هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۶:۴۴ سه شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲

ریونکلاو

هیزل استیکنی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۲۹ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۲۱:۰۴
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 84
آفلاین
شنل و کلاه سیاهش را پوشید و از خانه بیرون رفت.سفر پیاده را به شومینه ترجیح میداد خانه اش دو کوچه پایین تر از دیگ سوراخ بود و همین کار را اسان میکر به سمت دیگ سوراخ رفت و کاپوچینوی دلچسبی نوشید.سپس به کوچه دیاگون و سپس به طرف مغازه اسکورپیوس رفت.
-سلام اسکور!
-سلام هیزل جان چه کمکی از دست من برمیاد؟
-دوباره اومدم تا اواتار سفارش بدم!به همین زودیا از دست من خلاص نمیشی!
اسکورپیوس خنده ای کرد.
-خوب در چه سبکی میخوای باشه؟
-امم... اون بار انیمه ای سفارش دادم پس این بار میخوام واقعی باشه.با لباس کوییدیچ باشم لطفا و البته رنگی باشه.توی دستمم جاروی اذرخشم باشه.عجله ای هم نیست. هر وقت تونستی امادش کن!رنگ مو هم که بلوند و رنگ چشم هم قهوه ای روشن.پشت سرم هم یا زمین کوییدیچ یا قلعه هاگوارتز.چیز دیگه ای هم لازم هست بگم؟
-نه ممنون بسیار عالی.پس هر وقت اماده شد یک جغد براتون میفرستم تا بیایید و اواتار هاتون رو تحویل بگیرید.
-خیلی ازت ممنونم!پس می بینمت!



🎐 اجـازه نـده هيـچ كس پـاشو رو رويـاهات بـذاره..🌱 ️


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۵:۲۶ سه شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲

هافلپاف

آیرین دنهولم


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۰۹ دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۱ دوشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۲
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 6
آفلاین
ابر های سیاه رو میدید، بارون رو دوست داشت.
با قدم های اروم و صبورانه، به سمت مغازه اسکورپیوس راه افتاد.
شنیده بود جایی که اواتار دلخواهت بهت تحویل داده میشه اونجاست.
ایرین،با نگاهش دنبال در مغازه میگشت :
_اینجاست.
و با خوشحالی از پیدا کردنش به سمت در راه افتاد و در رو باز کرد:
_سلام؟
*خوش اومدید چه کمکی ازمن برمیاد؟
ایرین با نگاهی سرسری به درون مغازه گفت:
_اواتار،برای سفارشش اومدم
بعد،صبورانه پلکی زد تا جوابش رو بشنوه.
اسکورپیوس فرمی رو روی میز گذاشت و با لبخند گفت:
لطفا فرم رو پر کنید.

ایرین،شروع به پر کردن و بررسی سوالات کرد.

سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)
انیمیشنی

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم:عسلی
رنگ مو:قهوه ای روشن و بلند
رنگ پوست: سفید
رنگ لباس: سیاه

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) سرسبز

۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
الماس سیاه(اگر نشد مشکلی نداره)
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
پیرهن و دامن یا کلاسیک



پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۲۱:۰۷ دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۳ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۱۰:۱۸:۱۲ شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۳
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 83
آفلاین
جینی ویزلی در راه کوچه ی دیاگون قدم میزد. در طی نامه ای که هفته ی پیش از طرف اسکورپیوس مالفوی رسیده بود، گفته شده بود که آواتار هایش آماده شده اند. او وقتی به آواتار ویزارد رسید در مغازه را باز کرد و وارد شد. به اسکورپیوس مالفوی سلام کرد و گفت: آواتار هام کجا هستند؟
اسکورپیوس مالفوی گفت: اون جا هستند.
وبه دیواری که آواتار ها از آن آویزان بود اشاره کرد.
جینی آواتار هایش را برداشت و پرسید:
پول آواتار هام چقدر میشه؟
اسکورپیوس گفت:
40 گالیون.
جینی پول را به اسکورپیوس داد و تشکر کرد و پس از خداحافظی از مغازه خارج شد.


آواتار هام خیلی خوب شده ممنون.


یک گریفندوریتصویر کوچک شده!


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۲۱:۰۵ دوشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۲

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۳:۵۱:۵۶ سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 216
آفلاین
هوا در حال سرد شدن بود و تمام مغازه ها در حال تعطیل شدن بودند. چیزی به پایان زمستان نمانده بود و مغازه ها در حالی که در حال جنب و جوش بودند تا بتوانند درآمدی به دست آوردند و کاسبی ای بکنند.

اسکورپیوس هم به همین کار مشغول بود و در آواتار ویزارد مشغول آماده کردن سفارشاتش بود تا آن را به مشتری تحویل بدهد. اسکورپیوس کار های زیادی سرش ریخته بود و آماده کردن آواتار های جینی ویزلی مقداری طول کشیده بود و به همین خاطر اسکورپیوس باید زودتر آن را آماده میکرد و معطل نمی‌کرد پس دست بکار شد.


***


تقدیم شما!

اولی - دومی - سومی - سومی




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۸:۳۰ سه شنبه ۹ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۳ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۱۰:۱۸:۱۲ شنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۳
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 83
آفلاین

جینی آرام آرام قدم میزد و به سوی مغازه ی آواتار ویزارد میرفت. وقتی به آنجا رسید در مغازه را آرام باز کرد.
- سلام
- سلام. چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟
- چند تا آواتار میخواستم.
- این فرم و پر کنید. بعد براتون آواتار می سازیم. آواتارتون تا یک هفته دیگه آماده میشه.
جینی نگاهی به فرم کرد. در آن سوال هایی درباره ی شکل آواتار نوشته شده بود.

. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)
انیمه

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: قهوه ای
رنگ مو: قرمز
رنگ پوست: کرمی
رنگ لباس: قرمز

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان
قلعه ی هاگوارتز، زمین کوییدیچ
۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
چوب دستی
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
ردای کوییدیچ تیم گرینفیندور
پس از این که جینی فرم را پر کرد، آن را به صاحب مغازه، اسکورپیوس داد و از او تشکر کرد. سپس از مغازه خارج شد.


یک گریفندوریتصویر کوچک شده!


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۹:۵۲ شنبه ۶ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور، مرگخواران

تلما هلمز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ جمعه ۱۴ مهر ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۴۴:۳۵
از لبخند های دروغین متنفرم!
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 115
آفلاین
تلما، درحال بازی با تابی، روباه نارنجی رنگش بود که توجه اش به جغد قهوه ای رنگی که بالای سرش میچرخید، جلب شد.
جغد قهوه ای، با دیدن توجه تلما، به سمتش پرواز کرد و روی میز نشست. تلما آرام با دست سر جغد را، نوازش کرد و آرام، نامه ی وصل شده به پایش را برداشت.
روی نامه، با خطی درشت و خوانا، نوشته شده بود.
تلما درحالی که به مبل تکیه داده بود، نامه را بررسی کرد._از اسکورپیوس مالفوی به تلما هلمز. تابی، به نظرت آواتار هام آماده شدن؟ آره فکر کنم؛ ببین، مهر مغازه هم هست.

تلما نامه را باز کرد و با دقت و احتیاط، کاغذ پوستی درونش را برداشت و جلویش گرفت.
_با سلام، خدمت تلمای عزیز.
امیدوارم حالت خوب باشه و نامه به موقع به دستت، رسیده باشه.همونطور که قبلا بهت گفته بودم، اواتار ها یه هفته ای آماده میشه، و خب این جغد رو برای خبر دادن بهت فرستادم.
تلمای عزیز؛ آواتار هات آماده ان! بیا تحویل بگیر.
فقط اومدنی، ۳۰ گالیون بیار. در شرایط عادی ۴۰ گالیون میشد اما چون دفعه ی اولیه که به مغازه من اومدی، یه تخفیف جزئی هم بهت میدم.
منتظرت هستم!

تلما که خواندن نامه را تمام کرده بود، به سرعت نامه را کناری گذاشت و به طرف اتاقش رفت، باید آماده میشد. بعد از پوشیدن لباس، ردایش را برداشت و به سمت در حرکت که ناگهان... چشمانش به صندوق قهوه ای رنگی افتاد، که در گوشه ای از اتاق بود. به سمت صندوق رفت و درش را با وردی باز کرد. صندوقچه جواهرکاری شده کوچکی که رویش پر از یاقوت و الماس های قرمز را برداشت. صندوقچه را باز کرد و نگاهی به خنجر نقره ای انداخت. این یک هدیه لایق برای اسکور بود.
صندوقجه را در ردایش جا داد و به همراه تابی، به کوچه دیاگون، آپارات کردند.
بعد از کمی پیاده روی به آواتار ویزارد رسید و وارد شد.
_اوه! سلام تلما؛ خوش اومدی!
_خیلی ممنون اسکور. خب، آواتار هام کو؟
_بیا اینجاست.

اسکور پلاستیکی پر از آواتار به تلما داد. تلما با ذوق همه آنها را نگاه کرد و در نهایت، کم مانده بود از شدت خوشحالی، اسکور را بغل کند._اینا خیلی عالیه اسکور! مخصوصا تابی خیلی قشنگ شده!
_خواهش میکنم؛ رضایت مشتری برای ما خیلی مهمه!

تلما ۳۰ گالیون را به اسکور داد و باز تشکر کرد.
_راستی اسکور، این برای توئه. یه تشکر کوچیک از طرف مشتری. از خونواده ام برام مونده، یه زمانی برای سالازار اسلایترین بزرگ بوده.
_من... این خیلی قشنگه تلما... ممنونم!
_چیز خاصی نیست.من دیگه باید برم... خدافظ.







مرسی اسکور...عالی شدههه.مخصوصا روباهم.


یه گریفیندوری مرگخوار


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۶:۱۰ شنبه ۶ آبان ۱۴۰۲

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۳:۵۱:۵۶ سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 216
آفلاین
اسکورپیوس در حالی که برای هالووین لحظه شماری میکرد در حال درست کردن آواتار های تماما هلمز نیز بود. اسکورپیوس خوشحال بود که هر چند گاهی مشتری ای به مغازه اش می آمد و آن را از حالت ساکت اش بیرون آورد و جیب اسکورپیوس را در پول میکرد.
اسکورپیوس در حالی که کار تلما را انجام میداد به آن نگاه کرد.

- تموم شد.
اسکورپیوس امیدوار بود تلما از کار او راضی باشد و خود اسکورپیوس هم از آواتار هایی که درست کرده بود راضی بود و آن را می‌پسندید. بهر حال باید صبر می کرد تا مشتری ویژه اش نظرش را راجب او بگوید پس دست بکار شد ؤ آواتار را داخل پلاستیک کرد و آماده شد تا آن را به مشتری بدهد.

***


تلما امیدوارم از آواتار ها راضی باشی! من برات چند تا آماده کردم که از بینشون انتخاب کنی.

اولی - دومی - سومی - چهارمی




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۰:۳۸ چهارشنبه ۳ آبان ۱۴۰۲

گریفیندور، مرگخواران

تلما هلمز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ جمعه ۱۴ مهر ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۲۲:۴۴:۳۵
از لبخند های دروغین متنفرم!
گروه:
ایفای نقش
گریفیندور
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 115
آفلاین
تلما با نگاهی جزئی وارد مغازه شد.سرش را چرخاند تا شاید کسی را ببیند.
هرچه گشت ندید که کسی هست یانه...
برای همین محو نگاه کردن اواتار ها شد که کسی از پشت سرش صدا زد:
_تو کی هستی؟
اسکورپیوس مالفوی چوبدستی اش را بالا آورده و به سمت تلما گرفته بود.
تلما آرام دست هایش را بالا آورد و گفت:
_من تلما هستم؛تلما هلمز.واسه درست کردن آواتار اومدم...
اسکورپیوس آرام چوبدستی اش را پایین اورد و گفت:
_از اول بگو دیگه!حالا باید بگی چطوری میخوای...
_قطعا مثل خودم...چشم خرمایی و موهای خرمایی بلند که تا کمره و لبای قرمز بلند که آستین داره و یه کم رو شونه هاش پف داره...اواتار تمام قد نباشه و روی گردن یا دست هام یه روباه نارنجی خوشگل باشه... و عکس فقط تا کمر باشه نه بیشتر و اینکه اگه پشتم معلوم بود یه عمارت سفید باشه...همین...
_مدل عکس چی؟انیمه،انیمیشن،سبک واقعی
_انیمه خوبه.
_رنگش چی؟سیاه و سفید یا رنگی؟
_رنگی قطعا.کی آماده میشه؟
_نهایتا یک هفته دیگه...
_پولش چی؟
_موقع تحویل حساب میکنیم...
_باشه خدافظ







1. سبک آواتار:انیمه

2. آواتار رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم:خرمایی
رنگ مو:خرمایی
رنگ پوست:سفید
رنگ لباس:قرمز

۴. مکان آواتار:یه جای سرسبز(یا یه عمارت سفید)

۵. وسیله در دست:یه روباه نارنجی

۶. نوع لباس:لباس قرمز رنگ بلند که آستین داره و روی شونه هاش کمی پف و یقه اش بازه.



یه گریفیندوری مرگخوار


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۶:۰۲ چهارشنبه ۵ مهر ۱۴۰۲

هلگا هافلپاف


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۱ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۲
آخرین ورود:
۱۹:۳۶:۴۵ پنجشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۲
از جایی که فکرش هم، زمان رو متوقف میکنه🌚
گروه:
کاربران عضو
پیام: 29
آفلاین
شب گذشته هلگا جغدی از طرف مغازه ی آواتار ویزارد گرفته بود اما،دنیای جادوگری هم مشغله های خود را دارد،هلگا توی یکی از تالار ها معطل شده بود پس تصمیم گرفت فردا به دیدن مالفوی جوان برود!
_سلاممم,مالفوی جوان کجایی؟؟شنیدم آواتارم رو تموم کردی؟؟
_اووه بانو هلگا خوش اومدید (از روی نردبان به آرامی پایین می آید)بله چنتا ساختم چون خواستم خاص باشند
_ممنونم میتونم ببینمشون!
_البته اینجان
_خدای من ! یکی از یکی خوشگلترن!ولی اگه قرار باشه انتخاب کنم اولی رو ترجیح میدم فقط میشه قسمت لبش رو یکمی تغییر بدید!
_بله اینطوری کوچیکتر مدنظرتونه؟
_آره دوست دارم بیشتر شبیه ام باشه به هرحال که دهن من اینقدر گشاد نیست😂
_البته😂😅یکمی گیج شده بودم
_درست شد !؟
_آره یه نگاهی بهش بندازید
_عالییی شدههه این عالییه همون چیزیه که دنبالش میگشتم 😍🤝
_خوشحالم که خوشتون اومده
_اینقدر خوشم اومده که همین الان ازش استفاده میکنم به عنوان آواتار جدیدم🤌
_عالیه!امیدوارم یه تبلیغ خوب برای من بشه میدونید که مردم این روزا چطوری آواتار گیر میارن!
_آره بنظرم ایده این مغازه آواتار خیلی خلاقانه بود، واقعا خلاقانه! جادوگرای جدید حتما با سر زدن به مغازه ات و دیدن این آواتارهای قشنگ دلشون میخواد یکی شو داشته باشند!امیدوارم موفق باشی!و اینکه افراد بیشتری بخوان آواتار خودشون رو داشته باشند به جای اینکه همه عکس هری و هرمیون رو بزارن به جای آواتارشون!و دوباره میگم موفق باشی مالفوی جوان،من دیگه میرم باید برم پز آواتار جدیدمو بدم
_شما لطف دارید 😅 بله حتما خدانگهدار بانو امیدوارم بازم ببینمتون
_البته اسکورپیوس مالفوی حتما دوباره همدیگه رو ملاقات میکنیم،خدانگهدار
هلگا از ذوق آواتار جدید سریع از مغازه خارج شد تا به انجمن های جدید سر بزند و بالاخره،پز آواتار جدید خود را بدهد


🦋💛

ما در سایه ها میجنگیم تا به روشنایی خدمت کنیم



پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۳:۴۸ سه شنبه ۴ مهر ۱۴۰۲

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۱۳:۵۱:۵۶ سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۳
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
ایفای نقش
ناظر انجمن
پیام: 216
آفلاین
اسکورپیوس در حالی که کار بانوی هافلپاف را انجام میداد به آن نگاه کرد. سخت ترین کارش درست کردن آواتار با سبک واقعی بود و او تمام تلاشش را کرده بود که آن را درست انجام داده باشد و بانوی هافلپاف از آن راضی باشد و او بتواند از او برای تبلیغ خود استفاده کند و به همین مشغول کارش شد تا آن را کامل کند.

- تموم شد.
اسکورپیوس امیدوار بود هلگا از کار او راضی باشد چرا که درست آواتارواقعی سخت است و خود اسکورپیوس هم آواتار انیمیشنی را بیشتر می‌پسندید و از آن استقبال می کرد. بهر حال باید صبر می کرد تا مشتری ویژه اش نظرش را راجب او بگوید پس دست بکار شد ؤ آواتار را داخل پلاستیک کرد و آماده شد تا آن را به مشتری بدهد.

***


بانو هلگا من با توجه به نکاتی که گفتی من یه تا آواتار برات آماده کردم! اما اگه از این ها خوشت نیومد بهم بگو که دوباره واست آماده کنم. خودم من بهت پیشنهاد آواتار انیمیشنی یا انیمه ای میکنم اما باز نظر خودته.

اولی - دومی - سومی









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.