شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
جستجوگر کوییدیچ گریفندور بودم استعداد زیادی در جادو دارم، به دوستانم کمک میکنم و دامبلدور گفته که استاد مقابه با جادوی سیاه در آینده منم سرم تو درس و کتابه ولی به موقع تخس هم هستم و روزی مدیر هاگوارتز میشم ویژگی ظاهری:مو های مشکی، دستای کشیده، دماغ کوچک،ابرو مشکی، چشم قهوه ای و بعضی مواقع تو نور آبی
شخصیتی که معرفی کردی تقریبا برای ما توی کتاب شناختهشدهس و بنابراین باید ویژگیهای شخصیتی، ظاهری و زندگینامهش رو مطابق با کتاب بنویسی و نه در تضاد با اون. بنابراین یا همین شخصیت رو بردار و اون چه که ازش میدونیم رو برای معرفی شخصیت در موردش بنویس، یا یه شخصیت کمتر شناخته شده یا ناشناس از لیست شخصیتها انتخاب کن و مطابق با میل خودت شخصیتش رو تعریف کن. تایید نشد.
روونا رینکلاو 12 سال چوب گردو و پر قفنوس گروه رینکلاو اصیل زاده کاپیتان تیله سنگی روونام با پدر ر و مادرم توی دره گودریک زندگی میکنیم پدرم عضو دپارتمان اجرای قوانین جادویی است و مادرم در اداره سوءاستفاده در محصولات مشنگی کار میکند من در معجون سازی و دفاع در برابر جادوی سیاه مهارت زیادی دارم و عاشق ریاضیات جادوییم در انجام دوئل هم خوب هستم . بهترین دوست من یک مشنگ زاده است که درسش خیلی خوبه و باهوش ترین دانش اموزیه که میشناسمش یه جورایی خیلی شبیه مادر هرمانی گرنجر است من دوست دارم یک کارگاه بشم . من در تلاش هستم که یک نمونه از نقشه غارت گر رو برای خودم بسازم اما تا الان موفق نبودم . من برای شکست یک غول غار نشین که وارد دخمه ها شده بود و نزدیک بود که چندتا از بچه رو بکشه مدال افتخار گرفتم.
قبل از معرفی شخصیت اول باید به این تاپیک بری تا گروهبندیت انجام بشه. بعد از اون میتونی دوباره اینجا برگردی. تایید نشد.
دراکو مالفوی تنها فرزند لوسیوس و نارسیسا مالفوی جنسیت : پسر سن : ۱۸ اصیل زاده اسلیترین جستجوگر تیم کوییدیچ
ویژگی ظاهری : چشم های خاکستری رنگ، مو های بلوند و صاف، پوست کمی رنگ پریده، قد بلند، معمولا مشکی میپوشم ویژگی های رفتاری : شوخ طبع، شیطون، عاشق بهم ریختن نظم کلاس ها، کمی مغرور، دوست دارم بقیه رو دست بندازم
علایق : سیب سبز، شمع، مار ها، پیانو، دست انداختن بقیه، موزیک های بی کلام و خیلی ملایم پدرم یه مرگخواره و بخاطر اشتباه پدرم لرد ولدمورت من رو هم مرگخوار کرد و مامور شدم تا البوس دامبلدور رو به قتل برسونم مادرم خواهر بلاتریکس لسترنجه و نقطه اتصال دو خانواده مالفوی و بلکه یه جن خونگی به خانواده ما خدمت میکرد به نام دابی که بخاطر دفاع از هری پاتر و دوستاش کشته شد همه فکر میکنن من یه پسر بد ذاتم درحالی که بار ها و بیشتر از همه به فکر بقیه بودم همیشه دوست داشتم بتونم دوست های خوبی برای خودم پیدا کنم ولی هیچوقت موفق نشدم امیدوارم بتونم یه روزی دوست های خوبی پیدا کنم بوی معجون عشق من ترکیبی از چمن، کاغذ پوستی، نعناع و سیب سبزه
تایید شد! خیلی خوش اومدی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1401/11/22 20:01:45
سن:اه سنم را به هیچکس نمیگویم چون خاطرات هولناکی داشتم من در گروه اسلایترین بودم من به دختر ریونکلا علاقه مند بودم چون او خیلی باهوش بود مادرش من را به سوی پیدا کردنش فرستاد من دنبالش کردم خیلی عصبی بودم بسیار عصبی ... خیلی حالم بد بود چاقویی درون جیبم بود او را پیدا کردم بسیار از کرده خود پشیمان شدم چاقوی خون الود را برداشتم سپس دار فانی را به ودا سپردم
معرفی شخصیتت خیلی کوتاهه و درواقع چیز زیادی هم درمورد این شخصیت نمیگه. ممنون میشم اگه یه معرفی مفصلتر که ویژگیهای شخصیتت رو توش شرح داده باشی و بخشی از زندگینامهت رو هم داشته باشه بنویسی و دوباره بفرستی. برای اینکه بهتر متوجه منظورم بشی میتونی چندتا از معرفیهای تایید شدهی همینجا رو بخونی.
فعلا تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1401/11/21 16:42:58
چوب دستی: چوب دستی خاس با مغز ریسه اژدها و نسبتا انعطاف پذیر
نژاد: از یه رگه اصیل زاده و از یه رگه مشنگ زاده( مادرم مشنگ زاده بوده)
جارو: نیمبوس 2002
ظاهر: قد بلند و نسبتا لاغر ، موهای آشفته و زرد، چشمانی سبز و براق، نگاه همیشه پرسشگر ، عاشق رنگ سبز و آبیم و معمولا لباسی به همین رنگ ها میپوشم ( زردم دوست دارما)
علاقه ها: تیله سنگی جادویی، کوییدیچ اگرچه استعداد خاصی ندارم ، کتاب خوندن و کتاب خوندن و بازم کتاب خوندن، شیفته دفاع در برابر جادو سیاه و ریاضیات جادویی، ارشد بودن، کمک به بقیه حتی اگه از وقتم بزنم، به طور عجیبی به بیرون آوردن خاطره از سرم اعتیاد دارم و اونا رو نگه میدارم و گاهی به قدح اندیشه دفتر مدیر میرم، سعی میکنم با آدما گرم بگیرم
توانایی ها: تیله سنگیم یه چیز ماورایی هستش، تو دوئل کردن بدکی نیستم خوبم مخصوصا با جادوی پتریفیکوس توتالوس، سرعت خوندنم خیلی خوبه، خوشتیپی ای که چشم ها رو به سوختگی درجه 3 تا 1 دچار میکنه و همینطور مهارت های آوازخوانی جادویی ام هم خوبه( نگو از کجا درآوردم)
تنفرها: گیاهان جادویی، پیشگویی و تاااحدودی علوم مشنگی، افرادی که میگن میدونن ولی درواقع هیچی نمیدونن!، با ورزش های مشنگی کلا خیلی حال نمیکنم، درس خوندن تو روزهای تعطیل:(
بیو جادویی: از بچگی تو محله های جادویی یه جایی تو انگلیس زندگی میکردم و همونجا وقتی اشتباها بازدارنده پسر عموم رو پرت کردم به استعدادم تو تیله سنگی پی بردم! به دلیل کتابخانه غول اسای سخنگومون به کتاب خوانی معتاد شدم متاسفانه. دوستا و همسایه هامون همیشه به خاطر سرعت کمم مسخره ام میکردن. برادرم در کوییدیچ استعداد ذاتی داشت مثل همه خاندانمون و من حسودی میکردم واسه همین یه روز که داشتیم بازی میکردیم تصادفا! چماق کوبوندم تو صورتش!
اگر میشه تصحیح شود لطفا!
انجام شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در 1401/11/15 18:40:13
سرم را کلاه گذاشتند گفتند کلاه گروهبندی است، گروهم را مشخص کردند و کلاه برداری کردند، دیدند ردایم پاره است به من وصله چسباندند، دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند، ریاضیات حالیم نبود پس حسابم را رسیدند، روزگار واقعا جادویی است زیرا هیپوگریفمان تخم نمیگذارد اما شیردالمان هرروز می زاید! آری اینگونه بود که جادوگر شدم...
نام: آلبوس سوروس پاتر گروه: اسلیترین نژاد: اصیل زاده چوبدستی: چوب گردوی سیاه با پر ققنوس به اندازه بیست و دو نیم سانتی متر (بر اساس پاترمور) جارو: آذرخش پاترونوس: گرگ (بر اساس پاترمور) جانورنما: مار (بر اساس پاترمور) جغد: جغد برفی (بر اساس پاترمور) ویژگی های ظاهری: قد بلند، موی مشکی بهم ریخته، چشم های روشن، پوست روشن، فرز و چابک و آماده برای خطر درس مورد علاقه: معجون ها و دفاع در برابر جادو ی سیاه ظاهر: شنل مشکی، ردای مشکی، موی تقریبا بلند مشکی و کلا مشکی خلاصه زندگی: فرزند هری پاتر و جینی ویزلی. از اول در خانواده ای اصیل به دنبا آمد و به زودی متوجه شهرت پدرش شد. کمی که بزرگ شد فهمید میتواند جادوگر ماهری باشد تا اینکه در سن 11 سالگی با جغدی برایش نامه ای از هاگوارتز آمد. همیشه از اینکه در گروه اسلیترین قرار بگیرد میترسید ولی بعدا دریافت که این گروه همان چیزی است که به آن نیاز دارد. او تمام تلاشش را میکند تا از تمام اعضای خانواده اش بهتر باشد.
سلام.من بلاتریکس هستم.علاقه ای به زیاد صحبت کردن ندارم و تنهایی رو ترجیح میدم. شخصیت مرموزی دارم و افراد خیلی کمی باهام ارتباط میگیرن.از اون دسته ادم هایی هستم که فکر میکنن قراره دنیا رو تغییر بدن. کتاب زیاد میخونم و دوست دارم یه کتاب هم بنویسم.رنگ مورد علاقم مشکی و سبزه.عاشق طبیعتم.به ورزش رزمی و انجام دادن جادو علاقه مندم. خب بنظرم همینقدر صحبت کردن کافی باشه.مچکرم که خوندی...
لطفا مراحل ورود به ایفای نقش رو به ترتیب طی کن و اول گروهبندی رو انجام بده و بعد اینجا بیا.
ضمنا لازمه که راجع به شخصیت انتخابیت توضیحات بیشتری بدی تا بتونی تایید بشی. میتونی با مطالعه معرفی شخصیت افراد دیگه تو همین تاپیک متوجه بشی که منظورم چیه. شخصیت بلاتریکس لسترنج هم گرفته شده و باید یه شخصیت خالی رو انتخاب کنی.
نام: ایزابل مک دوگال جنسیت: دختر ملیت : فرانسوی سن: در حال حاضر 13 سال خون : دورگه پدر مشنگ زاده و مادراصیل زاده (جد من از سمت خاندان مادری روونا ریونکلاو) گروه: ریونکلاو عنصر:آب پاترونوس : جغد سفید حیوان من : گربه سفید درباره چوبدستی :
چوب : سمان کوهی مغز: پر ققنوس اندازه: 33 سانت انعطاف پذیری : بسیار زیاد مناسب برای : اجرای وسیع ترین محدوده جادو وفاداری : بسیار سخت و تقریبا غیر قابل تغییر
نیازه که بخشی از معرفی شخصیتت توضیح حتی شده کوتاهی راجع به زندگینامه و حتی ویژگیهای رفتاری شخصیتت باشه. میدونم تککلمهای مورد دومو توی معرفی شخصیتت داری، ولی بهتره که با توضیحات همراه بشه. پس لطفا بعدا حتما برگرد و معرفی شخصیتت رو کامل کن.
تایید شد.
(بابت تاخیر طولانیمدت برای پاسخگویی از شما عذر میخوام.)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Isabella در 1401/10/18 22:58:29 ویرایش شده توسط Isabella در 1401/10/18 23:00:12 ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1401/10/30 20:34:07
علاقه زیاد به جادو سیاه. توانایی حرف زدن با مار ها. علاقه زیادی به هورکراکس.
اسمم برگرفته از نام پدرم بود. که الان مرده. مادرم سعی کشتمو رو داشت. چون مانند پدرم نیت تاریکی داشتم. اما نتونست منو بکشه و در آخر خودشو کشت.
من در یتیم خانه لاوارنا قرار گرفتم و آلبوس دامبلدور مرا به هاگوارتس آورد تا در آنجا آموزش ببینم. اما رایهه پلیدم او از من رانده شد. تو مدرسه همه از من میتر سیدن چون میتوانستم با مار ها حرف بزنم. اما من نمیخواستم بد باشم. ولی بازم دوست دارم راجع به جادو هایه سیاه و ممنوعه بدونم و از آنها استفاده کنم. فکر هایه زیادی درسمه. من بسیار باهوشم اما همه من را دست کم میگیرند. من در همین سن از دانش آموزان سن بالا تر در جادو قوی تر و قدرت مند تر هستم. و بعذی وقتا دوعل میکنم. من همیشه با آلبوم دامبلدور تمرین میکردم. و به همین دلیل و علاقه زیادم به جادو همیشه قوی بودم. اما میخواهم از دامبلدور هم قوی تر شم. چوب دستی دامبلدور عجیبه و خیلی قویه و بدجور چشه منرا گرفته. وقتی روزی دامبلدور را شکست بدم چوبدستیش را میگیرم.
خلاصه روحیه تاریکی دارم اما براین هاگوارتس مفیدنم.
ممنون.👍
یک بار ارسال پست در تاپیک کافیه. فکر میکنم به اشتباه دو بار پست معرفیت رو فرستادی. توضیحاتم رو زیر پست قبلیت نوشتم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط nimavarasteh80@gmail.com در 1401/10/19 0:09:24 ویرایش شده توسط سو لى در 1401/10/19 23:32:34
علاقه زیاد به جادو سیاه. توانایی حرف زدن با مار ها. علاقه زیادی به هورکراکس.
اسمم برگرفته از نام پدرم بود. که الان مرده. مادرم سعی کشتمو رو داشت. چون مانند پدرم نیت تاریکی داشتم. اما نتونست منو بکشه و در آخر خودشو کشت.
من در یتیم خانه لاوارنا قرار گرفتم و آلبوس دامبلدور مرا به هاگوارتس آورد تا در آنجا آموزش ببینم. اما رایهه پلیدم او از من رانده شد. تو مدرسه همه از من میتر سیدن چون میتوانستم با مار ها حرف بزنم. اما من نمیخواستم بد باشم. ولی بازم دوست دارم راجع به جادو هایه سیاه و ممنوعه بدونم و از آنها استفاده کنم. فکر هایه زیادی درسمه. من بسیار باهوشم اما همه من را دست کم میگیرند. من در همین سن از دانش آموزان سن بالا تر در جادو قوی تر و قدرت مند تر هستم. و بعذی وقتا دوعل میکنم. من همیشه با آلبوم دامبلدور تمرین میکردم. و به همین دلیل و علاقه زیادم به جادو همیشه قوی بودم. اما میخواهم از دامبلدور هم قوی تر شم. چوب دستی دامبلدور عجیبه و خیلی قویه و بدجور چشه منرا گرفته. وقتی روزی دامبلدور را شکست بدم چوبدستیش را میگیرم.
خلاصه روحیه تاریکی دارم اما براین هاگوارتس مفیدنم.
ممنون.👍
این شناسه گرفته شده. لطفا از لیست شخصیت ها، شناسه ای انتخاب کن که گرفته نشده باشه و برگرد همینجا معرفیش کن. تایید نشد.