ویژگی شخصیت: خشونت و بیرحمی
سالازار اسلیترین با گامهای محکم و سنگین از حفرهای که به تازگی به کوچه دیاگون باز کرده بود، عبور کرد. همه جادوگران و ساحرهها با دهان باز و چشمانی پر از وحشت به او نگاه میکردند. او با نگاهی سرد و بیاحساس به اطرافش نگاه کرد و به سمت فروشگاهی که به دنبالش بود، حرکت کرد. هدف او روشن بود: آینه نفاقافکن.
وقتی وارد فروشگاه شد، صاحب فروشگاه که یک جادوگر پیر و لرزان بود، به سرعت پشت میز پناه گرفت. سالازار با صدای عمیق و تهدیدآمیز خود گفت:
- آینه نفاقافکن کجاست؟
جادوگر پیر با دستان لرزان به سمت پشتی فروشگاه اشاره کرد و گفت:
- آ... آینه نفاقافکن... در پ... پشت قفسههاست. لطفاً... به من آسیبی نرسونین.
سالازار بدون هیچ حرف دیگری به سمت قفسههای پشتی حرکت کرد. جادوگران حاضر در فروشگاه با ترس و وحشت به او نگاه میکردند و هیچکس جرأت نمیکرد جلوی او بایستد. وقتی به آینه نفاقافکن رسید، آن را از قفسه برداشت و نگاهی عمیق به سطح آینه انداخت. انعکاس او در آینه چیزی بیش از یک تصویر ساده نبود؛ آینه عمیقترین آرزوهای قلبی او را نشان میداد. با خشونتی که در نگاهش موج میزد، آینه را در دست گرفت و به سمت جادوگر پیر برگشت. با صدایی سرد و بیاحساس پرسید.
- چقدر میخوای؟
جادوگر پیر با صدای لرزان پاسخ داد:
- این... این آینه فروشی نیست... اما اگر اصرار دارید... ده هزار گالیون.
سالازار به آرامی دستش را به سمت چوبدستیاش برد و گفت:
- کروشیو!
جادوگر پیر از درد فریاد کشید و به زمین افتاد، در حالی که بدنش از درد به خود میپیچید. سالازار با نگاه سرد و بیاحساس به او خیره شد و گفت:
- فکر میکنم بهتره اون رو رایگان به من بدی، مگه اینکه بخوای مغازه و جونت رو با هم از دست بدی.
جادوگر پیر با چشمانی پر از ترس گفت:
- بس... بس کنین، خواهش میکنم. آینه را بردارین و برید. فقط به من آسیبی نرسونین.
سالازار با نیشخندی تلخ آینه را در دست گرفت و به سمت در خروجی حرکت کرد. یکی از جادوگران جوان که شهامت پیدا کرده بود جلوی او ایستاد و گفت:
- تو نمیتونی به این راحتی هر چی میخوای برداری و بری!
سالازار چوبدستیاش را به سمت او نشانه گرفت و با صدای عمیق و خطرناک گفت:
- آوادا کداورا!
نور سبزی از چوبدستی سالازار خارج شد و جادوگر جوان بیجان به زمین افتاد.
- کسی دیگه دوست داره در مورد عدالت باهام حرف بزنه؟
سالازار کمی صبر کرد و وقتی فرد دیگری صحبت نکرد، با نیشخندی مرگبار از فروشگاه خارج شد و به کوچه دیاگون برگشت. در حالی که همه جادوگران با ترس و وحشت از او فاصله میگرفتند، خشونت و بیرحمی او برای همه آشکار بود و هیچکس جرأت نمیکرد جلوی او بایستد. او با آینه نفاقافکن در دستانش ، به مسیر خود ادامه داد. ذهنش پر از نقشههای تاریک و خطرناک بود و او مصمم بود که قدرت و عظمت خود را به همه نشان دهد.
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[educate]] خرید در دیاگون
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/09/08
تولد نقش: 1396/06/22
آخرین ورود: دوشنبه 2 شهریور 1405 18:08
از: هاگوارتز
پستها:
1034

افرادی که لایک کردند
ویرایش شده توسط سالازار اسلیترین در 1403/4/13 22:18:35
همهچیز را میفهمم… جز آنچه باید احساس شود.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1399/08/01
تولد نقش: 1399/08/02
آخرین ورود: دوشنبه 22 مرداد 1403 10:34
از: دست رفته و دردمند
پستها:
172

باز آمد بوی ماه مدرسه!
بوی خرید راه مدرسه!
بوی خرید راه مدرسه!
جادو آموزان عزیز به مرحله شیرین خرید از کوچه دیاگون خوش آمدید!
اینجا جایی است که میتوانید از شاخ گابلین تا پر ققنوس را پیدا کنید! پس کیف پولتان را دربیاورید و هر چیزی احتیاج دارید بخرید!
ولی کوچه دیاگون فقط محدود به پیدا کردن وسایل نیست...
شما میتوانید اینجا " ویژگی شخصیت " خودتان را پیدا کنید!
آیا میخواهید جادو آموز برجسته ایی باشید؟ یا میخواهید در بین بقیه جادو آموزان بدرخشید؟ باید خودی نشان داده و به بقیه بگویید که شما متفاوت هستید! به همین دلیل اینجا جایست که میتوانید شخصیتتان را بسط دهید و " ویژگی منحصر به فرد" خودتان را تعریف کنید.
حالا چطور این کار را انجام دهید؟
نگران نباشید ما با شما هستیم!
ابتدا بیایید ویژگی شخصیت را تعریف کنیم. ویژگی شخصیت به معنی یک رفتار یا یک نمای ظاهری (و یا ترکیبی از اینها) است که مخصوص به شخصیت شماست. افراد دیگر شما را با این ویژگی شناخته و به یاد می آورند و میتوانید از این ویژگی در رول نویسی استفاده کنید.
مثلا اما ونیتی به تسخیر افراد علاقه داشته و ملحفه ایی را روی سرش میکشد که خود را شبیه به ارواح کند.
یا مروپ گانت شخصیتی مهربان است که به انتهای اسم اشیاء و افراد کلمه "مامان" را اضافه میکند.
یا ساکورا آکاجی یه خودکشی علاقه داشته و مدام میخواهد جام مرگ را سر بکشد.
برای تعریف این " ویژگی شخصیت" آزاد هستید و میتوانید از خلاقیتتان استفاده کنید. دقت کنید که ویژگی شما با شخصیتتان باقی میماند و بهتر است چیزی را انتخاب کنید که نوشتن در موردش را دوست داشته باشید.
وقتی ویژگی شخصیتتان را انتخاب کردید ، کوچه دیاگون جایی است که این ویژگی را تعریف میکنید. در واقع شما باید در حین خرید در دیاگون ماجرایی را شرح دهید که در آن ویژگی شخصیت شما شکوفا میشود و از این ویژگی برای جلو بردن داستان استفاده کنید. میتوانید در این خرید کسی را به داستانتان اضافه کنید و یا خرید را به تنهایی انجام دهید. همچنین نیازی نیست که خرید همه وسایل را شرح دهید و خرید یک وسیله هم کافی است.
مثلا اما ونیتی برای خرید چوبدستی به مغازه ایی میرود اما چون پول همراهش نیست سعی میکند ملحفه ایی به سرش کشیده و فروشنده را تسخیر کند. در نهایت موفق میشود و فروشنده را تسخیر کرده و چوبدستی را رایگان از او میگیرد.
با مروپ گانت برا خرید جغد رفته اما در مغازه حیوانات جادویی از مار بزرگی خوشش میاید و با او حرف میزند. در نهایت با اسم " جوجوی مامان" او را به عنوان حیوان جادویی اش میخرد.
خرید خوبی داشته و موفق باشید!
افرادی که لایک کردند
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:39:52
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:40:44
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:40:44
All great things begin with a vision ……....A DREAM
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج