جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

5 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
3
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  62 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  179 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  196 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  291 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  198 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: اختلاف‌گاه تیم‌ها
ارسال شده در: یکشنبه 6 آبان 1403 22:16
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


چهار عنصر تشکیل دهندۀ هستی، آب، آتش، باد و خاک هستند و تنها نقطه‌اشتراک بین پاتر و عناصر هستی، باد است باد! باد هوا!
آقا جان! این چه وضع برگزاری مسابقه است؟! ما را فرستادی هندوستان بغل شاهرخ‌خان! اگر لرد ولدمورت من را از دستش نجات نمی‌داد الان چه کسی پاسخگو بود؟! یک فیل صورتی دیدی و عنان از کف بریدی؟! راستش را بگو پاتر! چه چیزی باعث شد بادهای مغزت جابجا شود و همه‌مان را روانه‌ی کشور هفتاد و دو ملت کنی؟! تنت می‌خارید؟ هوس فلفل کرده بودی؟ مار در تنبانت افتاده بود؟ چه‌ات بود؟!

اگر الان کاری به کارت ندارم و گذاشته‌ام راحت به زندگی منحوست ادامه دهی دو دلیل بیشتر ندارد! یکی به خاطر گل روی لرد ولدمورت که قسم داده هر کسی را خواستیم بکشیم تو یک نفر را بگذاریم برای خودش، و دیگری به خاطر اینکه بقیۀ اعضای تیم آوردندت اینجا حسابی به خدمتت رسیدند. هان راستی! حالا که حرفش شد، بیا جلو کبودی‌هایت را نشان عمو بده ببینم به اندازۀ کافی بادمجان شده‌ای یا باید یک دور دیگر به خدمتت برسیم؟

چه دست به پیژامه هم هستی ای بی‌شرم! من گفتم کبودی نشان بده تو پیژامه درمی‌آوری؟! کروشیو نثار ماتحتت کنم به سرنوشت آن پسرخالۀ کودنت دچار بشوی و دم خوک دربیاوری؟!

های من کی به تو اجازه دادم برگردی سر جایت! بیا اینجا صد تا کلاغ‌پر برو تا کمی، فقط کمی، دلم خنک شود. زود باش! دو ساعت تمام از دست شاهرخ‌خان فرار کردم و تو هم باید دو ساعت تمام اینجا تنبیه بشوی با این وضع مدیریت!

شیشکی می‌زنی پاتر؟! بدهم زبانت را سه دور ببافند دور گردنت و بفرستندت اهرام مصر گدایی کنی؟! بزنم جاودانه‌ساز وجودت را به رقص بندری درآورم تا عبرت سایرین شوی؟! ها؟ حالا شد.. کلاغ پرت را برو... شد 10 تا.
به من ارتباطی ندارد که عضلات پایت گرفته. اصلاً تو که خودت آمادگی بدنی نداری چطور شدی مسئول کوییدیچ یک مملکت؟! آهاندهههه، حالا با یک طلسم نازنین سرعتت را 1.5 برابر می‌کنیم تا زودتر 100 کلاغ‌پرت پر شود.

آخ این موبایلم زنگ می‌خورد. چه صدای زنگ‌خورش هم قشنگ است. "آآآآآآه.. ای الهه‌ی ناااااااز...."

الهه‌ی ناز؟! بعید می‌دانم منظورش آتنای خودمان باشد. آن دختر هر چیزی هست به جز ناز! بله بفرمایید؟ شما؟ کی؟ سالار عقیلی؟ نمی‌شناسم.

عجب دوره و زمانه‌ایست. مزاحم‌های قدیم فوت می‌کردند و مزاحم‌های امروز اسم‌های ممنوعه روی خود می‌گذارند! پاتر دارم می‌شمارم‌ها. بس است دیگر. خوشت آمده بیشتر از 100 تا رفتی؟!

حالا کمی دلمان خنک شد. می‌خواهم بروم برای نیمکت‌نشینی در مسابقۀ بعدی آماده شوم. وای به حالت اگر دوباره ما را به جاهای عجیب و غریب بفرستی! این بار کار با کلاغ‌پر تمام نمی‌شود. فعلاً بای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: اختلاف‌گاه تیم‌ها
ارسال شده در: یکشنبه 6 آبان 1403 16:04
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده



وقتی وارد اتاق سیبل تریلانی شدم، بوی غلیظ عود تمام فضا را پر کرده بود. تریلانی، با لایه‌های مختلف شال‌های اسرارآمیز و عینک بزرگی که روی بینی‌اش جا خوش کرده بود، با حرکتی آرام به من اشاره کرد که روبه‌رویش بنشینم. صدایش، به آرامی و انگار که از دنیای دیگری می‌آمد، در فضا پیچید، در حالی که گوی جادویی‌اش را میان دستانش می‌چرخاند و به عمق مه‌آلود آن خیره شده بود. با آهی نمایشی اعلام کرد که ارواح سرنخ‌هایی از سرنوشت تلخ چند "روح بیچاره" را به او نشان داده‌اند — به خصوص داورانی که جسارت کرده بودند به ضرر تیم ما، پیامبران مرگ، قضاوت کنند.

اولین پیش‌گویی به آرامی از دل گوی پدیدار شد و تریلانی با لحنی رازآلود شروع به توصیف آن کرد. داوری که در بازی گذشته کمی بیش از حد جدیت به خرج داده بود، شب‌هنگام در حال عبور از راهروهای تاریک هاگوارتز دیده شد. ناگهان، تریلانی نفسش را حبس کرد و با چشمانی گرد شده گفت: «یه باسیلیسک!» بعد، با ترسی ناگهانی تعریف کرد که این داور، بی‌خبر از خطری که در انتظارش بود، ناگهان با چشم‌های مهلک و زهرآگین آن موجود روبرو شد. با نگاهی معنی‌دار به من خیره شد؛ گویی به من می‌گفت که این اتفاق تصادفی نیست و دست‌های سالازار در کار است.

انگشتانش همچنان روی سطح گوی در حرکت بود که دومین چشم‌انداز پیش رویمان ظاهر شد. این بار، تریلانی با هیجانی بیشتر، صحنه‌ای را توصیف کرد که در آن داور دیگری گرفتار طلسم آوادا کداورا شده بود. او با دقت بیان کرد که این طلسم از ناکجاآباد ظاهر شد و داور بیچاره هیچ شانسی برای فرار نداشت. تریلانی با آهی گفت: «عجب تصادفیه.» سپس با نگاهی مرموز نجوا کرد: «ولی آیا واقعاً تصادف بود؟ یا فقط دستی از سوی ارباب تاریکی که همه چیز رو به حرکت درآورده؟»

سومین پیش‌گویی درحالی نمایان شد که دستان تریلانی به لرزه افتاده بود. در این تصویر، داور دیگری دیده شد که شبانه در حال بازگشت به خانه بود و سوار جاروی پرنده‌اش از میان مه حرکت می‌کرد. ناگهان، گروهی از خفاش‌های جادویی به سوی او حمله‌ور شدند و باعث شدند تا داور، کنترل جارو را از دست بدهد و در هوا سرگردان شود. تریلانی با لحنی کنایه‌آمیز گفت: «خفاش‌ها به‌صورت کاملاً هدفمند انتخاب شدند… انگار خود ولدمورت اون‌ها رو تحت کنترل داره.»

با ادامهٔ پیش‌گویی‌ها، تریلانی چهره‌ای جدی‌تر به خود گرفت و سرنوشت دیگری را از دل گوی دید. داور دیگری که بی‌خبر از خطر در اتاقی امن نشسته بود، ناگهان فضای اطرافش تاریک شد و دمای اتاق به طرز غریبی افت کرد. شبح ترسناک یک دیوانه‌ساز نمایان شد که با حضور وحشتناکش، داور را به لرزه انداخت و او را در وحشتی غیرقابل‌وصف فرو برد. تریلانی زمزمه کرد: «وفاداری‌ها باید با دقت انتخاب بشن… مخصوصاً وقتی که چشمان ارباب تاریکی به سوی تو باشه.»

لحظه‌ای سکوت کرد و چشمانش را بست، انگار که پیام دیگری از جهان ناشناخته دریافت کرده باشد. با لحن سنگین‌تری، پیش‌گویی بعدی را بیان کرد: داوری که شب‌هنگام در جنگل ممنوعه گرفتار شده بود و موجودات تاریک او را تعقیب می‌کردند. قدم به قدم به سرنوشت غم‌انگیزی نزدیک‌تر می‌شد. تریلانی با نگاهی عمیق و خیره گفت: «گویی خود زمین در حمایت از پیامبران مرگ، علیه این بیچاره‌ها برخاسته.»

در نهایت، تریلانی آخرین سرنوشت را از دل گوی جادویی نمایان ساخت — داوری که مسیر امنی را برای بازگشت به خانه انتخاب کرده بود. اما در حین عبور از کنار چاه قدیمی، ناگهان وزش بادی شدید او را به سمت لبه کشاند و تعادلش را بر هم زد. تریلانی با لبخندی مرموز و نگاهی هشدارآمیز به من فهماند که در دنیای پیامبران مرگ، هیچ اشتباهی بی‌پاسخ نخواهد ماند… یا بدون مجازات.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: اختلاف‌گاه تیم‌ها
ارسال شده در: شنبه 5 آبان 1403 17:52
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

- بیا زاخاریاس! دید گفتم تست دوپینگ میگیرن؟! شانس آوردیم به حرفت گوش ندادیم وگرنه مسابقه بی مسابقه! بخش جالب اینجاست که حتی خودتم حاضر نشدی به توصیه خودت عمل کنی. فقط می‌خواستی ما رو به خطر بندازی.
- ول کن هیزل! از لحظه اتمام تست دوپینگ تا همین حالا تنها کارت شده گیر دادن به این بدبخت!
- بدبخت؟ اون فقط میخواست ما رو گمراه کنه آندرومدا! گول این قیافه معصومشو نخور؛ پشت این قیافه یک ذات شیاطنی پنهان شده!
- آخه من چرا باید شما رو گمراه کنم؟ من خودم کاپیتان تیمم! هیچ انگیزه ای برای این کار ندارم؛ تنها انگیزه ام برای پیشنهاد دوپینگ کمک به تیم بود!
- پس چرا خودت امتحانش نکردی؟
- چون شما مخالفت کردین و خواستم همه‌ی تیم هماهنگ باشن، همین.
- پرت و پلا نگو. تو میخواستی ما توی دردسر بیفتیم تا از شرمون خلاص شی و افراد جدید برای تیم انتخاب کنی تا برنده شی. این که من نتونستم اسنیچ رو بگیرم فقط تقصسر سالازار و اون ماراشه! بازی باید یه داور درست حسابی داشته باشه! اون دیگه چه بازی ای بود...
- شاید حداقل اگه از ترس مارا فرار نمیکردی و کلا از زمین بازی نمیرفتی بیرون یه شانسی برای بردن داشتیم.
- حالا گذشته ها گذشته. بهتره زمان حال رو بچسبیم بچه ها.

و در این زمان بود که برای اولین بار در طول مدت آشنایی زاحاریاس و هیزل همنظر بودند.
- ساکت باش مری!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
{زِندِگیــت هَمون رَنگـی میشِـہ که خودِت نَقاشـیش میکُنـے🎨🦋}


پاسخ به: اختلاف‌گاه تیم‌ها
ارسال شده در: چهارشنبه 2 آبان 1403 17:42
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده


وقتی در جایگاه برترین قرار داری، حقیقت این است که دیگر نیازی به بحث کردن یا حتی اشاره به رقبا وجود ندارد. رقبا؟ چه کلمه‌ای که خود به تنهایی نشان‌دهنده‌ی این است که حتی به آن‌ها شأنی بالاتر از واقعیت‌شان می‌دهیم. آن‌ها رقبا نیستند، بلکه فقط تماشاگرانی هستند که در حاشیه‌های زندگی و مسابقات، امیدوارند که شاید روزی نزدیک به جایگاهی برسند که ما در آن ایستاده‌ایم. مثل مورچه‌هایی که هر چقدر تلاش کنند، باز هم به عظمت کوه نمی‌رسند. و ما، این کوه سر به فلک کشیده‌ایم.

تیمی که در اوج ایستاده، نیازی به توجه کردن به زمینیان کوچک ندارد. چرا که وقتی شما این‌چنین درخشان هستید، خورشید هم برای یک لحظه به عقب نمی‌رود تا به سایه‌ها نگاه کند. آن‌ها باید قدردان باشند که در همان زمین با ما به سر می‌برند. وجودشان تنها به این دلیل ارزشمند است که به ما فرصتی می‌دهند تا برتری خود را حتی بیشتر نمایش دهیم. هر گامی که برمی‌داریم، آنان را بیش از پیش در خاک فرو می‌برد و خودمان را به آسمان‌های بالاتر نزدیک‌تر می‌کنیم.

وقتی در هر مسابقه، هر مانع و هر رقابتی، ما به سادگی فراتر از انتظارها عمل می‌کنیم، چه نیازی است که حتی به نام‌های دیگر اشاره کنیم؟ این تیم‌ها هیچ‌گاه در جایگاهی نبوده‌اند که در برابر ما ایستادگی کنند، پس چرا وقت ارزشمند خود را با صحبت درباره‌ی کسانی که حتی به اندازه‌ای شایسته نیستند که نامشان در کنار ما ذکر شود، تلف کنیم؟ شاید برای آنان، بودن در این مسابقات و رقابت‌ها، معنایی داشته باشد. شاید آن‌ها واقعاً به دنبال راهی برای اثبات ارزش خود هستند. ولی حقیقت تلخ این است: هیچ ارزش خاصی ندارند.

برخی شاید به این باور برسند که رقابت سالم است، که لازم است تا همه از فرصتی برابر برخوردار باشند. اما حقیقت دیگری هم وجود دارد؛ برتری واقعی تنها برای معدود کسانی است که به دنیا آمده‌اند تا فرمانروایی کنند. ما، وارثان واقعی قدرت و عظمت هستیم. آن‌ها؟ آن‌ها شاید فرصت داشته باشند که ببینند چه چیزی ممکن است، اما هرگز به آن دست نخواهند یافت. رقابت با کسانی که در پایه‌های سلسله‌مراتب قرار دارند، تنها موجب تلف شدن زمان و انرژی ماست.

وقتی در قلب حقیقت می‌دانیم که پیروزی از آن ماست، نیازی نیست که وقت خود را با درگیری‌های بی‌معنی تلف کنیم. برتری ما طبیعی است، ما به این دنیا آمده‌ایم که فرمانروایی کنیم. هیچ جادوگر، هیچ تیمی، و هیچ دشمنی نمی‌تواند این واقعیت را تغییر دهد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: اختلاف‌گاه تیم‌ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 آبان 1403 12:55
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
بعنوان پسر برگزیده تصمیم گرفتم دستی به روی این تاپیک بکشم و برگزینمش!

این تاپیک تغییر کاربری می‌ده به تاپیک رول تک‌پستی چون شخصا صلاح می‌دونم دعوایی بین تیم‌ها رخ نده و به جاش همه دعواها روانه‌ی داور بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 26 دی 1386 15:16
نمایش جزئیات
آفلاین
هممم ... در راستای دامن زدن به اختلافات و زیر سوال بردن ناظران و خروج از چهارچوب قوانین و توهین به سرژ، من چند تا از بچه محلامو جمع کردم به همشون گفتم بیان کوییدیچ عضو شن و حدس بزنید گفتم اولین کاری که بکنن چیه؟

بله درست حدس زدید! به اسکاور به عنوان پرکارترین بازیکن کوییدیچ رای بدن!

این اسکاور از بچگی (که با هم بازی می کردیم) خیلی پرکار بود. یادمه بچگیاشم اصلا عروسک بازی نمی کرد فقط می رفت کتابای غیردرسی مثل "چگونه گولاخه! باشیم" یا "رعایت کپی رایت در شصت ثانیه" یا "ساحره ها هم می توانند گولاخ باشند!" می خوند.

دختر! شیطونی بود اونموقعا هم!

الانم که ماشاءالله یه تنه آنیتا دامبلدورو کرده دومین بازیکن گرون قیمت لیگ ... پشتکارش خیلی خوبه ... به هم تیمیاش هم تبریک می گم که با همچین بازیکن پرکار و پرکاری روبروئن.

ولی با اینکه پرکاره خیلی اسکله!(دوباره اسکل اسکل راه بندازیم یه خورده عین اسکلا بخندیم.. پایه ای؟!)

به سرژ تانکیان هم به دلیل هم‌تیمی بودن با همچین کسی تمام پستهای تاپیک "فحش‌های رکیک" رو تقدیم می کنم! با عشق!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باز جویم روزگار وصل خویش...
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: چهارشنبه 26 دی 1386 14:37
نمایش جزئیات
آفلاین
چيورون

من واقعا در عجبم كه رابطه رونالد ويزلي با چو چانگ چه ربطي به كوئيديچ ميتونه داشته باشه ، ميدونيد اگه اين خبر به گوش هري و هرميون برسه چي ميشه ؟!! ، با توجه به ضرب المثلي كه ميگه تيمي كه قزويني است از نامش پيداست ، نداي درونم به من هشدار ميده كه تيم خطر ناكي داريد

لارتن كرپسلي: تا چند وقت ديگه بايد منتظر حضور گواهير ، گاندولف ، تن تن ، ملوان زبل و لوك خوش شانس در رول پلينگ جادوگران باشيم ، راستشو بگو شيطون چطوري چهار چوب قوانين سايتو گشاد كردي خودتو انداختي وسط هري پاتر

سينسترا:من واقعا به هوش و ذكاوت مگورين ايمان اوردم ، چون حتي توي انتخاب اسم بازيكناشم به فكر تصاحب امتياز بوده مسلما هيچ بني بشري نميتونه اسم اين شناسه رو (از لحاظ املايي) درست بنويسه و در بازي مقابل شما بايد كلا بيخيل 10 نمره املا بشه

ليلي اوانز:به به .. مادر وبمستر سايت هم كه در اين تيم حضور داره .. اگه مردين بياين اين تيمو ببرين(دليل قهرماني اين تيم هم كه مشخص شد.!)

مگورين:عمرا نميتونين منو بپيچونين فكر كردين نفهميدم ريشه اين كلمه مگ و رون بوده ؟! .. احتمالا مگ هم از سريال پزشك دهكده وارد داستان هاي هري پاتر شده !! عمرا فكرشو نميكردم حوضه ي فعاليت رونالد ويزلي اينقدر زياد باشه

پاور داس

احتمالا فكر كنم اعضاي اين تيم پاور كامپيوترشونو با داس روشن ميكنن !! از بس اسم عجيب غريبه نميشه در موردش بحثي كرد

سرژ تانكيان:به سلام چطوري منم دابي توپچيانم .. بي صبرانه منتظر مسابقه با تيم شمام كه با هم بشينيم خاطرات جبهه رو زنده كنيم.

اسكاور:من به تو قول ميدم در اولين فرصت با چماغم مثل كاور كتاب پهنت كنم

فعلا بسه پنجولام درد گرفت باشد تا بعد ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دابی در 1386/10/26 14:39:40
ویرایش شده توسط دابی در 1386/10/26 14:46:55
A man is talking to God.

The man: "God, how long is a million years?"
God: "To me, it's about a minute."
The man: "God, how much is a million dollars?"
God: "To me it's a penny."
The man: "God, may I have a penny?"
God: "Wait a minute." .
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: پنجشنبه 19 مهر 1386 18:11
نمایش جزئیات
آفلاین
اسكاور من آمار گرفتم ديدم واژه ی اسکل خیلی بیشتر از سرانه ی همر ِ چت باکس به کار رفته و خب منم که اسکل نیستم که نفهمم شما می خواستید اسکل کنید که! اسکلا!

ولی در هر صورت مهم اینه که شما یه حرفی بزنی مام یه گیر بدیم بعد تو فکر کنی ما رو اسکل کردی مام فکر کنیم تو رو اسکل کردیم که وانمود کردیم اسکل کنیم و در کل همه اسکلا دور هم جمع شیم بخندیم!

بهت پیشنهاد می کنم دم از ریون و تاکتیک و اینا نزنی و کلا شاخ بازی در نیاری ... فقط یه پیشنهاده!

تو تیمتون برا من جا نداری؟!




آقا چرا اینقدر سوتی میدین ؟ اسکل نداریم که اسگل درسته من یه بار رفته بودم مهمونی همه بهم میگفتن اسگل باید برقصه منم سئوال کردم دیدم اسگل نام یه نوع گل هستش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1386/7/22 0:48:02
باز جویم روزگار وصل خویش...
اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: پنجشنبه 19 مهر 1386 16:35
نمایش جزئیات
آفلاین
بابا جان شما اسکل کردن نمیدونین چیه!؟


خوبه من تو این پست آخریه نوشتم که اون پست قبلیه خالی بندی بود برای اسکل کردن و اینا بود!...من فکر نمیکردم دیگه واقعاً همتون اسکل بشید!!

نقل قول:
بعدشم من شما رو اینجا اسکل کردم شما اومدی جواب منو میدی؟!...من این حرفارو زدم که یه کم با هم تیمی هام بخندم چون ما خودمون ته وبلاگ و وبلاگ بازی و این حرفاییم!...برای اینکه بهتر متوجه بشی میتونی یه سرچ بکنی تو Google "پاورداس" وبلاگ رسمی تیممون رو تو همون صفحه ی اول ببینی...از قصد واردش کردم که راحتم بشه پیداش کرد!(کلا منظورم اینه که خیلی همه اسکلن!)(نکته قابل توجه: به قول ققِ بزرگ، اسکل پرنده ایست.......!!)




از اون اولی که کوییدیچ تو این سایت راه افتاد گفتن که "تاکتیک فقط اسکلیک...تیم فقط قاچقاریک!!"



نکات این قسمت:

1-اصولا خیلیا فکر میکنن که تاکتیک تو کوییدیچِ سایتِ جادوگران معنا نداره!(یعنی اصن بعضیا فکر میکنن تاکتیک تو دنیای مجازی معنا نداره...بعضیا فکر میکنن نوشتن تاکتیک نمیخواد...بعضیا هم فکر میکنن اصن تاکتیک بوقه فقط علی اصغری!!)....ولی من با همین دستمالم میزنم تو دهن این عده و میگم که شما بوقین مگه؟!....من همین جا میگم که تاکتیک بخش عمده ای از برد و باخت رو تو کوییدیچِ جادوگران مشخص میکنه!
بیشتر از این هم نمیتونم توضیح بدم چون ممکنه تاکتیک های مخصوصی رو که تو سایت پیاده میکنم لو بره!...در هر صورت بعد از این فصل که مقام شامخ کاپیتانی رو دادم به یه فرد جوون تر یه تاپیک میزنم اونجا بررسی میکنم تاکتیک ها رو!

2-اصولا ما به تاکتیکِ اسکل کردن و به حاشیه بردن تو سایت میگیم اسکلیک!...یه اصطلاحِ خودمونیه که بین من و هیئت مدیره ی تیممون جریان داره!...ایشاالله بعدا که یاد دوران جوونی افتادیم با سرژ میشینیم این فرهنگ اصطلاحات سایت رو به روز میکنیم اونجا دقیق مینویسم یعنی چی!

3-قاچقاریک هم برای اونایی که نمیدونن چیه باید بگم که یه تیم بوده که تشکیل شده از بروبچز ریون که برای مواقع دست گرمی و اینا به کار میره تا قدرت ریون رو نشون بده!
البته وقتی که این تیم رو تشکیل دادیم من با هیئت مدیره ی پاورداس جلسه گذاشتم و نتیجه ی جلسه بر این شد که از بچه های بااستعداد قاچقاریک جوونارو جذب بکنیم که آینده ی تیم تامین بشه که مثلا "وینکی" یکی از این افرادیه که استعداد کوییدیچیش تو قاچقاریک کشف شد و به تیم دعوت شد و یکی دو نفر دیگه هم بودن که افتخار ندادن عضو تیم بشن و مشکلاتی داشتن!




در هر صورت خوشحالیم و اینا و چرا انقدر چرت و پرت میگین!؟

من فکر میکنم چیورونی ها ترسیدن اومدن اینجا پست زدن که یه موقع ما وبلاگشونو هک نکنیم!(آخه خداوکیلی هک کردن وبلاگ تهدیده!؟)


فعلا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[url=http://godfathers2.persiangig.com/hammers/Pro
Re: اختلاف گاه تیم ها
ارسال شده در: پنجشنبه 19 مهر 1386 14:15
نمایش جزئیات
آفلاین
خوشم میاد کسی از ترنسیلوانیا هیچی پیدا نمی کنه

اسکی تو که می گی اصل هیجان و زیبایی رول و هماهنگی و اینا اینه که پستو در لحظه بزنی، پس چرا کورن یک مهر یه پست زده و تا ته سوژه رو هم مشخص کرده و حتی گفته چه کسی تا کجای سوژه ادامه بده؟!

اینه هماهنگی و خلاقیت و رول نویسی شما؟!

البته قبل از اینکه به ما خرده ای بگیرید من می گم که ما خودمون در لحظه رو سوژه فکر نمی کنیم و قبلا هماهنگ می کنیم با وبلاگ یا پیام شخصی یا باقی قضایا.

در آخر اسکی جون شاعر می گه :
کچل ار طبیب بودی ... سر خود دوا نمودی.

در کل سوسکید!

ببینم هیچ تیمی نیست که منو برا لیگ بعد پذیرا باشه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باز جویم روزگار وصل خویش...