===================================
مانیا : خوب حالا باید به فکر آدم کردن این رودی احمق باشم !
( رودی مثل خل و چل ها نشسته ! البته هیچ وقت عاقل نبود ! والا با مانیا ازدواج نمیکرد !)
کریچر : علیا حضرت ! خاتون شرق و غرب و قبله عالم ! ای خورشید خاوران !
ملت :
( هاگرید یه دفعه از پشت دیوار میپره بیرون !)
هاگرید : مانیا ! چه بلایی سر این جن بی زبون آوردی ؟ این چرا عین جن های عهد ناصرالدین شاه حرف میزنه ؟
مانیا در حالی که نفسش از ترس بند اومده :هیـــ .........هیـچی ! تـــ...و مـ.. مگه نچسبیده بودی به دیوار ؟
هاگرید : حالا !
مانیا : هاگرید چرا چتر صورتیت را بیرون آوردی ؟
هاگرید :
مانیا : نه خواهش میکنم ......... کمــــــک !
هاگرید : کچلیوس !
مانیا : وای خدا موهام ! من کچل شدم !
هاگرید :
مانیا : خواهش میکنم هاگرید ! ضد طلسمش چیه ؟
هاگرید : یادم نمیاد !
رودی :
من زن کچل نمیخوام !مانیا : خواهش میکنم هاگرید ! نرو ! کجا داری میری ! من با این سر بی مو چی کار کنم !؟
هاگرید : کیچر بیا این لیوان آب یخ را بخور ! دیگه هم نبینم قرص ایکس بخوری ها !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

بابا این خیلی زاقرته ابروهاش چپکی میزنه صداشم شبیه قیس قیس تو کارتون مگمگ دوستانه جای جمیز خالی اگه بود با هم تا صبح مسخره اش میکردیم
دستتو وردار
آخ جون مرگخواریم عالمی نداره که تکو تا نداره
oh my god
:yes Sir
منو دوست داری منو دوست داری؟؟
مرسی ارباب