جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

213 کاربر(ها) آنلاین هستند (170 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
213 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: دوشنبه 6 آذر 1402 20:50
نمایش جزئیات
آفلاین
قیژژژژژ (صدای بازشدن در)
در مغازه با ناله ای باز شد و اسکارلت وارد مغازه شلوغ و به هم ریخته شد(شوخی)
-پااااق
مقدار زیادی آواتار های جور واجور و متفاوت که روی میز بود به علت اصابت به پای یک فروند انسان با صدای بلندی به زمین برخورد کرد و همه جا پخش و پلا شد
-ای وای متاسفم متاسفم هوفف بعد از اینکه تمامی تصاویر به جای خود بازگشتند با خودش فکر کرد اصلا من چرا اومدم اینجا؟؟؟
بعد ناگهان یادش آمد نزدیک به چهل روز است که به دنبال یک آواتار درست حسابی می‌گردد
- اهم، سلام کسی اینجا نیست ؟
- سلام چیکار میتونم براتون بکنم؟
با دیدن سکه های توی کیسه اسکوپیوس چشم هایش برقی زد اما ظاهر عادی خودش را حفظ کرد و و گفت: امم در واقع من یه اواتار میخواستم سفارش بدم
سپس فرم را برداشت شروع به پر کردن آن کرد
1. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
2) انیمه ؟انیمه خوبه ؟اگه این توضیحات به انیمیشن هم جور میاد اونهم خوبه

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.رنگی باشه خیلی ام رنگی نباشه در واقع یه ذره رنگی باشه به اندازه ی کافی نه کم نه زیاد و ور ور ور ور ور ور..

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: آبی تیره مث خودم
رنگ مو: مو های لخت مشکی با هایلایت آبی و ور ور ور ور ور...
رنگ پوست: سفید (و برای اولین بار ور نزد)
رنگ لباس: لباس مشکی

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان
واسه پس زمینه ایده خاصی ندارم ام گل منگلی نکن فقط یه جوری که با مرگخوار آینده تناسب داشته باشه

۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
میشه چوبدستی باشه ؟بلند و خوشگل
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما! لباس عروس تنش نکنی یه وقت یه لباس تقریبا ساده اسپرت مشکی و ابی
خوبه
فقط یه نکته ای داداش اینو بدون که من مریضم علیلم بادکنک دست بزنی میترکم شلنگم دست بزنی میلنگم پیرم گناه دارم باید احترام بزرگترا رو نگه داشت به ریش مرلین به خود مرلین به هرکی میپرستی آواتار مارو زودتر درس کن از بی آواتاری دارم میمیرم گناه دارم یذره واس ما پارتی بازی کن بندازش جلو با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 آبان 1402 16:44
نمایش جزئیات
آفلاین
شنل و کلاه سیاهش را پوشید و از خانه بیرون رفت.سفر پیاده را به شومینه ترجیح میداد خانه اش دو کوچه پایین تر از دیگ سوراخ بود و همین کار را اسان میکر به سمت دیگ سوراخ رفت و کاپوچینوی دلچسبی نوشید.سپس به کوچه دیاگون و سپس به طرف مغازه اسکورپیوس رفت.
-سلام اسکور!
-سلام هیزل جان چه کمکی از دست من برمیاد؟
-دوباره اومدم تا اواتار سفارش بدم!به همین زودیا از دست من خلاص نمیشی!
اسکورپیوس خنده ای کرد.
-خوب در چه سبکی میخوای باشه؟
-امم... اون بار انیمه ای سفارش دادم پس این بار میخوام واقعی باشه.با لباس کوییدیچ باشم لطفا و البته رنگی باشه.توی دستمم جاروی اذرخشم باشه.عجله ای هم نیست. هر وقت تونستی امادش کن!رنگ مو هم که بلوند و رنگ چشم هم قهوه ای روشن.پشت سرم هم یا زمین کوییدیچ یا قلعه هاگوارتز.چیز دیگه ای هم لازم هست بگم؟
-نه ممنون بسیار عالی.پس هر وقت اماده شد یک جغد براتون میفرستم تا بیایید و اواتار هاتون رو تحویل بگیرید.
-خیلی ازت ممنونم!پس می بینمت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
{زِندِگیــت هَمون رَنگـی میشِـہ که خودِت نَقاشـیش میکُنـے🎨🦋}


پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 آبان 1402 15:26
نمایش جزئیات
آفلاین
ابر های سیاه رو میدید، بارون رو دوست داشت.
با قدم های اروم و صبورانه، به سمت مغازه اسکورپیوس راه افتاد.
شنیده بود جایی که اواتار دلخواهت بهت تحویل داده میشه اونجاست.
ایرین،با نگاهش دنبال در مغازه میگشت :
_اینجاست.
و با خوشحالی از پیدا کردنش به سمت در راه افتاد و در رو باز کرد:
_سلام؟
*خوش اومدید چه کمکی ازمن برمیاد؟
ایرین با نگاهی سرسری به درون مغازه گفت:
_اواتار،برای سفارشش اومدم
بعد،صبورانه پلکی زد تا جوابش رو بشنوه.
اسکورپیوس فرمی رو روی میز گذاشت و با لبخند گفت:
لطفا فرم رو پر کنید.

ایرین،شروع به پر کردن و بررسی سوالات کرد.

سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)
انیمیشنی

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم:عسلی
رنگ مو:قهوه ای روشن و بلند
رنگ پوست: سفید
رنگ لباس: سیاه

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) سرسبز

۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
الماس سیاه(اگر نشد مشکلی نداره)
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
پیرهن و دامن یا کلاسیک

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: دوشنبه 29 آبان 1402 21:07
نمایش جزئیات
آفلاین
جینی ویزلی در راه کوچه ی دیاگون قدم میزد. در طی نامه ای که هفته ی پیش از طرف اسکورپیوس مالفوی رسیده بود، گفته شده بود که آواتار هایش آماده شده اند. او وقتی به آواتار ویزارد رسید در مغازه را باز کرد و وارد شد. به اسکورپیوس مالفوی سلام کرد و گفت: آواتار هام کجا هستند؟
اسکورپیوس مالفوی گفت: اون جا هستند.
وبه دیواری که آواتار ها از آن آویزان بود اشاره کرد.
جینی آواتار هایش را برداشت و پرسید:
پول آواتار هام چقدر میشه؟
اسکورپیوس گفت:
40 گالیون.
جینی پول را به اسکورپیوس داد و تشکر کرد و پس از خداحافظی از مغازه خارج شد.


آواتار هام خیلی خوب شده ممنون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک گریفندوریتصویر تغییر اندازه داده شده!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: دوشنبه 15 آبان 1402 21:05
نمایش جزئیات
آفلاین
هوا در حال سرد شدن بود و تمام مغازه ها در حال تعطیل شدن بودند. چیزی به پایان زمستان نمانده بود و مغازه ها در حالی که در حال جنب و جوش بودند تا بتوانند درآمدی به دست آوردند و کاسبی ای بکنند.

اسکورپیوس هم به همین کار مشغول بود و در آواتار ویزارد مشغول آماده کردن سفارشاتش بود تا آن را به مشتری تحویل بدهد. اسکورپیوس کار های زیادی سرش ریخته بود و آماده کردن آواتار های جینی ویزلی مقداری طول کشیده بود و به همین خاطر اسکورپیوس باید زودتر آن را آماده میکرد و معطل نمی‌کرد پس دست بکار شد.


***


تقدیم شما!

اولی - دومی - سومی - سومی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 آبان 1402 18:30
نمایش جزئیات
آفلاین

جینی آرام آرام قدم میزد و به سوی مغازه ی آواتار ویزارد میرفت. وقتی به آنجا رسید در مغازه را آرام باز کرد.
- سلام
- سلام. چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟
- چند تا آواتار میخواستم.
- این فرم و پر کنید. بعد براتون آواتار می سازیم. آواتارتون تا یک هفته دیگه آماده میشه.
جینی نگاهی به فرم کرد. در آن سوال هایی درباره ی شکل آواتار نوشته شده بود.

. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)
انیمه

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: قهوه ای
رنگ مو: قرمز
رنگ پوست: کرمی
رنگ لباس: قرمز

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان
قلعه ی هاگوارتز، زمین کوییدیچ
۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
چوب دستی
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
ردای کوییدیچ تیم گرینفیندور
پس از این که جینی فرم را پر کرد، آن را به صاحب مغازه، اسکورپیوس داد و از او تشکر کرد. سپس از مغازه خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک گریفندوریتصویر تغییر اندازه داده شده!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: شنبه 6 آبان 1402 19:52
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تلما، درحال بازی با تابی، روباه نارنجی رنگش بود که توجه اش به جغد قهوه ای رنگی که بالای سرش میچرخید، جلب شد.
جغد قهوه ای، با دیدن توجه تلما، به سمتش پرواز کرد و روی میز نشست. تلما آرام با دست سر جغد را، نوازش کرد و آرام، نامه ی وصل شده به پایش را برداشت.
روی نامه، با خطی درشت و خوانا، نوشته شده بود.
تلما درحالی که به مبل تکیه داده بود، نامه را بررسی کرد._از اسکورپیوس مالفوی به تلما هلمز. تابی، به نظرت آواتار هام آماده شدن؟ آره فکر کنم؛ ببین، مهر مغازه هم هست.

تلما نامه را باز کرد و با دقت و احتیاط، کاغذ پوستی درونش را برداشت و جلویش گرفت.
_با سلام، خدمت تلمای عزیز.
امیدوارم حالت خوب باشه و نامه به موقع به دستت، رسیده باشه.همونطور که قبلا بهت گفته بودم، اواتار ها یه هفته ای آماده میشه، و خب این جغد رو برای خبر دادن بهت فرستادم.
تلمای عزیز؛ آواتار هات آماده ان! بیا تحویل بگیر.
فقط اومدنی، ۳۰ گالیون بیار. در شرایط عادی ۴۰ گالیون میشد اما چون دفعه ی اولیه که به مغازه من اومدی، یه تخفیف جزئی هم بهت میدم.
منتظرت هستم!

تلما که خواندن نامه را تمام کرده بود، به سرعت نامه را کناری گذاشت و به طرف اتاقش رفت، باید آماده میشد. بعد از پوشیدن لباس، ردایش را برداشت و به سمت در حرکت که ناگهان... چشمانش به صندوق قهوه ای رنگی افتاد، که در گوشه ای از اتاق بود. به سمت صندوق رفت و درش را با وردی باز کرد. صندوقچه جواهرکاری شده کوچکی که رویش پر از یاقوت و الماس های قرمز را برداشت. صندوقچه را باز کرد و نگاهی به خنجر نقره ای انداخت. این یک هدیه لایق برای اسکور بود.
صندوقجه را در ردایش جا داد و به همراه تابی، به کوچه دیاگون، آپارات کردند.
بعد از کمی پیاده روی به آواتار ویزارد رسید و وارد شد.
_اوه! سلام تلما؛ خوش اومدی!
_خیلی ممنون اسکور. خب، آواتار هام کو؟
_بیا اینجاست.

اسکور پلاستیکی پر از آواتار به تلما داد. تلما با ذوق همه آنها را نگاه کرد و در نهایت، کم مانده بود از شدت خوشحالی، اسکور را بغل کند._اینا خیلی عالیه اسکور! مخصوصا تابی خیلی قشنگ شده!
_خواهش میکنم؛ رضایت مشتری برای ما خیلی مهمه!

تلما ۳۰ گالیون را به اسکور داد و باز تشکر کرد.
_راستی اسکور، این برای توئه. یه تشکر کوچیک از طرف مشتری. از خونواده ام برام مونده، یه زمانی برای سالازار اسلایترین بزرگ بوده.
_من... این خیلی قشنگه تلما... ممنونم!
_چیز خاصی نیست.من دیگه باید برم... خدافظ.







مرسی اسکور...عالی شدههه.مخصوصا روباهم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
واسه چی داری تعقیبم می‌کنی؟
خیلی مشکوکی!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: شنبه 6 آبان 1402 16:10
نمایش جزئیات
آفلاین
اسکورپیوس در حالی که برای هالووین لحظه شماری میکرد در حال درست کردن آواتار های تماما هلمز نیز بود. اسکورپیوس خوشحال بود که هر چند گاهی مشتری ای به مغازه اش می آمد و آن را از حالت ساکت اش بیرون آورد و جیب اسکورپیوس را در پول میکرد.
اسکورپیوس در حالی که کار تلما را انجام میداد به آن نگاه کرد.

- تموم شد.
اسکورپیوس امیدوار بود تلما از کار او راضی باشد و خود اسکورپیوس هم از آواتار هایی که درست کرده بود راضی بود و آن را می‌پسندید. بهر حال باید صبر می کرد تا مشتری ویژه اش نظرش را راجب او بگوید پس دست بکار شد ؤ آواتار را داخل پلاستیک کرد و آماده شد تا آن را به مشتری بدهد.

***


تلما امیدوارم از آواتار ها راضی باشی! من برات چند تا آماده کردم که از بینشون انتخاب کنی.

اولی - دومی - سومی - چهارمی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 3 آبان 1402 10:38
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
تلما با نگاهی جزئی وارد مغازه شد.سرش را چرخاند تا شاید کسی را ببیند.
هرچه گشت ندید که کسی هست یانه...
برای همین محو نگاه کردن اواتار ها شد که کسی از پشت سرش صدا زد:
_تو کی هستی؟
اسکورپیوس مالفوی چوبدستی اش را بالا آورده و به سمت تلما گرفته بود.
تلما آرام دست هایش را بالا آورد و گفت:
_من تلما هستم؛تلما هلمز.واسه درست کردن آواتار اومدم...
اسکورپیوس آرام چوبدستی اش را پایین اورد و گفت:
_از اول بگو دیگه!حالا باید بگی چطوری میخوای...
_قطعا مثل خودم...چشم خرمایی و موهای خرمایی بلند که تا کمره و لبای قرمز بلند که آستین داره و یه کم رو شونه هاش پف داره...اواتار تمام قد نباشه و روی گردن یا دست هام یه روباه نارنجی خوشگل باشه... و عکس فقط تا کمر باشه نه بیشتر و اینکه اگه پشتم معلوم بود یه عمارت سفید باشه...همین...
_مدل عکس چی؟انیمه،انیمیشن،سبک واقعی
_انیمه خوبه.
_رنگش چی؟سیاه و سفید یا رنگی؟
_رنگی قطعا.کی آماده میشه؟
_نهایتا یک هفته دیگه...
_پولش چی؟
_موقع تحویل حساب میکنیم...
_باشه خدافظ







1. سبک آواتار:انیمه

2. آواتار رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم:خرمایی
رنگ مو:خرمایی
رنگ پوست:سفید
رنگ لباس:قرمز

۴. مکان آواتار:یه جای سرسبز(یا یه عمارت سفید)

۵. وسیله در دست:یه روباه نارنجی

۶. نوع لباس:لباس قرمز رنگ بلند که آستین داره و روی شونه هاش کمی پف و یقه اش بازه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
واسه چی داری تعقیبم می‌کنی؟
خیلی مشکوکی!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 5 مهر 1402 16:02
نمایش جزئیات
آفلاین
شب گذشته هلگا جغدی از طرف مغازه ی آواتار ویزارد گرفته بود اما،دنیای جادوگری هم مشغله های خود را دارد،هلگا توی یکی از تالار ها معطل شده بود پس تصمیم گرفت فردا به دیدن مالفوی جوان برود!
_سلاممم,مالفوی جوان کجایی؟؟شنیدم آواتارم رو تموم کردی؟؟
_اووه بانو هلگا خوش اومدید (از روی نردبان به آرامی پایین می آید)بله چنتا ساختم چون خواستم خاص باشند
_ممنونم میتونم ببینمشون!
_البته اینجان
_خدای من ! یکی از یکی خوشگلترن!ولی اگه قرار باشه انتخاب کنم اولی رو ترجیح میدم فقط میشه قسمت لبش رو یکمی تغییر بدید!
_بله اینطوری کوچیکتر مدنظرتونه؟
_آره دوست دارم بیشتر شبیه ام باشه به هرحال که دهن من اینقدر گشاد نیست😂
_البته😂😅یکمی گیج شده بودم
_درست شد !؟
_آره یه نگاهی بهش بندازید
_عالییی شدههه این عالییه همون چیزیه که دنبالش میگشتم 😍🤝
_خوشحالم که خوشتون اومده
_اینقدر خوشم اومده که همین الان ازش استفاده میکنم به عنوان آواتار جدیدم🤌
_عالیه!امیدوارم یه تبلیغ خوب برای من بشه میدونید که مردم این روزا چطوری آواتار گیر میارن!
_آره بنظرم ایده این مغازه آواتار خیلی خلاقانه بود، واقعا خلاقانه! جادوگرای جدید حتما با سر زدن به مغازه ات و دیدن این آواتارهای قشنگ دلشون میخواد یکی شو داشته باشند!امیدوارم موفق باشی!و اینکه افراد بیشتری بخوان آواتار خودشون رو داشته باشند به جای اینکه همه عکس هری و هرمیون رو بزارن به جای آواتارشون!و دوباره میگم موفق باشی مالفوی جوان،من دیگه میرم باید برم پز آواتار جدیدمو بدم
_شما لطف دارید 😅 بله حتما خدانگهدار بانو امیدوارم بازم ببینمتون
_البته اسکورپیوس مالفوی حتما دوباره همدیگه رو ملاقات میکنیم،خدانگهدار
هلگا از ذوق آواتار جدید سریع از مغازه خارج شد تا به انجمن های جدید سر بزند و بالاخره،پز آواتار جدید خود را بدهد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
🦋💛

ما در سایه ها میجنگیم تا به روشنایی خدمت کنیم

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.