پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

77
نفر همین الان آنلاین‌اند 50 نفر در «انجمن»
0 عضو 77 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
تولد نقش
1402/10/13
آخرین ورود
دوشنبه 19 شهریور 1403 12:23
عضویت
دوشنبه 11 دی 1402 17:51
پست‌ها
266
آن شب، بیلی در بغل سوزی خوابیده بود، پیت داشت یک کتاب مشنگی می خواند و پاتریشیا داشت سعی می کرد ورد پاترونوس را انجام بدهد، اما هربار فقط مایع نقره ای رنگی از آن بیرون می زد.
سوزی پرسید:"ببخشید می تونم بپرسم چی کار داری می کنی؟"
پاتریشیا جواب داد:"دارم ورد پاترونوس رو انجام می دم. یه طلسمه برای مراقبت در برابر دمنتورها. هر کارآگاهی باید اینو بلد باشه. من هنوز نتونستم انجامش بدم. پاترونوس هر کس یه حیوونه که با توجه به شخصیتش انتخاب می شه. مثلا اونایی که پیروی صلحن پاترونوس شون گوزنه."
همان موقع جغد قهوه ای رنگی وارد شد. پاتریشیا گفت:"وای نه، امروز نه!" و چوبدستی اش را توی ردایش گذاشت.
جغد به طرف میز رفت و نامه ای را با یک پاکت روی آن انداخت. سپس لبه ی مبل نشست.
سوزی پرسید:"اون چیه دیگه؟"
پاتریشیا جواب داد:"جغد وزیره، وزیر سحر و جادو. ارتباط ما با جغده." او نامه را برداشت و باز کرد. نامه این بود:
"دوشیزه وینتربورن عزیز،
شما کارآگاه وزارتخانه هستید و با اینکه اکنون زمان مرخصی تان است، اما این بسیار حیاتی است. تمام جزئیات پرونده تان در پوشه نوشته شده است. لطفا آنها را بخوانید و سپس پرونده را حل کنید.
با احترام،
وزیر سحر و جادو."
ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1402/10/13
آخرین ورود
دوشنبه 19 شهریور 1403 12:23
عضویت
دوشنبه 11 دی 1402 17:51
پست‌ها
266
آن روز پاتریشیا وینتربورن خیلی هیجان زده بود، چون قرار بود برای اولین بار برادرزاده اش را ببیند. دیروز یک نامه از برادر فشفشه اش، پیت به دست او رسیده بود که می گفت پیت می خواهد با همسر و پسربچه ی مشنگش به خانه ی قرمز بیاید و دو هفته بماند. پاتریشیا در جواب به او گفته بود حتما بیاید.
پاتریشیا همه جای خانه ی قرمز را تمیز کرد. اتاق مهمان را آماده کرد و یک ناهار حسابی پخت؛ پیراشکی کدو تنبل با آب کدو حلوایی و کیک.
بعد، پاتریشیا رفت و بهترین ردای شبش را پوشید، ردای شب ارغوانی اش که دامن چین دار و آستین های گشاد داشت. بهترین کلاه نوک تیزش را هم که پر بلندی داشت، بر سر گذاشت.
پاتریشیا نشست و با سگ هاسکی اش، آبی بازی کرد تا آنها بیایند. وقتی در زدند، با خوشحالی در را باز کرد.
پیت و همسر ماگلش، سوزی دم در بودند. سوزی پسر کوچکی را که درست مثل خودش بود، بغل کرده بود. پیت گفت:"سلام پاتریشیا! ما رسیدیم!"
پاتریشیا گفت:"سلام پیت! سلام سوزی. پیت همیشه درباره ی تو حرف می زد."
پیت و سوزی و پسرشان وارد شدند. سوزی انگار کمی با دیدن خانه شوکه شده بود، چون ماهیتابه ای بالای سینک معلق بود و یک فرچه داشت خود به خود آن را می شست. بالای مبل هم دوتا میله ی بافتنی داشتند خود به خود یک جفت جوراب بچه می بافتند.
سوزی گفت:"خب پس خونه ی یه ساحره این شکلیه؟"
پاتریشیا گفت:"می دونم، به نظر شما این خونه غیرعادیه. ولی به نظر ما خونه های شما غیرعادیه. شما هرکاری می کنین، ما برعکسش رو انجام می دیم."
سوزی گفت:"می دونم، پیت قبلا منو با زندگی جادویی آشنا کرده، ولی خب به هرحال یه ذره عجیبه."
پاتریشیا لبخندی زد. سپس به طرف برادرزاده اش رفت. "خب این آقا کوچولو اسمش چیه؟"
پیت جواب داد:"بیلی. اسمش بیلی‌ه. بیلی، این عمه‌ته."
پاتریشیا گونه ی بیلی را نوازش کرد. بیلی خندید و دست هایش را به طرف پاتریشیا دراز کرد.
پاتریشیا گفت:"آخی!"
همه برای ناهار رفتند. پاتریشیا با یک تکان چوبدستی، میز را چید. موقع ناهار، او بیلی را با نوارهای رنگی ای که از چوبدستی اش بیرون می زد سرگرم می کرد. همه چیز خیلی عالی بود.
ادامه دارد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1402/10/13
آخرین ورود
دوشنبه 19 شهریور 1403 12:23
عضویت
دوشنبه 11 دی 1402 17:51
پست‌ها
266
سلام به همگی.
من برگشتم با یه فن فیکشن دیگه.
امیدوارم خوشتون بیاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.