جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] ردا فروشی مادام مالکین

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 18:02
نمایش جزئیات
آفلاین
در این میان بود که دوباره مانیا تغییر عقیده داد و گفت که بازی نمیکنم
کاری:ای بابا ما رو مسخره کردی خانم؟
مانیا: دقیقا
کاری:
ااااااااااااااااااااااااااااااا
رودی:حالا چی کار کنیم کاری جون؟
کاری:بابا ول کن این مانیا رو
رودی:
کاری:راست میگم ما رو هم از کار بی کار کردی دیگه
مانیا:یه پیشنهاد خوب دارم
رودی و کاری:چی؟
مانیا:بیان تو ردا فروشی پیش من کار کنین
رودی و کاری:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 17:35
نمایش جزئیات
آفلاین
کاری :رودی جون من نزن
رودی:خوب مثل ادم حر بزن
کاری :خوب یه ساعت زدم
رودی: کم بزن همیشه بزن
کاری :هوم؟
رودی: یه فیلم نود دقیقه ای به پهنای ابدیت
کاری :
رودی:
کاری :رودی یه کم برتی بات بچه ها رو بهم بدهکاری
رودی:هان
کاری :فلوص
رودی: نا فلوص
کاری :حرف بی حرف
رودی: بابا فقیرم شب ها تو کارتون میخوابم
کاری : رودی جان با ما هم اره ؟
رودی:ای خدا سگ خورد بیا این دویست تا دیگه جرات داری بد خبر باش
کاری :
رودی:
مانیا :
.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 15:56
نمایش جزئیات
آفلاین
و حالا مانیا
کاری (همون کارگردان)که ساعت ها بود سعی میکرد مانیا را راضی کند که نقش مقابل رودی را بازی کند بالاخره موفق شد
و با شنیدن این خبر جیغ و داد کنان به سمت رودی رفت و خبر را به او داد
رودی:وای...راست میگی؟
کاری:آره فقط...
رودی:فقط چی؟
کاری:به شرطی قبول کرد که تو فیلم با یه ماهیتابه بزنه تو سره تو...
رودی:من میکشمت کاری...
=.=.=.=.
کاری در حال در رفتن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1383/10/5 17:30:09
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 13:09
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی : کار جان چرا دو هزاریت کجه من زن میخوام هوار تا مرد هم بود بده مهم نیست
کاری : اخه از کجا زن بیارم
رودی : پس ای مانیا چیه خوب همین رو بگیر بهم بده دیگه
کاری : بابا نگه نمیبنی را به راه یه دونه از این ها تحویل میده
مانیا میاد جلو تر بشنوه چی میگن :
رودی : هان
مانیا :
رودی : اهان
کاری : دیدی
رودی : خوب قربون دستت این نویسنده چه کاره حسنه پس مخ شو بزنه
کاری :
رودی : این دویست گالیون رو بگیر برای بچه ها ت برتی بات بخر ببر خونه
کاری : رشوه میدی؟
رودی : مگه بده ؟
کاری : بذار ببینم چی میشه
رودی :... بوق بوق ببینی چی میشه فلان فلان بوق بوق
کاری :
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 02:08
نمایش جزئیات
آفلاین
سكانس 4 داخلي ردافروشي مانيا

-=-=-=-=-==-=-=-=-=-=-=-=-
مانيا زير لب به خودش ميگه : ااااه اين رودي هم گير داده ها يه بار بهش خنديديم زود چايي رو خورد فاميل شد

سالازار كه طبق معمول بي سر وصدا وارد شده بود گفت
سالزارا: راجع به كي داري حرف ميزني

مانيا سرخ شد : هي هيشكي
سالازار : مباركه مباركه پس از رودي خوشت اومده ها؟؟
مانيا : كي ؟ من ؟
سالازار : نه پس ننه بزرگ ولدي.... ؟ تو رو ميگم ديگه
مانيا : وا يعني چه
سالازار : خب حالا كه بگم حاجي داركي بياد خطبه عقد رو جاري كنه
مانيا :
سالازار : ميدونم عجله داري سعي ميكنم زود راش بندازم

-=-=-=-=-=-=-=-

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 آذر 1383 23:52
نمایش جزئیات
آفلاین
سکانس بعدی 1و2.3...اکشن !!!!!!!!!!!!!!
رودی:
مانیا:
کارگردان: کاد نه ببخشید کات خانم این کار چیه؟شما باید بخندی
مانیا:
کارگردان:ااااااااااااااااااا
مانیا:ببخشید من اومدم رول پلینگ یا بازیگری؟
کارگردان:
رودی:
مانیا:تو چی میگی این وسط؟
رودی:اااااااااا
کارگردان:خانم شما بهتره به ردا فروشیتون ادامه بدین
مانیا:
رودی:نه من نمیخوام باید مانیا باشه
کارگردان:بیا بریم
رودی:نه
=========
هم اکنون رودی و کارگردان در حال ساختن یک فیلم کاملا پلیسی هستند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه بدون مانیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 آذر 1383 21:36
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی دوباره بر میگرده تو مغازه
رودی : ببحشید این ردا هاتون گارانتی هم دارن
مانیا : بله در شرایط خاصی ما برای شما لباس ها رو تعویض میکنیم
رودی :
مانیا : ببحشید دیگه بهتون زحمت نمیدیم خداحافظ
رودی :
مانیا : برو دیگه
رودی در ذهن این برو دیگه رو یه جوری خاصی گفت
رودی : چشم عزیزم کجا برم
مانیا : اون گنجشک ها رو میبنی
رودی : کو کو
مانیا: هواست نیست دیگه الان
رودی : نه هواسم نیست
مانیا : :bigkiss:
کارگردان کاد نه کات نه ببخشید همون کاد بیرون پا یعنی چی اقا این تو سکانس قبلی میخواست تو رو سر به نیست کنه چی شد این طوری شد
رودی : هان چی میگه؟ بیا این ور یه کاری کوچلو باهات دارم کاری
کارگردان :
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: دوشنبه 23 آذر 1383 21:59
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا توی مغازه نشسته بود که رودی وارد شد
مانیا:اه باز این اومد آقا اینجا همه متاهل تشریف دارند
رودی:ا مگه به جز تو هم کسه دیگه ای اینجا هست؟
مانیا:بله پری های خیاط
رودی:ا خوشگلن؟
مانیا:
رودی:خب ببخشید میخواستم بگم ردای من آمادست؟
مانیا:بله
و ردای قرمز و سیاهی را به سمتش پرت کرد
رودی:بی ادب به تو یاد ندادن پرت نکنی؟
مانیا:بیرون
رودی در حالی که قهقهه میزد بیرون رفت و در همان حال فریاد زد:چون مجانی دادی بازهم میام خدمتتون!!!!!!!!!!!!!!!!
مانیا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: دوشنبه 23 آذر 1383 18:00
نمایش جزئیات
آفلاین
و اینک ادامه ماجرا:
هاگرید و مادام ماکسیم توی قفس نشسته بودند که مانیا با قیافه مبدل ظاهر شد.
هاگرید به ماکسیم:ا فکر کنم این خانومه جادوگر باشه دیدی ظاهر شد؟
ماکسیم:اره بیا ازش کمک بخواهیم
هاگرید نگاهی به مانیا کرد و گفت:پیست...پیست خانم
مانیا برگشت و با خونسردی گفت:با منی؟
هاگرید:اره با شمام
مانیا:خب چی کار داری؟
ماکسیم که کم و بیش ناراحت شده بود گفت:خانم محترم شما جادوگری؟
مانیا:اره
هاگرید ذوق کنان گفت:ایول...میشه کمک کنین ما از اینجا در بریم؟
مانیا پوزخندی زد و گفت:در برین؟ ها ها ها ها ها
ماکسیم:بله خواهشن یه وردی طلسمی چیزی بگین ما از اینجا بریم بیرون
مانیا:نچ
ماکسیم:خواهش میکنم...اینجا اوا خیلی سرده مگه نه اگرید؟
هاگرید:آره آره خواهش...
مانیا:نچ
هاگرید:ا همش نچ نچ میکنه نخواستیم اصلا
مانیا:باشه هر جور راحتید من رفتم
و غیب شد
ماکسیم:میمردی اون فک گندت رو باز نکنی؟
هاگرید:ااا نه با با ؟ الیمپ تو هم ؟!
ماکسیم:پاشو برو تا نزدم خورده خاکشیرت کنم !!!!!!!!!!!
هاگرید اومد چیزی بگه که دو نفر وارد اتاقی که قفس اونا داخلش بود شدند
-:آره پروفسور با من حرف زدن گفتن تو جادوگری؟من هم گفتم....
هاگرید و مادام ماکسیم با چشمهای گرد شده به هم نگاه کردند
پروفسور و مانیا جلوی قفس آمدند:
پروفسور:من میگم خانم...ببخشید شما خانم؟
مانیا:مانیا پاتر
هاگرید و مادام ماکسیم در جا خشک شدند
پروفسور:بله خانم پاتر (تو دلش:چقدر پاتر برام اشناست) داشتم میگفتم ما باید اینارو به فضا برگردونیم وگر نه ممکنه ایل و تبارشون سراغون بیان و جنگ راه بندازن
مانیا:بله موافقم
پروفسور:من میرم موشک پرتاب رو بیارم
و رفت
هاگرید:ای مانیا صبر کن به حسابت میرسم
ماکسیم:یه دقیقه صبر کن اگرید ببینم اون پروفسوره چطور حرفت رو باور کرد که ما حرف میتونیم حرف بزنیم؟
مانیا ضبط صوتی را از جیبش دراورد و گفت:با این
و دکمه ضبط صوت را فشار داد صدای هاگرید و مادام ماکسیم که داشتند با مانیا صحبت میکردند پخش شد
پروفسور داخل آمد و گفت:اینم موشک پرتاب
مانیا:بهتره با همین قفس پرتشون کنیم وگرنه ممکنه تا در قفس رو باز کنیم حمله ور شن
پروفسور:بله همین طوره
==============================
مانیا توی مغازش نشسته بود و داشت روزنامه پیام امروز میخوند که هاگرید و مادام ماکسیم با لباسهای پاره پوره وارد شدند
مانیا:به به الیمپ و روبیوس عزیز
هاگرید با صدای خسته گفت:حیف که دارم از خستگی میمیرم وگرنه میدونستم چی کارت کنم
مانیا:تو هیچ...
ماکسیم:لطفا بسه...مانیا جون یه ردا بده به من بپوشم آبروم رفت با این لباس
مانیا:بفرما...10 گالیون
ماکسیم ردا را روی لباس های پاره اش پوشید و گفت:اگرید شنیدی مانیا چی گفت؟ده گالیون
هاگرید:
مانیا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: یکشنبه 22 آذر 1383 22:38
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی :اجازه خانم این زن قبلیم بلا زد همه لباس هامو پاره کرد من هم موندم هیرون ویرون گیره یه مرتیکه اویزون لباس بی لباس شدم میشه برام درست کنید سفارشی مرگ خواری باشه وقتی طرف میبینه از ترس سکته کنه
مانیا : نون اضافه نمیخوای ؟
رودی : خیلی ممنون نه
مانیا : مطمئنی خانمی چیزی
رودی : اهان اره دستت درد نکنه زنم که دیدی پر پر شد
مانیا :
رودی : ببخشید شما خودتون مجردید؟
مانیا
رودی : اا چه تفاهمی من هم مجردم
مانیا : برو بیرون بچه پرو اومدی ردا بخری یا زن بگیری
رودی : من که زن نمیخواستم خودت انداختی تو سرم
مانیا : بابا اون رو برای این گفتم که لباست خیلی سفارشی بود
رودی : اهان خوب شد یادم انداختی برای عروسیم هم یه دونه بدوز خیلی ممنون چاکرتیم فقط نگفتی ... .
ببخشید کم بود و بی مزه ما نمایش نامه نویس نبودیم از اولش راستی در یکی از نمایش نامه ها تون خوندم گل این گل مثل اینکه همه جا هست رو ردا فروشی لباس تو حرف هاتون روی فرش همه جا یه نقشی دیگه داره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لسترنج در 1383/9/22 22:42:38
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي