جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[notice]] تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: شنبه 27 آذر 1400 18:32
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام نامی دولت کج و کوله-ملت گوشت و دنبه



سرکار خانم ماری جوا... نه چیز، جیانا ماری! مستحضر باشید که نظر به عدم حضور شما در دادگاه به جهت ابراز دفاع و درخواست تبرئه، شکایت کتی‌بل بر علیه شما پذیرفته و بر اساس آن، رای دادگاه وزارت عالی‌مرتبه، گران‌قدر، پرشکوه، مجلل، مقدس و اینای دولت کج و کوله-ملت گوشت و دنبه برای شما به شرح ذیل است:


مجازات اجباری: زدن یک پست ادامه‌دار در تاپیکی دلخواه از کوچه دیاگون و زدن یک تک‌پستی با موضوع «جعل» در تاپیک دریای سیاه. (در پرداخت به موضوع و نحوه استفاده از آن آزادی دارید)
همچنین شما می‌توانید به جای این دو پست، با کارآگاه زندانی‌کنندۀ شما، کتی‌بل، دوئلی داشته باشید و در صورت پیروزی مجازاتتان بخشیده خواهد شد.

شایان ذکر است، پیروی نکردن شما از مجازات‌هایتان و عدم انجام آن‌ها، به جریمه‌های ثانویه منجر خواهد شد.

در پناه آب‌گوشت؛
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آروم آقا! دست و پام ریخت!

پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: شنبه 27 شهریور 1400 00:44
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت کج و کوله- ملت گوشت و دنبه


خانم کتی بل با توجه به اظهاراتی که شما در این پست داشتید، گربه شما قاقارو در ساعاتی که جناب جاگسن بوی ماهی گرفتند در مرلینگاه به سر می برده است.
با توجه به شناخت من(بنده در دانشگاه آزاد توکیو شش واحد درس گربه شناسی پاس کرده م!) گربه ها از مرلینگاه استفاده نمی کنند!
و شما به یک شاهد در پستتان اشاره کردید‌ که شاهد شما واجد شرایط شاهد بودن نیست! (قد شاهدان باید بیشتر از ده سانتی متر باشد و حشرات مخصوصا پیکسی های آبی، واجد این شرایط نیستند.)
با توجه به کم بودن مدارک، واجد شرایط نبودن شاهد و صغر سن متهم، شما را به دلیل سهل انگاری در تربیت بچه گربه مذکور، مجرم و زندانی آزکابان اعلام می کنم!

مجازات شما به شرح ذیل است:

مجازات اجباری: زدن دو پست در دو تاپیک دلخواه در دهکده هاگزمید.
مجازات اختیاری: دوئل کردن با زندانبان آزکابان که بنده می باشم!

توجه داشته باشید که اگر مجازاتتان در ظرف یک ماه انجام نشود، دسترسی ایفای نقشتان گرفته می شود.

باشد همگی در راه وزارت خورده... چیزه رستگار شویم!


پ ن: دولت کج و کوله- ملت گوشت و دنبه دولت حق می باشد و دراین راستا ما در تلاشیم حق کسی ضایع نشود و اصلا هم رشوه بگیر و اهل پارتی بازی نیستیم و هر کس که اینطور فکر کند سریعا غذای وزیر گرامی عزیزمان می شود بیاید و اعتراض کند، ما قطعا به شیوه های نوین پاسخ گوی شما هستیم!

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اركوارت راكارو در 1400/6/27 0:55:19
پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: دوشنبه 11 مرداد 1400 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت کج و کوله- ملت گوشت و دنبه


جناب مایکل رابینسون، با توجه به شکایتی که از شما شده بود شما ۷۲ ساعت فرصت برای دفاع داشتید، باتوجه به اینکه دفاعی از طرف شما صورت نگرفته؛ طبق اختیاراتی که به من داده شده شما رو زندانی آزکابان اعلام می کنم!
شما ظرف یک ماه فرصت دارید که مجازاتی که براتون در نظر گرفته شده رو انجام بدین؛ مجازات ها به قرار ذیل هستند:
مجازات اجباری: شما باید دو پست در دو تاپیک انجمن کوچه دیاگون بزنید. (در تاپیک های ادامه دار)

مجازات اختیاری: شما می تونین با رئیس آزکابان که بنده می باشم، دوئل کنید.

توجه داشته باشید که اگر مجازاتتون رو ظرف یک ماه آینده انجام ندهید، دسترسی ایفای نقش شما گرفته می شود.

باشد در زیر سایه وزارت رستگار شوید!
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: چهارشنبه 15 آبان 1398 11:57
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت نظافت و تقارن

شب زیبایی بود. ماهتاب همچون سنگی گرانبها در آسمان می درخشید و روشنایی خود را به زمینیان ارزانی می کرد. صدای سمفونی آرامش بخش جیرجیرک ها در زیر روشنایی ستارگانی که مانند چلچراغ هایی بلورین شهرها و خیابان ها را روشن می کردند، نوازش گر گوش هر شنونده ای بود. گویی شب با در آغوش کشیدن خانه ها، آن ها را غرق در آرامش خاص خود می کرد. خانه ی ریدل نیز یکی از هزاران خانه ای بود که در آرامش شب غرق شده بود.

-
دیگه صبح شده بود و خبری از آرامش شاعرانه شب نبود. اون روزم مثل همه روزای معمولی دیگه تو خونه ی ریدل ها شروع شده بود. صدای جارو کشیدن گابریل و جیغش بعد از دیدن بی نظمی و کثیفی شدیدی که از توان تحملش خارج بود. گابریل از وقتی که وزیر شده بود آستانه ی تحملش به شدت پایین اومده بود. اینو می شد خیلی راحت از دومین جیغ کشداری که حتی تام هم از محاسبه ی فرکانسش عاجز بود، متوجه شد.

جیغ های گابریل داشتن کم کم از میانگین قابل قبول بالا می زدن که همه مرگخوارا فورا جلوی در اتاقی که گابریل به صورت رندوم تصمیم گرفته بود پاکسازی روزانه رو از اونجا شروع کنه، جمع شدن. از سر و کول هم بالا رفتن و یه دیوار انسانی درست کردن تا جلوی راه صدای جیغو بگیرن و باهاش وارد مذاکره شن و خیلی متمدنانه و به دور از خشونت، صدا رو راضی کنن تا از زیر در وارد اتاق اربابشون نشه و بره تو گوشش و بیدارش کنه و مورد غضب واقع شن.

-
- گب؟! چی شده؟
- کثیفی... بی نظمی... بوی بد... خرده چوب... کثیف... کثیف...
- صب کن ببینم اصلا... اینجا مگه اتاق هوریس نیست؟ پس خودش کجاس؟
- تو جارو!
- هوریسو انداختی تو جارو؟
- آره... شکسته بود. خرده چوب شده بود!

و از حال رفت...

-
اما اینبار جیغ گابریل نبود که!
بله مرگخواران همه شوکه شده بودند.

ظهر همان روز

- به خبری که هم اکنون به دست خبرگزاریِ جادوگر تی وی رسیده، گوش فرادهید. صبح امروز، داد و شیون هایی که از عمارت ریدل به گوش می‌رسید شهر رو فرا گرفته بود، به همین منظور خبرنگار ما به منطقه اعزام شده تا مارو در جریان آخرین اقدامات و اتفاقات انجام شده قرار بده. باقیِ ماجرا رو از زبون خبرنگار اعزامی بشنوید.

زاویه ی دوربین عوض شد، صحنه لحظه ای تاریک شد و ثانیه ای بعد دوربین خبرنگار رو نشون می‌داد.
- سلام به همگیِ بینندگان محترم، تصویر من رو از روبروی عمارت ریدل ها جایی که از صبح امروز صداهای عجیبی به گوش می‌رسید، می‌شنوید. طبق گفته ی شاهدین و سامعینِ عینی و سمعی ماجرا، صبح امروز حوالی ساعت 9، که طبق عادت گابریل دلاکور در حال تمیز کردن عمارت بوده است، با جسدِ خشک شده ی هوریس اسلاگهورن روبرو شده است، طبق تحقیقات واحد خبر، هوریس عادت داشته تا هرشب با سِرُمی از نوشیدنیِ کره ای به خواب برود، اما امروز صبح ترکیبات عجیب تری درون سرم هویدا شده است. دروئلا روزیه، مدیر آزکابان در حال پیگیری ماجرا و مضنونین است. خبرنگار اعزامیِ جادوگر تی وی، حمید معصومی نژاد، خانه ی رررررریدل ها!

چند روز بعد

شهر در روزهای اخیر امن و امان بود، یعنی تا قبل از امروز...
آگلانتاین پافت، پیپی پیپ کش معروف لندن، بر حسب عادت از خواب بیدار شد، نونش را توی توستر گذاشت، آب گرمکن را روشن کرد و دوش صبحگاهیش را گرفت، بعد از حمام قهوه اش را سر کشید و پیپش را بار گذاشت، پک اول را زد، طعم همیشگی را نمی‌داد، طعمی بین لیمو و پرتقال می‌داد، عجیب بود. با خودش فکر کرد شاید اشتباه کرده است، پک دوم را زد. نه اشتباه نمی‌کرد! خودش بود، سم معروف، سمی که به خوبی می‌شناختش، به سمت کمد شیرجه زد تا پادزهرش را بنوشد، اما امان از شک و تردید که سرش را به باد داد...

اخبار جادوگر تی وی

- این روند هنوز ادامه دارد، بازهم مرگی دیگر در شهر و بازهم جنازه ای خشک شده و تار مویی خشن، تار مویی شبیه به گرگینه ها! شهر دوباره ناامن شده است.

این حرف ها مانند زهری بر تن سرد شهر لندن بود، مردم نگران از سرانجام دو کشته ی قبلی و نگران تر نسبت به آینده ی خود بودند و سر از پا نمی‌شناختند و در این میان، پرکار ترین فرد، ارنی پرنگ راننده ی معروف اتوبوس شوالیه بود که از صبح تا پاسی از نیمه شب مسافران رو به ایستگاه کینگزکراس می‌رساند که مقصد اکثرشان جایی غیر از خارج شهر نبود.
امشب هم، بعد از پایان روزی طاقت فرسا در حال بازگشت به خانه بود...
- آخیش، بالاخره امروزم تموم شد. من دیگه پیر شدم، باید به فکر بازنشستگی باشم، عه! این بو از کجا میاد؟

ارنی از اتوبوس پیاده شد و به سمت کاپوت رفت، کاپوت اتوبوس را بالا زد و مشغول چک کردن شد. اما افسوس که سایه ی ماه شومِ کامل و گرگینه ی بالای سرش را ندید...

- ادامه ی ناامنی ها در شهر! امروز جنازه ی ارنی پرنگ پیر، راننده ی مرموز اتوبوس شوالیه هم، خشک شده، در کنار اتوبوسش پیدا شد. بازهم ردپای یک گرگینه در این اتفاق به چشم می‌خورد.

سدریک با وردی تلویزیون ماگلی را خاموش کرد و به سمت کتابخانه اش به راه افتاد، باید مقاله ی ماگل شناسی اش را تموم می‌کرد، سدریک ناراحت بود. اما نگران نه، آخر چه کسی قصد جان یک جادوآموزِ جوان را که کار به کار هیچ‌کسی ندارد می‌کند؟
سدریک همانطور که با خود صحبت می‌کرد، کتاب "ادیسون، شرور یا ناجی؟" را باز کرد. محو نوشته ها شده بود، در حدی که لحظه ای تکان خوردن قفسه ی کتاب هارو نشنید...

- چهارمین کشته! چه کسی مسبب این جنایت هاست؟ همانطور که احتمالا خبردار شدید، امروز جسد جادوآموز، سدریک دیگوری جوان در کتابخانه اش در حالی که کتابی به درون سرش فرو رفته بود پیدا شد. بازهم مثل کشتگان قبلی، مویی از یک گرگینه... چه کسی پاسخگوست؟

دادگاه ویزنگاموت

مروپ گانت برای بار ششم توضیحاتش رو ارائه داد، او در زمان کشتار اصلا داخل شهر نبود، اما قاضی دروئلا روزیه، گوشش به این حرف ها بدهکار نبود.

- بانو مروپ برای بار آخر می‌پرسم، آیا شما قاتل چهار فرد بی‌گناه هستید؟ تمام شواهد علیه شماست خانم، بیشتر از این وقت دادگاه رو نگیرید.

مروپ با خودش فکر کرد، او از زمانی که تصمیم به راه اندازیِ ارتش گرگینه ها گرفته بود، جانش را کف دستش گذاشته بود. به اندازه ی کافی هم عمر کرده بود، پس دیگر مقاومتی نکرد.
- بله! آلکتو هم با من هم دست بود. ما تصمیم گرفته بودیم تا شهرداریِ لندن رو ازآن خودمون کنیم. از مردم عذرخواهی می‌کنم.

قاضی چوبش را بر روی میز کوبید.
- پس بر طبق شواهدات و اعتراف مضنون، مروپ گانت و آلکتو کرو، به عنوان قاتل ارنی پرنگ، سدریک دیگوری، آگلانتاین پافت و هوریس اسلاگهورن شناخته می‌شوند و به حبس ابد در بخش فوق سریِ آزکابان محکوم می‌شوند. پایان دادگاه!

مردم شادمان از دستگیر شدن قاتل زنجیره ای در خیابان ها شادی می‌کردند، هرکسی به نوبه ی خودش به دیگری این اتفاق را تبریک می‌گفت، شهروندان به شهر خود باز می‌گشتند، همه چیز درحال درست شدن بود. اما...

شمال لندن

دروئلا به آرامی از تپه بالا رفت، امشب وقتش بود، ساعت نیمه شب را نشان داد، او به وظیفه اش عمل کرده بود و حتما رئیسش، فنریر گری بک خوشحال میشد. دروئلا خم شد.
- آئووووووو!

---------------------------------------

بعد از شکایت رابستن لسترنج از مروپ گانت و حاضر نشدن مروپ در دادگاه، او به زدن دو پست در دو هفته محکوم می‌شود.
آلکتو کرو هم به دلیل شکایت از وزیر سحر و جادو، گابریل دلاکور، که خلاف قانون می‌باشد به زدن یک پست در یک هفته محکوم می‌شود.
آگلانتاین پافت، ارنی پرنگ، هوریس اسلاگهورن و سدریک دیگوری هم به دلیل نرساندن خود به مسابقه ی هالی‌پاف با وجود ثبت نام و تمدید مسابقات به زدن دو پست در دو هفته محکوم می‌شوند.
جوزفین مونتگومری هم پس از سالیان سال گذراندن محکومیتش در آزکابان اکنون آزاد است.

لازم به ذکر است در صورت انجام ندادن جریمه توسط زندانیان، احکام آنها افزایش پیدا خواهد کرد.


تام جاگسن،
معاون آزکابان
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1398/8/15 12:09:01
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1398/8/15 12:10:12
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1398/8/16 21:07:37
آروم آقا! دست و پام ریخت!

پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 شهریور 1398 01:45
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت چسبندگی و سازندگی


وین بدو بدو از قلعه ی هاگوارتز خارج شد. باید سریعتر خودشو به وزارتخونه می رسوند و مسئله ی مهمی رو با شخص وزیر در میون میذاشت. همونطور که گورکنشو محکم تو بغلش گرفته بود، از تپه ها پایین اومد، از کوها بالا رفت، دریا ها رو گذروند و بالاخره به لندن رسید. لازم نبود راه وزارتخونه رو از کسی بپرسه. قبلنم اونجا رفته بود. کافی بود مسیرو یادش بیوفته.

-گورکن؟ وزارتخونه کدوم وره؟
-خور خور خور!
-از این وره یا از اون وره؟
-خور خور...

وین که امیدشو نسبت به گورکن از دست داده بود، تصمیم گرفت با سعی و تلاش راه وزارتخونه رو پیدا کنه. وین یه هافلپافیه با پشتکار بود. خیابونا رو رفت، به کوچه ها سر زد، تک تک باجه تلفنا رو امتحان کرد و حتی هیچ مرلینگاه عمومی رو از قلم ننداخت. اما وزارتخونه انگار آب شده بود، بخار شده بود، ابر شده بود و باید تو آسمونا دنبالش می گشتی. دست از پا درازتر، رفت تو باجه ی تلفن سر کوچه تا به تلفن عمومی توی جنگل ممنوعه زنگ بزنه و به گورکنا بگه به رکسان خبر بدن زود بر می گرده.

- با سلام. به خدمات گویای وزارت سحر و جادو خوش آمدید. جهت ورود به وزارت خانه کلید 1...
وین که از خوشحالی داشت به زرد خیلی روشن متمایل می شد، سر گورکن بیچاره رو رو کلید 1 کوبید.
- تعطیله آقا، بفرما. دو دیقه باجه رو ظاهر کردیم بیایم تمیزش کنیما... بفرما وزارتخونه بسته س... بیب... بیب... بیب...

سرایدار وزارتخونه آدم بی اعصابی بود. اصلا آدم مهربون پر تلاشی نبود. اما اینا تاثیری تو روحیه ی وین نداشت. بدو بدو باید به تنها جایی که احتمال می داد وزیر اونجا باشه می رفت. خیابونا و کوچه ها رو دنده عقب برگشت تا به مرکز لندن رسید. از اونجا با سرعت به سمت خونه ی ریدل رفت. وین دویید و دویید و رفت و رفت، تا به خونه ی ریدل رسید.

- اوهو اوهو! کجا؟
- بله؟ اها بله! وین گورکن به دست هستم، با جناب وزیر کار دارم.
- با جناب وزیر چیکار داری؟
- شکایت کرده بودم، میخوام پسش بگیرم. فوریه! میشه برم؟
رودولف که تازه از پشت درختا برگشته بود، به یه جایی داخل دکه ی دربونیش اشاره کرد.
- اون دو تا کاغذ اونجارو بردار، دستام خیسن، بذارشون تو جیبم. میرم بدمشون به دروئلا... اصن از قدیم گفتن مادرو ببین دخترو بگیر! آره خلاصه... شکایت تورم پس می گیرم.


ارنی پرنگ به دلیل پس گرفته شدن شکایتی که ازشون شده بود و رودولف لسترنج بدلیل پرداخت به موقع جریمه ای که براشون در نظر گرفته شده بود، آزاد شدن.
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دروئلا روزیه در 1398/6/12 1:48:24
ویرایش شده توسط دروئلا روزیه در 1398/6/12 1:57:03
One must always be careful of the books and what's inside them, for the words have the power to change us

-Tessa Gray-

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: شنبه 9 شهریور 1398 18:45
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت چسبندگی و سازندگی


-ئلـــــــــــــا!

به سرعت از پله ها بالا رفت. کتاب قطوری رو روی زمین گذاشت، پرید روش و تا انتهای راهرو اسکیت بوک سواری کرد. کتاب رو برداشت و در زد و بدون منتظر موندن واسه جواب، وارد شد.
- بله ارباب؟
- شنیدیم به مقام و منصبی رسیدی.
- ام... خب... ارباب... چیزی نیست... فقط ریاست آزکابانه.

چند روزی می شد که جغد چاق و چله ی وزارت خانه به هوای اصابت به شیشه ی پنجره ی اتاقش، ترمز بریده بود و به جای اصابت به شیشه، به کتابخونه ی ارزشمندش برخورد کرده بود. از ذوق نامه ی جدید، کتاب توی دستشو یه گوشه روی کتابای دیگه پرت کرده بود و بدون توجه به علائم حیاتی رو به افول جغد بخت برگشته، نامه رو برداشته و شروع به خوندنش کرده بود.
نقل قول:
به نام دولت چسبندگی و سازندگی

با سلام
پس از بررسی های کارشناسانه و مشورت با مشاوران اعظم وزارت، مفتخریم اعلام کنیم
اصلا ولش کن. ئلا، میای رئییس آزکابان شی؟ آریانا رفته بی رئیس شده زندون. دفترش جای کافیم واسه کتابخونه ت داره. جوابو سریعا با همون جغد بفرست.

وزیر سحر و جادو، کریس چمبرز


-ابرهای فلش بکتو پراکنده کن ئلا. همه ی فضای اتاقمونو گرفتن.
- چشم ارباب.
و مشغول پراکنده کردن ابرها با کتاب توی دستش شد.
- ما دلمون چای میخواد!
- بریزم براتون ارباب؟
- خیر. شخص دیگه ای برامون چای میاوردن. حالا نیستن. چای نمیارن.
- آبدارچی استخدام کنیم ارباب؟ وزارتخونه و آزکابانم آبدارچی ندارن. میتونه نوبتی کار کنه.
- ما آبدارچی نمیخوایم. شمام نخواین. مادر ما رو هم آزاد کنین. دلمون براشون تنگ... دلمون چای می خواد. مدت هاست چای نخوردیم.
- ام... چشم ارباب. فردا آزادشون می کنم.
- ئلا! ما دلمون همین حالا چای می خواد!
- نصفه شبه آخه ارباب.
-

هیچ حرف دیگه ای لازم نبود زده بشه. دروئلا فورا از اتاق لرد خارج شد و به طرف اتاقش دوئید. سر راهم در اتاق کریسو زد تا مهر وزارتو پیدا کنه و اعلامیه ی آزادی مروپ گانت رو مهر بزنه.


بانو مروپ گانت، با پرداخت به موقع و کامل جرائمشون، از آزکابان آزاد شدن.
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
One must always be careful of the books and what's inside them, for the words have the power to change us

-Tessa Gray-

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: شنبه 9 شهریور 1398 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دولت چسبندگی و سازندگی


ارنی پرنگ، از امروز به مدت دو هفته بازداشت شد. با توجه به شکایت وین هاپکینز و عدم دفاع ایشان، ارنی پرنگ زندانی درجه دو شناخته و جریمه ی چهار پست در مدت زمان دو هفته، برایشان در نظر گرفته شد.

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
One must always be careful of the books and what's inside them, for the words have the power to change us

-Tessa Gray-

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: شنبه 2 شهریور 1398 12:08
نمایش جزئیات
آفلاین
مروپ گانت زندانی شد!

رابستن لسترنج و بچه از مروپ گانت شکایت کرده و ایشان هم در مقابل این شکایت سکوت کرد و زندانی شدن را پذیرفت.
اما به دلایل عجیبی ایشان درخواست کرد که به بند زندانیان درجه دو منتقل شود تا با ((بچه سوسول ها)) در یک بند نباشد. دلیل دیگر ایشان وجود چند مرگخوار در بند زندانیان درجه دو بود که دلشان برای لقمه های مادر مروپ تنگ شده بود.

بنابراین ایشان را به زدن هفت پست در طول مدت دو هفته محکوم مینمایم.

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!


پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: چهارشنبه 30 مرداد 1398 15:49
نمایش جزئیات
آفلاین
رابستن لسترنج و بچه آزاد شدند!

قبل از اینکه مهر زندانی شدن رابستن لسترنج خشک شود، ایشان جریمه های خود را انجام دادند و دو رول در تاپیک آزکابان به ثبت رساندند.
بنابراین ایشان را آزاد کرده و کوتاه ترین زمان حبس را به ایشان اختصاص میدهیم!

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!


پاسخ به: تابلوی شن پیچ زندان (اعلامیه های آزکابان)
ارسال شده در: چهارشنبه 30 مرداد 1398 14:46
نمایش جزئیات
آفلاین
رابستن لسترنج فضایی همراه با بچه دستگیر شد

در یکی از روزهای گرم تابستانی سرکار خانم تورپین به دادگاه آمده و با ادعای حق مالکیت قهر از رابستن لسترنج شکایت کردند.
دادگاه آقای لسترنج را به دادگاه فراخواند اما ایشان در زمان مقرر از خود دفاعی نکردند.
بنابراین ایشان به بند زندانیان درجه سه منتقل میشوند و در مدت دو هفته باید دو پست در تاپیک آزکابان یا وزارت بزنند.
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!