آرتور ویزلی
از خانه ویزلی ها
- تولد نقش
- 1395/11/17
- آخرین ورود
- جمعه 25 شهریور 1401 14:20
- عضویت
- 1395/11/15
- پستها
- 633
جام آتش در سرسرای عمومی قرار داده شده بود و دانش آموزان تنها پنج روز فرصت داشتند تا اسم خود را داخل جام بندازن.
هری، رون و هرمیون هر کدوم اسم خودشون رو توی یه کاغذ جدا نوشتن و داخل جام آتش انداختن. تعداد کسانی که اسم های خود رو داخل جام انداخته بودن زیاد بود.
هری: به نظرتون اسم ما در میاد؟
رون: تعداد کسایی که اسماشونو داخل جام انداختن زیاده.
هرمیون: شک نداشته باشید که اسممون در میاد.
رون: هری که حتما اسمش در میاد. هرچی باشه اون یکی از قهرمانای مسابقه بوده.
هری: هی زیادی گندش نکن. خودت میدونی اونا همش تقصیر ولدمورت بود. از روی شانس برنده شدم.
سوزان: اوه بچه ها شما اینجایید. خیلی دنبالتون گشتم. ببینم اسمتونو داخل جام انداختین؟
هرمیون: بله.
سوزان: خوبه حالا دنبال من بیاید. بارفیو ازم خواسته تا شما رو پیشش ببرم. میگه مطلبی هست که می خواد در موردش باهاتون صحبت کنه.
هرمیون: یعنی اون چه کاری میتونه باهامون داشته باشه.
رون: شاید میخواد در مورد مسابقه و تقلب ...
هرمیون: هی ساکت. ممکنه کسی حرفاتو بشنوه.
رون: من که چیزی نگفتم!
سوزان: خب بچه ها بارفیو منتظرتونه. من دیگه باید برم.
هری: صبر کن ببینم اینجا کجاس؟
سوزان: فقط کافیه برین داخل تا همه چیز رو متوجه بشین...
هری، رون و هرمیون هر کدوم اسم خودشون رو توی یه کاغذ جدا نوشتن و داخل جام آتش انداختن. تعداد کسانی که اسم های خود رو داخل جام انداخته بودن زیاد بود.
هری: به نظرتون اسم ما در میاد؟
رون: تعداد کسایی که اسماشونو داخل جام انداختن زیاده.
هرمیون: شک نداشته باشید که اسممون در میاد.
رون: هری که حتما اسمش در میاد. هرچی باشه اون یکی از قهرمانای مسابقه بوده.
هری: هی زیادی گندش نکن. خودت میدونی اونا همش تقصیر ولدمورت بود. از روی شانس برنده شدم.
سوزان: اوه بچه ها شما اینجایید. خیلی دنبالتون گشتم. ببینم اسمتونو داخل جام انداختین؟
هرمیون: بله.
سوزان: خوبه حالا دنبال من بیاید. بارفیو ازم خواسته تا شما رو پیشش ببرم. میگه مطلبی هست که می خواد در موردش باهاتون صحبت کنه.
هرمیون: یعنی اون چه کاری میتونه باهامون داشته باشه.
رون: شاید میخواد در مورد مسابقه و تقلب ...
هرمیون: هی ساکت. ممکنه کسی حرفاتو بشنوه.
رون: من که چیزی نگفتم!
سوزان: خب بچه ها بارفیو منتظرتونه. من دیگه باید برم.
هری: صبر کن ببینم اینجا کجاس؟
سوزان: فقط کافیه برین داخل تا همه چیز رو متوجه بشین...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید
فرزند بیشتر، زندگی بهتر!





من میخوام کنار اژدهائه بشینم!




