هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: سال‌اولی‌ها از این طرف: کلاه گروه‌بندی
پیام زده شده در: ۱۸:۳۳:۲۶ جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳

ریونکلاو

آلانیس شپلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۰۵:۱۷ جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
۱۴:۵۷:۱۲ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳
گروه:
جادوآموز سال‌پایینی
ریونکلاو
جـادوگـر
پیام: 4
آفلاین
سلام به کلاه عزیز! بسیار مفتخرم که منم شما رو روی سرم گذاشتم.

من به طور کلی آدم آرومیم که به تفکر عمیق درباره همه چیز خیلی علاقه دارم، همچنین تخیلم خیلی قویه و میتونم مدت ها تو ذهن خودم فرو برم. از بحث های فلسفی عمیق با دیگران خیلی خوشم میاد اگرچه بقیه معمولا حوصله اش رو ندارن!
عاشق چیز های کلاسیک و کتاب خوندنم...گاهی اوقات (اکثرا) حس می کنم آدم به درد نخوریم و به اندازه کافی دارم تلاش نمی کنم...(متاسفانه یه مقدار گشادم) و...یکی از ترس هامم اینه که توی زندگی به هیچ جا نرسم(که با توجه به میزان گشاد بودنم پارادوکس عجیبیه!)

گاهی اوقات توسط ترس هام احاطه میشم و قدرت انجام هیچکاری رو ندارم...خیلی دلم میخواد آدم شجاعی باشم تا بتونم با ترس هام مقابله کنم و لهشون کنم ولی...خب فعلا خیلی موفق نبودم.

به طبیعت خیلی علاقه دارم و بودن توی اون باعث میشه احساس آرامش کنم...

یه مقدار هم آدم سردرگمی هستم در کل، چیزایی زیادی هست که بهشون علاقه دارم اما نمیدونم باید چه راهی رو در زندگی ام برم...و نتیجه اش این میشه که کلا هیچ کاری نمیکنم!

دیگه...بقیه اش رو دست قضاوت خودت میسپارم لطفا منو در گروه مناسبی بنداز!


لطفا جغدی که برات فرستادم رو چک کن.



ویرایش شده توسط هری پاتر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۲۵ ۱۹:۲۸:۳۲


پاسخ به: سال‌اولی‌ها از این طرف: کلاه گروه‌بندی
پیام زده شده در: ۱۵:۱۲:۵۵ جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳

کلاه گروهبندی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۴۷ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۴:۲۴:۰۲ سه شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳
گروه:
شـاغـل
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
پیام: 817
آفلاین
نقل قول:

Rina نوشته:
سلام به جناب کلاه بزرگوار
مفتخرم که شما رو روی سرم میزارم .
خب اول از همه شدیدا هیجان و حس میکنم و امیدوارم استرسم گروهبندیم و خراب نکنه :(
خوب من یه آدم ترسو ام ولی اگه بخوام به چیزی برسم قطعا کنار میزارمش از علاقه مندی هام کتاب خوندنه اونم در مورد چیزایی که کشف نشدن .
آدم آرومی هستم اطرافیانم همیشه بهم میگن مظلوم نما آدمی که تو ظاهر مهربونه ولی شخصیت واقعیم خیلی خشکه و تقریبا از همه بدم میاد ×_×
تو رنگا سبز و دوست دارم تو حیوونا مار🐍
در کل لطفا اسلایترین باششششششهههه ...


درود بر تو فرزندم.

به این کلاه پیر خیلی لطف داری. ممنونم. بله... منم باهات هم عقیده‌م و فکر می‌کنم جایگاه واقعیتو خوب می‌شناسی و می‌تونی در کنار نوادگان سالازار بدرخشی.

برو به...

اسلیترین!

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


بلندپروازی، پشتکار، شجاعت و فراست
در کنار هم
هاگوارتز را می سازند!


پاسخ به: سال‌اولی‌ها از این طرف: کلاه گروه‌بندی
پیام زده شده در: ۱۴:۴۷:۴۶ جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳

اسلیترین

دیانا کارتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷:۴۸ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
دیروز ۱۱:۴۱:۳۳
از هاگزمید
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
اسلیترین
پیام: 10
آفلاین
سلام به جناب کلاه بزرگوار
مفتخرم که شما رو روی سرم میزارم .
خب اول از همه شدیدا هیجان و حس میکنم و امیدوارم استرسم گروهبندیم و خراب نکنه :(
خوب من یه آدم ترسو ام ولی اگه بخوام به چیزی برسم قطعا کنار میزارمش از علاقه مندی هام کتاب خوندنه اونم در مورد چیزایی که کشف نشدن .
آدم آرومی هستم اطرافیانم همیشه بهم میگن مظلوم نما آدمی که تو ظاهر مهربونه ولی شخصیت واقعیم خیلی خشکه و تقریبا از همه بدم میاد ×_×
تو رنگا سبز و دوست دارم تو حیوونا مار🐍
در کل لطفا اسلایترین باششششششهههه ...


گاهی اوقات تاریکی از جایی به وجود می آید که انتظارش را ندارید🌑


پاسخ به: سال‌اولی‌ها از این طرف: کلاه گروه‌بندی
پیام زده شده در: ۱۰:۵۵:۰۵ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳

کلاه گروهبندی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۴۷ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۴:۲۴:۰۲ سه شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳
گروه:
شـاغـل
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
پیام: 817
آفلاین
نقل قول:

Tanji نوشته:
آروم از پشت میز بلند شدم و به سمت صندلی وسط تالار رفتم. کلاه رو از لبه هاش بلند کردم و با وقار روی صندلی نشستم. "خب... یعنی الان داره میشنوه من توی ذهنم چی میگم؟ شاید هم بهتر باشه بگم احساس میکنه... اصلا چطور اینکار رو میکنه؟... شاید من هم بتونم ذهن خونی کنم... خب، بهتره گیجش نکنم. شاید بشه خاطرات اصلیم رو به یاد بیارم. مرگ مادرم... آتش سوزی خونه.. اون روزی که یه قورباغه رفت تو دهنم؟ چی؟!... این رو یادم رفته بود. اینکه دوست دارم چوبدستیم از رشته موی مرلین باشه؟ عجیبه ولی خب... ایده های وحشتناکی برای آینده دارم. شاید بتونم پروژه های مکانیکی و جاه طلبانه ماگل ها رو با جادو ایجاد کنم... شاید ی هم یه مغازه اسلحه فروشی زدم و... اوه اوه یادم رفته بود. اگه ممکن بود یه ماه تموم خودم رو توی کتابخونه غرق میکردم. نمیدونم چطور در کنار اسلحه فروشی و کیمیا گری باید کتاب نوشت... شاید هم یه کتاب درباره اسلحه فروشی نوشتم... خب. چندان از جمعیت خوشم نمیاد. این رو حتما در نظر بگیر. توی شلوغی عذاب میکشم. دوست دارم توی یه ردای سیاه مخفی باشم. اما این گوشه گیری دلیلی نمیشه علاقه مند به قدرت نباشم! خب فکر کنم ترکیب جالبی باشه. کتاب، قلم، قدرت، خلوت، علم، جاه طلبی، سکوت، تاریکی و.. " به خودم اومدم و گوش تیز کردم. کلاه داشت صحبت رو آغاز میکرد.


درود بر تو فرزندم.

ذهن بزرگ و خلاقی داری، و در کنارش جاه طلبی زیادی داری، و البته که علاقه زیادت به کتاب‌ها برام خیلی واضحه... همه‌ش همین‌جا توی ذهنته!
خیلی خب... میدونم کدوم گروه باعث پیشرفتت میشه. برو به...
ریونکلاو!

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


بلندپروازی، پشتکار، شجاعت و فراست
در کنار هم
هاگوارتز را می سازند!


پاسخ به: سال‌اولی‌ها از این طرف: کلاه گروه‌بندی
پیام زده شده در: ۸:۲۱:۲۳ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳

Tanji


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۲:۳۵ دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
۷:۲۳:۲۶ شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳
گروه:
مـاگـل
پیام: 2
آفلاین
آروم از پشت میز بلند شدم و به سمت صندلی وسط تالار رفتم. کلاه رو از لبه هاش بلند کردم و با وقار روی صندلی نشستم. "خب... یعنی الان داره میشنوه من توی ذهنم چی میگم؟ شاید هم بهتر باشه بگم احساس میکنه... اصلا چطور اینکار رو میکنه؟... شاید من هم بتونم ذهن خونی کنم... خب، بهتره گیجش نکنم. شاید بشه خاطرات اصلیم رو به یاد بیارم. مرگ مادرم... آتش سوزی خونه.. اون روزی که یه قورباغه رفت تو دهنم؟ چی؟!... این رو یادم رفته بود. اینکه دوست دارم چوبدستیم از رشته موی مرلین باشه؟ عجیبه ولی خب... ایده های وحشتناکی برای آینده دارم. شاید بتونم پروژه های مکانیکی و جاه طلبانه ماگل ها رو با جادو ایجاد کنم... شاید ی هم یه مغازه اسلحه فروشی زدم و... اوه اوه یادم رفته بود. اگه ممکن بود یه ماه تموم خودم رو توی کتابخونه غرق میکردم. نمیدونم چطور در کنار اسلحه فروشی و کیمیا گری باید کتاب نوشت... شاید هم یه کتاب درباره اسلحه فروشی نوشتم... خب. چندان از جمعیت خوشم نمیاد. این رو حتما در نظر بگیر. توی شلوغی عذاب میکشم. دوست دارم توی یه ردای سیاه مخفی باشم. اما این گوشه گیری دلیلی نمیشه علاقه مند به قدرت نباشم! خب فکر کنم ترکیب جالبی باشه. کتاب، قلم، قدرت، خلوت، علم، جاه طلبی، سکوت، تاریکی و.. " به خودم اومدم و گوش تیز کردم. کلاه داشت صحبت رو آغاز میکرد.


آشینو تانجی


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۳:۱۹:۲۱ دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳

کلاه گروهبندی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۴۷ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۴:۲۴:۰۲ سه شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳
گروه:
شـاغـل
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
پیام: 817
آفلاین
نقل قول:

johann090 نوشته:
سلام
زیاد می نویسم و با خودم خیلی پرحرفم.
کوفته با آلو و سیرابی غذای مورد علاقمه و از شیر و گربه متنفرم.
اهنگ های با ریتم عجیب که حس و حال رقصیدن تو پمپ بنزین جلو مردم میده گوش می کنم.
شاید لازم نباشه ولی تایپ شخصیتیم INTX-A
ادم ابراز گر ولی درونگراییم.
سوتی هم زیاد میدم
نیم کره چپ مغزم هشتاد درصد اوقات آفلاینه
فکر کنم همین کافی باشه...


درود بر تو فرزندم.

هوم...اصلا معمولی نیست. روش های خودتو داری و از ذهن نوآوری برخورداری. بله...جایگاه درخشانی بین فرزندان روونا برات میبینم.

برو به...
ریونکلاو!

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


بلندپروازی، پشتکار، شجاعت و فراست
در کنار هم
هاگوارتز را می سازند!


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۱:۵۷:۱۲ دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳

ریونکلاو

جرمی استرتون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۰۶:۳۴ دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
۱۸:۰۳:۳۹ جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳
از کمد خاک گرفته و پر از عنکبوتی در خوابگاه رینکلاو
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
ریونکلاو
پیام: 5
آفلاین
سلام
زیاد می نویسم و با خودم خیلی پرحرفم.
کوفته با آلو و سیرابی غذای مورد علاقمه و از شیر و گربه متنفرم.
اهنگ های با ریتم عجیب که حس و حال رقصیدن تو پمپ بنزین جلو مردم میده گوش می کنم.
شاید لازم نباشه ولی تایپ شخصیتیم INTX-A
ادم ابراز گر ولی درونگراییم.
سوتی هم زیاد میدم
نیم کره چپ مغزم هشتاد درصد اوقات آفلاینه
فکر کنم همین کافی باشه...


ویرایش شده توسط johann090 در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۱۴ ۲۲:۴۰:۰۰


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۳:۱۰:۲۷ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

کلاه گروهبندی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۴۷ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۴:۲۴:۰۲ سه شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳
گروه:
شـاغـل
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
پیام: 817
آفلاین
نقل قول:

Arshiaaa111 نوشته:
زیادی کنجکاوم و همین باعث دردسرمه
بخشنده ام ولی بیشتر از چند بار
یکیو نمیبخشم و میرم تو فاز انتقام
از شیطونی بدم نمی اد و از درس خوندن هم بدم نمی اد یجورایی مرز بین این دوتا رو رعایت میکنم
از جادوی سیاه و کوییدیچ هم خیلی خوشم میاد
(اسلیدرین ننددازز!!!)



درود بر تو فرزندم.

شیطنت و کنجکاوی و درس خوندن در کنار هم؟ خیلی واضحه... خیلی خوب میدونم کجا بندازمت که به رشد و شکوفایی برسی.
برو به...
ریونکلاو!

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


بلندپروازی، پشتکار، شجاعت و فراست
در کنار هم
هاگوارتز را می سازند!


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۱:۳۱:۱۵ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

ریونکلاو

استفن کورنفوت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۷:۵۶ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
۲۱:۱۲:۱۷ شنبه ۲ تیر ۱۴۰۳
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
ریونکلاو
پیام: 12
آفلاین
زیادی کنجکاوم و همین باعث دردسرمه
بخشنده ام ولی بیشتر از چند بار
یکیو نمیبخشم و میرم تو فاز انتقام
از شیطونی بدم نمی اد و از درس خوندن هم بدم نمی اد یجورایی مرز بین این دوتا رو رعایت میکنم
از جادوی سیاه و کوییدیچ هم خیلی خوشم میاد
(اسلیدرین ننددازز!!!)




Şťęfāñ


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۸:۲۲:۲۹ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

کلاه گروهبندی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۴۷ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۴:۲۴:۰۲ سه شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۳
گروه:
شـاغـل
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
پیام: 817
آفلاین


نقل قول:
من دختر نسبتا ارومی هستم و عاشق کتاب خوندنم .شخصیتم زیاد مهربون نیست ولی سنگدل هم نیست.کاراکتر مورد علاقم از هری پاتر دریکو مالفوی هست .خیلی خیلی رویاپردازم.از اینکه توی اجتماع باشم زیاد خوشم نمیاد و تنهایی رو ترجیح میدم.به هنر هایی مثل بازیگری , موسیقی , نقاشی و ... علاقه ی خیلی زیادی دارم .وقتی بچه بودم اکثر همسن و سالام بهم میگفتن عجیب غریبم چون معمولا معما گونه حرف میزدم.عاشق چیزاییم که حس کلاسیک منتقل میکنم .ادم زیاد احساساتی ای هم نیستم ولی سر یسری چیزای کوچیکی که موردعلاقم باشن خوشحال میشم. اکثر اوقات سعی میکنم احساساتمو پنهان کنم (که زیاد خوب نیست ) تا خیلی ادم احساسی جلوه نکنم . ادم نسبتا انتقامجویی هستم ولی وقتی ناراحت میشم از کسی بهش نمیگم چرا و فقط ازش انتقام میگیرم و معمولا اون ادم اصلا نمیفهمه برای چی. چند بار توی سایت wizarding world و قبلا هم توی پاترمور تست دادم و افتادم توی اسلیترین.
(کلاه عزیز...اولویت من اسلیترین هست )

درود فرزندم.

آروم و علاقه مند به کتاب ... معما گونه حرف میزدی؟! جالبه!
به شدت من رو یاد روونا بنیان گذار ریونکلاو انداختی.
به هنر هم که علاقه داری!
می‌خوام بهم اعتماد کنی و بری به :

ریونکلاو!


مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


بلندپروازی، پشتکار، شجاعت و فراست
در کنار هم
هاگوارتز را می سازند!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.