هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۲:۰۴:۳۳ پنجشنبه ۹ آذر ۱۴۰۲

Zdzdzdzdzdzdzd


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۸ سه شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۱۵:۵۲:۱۱ شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۲
گروه:
کاربران عضو
پیام: 5
آفلاین
آستوریا آرام وارد آواتار فروشی شد.
نگاهی به داخل مغازه انداخت و لبخندی تحسین آمیز روی لب هایش آمد.
اسکورپیوس که مشغول کارش بود سرش را بالا آورد و او را دید. کاملا معلوم بود که شوکه شده است.

_مامان؟!

آستوریا جلو تر رفت .

_مامانتو دیدی مرلینو ندیدی که

اسکورپیوس دستپاچه شده بود.

_آخه خیلی وقته ندیدمتون... یکمی تعجب کردم.

آستوریا لبخند زد. خیلی وقت بود پسرش را ندیده بود و دلتنگش شده بود.

_مشکلی نیست اسکور. دلم برات تنگ شده بود پسرم. ولی کار و بار خوبی راه انداختی.

_ممنونم مامان. منم دلم خیلی برات تنگ شده بود ولی... حالا ولش کن. براچی اومدین اینجا؟

_اومدم پسرمو ببینم . شنیدم آواتار های خیلی خوبی درست میکنی پس بزار منم یه آواتار سفارش بدم.

_ باشه حتما مامان.

_اینو رو باید پر کنم اسکور درسته؟

_بله مامان همین.

آستوریا شروع به پر کردن کرد.
سبک آواتار : واقعی
آواتار رنگی باشه
مشخصات آواتار:
یه دختر
رنگ چشم:سیاه
رنگ مو:قهوه ای تیره
رنگ پوست: سفید و رنگ پریده
با لباس اسلیترین
مکان آواتار:
هاگوارتز

یه گل رز قرمز که خشک شده هم دستش باشه
نگاهش هم به یه طرف دیگه باشه

_بیا اسکور. ببینم چیکار میکنی.

_مطمئن باشین عالی میشه.

_باشه پسرم. من برای تحویل گرفتن آواتار میام ولی اینو بدون که از الان به بعد من قراره بیشتر وقتمو اینجا بگذرونم در کنار پسرم.



پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۲۳:۰۶ چهارشنبه ۸ آذر ۱۴۰۲

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۲:۵۳:۵۱ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 208
آفلاین
اسکورپیوس در حالی که به صفحه مانیتور کامپیوتر خیره شده بود کار درست کردن آواتار ها را تمام کرد. کار های زیادی داشت و به همین خاطر هم آماده کردن آواتار ها مدتی طول کشیده بود.
اما اسکورپیوس در این مدت بهترین آواتار ها را آماده کرده بود تا به هیزل و آیرین تحویل دهد.
اسکورپیوس خشنود بود که با باز کردن مغازه اش کار تازه وارد ها را راحت کرده بود و آواتار را برای آنها آماده میکرد.

***


آواتار آیرین!

اولی - دومی - سومی - چهارمی - پنجمی - ششمی

آواتار هیزل!
تک آواتاری که تونستم تهیه کنم.

____________
آواتار اسکارلت هم به زودی آماده میشه.




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۲۰:۵۰ دوشنبه ۶ آذر ۱۴۰۲

اسلیترین

اسکارلت لیشام


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۰۳ شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۳۹:۲۳
از میان ورق های کتاب
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 25
آفلاین
قیژژژژژ (صدای بازشدن در)
در مغازه با ناله ای باز شد و اسکارلت وارد مغازه شلوغ و به هم ریخته شد(شوخی)
-پااااق
مقدار زیادی آواتار های جور واجور و متفاوت که روی میز بود به علت اصابت به پای یک فروند انسان با صدای بلندی به زمین برخورد کرد و همه جا پخش و پلا شد
-ای وای متاسفم متاسفم هوفف بعد از اینکه تمامی تصاویر به جای خود بازگشتند با خودش فکر کرد اصلا من چرا اومدم اینجا؟؟؟
بعد ناگهان یادش آمد نزدیک به چهل روز است که به دنبال یک آواتار درست حسابی می‌گردد
- اهم، سلام کسی اینجا نیست ؟
- سلام چیکار میتونم براتون بکنم؟
با دیدن سکه های توی کیسه اسکوپیوس چشم هایش برقی زد اما ظاهر عادی خودش را حفظ کرد و و گفت: امم در واقع من یه اواتار میخواستم سفارش بدم
سپس فرم را برداشت شروع به پر کردن آن کرد
1. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
2) انیمه ؟انیمه خوبه ؟اگه این توضیحات به انیمیشن هم جور میاد اونهم خوبه

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.رنگی باشه خیلی ام رنگی نباشه در واقع یه ذره رنگی باشه به اندازه ی کافی نه کم نه زیاد و ور ور ور ور ور ور..

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: آبی تیره مث خودم
رنگ مو: مو های لخت مشکی با هایلایت آبی و ور ور ور ور ور...
رنگ پوست: سفید (و برای اولین بار ور نزد)
رنگ لباس: لباس مشکی

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان
واسه پس زمینه ایده خاصی ندارم ام گل منگلی نکن فقط یه جوری که با مرگخوار آینده تناسب داشته باشه

۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
میشه چوبدستی باشه ؟بلند و خوشگل
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما! لباس عروس تنش نکنی یه وقت یه لباس تقریبا ساده اسپرت مشکی و ابی
خوبه
فقط یه نکته ای داداش اینو بدون که من مریضم علیلم بادکنک دست بزنی میترکم شلنگم دست بزنی میلنگم پیرم گناه دارم باید احترام بزرگترا رو نگه داشت به ریش مرلین به خود مرلین به هرکی میپرستی آواتار مارو زودتر درس کن از بی آواتاری دارم میمیرم گناه دارم یذره واس ما پارتی بازی کن بندازش جلو با تشکر



پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۶:۴۴ سه شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲

ریونکلاو

هیزل استیکنی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۲۹ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۵۰:۱۸
از خونه ام
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 78
آفلاین
شنل و کلاه سیاهش را پوشید و از خانه بیرون رفت.سفر پیاده را به شومینه ترجیح میداد خانه اش دو کوچه پایین تر از دیگ سوراخ بود و همین کار را اسان میکر به سمت دیگ سوراخ رفت و کاپوچینوی دلچسبی نوشید.سپس به کوچه دیاگون و سپس به طرف مغازه اسکورپیوس رفت.
-سلام اسکور!
-سلام هیزل جان چه کمکی از دست من برمیاد؟
-دوباره اومدم تا اواتار سفارش بدم!به همین زودیا از دست من خلاص نمیشی!
اسکورپیوس خنده ای کرد.
-خوب در چه سبکی میخوای باشه؟
-امم... اون بار انیمه ای سفارش دادم پس این بار میخوام واقعی باشه.با لباس کوییدیچ باشم لطفا و البته رنگی باشه.توی دستمم جاروی اذرخشم باشه.عجله ای هم نیست. هر وقت تونستی امادش کن!رنگ مو هم که بلوند و رنگ چشم هم قهوه ای روشن.پشت سرم هم یا زمین کوییدیچ یا قلعه هاگوارتز.چیز دیگه ای هم لازم هست بگم؟
-نه ممنون بسیار عالی.پس هر وقت اماده شد یک جغد براتون میفرستم تا بیایید و اواتار هاتون رو تحویل بگیرید.
-خیلی ازت ممنونم!پس می بینمت!



چرا؟


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۵:۲۶ سه شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲

هافلپاف

آیرین دنهولم


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۹ دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۱ دوشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۲
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
ابر های سیاه رو میدید، بارون رو دوست داشت.
با قدم های اروم و صبورانه، به سمت مغازه اسکورپیوس راه افتاد.
شنیده بود جایی که اواتار دلخواهت بهت تحویل داده میشه اونجاست.
ایرین،با نگاهش دنبال در مغازه میگشت :
_اینجاست.
و با خوشحالی از پیدا کردنش به سمت در راه افتاد و در رو باز کرد:
_سلام؟
*خوش اومدید چه کمکی ازمن برمیاد؟
ایرین با نگاهی سرسری به درون مغازه گفت:
_اواتار،برای سفارشش اومدم
بعد،صبورانه پلکی زد تا جوابش رو بشنوه.
اسکورپیوس فرمی رو روی میز گذاشت و با لبخند گفت:
لطفا فرم رو پر کنید.

ایرین،شروع به پر کردن و بررسی سوالات کرد.

سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)
انیمیشنی

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم:عسلی
رنگ مو:قهوه ای روشن و بلند
رنگ پوست: سفید
رنگ لباس: سیاه

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) سرسبز

۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
الماس سیاه(اگر نشد مشکلی نداره)
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
پیرهن و دامن یا کلاسیک



پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۲۱:۰۷ دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۳ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۱۱:۳۸:۳۲
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 80
آفلاین
جینی ویزلی در راه کوچه ی دیاگون قدم میزد. در طی نامه ای که هفته ی پیش از طرف اسکورپیوس مالفوی رسیده بود، گفته شده بود که آواتار هایش آماده شده اند. او وقتی به آواتار ویزارد رسید در مغازه را باز کرد و وارد شد. به اسکورپیوس مالفوی سلام کرد و گفت: آواتار هام کجا هستند؟
اسکورپیوس مالفوی گفت: اون جا هستند.
وبه دیواری که آواتار ها از آن آویزان بود اشاره کرد.
جینی آواتار هایش را برداشت و پرسید:
پول آواتار هام چقدر میشه؟
اسکورپیوس گفت:
40 گالیون.
جینی پول را به اسکورپیوس داد و تشکر کرد و پس از خداحافظی از مغازه خارج شد.


آواتار هام خیلی خوب شده ممنون.


یک گریفندوریتصویر کوچک شده!


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۲۱:۰۵ دوشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۲

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۲:۵۳:۵۱ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 208
آفلاین
هوا در حال سرد شدن بود و تمام مغازه ها در حال تعطیل شدن بودند. چیزی به پایان زمستان نمانده بود و مغازه ها در حالی که در حال جنب و جوش بودند تا بتوانند درآمدی به دست آوردند و کاسبی ای بکنند.

اسکورپیوس هم به همین کار مشغول بود و در آواتار ویزارد مشغول آماده کردن سفارشاتش بود تا آن را به مشتری تحویل بدهد. اسکورپیوس کار های زیادی سرش ریخته بود و آماده کردن آواتار های جینی ویزلی مقداری طول کشیده بود و به همین خاطر اسکورپیوس باید زودتر آن را آماده میکرد و معطل نمی‌کرد پس دست بکار شد.


***


تقدیم شما!

اولی - دومی - سومی - سومی




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۸:۳۰ سه شنبه ۹ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۳ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۱۱:۳۸:۳۲
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 80
آفلاین

جینی آرام آرام قدم میزد و به سوی مغازه ی آواتار ویزارد میرفت. وقتی به آنجا رسید در مغازه را آرام باز کرد.
- سلام
- سلام. چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟
- چند تا آواتار میخواستم.
- این فرم و پر کنید. بعد براتون آواتار می سازیم. آواتارتون تا یک هفته دیگه آماده میشه.
جینی نگاهی به فرم کرد. در آن سوال هایی درباره ی شکل آواتار نوشته شده بود.

. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)
انیمه

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: قهوه ای
رنگ مو: قرمز
رنگ پوست: کرمی
رنگ لباس: قرمز

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان
قلعه ی هاگوارتز، زمین کوییدیچ
۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
چوب دستی
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
ردای کوییدیچ تیم گرینفیندور
پس از این که جینی فرم را پر کرد، آن را به صاحب مغازه، اسکورپیوس داد و از او تشکر کرد. سپس از مغازه خارج شد.


یک گریفندوریتصویر کوچک شده!


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۹:۵۲ شنبه ۶ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور، مرگخواران

تلما هلمز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ جمعه ۱۴ مهر ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۱۱:۴۵:۲۵ چهارشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۲
از لبخند های دروغین متنفرم!
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 104
آفلاین
تلما، درحال بازی با تابی، روباه نارنجی رنگش بود که توجه اش به جغد قهوه ای رنگی که بالای سرش میچرخید، جلب شد.
جغد قهوه ای، با دیدن توجه تلما، به سمتش پرواز کرد و روی میز نشست. تلما آرام با دست سر جغد را، نوازش کرد و آرام، نامه ی وصل شده به پایش را برداشت.
روی نامه، با خطی درشت و خوانا، نوشته شده بود.
تلما درحالی که به مبل تکیه داده بود، نامه را بررسی کرد._از اسکورپیوس مالفوی به تلما هلمز. تابی، به نظرت آواتار هام آماده شدن؟ آره فکر کنم؛ ببین، مهر مغازه هم هست.

تلما نامه را باز کرد و با دقت و احتیاط، کاغذ پوستی درونش را برداشت و جلویش گرفت.
_با سلام، خدمت تلمای عزیز.
امیدوارم حالت خوب باشه و نامه به موقع به دستت، رسیده باشه.همونطور که قبلا بهت گفته بودم، اواتار ها یه هفته ای آماده میشه، و خب این جغد رو برای خبر دادن بهت فرستادم.
تلمای عزیز؛ آواتار هات آماده ان! بیا تحویل بگیر.
فقط اومدنی، ۳۰ گالیون بیار. در شرایط عادی ۴۰ گالیون میشد اما چون دفعه ی اولیه که به مغازه من اومدی، یه تخفیف جزئی هم بهت میدم.
منتظرت هستم!

تلما که خواندن نامه را تمام کرده بود، به سرعت نامه را کناری گذاشت و به طرف اتاقش رفت، باید آماده میشد. بعد از پوشیدن لباس، ردایش را برداشت و به سمت در حرکت که ناگهان... چشمانش به صندوق قهوه ای رنگی افتاد، که در گوشه ای از اتاق بود. به سمت صندوق رفت و درش را با وردی باز کرد. صندوقچه جواهرکاری شده کوچکی که رویش پر از یاقوت و الماس های قرمز را برداشت. صندوقچه را باز کرد و نگاهی به خنجر نقره ای انداخت. این یک هدیه لایق برای اسکور بود.
صندوقجه را در ردایش جا داد و به همراه تابی، به کوچه دیاگون، آپارات کردند.
بعد از کمی پیاده روی به آواتار ویزارد رسید و وارد شد.
_اوه! سلام تلما؛ خوش اومدی!
_خیلی ممنون اسکور. خب، آواتار هام کو؟
_بیا اینجاست.

اسکور پلاستیکی پر از آواتار به تلما داد. تلما با ذوق همه آنها را نگاه کرد و در نهایت، کم مانده بود از شدت خوشحالی، اسکور را بغل کند._اینا خیلی عالیه اسکور! مخصوصا تابی خیلی قشنگ شده!
_خواهش میکنم؛ رضایت مشتری برای ما خیلی مهمه!

تلما ۳۰ گالیون را به اسکور داد و باز تشکر کرد.
_راستی اسکور، این برای توئه. یه تشکر کوچیک از طرف مشتری. از خونواده ام برام مونده، یه زمانی برای سالازار اسلایترین بزرگ بوده.
_من... این خیلی قشنگه تلما... ممنونم!
_چیز خاصی نیست.من دیگه باید برم... خدافظ.







مرسی اسکور...عالی شدههه.مخصوصا روباهم.


یه گریفیندوری مرگخوار


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۶:۱۰ شنبه ۶ آبان ۱۴۰۲

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۲:۵۳:۵۱ شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 208
آفلاین
اسکورپیوس در حالی که برای هالووین لحظه شماری میکرد در حال درست کردن آواتار های تماما هلمز نیز بود. اسکورپیوس خوشحال بود که هر چند گاهی مشتری ای به مغازه اش می آمد و آن را از حالت ساکت اش بیرون آورد و جیب اسکورپیوس را در پول میکرد.
اسکورپیوس در حالی که کار تلما را انجام میداد به آن نگاه کرد.

- تموم شد.
اسکورپیوس امیدوار بود تلما از کار او راضی باشد و خود اسکورپیوس هم از آواتار هایی که درست کرده بود راضی بود و آن را می‌پسندید. بهر حال باید صبر می کرد تا مشتری ویژه اش نظرش را راجب او بگوید پس دست بکار شد ؤ آواتار را داخل پلاستیک کرد و آماده شد تا آن را به مشتری بدهد.

***


تلما امیدوارم از آواتار ها راضی باشی! من برات چند تا آماده کردم که از بینشون انتخاب کنی.

اولی - دومی - سومی - چهارمی









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.