جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] ردا فروشی مادام مالکین

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...(
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 دی 1383 20:08
نمایش جزئیات
آفلاین
هلنا:مانیا یه دونه از آن رداباهالاشو بده

مانیا:چه خبرته

هلنا:بدو هری منتظر(تو خحواب دیدم شما جدی نگیرین)

مانیا:بیا

هلنا:هری حساب کن زود باش

مانیا :30 گالیو ن بدوووو

هری:چه خبره هلنا از کیسه خلیفهمیبخشی

هلنا:حرف نباشه پولو بده

هری :چشب

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
««دلبستگی من به جادوگران و ""اعضایش"" بیشتر از اون چیزیه که فکرش رو میکنید»»
دامبل جمله ?
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: یکشنبه 20 دی 1383 01:58
نمایش جزئیات
آفلاین
توجه...توجه
این پست هیچ ربطی به سکانس 9 صد و یک پست خالدار نداره
=-=-=-=-
مانیا:رووووووووووووووووووووودی
رودی از ته چاه:بله؟
مانیا:بیا
رودی:نمیشه
مانیا:چی گفتی؟
رودی:گفتم اومدم
مانیا:خوبه
یک ساعت بعد
رودی:خوب بله؟
مانیا نگاهی به ساعت جادوییش میکنه
رودی:بله؟
مانیا: تو خجالت نمیکشی؟
رودی:نه
مانیا:تو غلط میکنی تو....(سانسور)
رودی:آخه واشه چی؟
مانیا:یک ساعت پیش گفتم بیا
رودی:خوب نشد
مانیا زیر لب:من میدونم چی کارت کنم
رودی:چیژی گفتی؟
مانیا:گفته باشمم به تو ربطی نداره
رودی:آها
مانیا:بیا جلو
رودی:وای...چی کارم داری نمیایم
مانیا:
چی؟
رودی:اومدم
و میره جلو
مانیا یه چیز عجیب در میاره و میگه :خوب رودی اینو بزن به لباست
رودی:هان؟
مانیا:رودی عصبانیم نکن
رودی:باشه...حالا این چی هست؟
مانیا:دستگاه کنترل از راه دور
رودی: چی؟
مانیا:حرف نباشه من با این دستگاه میفهمم که تو کجایی و هر وقت صدات بزنم چه بخوای چه نخوای کنار من ظاهر میشی
رودی توی دلش:نمیزنم به ردام
مانیا:از این فکرا به سرت نزنه چون یه دستگاه دیگه هم هست که اگه اگه اونو نزنی به ردات من میفهمم
رودی با غرولند:ای خدا...چه گیری کردم
مانیا:بله گیر گردی و صدات هم در نیاد میخوام برم سالن آرایشی پادما و بعدشم برم رستوران پرنل غذا سفارش بدم اینجا رو میکنی مثل دسته گل
رودی با ناله:چشم...
مانیا:بای بای
=-=-=-
راستی من یک عالمه از این دستگاهای کنترل از راه دور دارم کسی نمیخواد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: شنبه 19 دی 1383 00:17
نمایش جزئیات
آفلاین
صد و یک پست خالدار در ردا فروشی
فیلمی از:کاری
تهیه کننده:نداریم(ما همه افتخاری و بدون امکانات بازی میکنیم)
بازیگران:مانیا.رودی.حاجی.هاگرید
=-=-=-=-
سکانس 9
و حالا ادامه ماجرا:
رودی بعد از خوردن اون چرخ ردا دوزی داشت کم کم حالش خوب میشد که مانیا اومد
مانیا:خوب اعتراف کن
رودی:یه جون مادرم من بیتقصیرم
مانیا:بگو سوسک
رودی:شوشگ
مانیا:خوبه قبلا میگفتی سوسگ پاشو باید ببندمت به تخت
رودی:نه
مانیا:سخن بیهوده موقوف رودی خستم خودت بلند میشی یا با جادو بلندت کنم؟
رودی:تقصیر حاجیه
مانیا:چه ربطی به حاجی داره؟
رودی:اون بود نوشابه بهم داد این مدلی شدم
مانیا:راست میگی؟دروغ بگی زنده نمیذارمت
رودی:راشت راشت
مانیا با فریاد:حاجیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
=====
جلوی دفتر حاجی
مانیا:راست میگی دیگه؟نرم اونجا دعوا بیخودی راه بندازم
رودی:نه دیگه دعوا نکن
مانیا:ایش...
و میره داخل حاجی سرش رو روی میز گذاشته و خوابیده بود
حاجی:
مانیا:حاجی...
حاجی:
مانیا با صدایی بلندتر:حاجی...
حاجی:
مانیا با فریاد:حاجییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
حاجی:هان؟چیه؟کی آتیش گرفت؟
مانیا:رودی
حاجی:وای...رودی از دشت رفتی...رودی کی آتیش گرفتی من نفهمیدم؟رودی...
مانیا:هه؟
حاجی:تکرار کنم؟
مانیا:نه...میشه بگید سوسک؟
حاجی:نه نمیشه
مانیا:مسئله ایی نیست
حاجی:خوبه
مانیا از در میره بیرون
رودی:دعوا راه انداختی؟
مانیا:نه
رودی:چرا؟
مانیا:هیس...ببینم صدای چیه که میاد...
صدایی از داخل دفتر حاجی:ژندگی آی ژندگی...
مانیا:چی؟
رودی:دیدی گفتم
مانیا با عجله میره داخل
حاجی:هان؟کاری داشتی خواهر؟
مانیا:نه
رودی میاد داخل:مانیا این بود
حاجی:به رودی شلام
مانیا:
هاگرید از وارد میشه
هاگرید::pint:حاچی دیگه از اون نوشابه هاتون نداری؟(هاگرید به علت گنده بودن بیش از حد مانیا و رودی رو ندیده بود)
حاجی:باشه بعد و با چشماش شروع میکنه به هاگرید علامت دادن
مانیا:
هاگرید:چی میگی حاجی؟
حاجی:خوبی مانیا؟
هاگرید:مانیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کو؟
مانیا:سلام هاگرید
هاگرید از جا میپره
هاگرید:شلام...شلام...خوبی؟
مانیا با لبخند مرگبار:مرسی
هاگرید:ننه
=-=-=-
ادامه دارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: یکشنبه 13 دی 1383 00:57
نمایش جزئیات
آفلاین
این همش دروغه
اینا همش دروغ بود حالا واقعیت:
رودی و هاگرید مشغول بودند که
مانیا:به به
رودی:هوم؟
مانیا:ای بترکی تو پاشو...
رودی:هین؟
مانیا:بلند نمیشی؟...نشونت میدم...
شترق
یک چرخ ردا دوزی به طرف رودی و هاگرید پرتاب شد
رودی و هاگرید:
مانیا:حیف که حال ندارم وگرنه میکشتمتون
بقیه این ماجرا رو در صد و یک پست خالدار دنبال کنید
=-=-=
شاهین با اینکه هاگرید پستت رو ویرایش کرد ولی خوندمش آمادست بیا ببرش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 09:54
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی اصلا آدم نیست !
===========================
هاگرید : رودی ببین چند بار بهت گفتم این ما انیا به درد تو نمیخوره ؟ حالا بکش ! بدبخت معتاد !
رودی : به خدا نفهمیدم ! این دختره منو اغفال کرد ! همش تقشیر مانیاشت !
هاگرید : یه مقداریش هم مال ذغال خوب و رفیق بده !
رودی : پش بابا تو هم اهل حالی ؟
هاگرید : دهنتو آب بکش ! مردیکه شیره ای ! من از این آشغالها که تو میکشی نمیکشم ! من فقط سناتوری میکشم ....
رودی :
هاگرید : بابا با مرام ! داری یه دو مشقال به ما هم بدی ! پول ندارم !
در این لحظه یه دفعه مانیا وارد میشه !
مانیا : اینژا چه خبره ..؟
هاگرید :
رودی :
مانیا : رودی یه شوسک اونجا هشت برو بکشش !
هاگرید : ای بابا ! پش برو اون ژغال را آتیش کن ما اومدیم !
===============
ببخشید من اشتباهی به جای این که پست بزنم پست شما را ویرایش کردم !
هاگرید
===============
یه نمایش نامه به نفع شما !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:



jpg  (55.94 KB)
2845_41d253e524a08.jpg 355X231 px
ویرایش شده توسط رون ويزلي در 1383/10/9 10:00:08
ویرایش شده توسط رون ويزلي در 1383/10/9 10:21:17
ویرایش شده توسط هاگرید در 1383/10/12 0:00:57
ویرایش شده توسط هاگرید در 1383/10/12 0:03:14
COLLATERAL A Michael Mann Filmتصویر تغییر اندازه داده شده
MOVIE OF THE YEAR
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 9 دی 1383 07:45
نمایش جزئیات
آفلاین
کريچر در حالي که دست رودي رو گرفته وارد مغازه ميشه
کريچر: ماني چشمت روشن
و در حالي که چند تا ردا ميريزه رو ميز ميگه
اين آقا داشت اينا رو کنار خيابون مي فروخت
مانيا:
رودي : من فقط داشتم کمک ميکردم
کريچر: دروغ ميگه داشت به نصف قيمت ميفروخت
مانيا:
مانيا: رودي ديگه حق نداري از مغازه بري بيرون
کريچر: بايد ببنديش که نتونه در ره
رودي : کشي از تو چيزي پرشيد
مانيا: رودي ساکت
کريچر: تبليغاتتم امروز پخش ميکنم
مانيا: ممنون
کريچر: مواظبش باش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 دی 1383 21:26
نمایش جزئیات
آفلاین
صد و یک پست خالدار در ردا فروشی
فیلمی از:کاری
تهیه کننده: ...
بازیگران:مانیا.رودی.هرمیون.پری های خیاط.کاری()
=-=-=-=-
سکانس 8 (رودی بیرون ردا فروشی مانیا داخل)
مانیا:گفتم پری ها کجان؟
رودی:نمیدونم به ریش مرلین قسم
مانیا:حالا که اینطوره همون بیرون بمونی بهتره
رودی:مانیا بیام تو؟
مانیا با صدایی خشن:نه
رودی:خواهش میکنم
مانیا:دونت اسپیک
رودی: اااااااا مانیا چرا اینگلیش شدی؟
مانیا:به تو هیچ ربطی نداره
رودی:ولش کن اصلا مانیا تو رو به ریش مرلین قسم میدم بذاری بیام...
مانیا:ادامه نده میگم نه یعنی نه
تق
در محکم باز میشه
مانیا با جیغ:رودی مگه نگفتم نیا تو
صدایی ظریف:خانم سلام ما رودی نبود ما پری و هرمی بود
مانیا سرش رو بلند میکنه و چهره خندان هرمیون رو میبینه
هرمیون:سلام...خوبی؟
مانیا: پری ها پیش تو بودند؟
هرمیون:هه..هه..هه...آره دیگه من رفتم
و به سرعت میره
مانیا که عذاب وجدان گرفته:رودی جون بیا داخل
رودی:نمیام
مانیا:ناز میکنی واسه من؟اصلا نمیخواد بیای داخل
در باز میشه و رودی میاد تو
مانیا زیر چشمی نگاهش میکنه
رودی::bigkiss:
مانیا:آخی...
کاری میاد وسط:اا یعنی چی؟این فیلم رو بچه ها هم میبینند
مانیا:کی گفت تو حرف بزنی؟
کاری:هان؟یعنی چیزه...نه اصلا من رفتم
و میره
مانیا:بهتر
رودی::bigkiss:
مانیا:هی تو داری با احساسات من بازی میکنی پاشو برو زمین رو تی بکش
رودی:اااااااااااااا
مانیا:همین در ضمن من میخوام برم آرایشگاه پادما برگشتم ردا فروشی باید عین دسته گل باشه
رودی زیر لب غرولند میکنه
مانیا:چیزی گفتی عزیزم؟
رودی:گفتم چشم
مانیا:خوبه بای بای
و میره بیرون
کاری میاد داخل:رودی جون چند بار بهت گفتم دست از سر این مانیا بردار ببین آخر عمری بد بخت شدی
رودی:تو یکی برو بیرون تا با این تی نزدم تو سرت من مانیا رو دوست دارم
=-=-=-
مانیا پشت در:
=-=-=-=-=---
منتظر سکانس های بعد باشید
=======
مشتریان محترم بر طبق قوانین ایالت هاگزمید شما باید سفارش های خود رو هم نمایشنامه ای بنویسید
با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 دی 1383 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی:اااااااااااادارم خفه می شم یکی منو بکشه بیرون....
مانیا:انقدر اون تو بمون تا بپوسی
تق
پادما با هرمبون اومدن
رودی:پادما و هرمیونن
مانیا:تو که اون زیری از کجا فهمیدی؟
رودی:من صدای پاهاشونو می شناسم مثل اینکه یادت رفته ما یه عمر با هم دوست بودیم و....

رودی فرصت حرف زدن پیدا نمی کنه و با ضربه ی مانیا ناکار میشه
هرمیون میاد تو:چی شده چه کارش کردی این رودی بد بختو
مانیا:ببخشید از کی تا حالا شما برای هم دل سوزی می کنین؟؟؟؟
هرمیون:از همون وقتی که با هم دوست بودی
پادما و مانیا باهم:چی؟؟؟ رودی تو هم زمان چند نفرو تور می زنی
رودی:من هیچ کاره بیدم اینا منو اغفال کردن من پشیمونم
مانیا:
پادما:oh oh هرمیون وضع وخیمه باید بریم... ولی نمیدونستم شما دو تا هنوز با هم دوستین
هرمیون:کی ما؟ چرا حرف میندازی تو دهنم
پادما: اینجا چه خبره؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Just green day
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 دی 1383 19:24
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا:به به
رودی:هان؟
مانیا:که خودت تمیز میکنی؟
رودی:
مانیا:
شترق
با ملاقه میزنه تو سرش
رودی:
مانیا:همون طوری باشی بهتره
=-=-=-
سکانس بعدی صد و یک پست خالدار تا فردا آماده میشه
تا چشم رودی کور شه
با تشکر:مانیا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مانیا در 1383/10/8 19:31:58
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 دی 1383 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی : باشه دیگه قیافمو اونجوری نمیکنم .
مانیا :
رودی : میخوای برم کف سالن رو سه بار جارو کنم
مانیا:
رودی : اصلا" میخوای امروز بریم بیرون سوشی بخوریم
مانیا : یک بار دیگه بگو
رودی : اصلا" میخوای امروز بریم بیرون سوشی بخوریم
مانیا : باورم نمیشه !!اون قبلیشم یک بار دیگه بگو ..
رودی : میخوای برم کف سالن رو سه بار جارو کنم
مانیا : وای تو خوب شدی ... :bigkiss:
------ ده دقیقه بعد -----
رودی میره دم در
رودی : خوب .. چه قدر باید بدم ؟
ناشناس : 300$
رودی : چرا اینقدر گرون ؟
ناشناس: میخوای برم لوت بدم ؟
رودی : نه !! بیا .. اینم پولت
ناشناس : کاری داشتی خبرم کن ... بای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it