
چهار عنصر تشکیل دهندۀ هستی، آب، آتش، باد و خاک هستند و تنها نقطهاشتراک بین پاتر و عناصر هستی، باد است باد! باد هوا!
آقا جان! این چه وضع برگزاری مسابقه است؟! ما را فرستادی هندوستان بغل شاهرخخان! اگر لرد ولدمورت من را از دستش نجات نمیداد الان چه کسی پاسخگو بود؟! یک فیل صورتی دیدی و عنان از کف بریدی؟! راستش را بگو پاتر! چه چیزی باعث شد بادهای مغزت جابجا شود و همهمان را روانهی کشور هفتاد و دو ملت کنی؟! تنت میخارید؟ هوس فلفل کرده بودی؟ مار در تنبانت افتاده بود؟ چهات بود؟!
اگر الان کاری به کارت ندارم و گذاشتهام راحت به زندگی منحوست ادامه دهی دو دلیل بیشتر ندارد! یکی به خاطر گل روی لرد ولدمورت که قسم داده هر کسی را خواستیم بکشیم تو یک نفر را بگذاریم برای خودش، و دیگری به خاطر اینکه بقیۀ اعضای تیم آوردندت اینجا حسابی به خدمتت رسیدند. هان راستی! حالا که حرفش شد، بیا جلو کبودیهایت را نشان عمو بده ببینم به اندازۀ کافی بادمجان شدهای یا باید یک دور دیگر به خدمتت برسیم؟
چه دست به پیژامه هم هستی ای بیشرم! من گفتم کبودی نشان بده تو پیژامه درمیآوری؟! کروشیو نثار ماتحتت کنم به سرنوشت آن پسرخالۀ کودنت دچار بشوی و دم خوک دربیاوری؟!
های من کی به تو اجازه دادم برگردی سر جایت! بیا اینجا صد تا کلاغپر برو تا کمی، فقط کمی، دلم خنک شود. زود باش! دو ساعت تمام از دست شاهرخخان فرار کردم و تو هم باید دو ساعت تمام اینجا تنبیه بشوی با این وضع مدیریت!
شیشکی میزنی پاتر؟! بدهم زبانت را سه دور ببافند دور گردنت و بفرستندت اهرام مصر گدایی کنی؟! بزنم جاودانهساز وجودت را به رقص بندری درآورم تا عبرت سایرین شوی؟! ها؟ حالا شد.. کلاغ پرت را برو... شد 10 تا.
به من ارتباطی ندارد که عضلات پایت گرفته. اصلاً تو که خودت آمادگی بدنی نداری چطور شدی مسئول کوییدیچ یک مملکت؟! آهاندهههه، حالا با یک طلسم نازنین سرعتت را 1.5 برابر میکنیم تا زودتر 100 کلاغپرت پر شود.
آخ این موبایلم زنگ میخورد. چه صدای زنگخورش هم قشنگ است. "آآآآآآه.. ای الههی ناااااااز...."
الههی ناز؟! بعید میدانم منظورش آتنای خودمان باشد. آن دختر هر چیزی هست به جز ناز! بله بفرمایید؟ شما؟ کی؟ سالار عقیلی؟ نمیشناسم.
عجب دوره و زمانهایست. مزاحمهای قدیم فوت میکردند و مزاحمهای امروز اسمهای ممنوعه روی خود میگذارند! پاتر دارم میشمارمها. بس است دیگر. خوشت آمده بیشتر از 100 تا رفتی؟!
حالا کمی دلمان خنک شد. میخواهم بروم برای نیمکتنشینی در مسابقۀ بعدی آماده شوم. وای به حالت اگر دوباره ما را به جاهای عجیب و غریب بفرستی! این بار کار با کلاغپر تمام نمیشود. فعلاً بای
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



(دوباره اسکل اسکل راه بندازیم یه خورده عین اسکلا بخندیم.. پایه ای؟!
)
تا چند وقت ديگه بايد منتظر حضور گواهير ، گاندولف ، تن تن ، ملوان زبل و لوك خوش شانس در رول پلينگ جادوگران باشيم ، راستشو بگو شيطون چطوري چهار چوب قوانين سايتو گشاد كردي خودتو انداختي وسط هري پاتر

