هر صداي تيكي كه از ساعت قديمي بلند مي شد يك لحظه به شروع مسابقه نزديك تَر مي شدند.
هر لحظه كه نزديك مي شدند هيجان بالا تَر مي رفت و آستانه ي انتظار شركت كنندگان پايين تَر مي آمد.
و هر آستانه اي كه پايين مي آمد،سه نفر لفت د گيم!
پنج دقيقه به نيمه شب، زير سقف ستاره باران هاگوارتز، چشم همه از جمله دو ناظر ترگل ورگل به در سرسرا دوخته شده بود.
نَفَر آخر، لايتينا هنوز نرسيده بود و بدون او هم مسابقه شروع نمي شد.
رز و ليسا هر دو به روش خود به نذر براي رسيدن نفر سومشان مشغول بودند. رز قول مي داد كه ويبره ي كمتري رود و ليسا عهد مي كرد كه كمتر قهر كند.
- تيك!
عقربه ي كوچك ساعت روي دوازده ايستاد. دقيقا زماني كه غرغرهاي زيرلبي داشتند به اعتراض تبديل مي شدند، در سرسرا با همه ي سنگيني اش به سبك پانداي كنگ فر كار به كناري پرت شد.
جايي كه تا چند دقيقه ي پيش درب قرار داشت، دختري با موهاي بهم ريخته و هدفمون شكسته اي ايستادن بود كه فقط تلاش مي كرد باد نبردش.
- سردتونه؟
براي رز حداقل در آن لحظه نه سردي هوا مسئله بود و نه هدفمون شكسته ي هم تيمي اش، او به موقع آنجا بود و بلاخره هافلكلاو شروع مي شد.
رز با نگراني بسيار به جمعيت رو به رويش نگاه كرد. با نفس عميق و پس از بهم زدن ترتيب برگه هايش، پشت ميكروفون رفت تا رسما شروع را اعلام كند.
رفت. يعني قصد كرد كه برود ولي موجودي با هدفوني در گوش مانعش شد. يعني حتي وقتي هدفونش هم خراب بود يه جوري، شده با باقي مانده ي همان هدفمون خراب، بايد آهنگ گوش مي داد. آن هم حالا. آن هم روي جايگزين اختصاصي دامبلدور!
- لات...اهم...لات!
سطح هوشياري هم تيمي اش به قدري بود كه حتي به ضربه هاي پي در پي پاشه ي كفش ليسا هم جواب نمي داد.
- باش ما رو كه اومديم با كي هافلكلاو!
گرچه با كلي دعوا براي اين يه شب اجاره اش كرده بود ولي ترجيح داد بيخيال صندلي باحال و بزرگ رياست هاگوارتز شود و به بقيه ي مراحل بپردازد.
- سلام! اومدين خوش خيلي به دوره ي اين هافلكلاو. بگذرونين خوش اميد واريم...
-
ليسا بايد خودش دست به كار مي شد .رز و اين صحبت هاي نامفهومش هم فايده اي نداشتند. جلو رفت و پس از كوباندن پاشه ي كفشش در سر رز ، پشت ميكروفون قرار گرفت.
-
* تاپیک به مدت موقتی رزرو شده و نیو سوژه زده شده است. بعد از فعالیت، تاپیک به حالت اول باز خواهد گشت.
از این ساعت به بعد، فعالیت هافکلاو به طور رسمی آغاز شده و گروه ها میتوانند رقابت خود را آغاز کنند.
گروه ها:
گروه اول: جيسون ساموئلز و جسيكا ترینگ و پيوز( سوژه: پر مرغ توفان)
گروه دوم: ليسا تورپین و دورا ویلیامز ( سوژه: ریش دامبلدور)
گروه سوم: آدر کانلی و ليني وارنر و رز ویزلی( سوژه: آفت گیاهان و جانوران)
گروه چهارم: رز زلر و لايتینا فاست( سوژه: شاخه بید کتک زن)
گروه پنجم: داي لوولین و سوزان بونز ( سوژه: دنده تسترال)
گروه ششم: گيبن و نولا جانستون(شاخ تک شاخ)
گروه هفتم: آمليا فیتلوورت و كردليا گیفورت و رودولف لسترنج( سوژه: زهر نجینی)
گروه هشتم: ريتا اسکیتر و استوارت مک کینلی
سوژه هم از این قراره که هر گروه تصمیم به ساخت یک معجون دارن. این معجون یک ماده سخت داره و شما باید اون رو پیدا کنید.
برای جذاب تر شدن فعالیت، با توافق تمامی ناظرین ماده هایی انتخاب شده و هر گروه یکی از مواد رو برمیدارد و از طریق پیام شخصی به یکی از ناظرین اطلاع میدهد. این پست بعد از انتخاب هر گروه ویرایش میشود.
مواد:
شاخ تک شاخ(گرفته شد)
دنده تسترال (گرفته شد)
ریش دامبلدور (گرفته شد)
آفت گیاهان و جانوران(گرفته شد)
زهر نجینی(گرفته شد)
گوش برقك
پر مرغ توفان(گرفته شد)
شاخه ي بيد كتك زن (گرفته شد)
تمامی قوانین قبلا ذکر شده و پیروی نکردن از قوانین موجب کسر امتیاز میشود.
لیسا با حالت قهری از پشت میکروفون کنار رفت؛ رقابت آغاز شده بود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج











