مشخصا بله!
ولدمورت زمان زیادی رو برای ساخت هورکراکس هاش صرف کرده بود و قاعدتا نمی خواسته نابود بشن.
تا اونجایی که من متوجه شدم خانم رولینگ ،هم تو صفحه تویترشون و هم تو پاترمور در بلاره اینکه بوگارت ولدمورت جسدشه توضیح داده!
و از نظر من هم، ولدمورت از مرگ خودش والبته از عشق میترسیده!
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
به نظر شما ممکنه ولدمورت از چیزی بترسد؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/03/26
تولد نقش: 1396/05/08
آخرین ورود: یکشنبه 9 مهر 1396 15:54
از: این دنیا اخرین چیزی که برایم باقی می ماند،خودم هستم.
پستها:
229

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/04/11
تولد نقش: 1396/04/13
آخرین ورود: دوشنبه 23 مهر 1397 18:22
از: زیر سایه ارباب
پستها:
204

ولدمورت از مرگ میترسید
و عشق
میدونی...
آدم همیشه از ناشناخته ها میترسه....
و عشق
میدونی...
آدم همیشه از ناشناخته ها میترسه....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/06/25
تولد نقش: 1396/03/13
آخرین ورود: شنبه 14 خرداد 1401 10:21
از: پشت بوم محفل!
پستها:
503

جزئیات کاربر

لرد ولدمورت... از مرگ نمی ترسید! البته به نظر من. ولدمورت می تونست آدم خوبی باشه. به خوبی دامبلدور و هری... حالا شاید مدل اسنیپ وارش می شد و همه چیز رو زیر پوست رنگ پریده اش قایم می کرد.:دی ولی ولدمورت قلبش سوراخ شده بود! هرچیزی می رفت توی قلبش از همون سوراخ می ریخت بیرون... سوراخی که شاید سالهای سخت توی پرورشگاه توی دلش ایجاد کرد. سوراخی که شاید مادرش می تونست اون رو پرکنه ولی...
با این حال به نظر من ولدمورت از هیچ چیزی نمی ترسید. اون از مردن و ضعف نفرت داشت!
با این حال به نظر من ولدمورت از هیچ چیزی نمی ترسید. اون از مردن و ضعف نفرت داشت!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/04/29
آخرین ورود: جمعه 24 اردیبهشت 1395 16:42
از: (او) تا (او) با (او)...
پستها:
204

واضحه...مرگ
دوم:عشق
دوم:عشق
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
باسیلیسک سواران:باسیلیسک ها می ایند!
And if we should die tonight
Then we should all die together
Raise a glass of wine
... for the last time
Now I see fire
Inside the mountain
I see fire
Burning the trees
And I see fire
Hollowing souls
I see fire
Blood in the breeze
...And I hope that you remember me
Then we should all die together
Raise a glass of wine
... for the last time
Now I see fire
Inside the mountain
I see fire
Burning the trees
And I see fire
Hollowing souls
I see fire
Blood in the breeze
...And I hope that you remember me
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

خب جواب این سوال به نظر من خیلی واضحه توی کتاب ها همیشه به این مورد اشاره شده بود. بزرگترین ترس ولدمورت مرگ هستش. لرد ولدمورت همیشه به نوعی در حال پیوند زدن خودش با زندگی بود. هوراکسس ها مثال خوبیه. برای این که نمیره روح خودش رو تکه تکه کرد. برای این که اون پیشویی به حقیقت نپیونده به یه بچه 1 ساله حمله کرد. به نظرم لرد ولدمورت به خاطر این که دامبلدور از اون قوی تر بود از رویارویی باهش نمی ترسید. چون دامبلدور لرد رو از بچگیش به خوبی می شناخت و بیشتر راز هایی که از مرگخوار هاش رو پنهان کرده بود رو می دونست بنابراین میشه همون نتیجه گیری پست قبل رو کرد لرد از مرگ و گذشته اش می ترسید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.


the hunger game | 2012 | Gary Ross


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/05/25
تولد نقش: 1396/09/06
آخرین ورود: دوشنبه 21 دی 1394 18:45
از: آسمون
پستها:
14

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/01/11
آخرین ورود: سهشنبه 31 شهریور 1394 17:11
از: تهران ، در زرده ، زنگ وسط از بالا
پستها:
10

مرگ !!!
نه قصد توهین نداشتم منظورم اینه ک از مرگ میترسید
کویین رولینگ فرموده اند بوگارتش جسد خودش بود....
و در فصل یادم نیست چندم کتاب محفل ققنوس از دامبلدور به عنوان "تنها کسی که از او می ترسید"
یاد شده بود...
و به اضافه... اگر بخوایم از دید روانشناسی به قضیه نگاه کنیم...یک جورهایی لرد از رو به رو شدن با خود واقعیش هم می ترسید...
اسمش.....چهره ش ... همه چیش رو تغییر داد و حتی وقتی راپونزل مذکرمون
تام صداش می کرد عصبانی می شد ...
خودش دورگه بود...پدرش مشنگ بود...اما کمپین علیه مشنگ ها و کسانی که اصیل نیستن راه انداخته بود...
یه جورایی انگار داشت از خودش...از گذشته ش فرار می کرد ...
هیچوقت تو زندگیش با هیچ عادمی کنار نیومد و این دلیلش میتونه این باشه که با خودش کنار نیومده بود ...
تا وقتی انسان نترسه نمیتونه شجاع باشه...شجاعت این نیست که از چیزی نترسی اینه ک با ترسات روبرو شی...
ولدمورت ترس هایی داشت...اما قوی بود ...
نه قصد توهین نداشتم منظورم اینه ک از مرگ میترسید
کویین رولینگ فرموده اند بوگارتش جسد خودش بود....
و در فصل یادم نیست چندم کتاب محفل ققنوس از دامبلدور به عنوان "تنها کسی که از او می ترسید"
یاد شده بود...
و به اضافه... اگر بخوایم از دید روانشناسی به قضیه نگاه کنیم...یک جورهایی لرد از رو به رو شدن با خود واقعیش هم می ترسید...
اسمش.....چهره ش ... همه چیش رو تغییر داد و حتی وقتی راپونزل مذکرمون
تام صداش می کرد عصبانی می شد ...خودش دورگه بود...پدرش مشنگ بود...اما کمپین علیه مشنگ ها و کسانی که اصیل نیستن راه انداخته بود...
یه جورایی انگار داشت از خودش...از گذشته ش فرار می کرد ...
هیچوقت تو زندگیش با هیچ عادمی کنار نیومد و این دلیلش میتونه این باشه که با خودش کنار نیومده بود ...
تا وقتی انسان نترسه نمیتونه شجاع باشه...شجاعت این نیست که از چیزی نترسی اینه ک با ترسات روبرو شی...
ولدمورت ترس هایی داشت...اما قوی بود ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
There's always a little truth behind every
"just kidding"
a little knowledge behind every
" i don't know"
a little emotion behind every
" i don't care"
and a little pain behind every
"it's ok"
"just kidding"
a little knowledge behind every
" i don't know"
a little emotion behind every
" i don't care"
and a little pain behind every
"it's ok"
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




