم به دلیل پرورش بیشتر نقش هست...
انجام شد..!
طبق ِ توافق شما تا بهار 94 اجازه تغییر گروه نخواهید داشت و در صورت لزوم، باید شناسه عوض کنید.
آرزوی اوقات خوبی رو در اسلیترین براتون دارم.
گروه:اسلیترین
چوبدستی:چوب درخت جنگل ممنوعه 20سانتی متر غیرقابل انعطاف
زندگینامه:رودولف پسر یکی از سیاه ترین جادوگرها و خانواده های اصیل بود ولی مادرش قبل از به دنیا اومدن رودولف از پدرش جدا شده بود و بعد از 6 سال از به دنیا اومدن رودولف مادرش اون رو به خانواده پدریش تحویل داد.بعد از فارغ التحصیلی از هاگوارتز با بلاتریکس بلک که همدوره اون توی هاگوارتز بود ازدواج کرد و به مرگخواران ملحق شد.بعد از ناپدید شد لرد سیاه،رودولف به همراه بلاتریکس به دلیل مرگخوار بودن و اجرای طلسم شکنجه بر روی فرانک و آلیس لنگ باتم به آزکابان رفتند اما بعد از بازگشت لرد سیاه از آزکبان خارج شدن و به دارک لرد پیوستند. بعد از شرکت در جنگ هاگوارتز،خبری از رودولف پیدا نشد و بسیاری بر این گمان هستند که رودولف به یک کشور دور فرار کرده.
لطفا جایگزین بشه...
دلیل تغییر گروه ام هم به دلیل پرورش بیشتر نقش هست...
انجام شد..!
طبق ِ توافق شما تا بهار 94 اجازه تغییر گروه نخواهید داشت و در صورت لزوم، باید شناسه عوض کنید.
آرزوی اوقات خوبی رو در اسلیترین براتون دارم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رودولف لسترنج در 1393/10/24 13:32:41
دلیل: خب دلیل رو نگفتم!
ویرایش شده توسط پرنس در 1393/10/24 19:02:22
دلیل: خب دلیل رو نگفتم!
ویرایش شده توسط پرنس در 1393/10/24 19:02:22
جزئیات کاربر

نام: فنریر گری بک (Fenrir Greyback)
جنسیت و توضیحات :( گرگینه مرگخوار) male
خصوصیات ظاهری :موهایی صاف و کم پشت چشمانی ابی سینه ای پر از مو دندان هایی زرد
خصوصیات اخلاقی :نامرد نالوتی سخت مزاج دمدمی مزاج خائن و خلاصه همه چی از نوع بدش
گروه: اسلیترین
چوب :موی بوزینه و چوب درخت موز
جارو : ندارد
پاترونوس :ترکیبی از عقاب و نهنگ :|
داستان :فنریر یک گرگینه به دنیا امد .در ابتدا با ولدمورت را نمیشناخت اما بعد از شکست اول لرد سیاه به خاطر تنفری که از خانواده ی پاتر داشت با کمک یکی از دوستان مرگ خوارش وارد ارتش سیاه و تاریکی شد و در نبرد هاگوارتز بسیاری از دشمنان ارباب را به هلاکت رساند .
اما بعد از ساعات طولانی نبرد سخت به دست هرمیون گرنجر دختر دورگه کشته و از بالای قلعه به پایین افتاد. جسد وی هیچ وقت پیدا نشد .
تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.
جنسیت و توضیحات :( گرگینه مرگخوار) male
خصوصیات ظاهری :موهایی صاف و کم پشت چشمانی ابی سینه ای پر از مو دندان هایی زرد
خصوصیات اخلاقی :نامرد نالوتی سخت مزاج دمدمی مزاج خائن و خلاصه همه چی از نوع بدش
گروه: اسلیترین
چوب :موی بوزینه و چوب درخت موز
جارو : ندارد
پاترونوس :ترکیبی از عقاب و نهنگ :|
داستان :فنریر یک گرگینه به دنیا امد .در ابتدا با ولدمورت را نمیشناخت اما بعد از شکست اول لرد سیاه به خاطر تنفری که از خانواده ی پاتر داشت با کمک یکی از دوستان مرگ خوارش وارد ارتش سیاه و تاریکی شد و در نبرد هاگوارتز بسیاری از دشمنان ارباب را به هلاکت رساند .
اما بعد از ساعات طولانی نبرد سخت به دست هرمیون گرنجر دختر دورگه کشته و از بالای قلعه به پایین افتاد. جسد وی هیچ وقت پیدا نشد .
تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/22 17:57:15

گرگینه تحت تعقیب

جزئیات کاربر

نام شخصيت : لونا لاوگود
گروه : راونکلاو
ویژگی های اخلاقی: او دختری مهربان ،زیبا ،شاد و عجیبیه .
ویژگی های ظاهری :لونا به طور غیر معمول زیبا، با موهایی بلند و طلایی، چشمانی نقرهفام و نگاهی خیره است.
چوبدستی :چوب درخت افرا با مغزی موی پریزادو پر عقاب
سپر مدافع :یوزپلنگ
معرفی شخصیت :لونا لاوگود دختر زنوفیلیوس لاوگود یکی از دانش آموزان مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز است که در گروه ریونکلا درس میخواند.لونا هم سن و سال جینی ویزلی است و نقش مهمی را در همراهی با هری و همکلاسیهایش برای رفتن به سازمان اسرار و جنگیدن، ایفا میکند.و در کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ برای یافتن جان پیچ ریونکلا به هری کمک شایانی می کند.مادرش ساحره ی کنجکاوی بود که دوست داشت همه ی جادوها و افسون ها را تجربه کند. ولی یک روز یکی از افسون ها را به طرز وحشتناکی اشتباه انجام میدهد. در نهایت لونا در 9 سالگی مادش را از دست میدهد. پدرش زینوفیلیوس لاوگود سردبیر مجله ی (طفره زن) بود و عقاید عجیب و غیر عادی بسیار خودش را در این مجله چاپ میکرد. او و لونا هر دو آدم های بسیار عجیبی بودند. لباس های عجیب میپوشیدند غذاهای عجیب می خوردند و سرسختانه بر عقاید غیرممکنشان پافشاری میکردند.سرانجام لونا با نویل لانگ باتم ازدواج می کند.
تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدید.
گروه : راونکلاو
ویژگی های اخلاقی: او دختری مهربان ،زیبا ،شاد و عجیبیه .
ویژگی های ظاهری :لونا به طور غیر معمول زیبا، با موهایی بلند و طلایی، چشمانی نقرهفام و نگاهی خیره است.
چوبدستی :چوب درخت افرا با مغزی موی پریزادو پر عقاب
سپر مدافع :یوزپلنگ
معرفی شخصیت :لونا لاوگود دختر زنوفیلیوس لاوگود یکی از دانش آموزان مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز است که در گروه ریونکلا درس میخواند.لونا هم سن و سال جینی ویزلی است و نقش مهمی را در همراهی با هری و همکلاسیهایش برای رفتن به سازمان اسرار و جنگیدن، ایفا میکند.و در کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ برای یافتن جان پیچ ریونکلا به هری کمک شایانی می کند.مادرش ساحره ی کنجکاوی بود که دوست داشت همه ی جادوها و افسون ها را تجربه کند. ولی یک روز یکی از افسون ها را به طرز وحشتناکی اشتباه انجام میدهد. در نهایت لونا در 9 سالگی مادش را از دست میدهد. پدرش زینوفیلیوس لاوگود سردبیر مجله ی (طفره زن) بود و عقاید عجیب و غیر عادی بسیار خودش را در این مجله چاپ میکرد. او و لونا هر دو آدم های بسیار عجیبی بودند. لباس های عجیب میپوشیدند غذاهای عجیب می خوردند و سرسختانه بر عقاید غیرممکنشان پافشاری میکردند.سرانجام لونا با نویل لانگ باتم ازدواج می کند.
تایید شد!
به ایفای نقش خوش اومدید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط tinatorki در 1393/10/18 17:12:31
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/18 17:42:10
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/18 17:42:10
نام: هری پاتر
گروه: گریفیندور
نژاد: دورگه
شغل: کارآگاه - عضو محفل ققنوس.
ویژگی های ظاهری:
چشم های سبز زمردی به رنگ چشم های مادرش، عینک به صورت دارد، مو های به هم ریخته ی سیاه، با زخمی روی پیشانی اش.
خانواده: پسر جیمز و لیلی پاتر، همسر جینی ویزلی، 3 بچه به اسم های جیمز سیریوس، آلبوس سوروس و لیلی لونا دارد.
مهارت ها: مهارت در اجرای پاترونوس، ماهر در درس دفاع در برابر جادوی سیاه.
جارو: آذرخش.
پاترونوس: گوزن شاخدار.
توضیحات کوتاه:
هری پاتر فرزند لیلی و جیمز پاتر در دره گودریک به دنیا آمد. وقتی بسیار کوچک بود پدر و مادر وی توسط بزرگ ترین جادوگر سیاه قرن، ولدمورت به قتل رسیدند. اما وقتی ولدمورت میخواست او را به قتل برساند قدرتش را از دست داد. او نزد عمو و خاله و پسر آن دو بزرگ شد و وقتی به سن 11 سالگی رسید به کمک هاگرید، شکاربان هاگوارتز و علیرغم مخالفت های خاله و عمویش به مدرسه ی هاگوارتز رفت و تا 4 سال مانع بازگشت ارباب تاریکی شد، اما در سال چهارم ولدمورت به کمک دوست قدیمی پدرش به قدرت رسید. او بعد از نجات از دست ولدمورت، عضو محفل ققنوس شد و با او و مرگخوارانش جنگید. او به کمک آلبوس دامبلدور توانست به وجود جان پیچ ها پی ببرد و توانست در طی 2 سال، با کمک دوستانش، رون و هرمیون و همین طور اعضای محفل ققنوس، جان پیچ هارا نابود کند و ولدمورت و مرگخوارانش را شکست دهد. وی بعد از شکست وی، چندی بعد با جینی ویزلی ازدواج کرد و به شغل کارآگاهی پرداخت.
شناسه ی قبلی
تایید شد!
گروه: گریفیندور
نژاد: دورگه
شغل: کارآگاه - عضو محفل ققنوس.
ویژگی های ظاهری:
چشم های سبز زمردی به رنگ چشم های مادرش، عینک به صورت دارد، مو های به هم ریخته ی سیاه، با زخمی روی پیشانی اش.
خانواده: پسر جیمز و لیلی پاتر، همسر جینی ویزلی، 3 بچه به اسم های جیمز سیریوس، آلبوس سوروس و لیلی لونا دارد.
مهارت ها: مهارت در اجرای پاترونوس، ماهر در درس دفاع در برابر جادوی سیاه.
جارو: آذرخش.
پاترونوس: گوزن شاخدار.
توضیحات کوتاه:
هری پاتر فرزند لیلی و جیمز پاتر در دره گودریک به دنیا آمد. وقتی بسیار کوچک بود پدر و مادر وی توسط بزرگ ترین جادوگر سیاه قرن، ولدمورت به قتل رسیدند. اما وقتی ولدمورت میخواست او را به قتل برساند قدرتش را از دست داد. او نزد عمو و خاله و پسر آن دو بزرگ شد و وقتی به سن 11 سالگی رسید به کمک هاگرید، شکاربان هاگوارتز و علیرغم مخالفت های خاله و عمویش به مدرسه ی هاگوارتز رفت و تا 4 سال مانع بازگشت ارباب تاریکی شد، اما در سال چهارم ولدمورت به کمک دوست قدیمی پدرش به قدرت رسید. او بعد از نجات از دست ولدمورت، عضو محفل ققنوس شد و با او و مرگخوارانش جنگید. او به کمک آلبوس دامبلدور توانست به وجود جان پیچ ها پی ببرد و توانست در طی 2 سال، با کمک دوستانش، رون و هرمیون و همین طور اعضای محفل ققنوس، جان پیچ هارا نابود کند و ولدمورت و مرگخوارانش را شکست دهد. وی بعد از شکست وی، چندی بعد با جینی ویزلی ازدواج کرد و به شغل کارآگاهی پرداخت.
شناسه ی قبلی
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/18 17:48:39
به یاد گیدیون پریوت!

قدم قدم تا روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!
برای عشق !!!!
برای گریفیندور .
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!
برای عشق !!!!
برای گریفیندور .

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/15
تولد نقش: 1393/04/16
آخرین ورود: یکشنبه 29 شهریور 1405 18:55
از: رنجی خسته ام که از آن من نیست!
پستها:
1125

لطفا جایگزین شود!
-----------------------------------------------
نام و نام خانوادگی:
رز زلر
گروه:
هافلپاف
پاترنوس:
سگ
چوب دستی:
چوب خاس و پر ققنوس
لقب :
زلزله ی هافلپاف
ویژگی ظاهری:
لاغر و قد بلند با موهای فر بلند تا کمر به رنگ قهوه ای
معرفی شخصیت:
رز متولد 22 نوامبر در خانواده ای به دنیا آمد که هردو جادوگرانی اصیل زاده بودند و نسبت دوری با خاندان بلک داشتند. او بچگی با جادو آشنا شد و از آن استفاده کرد.
او از همان بچگی به کتاب خواندن علاقه داشت و یکی از تفریحاتش خواندن کتاب های مختلف بود .
به سن یازده سالگی که رسید از مدرسه ی علوم و فنون جادوگری برایش جغدی آمد و او را به مدرسه دعوت کرد.
چند وقت بعد همراه خانوداه برای خرید وسایل مورد نیاز به کوچه ی دیاگون رفتند و رز برای ورود به هاگوارتز آماده شد.
پس از ورود به هاگوارتز به دلیل داشتن پشتکار زیاد و تلاش و کوشش به گروه زرین هاگوارتز؛هافلپاف پیوست.
در تالار هافلپاف یکی از آرزو های دوران کودکی اش که دیدن الادورا بود، به حقیقت پیوست.
او با زلزله هایش بارها سقف تالار عمومی و خصوصی هافلپاف را پایین آورده است.
رز مهاجم تیم هافلپاف است.
جایگزین شد.
-----------------------------------------------
نام و نام خانوادگی:
رز زلر
گروه:
هافلپاف
پاترنوس:
سگ
چوب دستی:
چوب خاس و پر ققنوس
لقب :
زلزله ی هافلپاف
ویژگی ظاهری:
لاغر و قد بلند با موهای فر بلند تا کمر به رنگ قهوه ای
معرفی شخصیت:
رز متولد 22 نوامبر در خانواده ای به دنیا آمد که هردو جادوگرانی اصیل زاده بودند و نسبت دوری با خاندان بلک داشتند. او بچگی با جادو آشنا شد و از آن استفاده کرد.
او از همان بچگی به کتاب خواندن علاقه داشت و یکی از تفریحاتش خواندن کتاب های مختلف بود .
به سن یازده سالگی که رسید از مدرسه ی علوم و فنون جادوگری برایش جغدی آمد و او را به مدرسه دعوت کرد.
چند وقت بعد همراه خانوداه برای خرید وسایل مورد نیاز به کوچه ی دیاگون رفتند و رز برای ورود به هاگوارتز آماده شد.
پس از ورود به هاگوارتز به دلیل داشتن پشتکار زیاد و تلاش و کوشش به گروه زرین هاگوارتز؛هافلپاف پیوست.
در تالار هافلپاف یکی از آرزو های دوران کودکی اش که دیدن الادورا بود، به حقیقت پیوست.
او با زلزله هایش بارها سقف تالار عمومی و خصوصی هافلپاف را پایین آورده است.
رز مهاجم تیم هافلپاف است.
جایگزین شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/17 20:19:54
ویرایش شده توسط پرنس در 1393/10/18 0:23:34
ویرایش شده توسط پرنس در 1393/10/18 0:23:34
جزئیات کاربر

درود
دامبلدور هستم! آلبوس پرسیوال ولفریک برایان دامبلدور. آخرین نواده ی خاندان دامبلدور.
داستان زندگی من، از سال ها پیش شروع شد. جایی که پرسیوال و کندرا دامبلدور که به تازگی به هم ازدواج کرده بودند، در یک دهکده ی جادویی به نام دره ی گودریک، اولین فرزندشون متولد شد.
از همون کودکی پدر و مادرم چیزهای عجیبی توی من دیدند. اون موقعی که توی 9 ماهگی اولین جادوی خودم رو انجام دادم و رنگ موهای پدرم رو عوض کردم.
بعد ها، یه خواهر و یه برادر به جمع خانواده ی دامبلدور ها اضافه شد. آریانا و آبرقورث، کسانی بودن که من دیوانه وار عاشقشون بودم. بهترین روزهای کودکی من در شیطنت های دو نفری با آبر خلاصه میشد.
بالاخره زمانش رسید که به هاگوارتز برم. هیچوقت یادم نمیره که برای رسیدن آخرین روز های سپتامبر لحظه شماری می کردم. دل توی دلم نبود که سوار قطار سکوی 9 و سه چهارم بشم و به سمت رویای کودکی ـم برم.
شاید در اولین لحظاتی که کلاه گروهبندی روی سرم قرار گرفت فریاد گریفیندورش تالار اصلی رو پر کرد و بعد هم صدای تشویق گریفیندوری هایی که کنار خودشون برام جا باز می کردند.
از اون زمان ها خیلی می گذره. الان من پیرمردی هستم، با ریش های سفید بلند که نشون میده به آخرین مراحل زندگی ـم نزدیک شدم. خیلی چیز ها در گذشته ی من بوده که براشون متأسف ـم و خواهم بود. از غرور احمقانه ای که در جوانی من رو گرفته بود. از حماقتم که باعث کشته شدن خواهر عزیزم شد. از رفاقت و ایده هایی که با یک جادوگر سیاه به نام گلرت گریندل والد داشتم و اشتباهات بزرگ و کوچکی که کردم.
اما حالا اینجام، تا در برابر ظلم و ستمی که جادوگری سیاه به نام لرد ولدمورت به راه انداخته بایستم. چند سالی میشه که محفل ققنوس رو تشکیل دادم و داریم تلاش می کنیم که جهان را از این لکه ی ننگ بشریت پاک کنیم. کسی که یک روزی شاگردم بوده و الان قصد جون ـش رو دارم.
معرفی نامه تون قرار داده شد.
دامبلدور هستم! آلبوس پرسیوال ولفریک برایان دامبلدور. آخرین نواده ی خاندان دامبلدور.
داستان زندگی من، از سال ها پیش شروع شد. جایی که پرسیوال و کندرا دامبلدور که به تازگی به هم ازدواج کرده بودند، در یک دهکده ی جادویی به نام دره ی گودریک، اولین فرزندشون متولد شد.
از همون کودکی پدر و مادرم چیزهای عجیبی توی من دیدند. اون موقعی که توی 9 ماهگی اولین جادوی خودم رو انجام دادم و رنگ موهای پدرم رو عوض کردم.
بعد ها، یه خواهر و یه برادر به جمع خانواده ی دامبلدور ها اضافه شد. آریانا و آبرقورث، کسانی بودن که من دیوانه وار عاشقشون بودم. بهترین روزهای کودکی من در شیطنت های دو نفری با آبر خلاصه میشد.
بالاخره زمانش رسید که به هاگوارتز برم. هیچوقت یادم نمیره که برای رسیدن آخرین روز های سپتامبر لحظه شماری می کردم. دل توی دلم نبود که سوار قطار سکوی 9 و سه چهارم بشم و به سمت رویای کودکی ـم برم.
شاید در اولین لحظاتی که کلاه گروهبندی روی سرم قرار گرفت فریاد گریفیندورش تالار اصلی رو پر کرد و بعد هم صدای تشویق گریفیندوری هایی که کنار خودشون برام جا باز می کردند.
از اون زمان ها خیلی می گذره. الان من پیرمردی هستم، با ریش های سفید بلند که نشون میده به آخرین مراحل زندگی ـم نزدیک شدم. خیلی چیز ها در گذشته ی من بوده که براشون متأسف ـم و خواهم بود. از غرور احمقانه ای که در جوانی من رو گرفته بود. از حماقتم که باعث کشته شدن خواهر عزیزم شد. از رفاقت و ایده هایی که با یک جادوگر سیاه به نام گلرت گریندل والد داشتم و اشتباهات بزرگ و کوچکی که کردم.
اما حالا اینجام، تا در برابر ظلم و ستمی که جادوگری سیاه به نام لرد ولدمورت به راه انداخته بایستم. چند سالی میشه که محفل ققنوس رو تشکیل دادم و داریم تلاش می کنیم که جهان را از این لکه ی ننگ بشریت پاک کنیم. کسی که یک روزی شاگردم بوده و الان قصد جون ـش رو دارم.
معرفی نامه تون قرار داده شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/16 22:31:57


موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...
جزئیات کاربر

نام:بندن(ادوارد بندن)
گروه:اسلیترین
خصوصیات ظاهری: قد 185 مو مشکی زخمی بالای پیشانی
چوبدستی: 35 سانت مغر ریشه قلب اژدهای اسکاتلندی
سپر مدافع: گرگ شمالی
لقب ها:پیک مرگ/black_assassin/کاپیتان ادوارد/Twin blades
توضیحات: ادوارد بندن در یک خانواده اصیلزده بدنیا امد. از طرز فکر و طرز زندگی خانواده اش متنفر بود کلاه گروهبندی اون رو در اسلیترین قرار داد.به علت تنفر از اصیل زاده ها دوستی نداشت از مدرسه متنفر بود. وقتی که 17 سالش شد تحصیل ناتمام گزاشت به یاغی ها پیوست در این میان با افرادی اشنا شد.عضو از گروه برادرهود(قاتلین) شد. بندن به یکی از قاتلین درجه یک تبدیل شد بهش لقب پیک مرگ دادن. در روستایی از طرف لاکهارت دعوت به مبارزه شد اما مبارزه تنها سه ثانیه طول کشید با اصلاح حافظه لاکهارت که فکر میکرد با خنده بندن شکست داده
ادوارد دارای کشتی به اسم Jackdaw است. همچنین با ذوب کردن شمشیر جن سازی شمشیر دوقلو و دو هیدن بلید مخصوص خودشو ساخت
ادوارد تا حالا تمایلی به مرگ خوارها و محفل نداشته
تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدی.
گروه:اسلیترین
خصوصیات ظاهری: قد 185 مو مشکی زخمی بالای پیشانی
چوبدستی: 35 سانت مغر ریشه قلب اژدهای اسکاتلندی
سپر مدافع: گرگ شمالی
لقب ها:پیک مرگ/black_assassin/کاپیتان ادوارد/Twin blades
توضیحات: ادوارد بندن در یک خانواده اصیلزده بدنیا امد. از طرز فکر و طرز زندگی خانواده اش متنفر بود کلاه گروهبندی اون رو در اسلیترین قرار داد.به علت تنفر از اصیل زاده ها دوستی نداشت از مدرسه متنفر بود. وقتی که 17 سالش شد تحصیل ناتمام گزاشت به یاغی ها پیوست در این میان با افرادی اشنا شد.عضو از گروه برادرهود(قاتلین) شد. بندن به یکی از قاتلین درجه یک تبدیل شد بهش لقب پیک مرگ دادن. در روستایی از طرف لاکهارت دعوت به مبارزه شد اما مبارزه تنها سه ثانیه طول کشید با اصلاح حافظه لاکهارت که فکر میکرد با خنده بندن شکست داده
ادوارد دارای کشتی به اسم Jackdaw است. همچنین با ذوب کردن شمشیر جن سازی شمشیر دوقلو و دو هیدن بلید مخصوص خودشو ساخت
ادوارد تا حالا تمایلی به مرگ خوارها و محفل نداشته
تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/16 18:26:39
Stay my blade from the flesh of the innocent. Hide in plain sight. Never compromise the Assassin Brotherhood. These are the tenents of the Creed. The principles I used to live by. I was a young man then. The Seven Year War was about to begin. I could not have imagined what the [img width=300]https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQNlHPpZYcyfNfhuBlPnSKlePgo0t_s_IIbsmj6aS6Ymsl-5lgJUQ[/img]future has in store for me... Nor the cost I would choose to bear...
نام: دومینیک ویزلی
نام مادر: فلور دلاکور
نام پدر: بیل ویزلی
جنسیت: مونث
پاترونوس: گرگ
گروه: گریفندور
نژاد: نیمه گرگینه - نیمه پریزاد
ویژگی های ظاهری:
دختری 3 ساله، موهای بلوند با رگه های قرمز که تا کمرش می رسد و چشمانی درشت و آبی که همیشه برق شیطنت در آن ها می درخشد.
توضیحات:
دومینیک ویزلی3 ساله، دختر کوچک بیل ویزلی و فلور دلاکور است.
زیبایی بی حد و اندازه اش را از مادرش و ژن گرگینه ای اش را از پدرش به ارث برده.
وی به خاطر ترکیب عجیب ژن هایش برخلاف دیگر گرگینه ها، هر وقت اراده کند می تواند تبدیل به گرگ شود و بالعکس.
تایید شد!
به زودی دسترسیتون داده میشه.
نام مادر: فلور دلاکور
نام پدر: بیل ویزلی
جنسیت: مونث
پاترونوس: گرگ
گروه: گریفندور
نژاد: نیمه گرگینه - نیمه پریزاد
ویژگی های ظاهری:
دختری 3 ساله، موهای بلوند با رگه های قرمز که تا کمرش می رسد و چشمانی درشت و آبی که همیشه برق شیطنت در آن ها می درخشد.
توضیحات:
دومینیک ویزلی3 ساله، دختر کوچک بیل ویزلی و فلور دلاکور است.
زیبایی بی حد و اندازه اش را از مادرش و ژن گرگینه ای اش را از پدرش به ارث برده.
وی به خاطر ترکیب عجیب ژن هایش برخلاف دیگر گرگینه ها، هر وقت اراده کند می تواند تبدیل به گرگ شود و بالعکس.
تایید شد!
به زودی دسترسیتون داده میشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط melika.m در 1393/10/14 21:50:14
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/14 21:54:11
ویرایش شده توسط سيريوس بلك در 1393/10/14 21:54:11
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج