قال سوسك خطاب به لاوندر در جواب به «به سوسك»:
1- خواهش مي كنم... ما ديگه عادت كرديم... هر كي كم مياره ميگه بنا به دلايل شخصي...
2- كه چي؟ تو بعد از من عضو شدي...
3- من و سر نيكلاس عزيز هم نگفتيم كه تو از شيوه ي كل كل ما خوشت بياد... و خارج از كل كل هم بگم كه من واقعا دلم براش تنگ شده... اگه كسي مي شناسش سلام منو بهش برسونه... و بگه اگه وقت كرد يك سري هم به سايت بزنه...

4- چو... ديدي؟ لاوندر هم گفت توهين غير واقعي...
قال سوسك خطاب به لاوندر در جواب به «به ايماگو»:
1- خب نگاه كن... در تمام اين حرف ها بوي كم آوردن كاملا احساس ميشه... و تو با تمام اينكه سعي كردي روي اين كم آوردن سرپوش بگذاري باز هم نتونستي جلوش رو بگيري و بوي نحس كم آوردن تمام تايپيك رو پر كرده... (چه قدر با حال حرف زدم! خودم هم نمي دونستم مي تونم اين قدر ادبياتي حرف بزنم!)
2- پيشاپيش؟ دليلي نداره در كل كل به كسي توهين بشه... پس تو بايد خود كل كل رو توهين بدوني... البته شايد من در كل كل هام كمي تند ميرم و بعضي كلماتي رو كه نبايد بگم ميگم... ولي... اون براي كل كل با سياه ها است و من با كل كل با سفيد ها كاملا مخالفم چه برسه به توهين به اون ها...
3-
گفته ي ديپت برات مهم نيست چون نمي توني جوابش رو بدي!
(اين اولين شاهد براي حرف هايي كه در گزينه ي 1 زدم...)
4- همون طور كه ما با گفتين اينكه قبلا با شناسه ي ديگه اي عضو بوديم ميخوايم تو رو رنگ كنيم تو هم با گفتن اينكه مشكل داري و نمي توني كل كل كني ميخواي ما رو سياه كني... در حالي كه نه ما مي دونيم تو استاد نقاشي اي و نه تو مي دوني ما خودمون ذغاليم!
خب همين جا به اين بحث خاتمه بدم... من شخصا از خيلي وقت پيش ها در انجمن هاي بعد هفتم و بعدا جادوگران بدون اينكه عضو باشم به گشت و گذار مي پرداختم و از مطالب مفيدش استفاده مي كردم... زماني كه بعد هفتم هنوز فعال بود... و زماني كه ديگه غير فعال شد من در بعد هفتم بودم... و ناراحت هم شدم كه اعضا يكي يكي از اونجا مي رفتن... بعد از مدتي وب گردي و علافي و بي كاري و بي سايتي با جادوگران آشنا شدم... و در تابستان 83 هم به هر حال براي اينكه بتونم به بعضي پيام ها ي ابلهانه جواب بدم در اون عضو شدم و همه مي دونن كه من اون زمان ماهي 50 تا پيام هم نمي دادم... و ادامه ي ماجرا هم كه مشخصه...
5- بله اليشيا... لاوتدر به كمك تو نيازي نداره... و بدون كمك تو هم مي تونه كم بياره!
6-
باز جك گفتي... مگه نمي بيني ايماگو پروفسوره؟ و دفاع در برابر نمي دونم چي چينگ پيچينگ درس ميده؟ ولي تو معلم چي اي؟ حتما تو معلم درس «چگونه كم بياوريم» و در اين درس كتابي از خودت يعني «چگونه مثل من كم بياوريد» رو تدريس مي كني... آره؟
قال سوسك خطاب به اندروميدا:
1- ميخواستي همين رو از اول بگي...
2- چشم هاي من درست كار نميكنه؟ من از شونصد كيلومتري توي ريزه ميزه رو ميبينم... اون وقت به من ميگي چشم هام درست كار نمي كنه؟ به من برخورد... !
3- نچ... اشتباه گفتي... شما عادت دارين كه همه چير زو برعكس بگين؟
4- آره... خيلي... اگه وقت كردي يك سر بزن...
5- من هم به تو نگفتم بيا با بقيه كل كل كن به چو گفتم!
1- خواهش مي كنم... ما ديگه عادت كرديم... هر كي كم مياره ميگه بنا به دلايل شخصي...
2- كه چي؟ تو بعد از من عضو شدي...
3- من و سر نيكلاس عزيز هم نگفتيم كه تو از شيوه ي كل كل ما خوشت بياد... و خارج از كل كل هم بگم كه من واقعا دلم براش تنگ شده... اگه كسي مي شناسش سلام منو بهش برسونه... و بگه اگه وقت كرد يك سري هم به سايت بزنه...

4- چو... ديدي؟ لاوندر هم گفت توهين غير واقعي...
قال سوسك خطاب به لاوندر در جواب به «به ايماگو»:
1- خب نگاه كن... در تمام اين حرف ها بوي كم آوردن كاملا احساس ميشه... و تو با تمام اينكه سعي كردي روي اين كم آوردن سرپوش بگذاري باز هم نتونستي جلوش رو بگيري و بوي نحس كم آوردن تمام تايپيك رو پر كرده... (چه قدر با حال حرف زدم! خودم هم نمي دونستم مي تونم اين قدر ادبياتي حرف بزنم!)
2- پيشاپيش؟ دليلي نداره در كل كل به كسي توهين بشه... پس تو بايد خود كل كل رو توهين بدوني... البته شايد من در كل كل هام كمي تند ميرم و بعضي كلماتي رو كه نبايد بگم ميگم... ولي... اون براي كل كل با سياه ها است و من با كل كل با سفيد ها كاملا مخالفم چه برسه به توهين به اون ها...
3-
گفته ي ديپت برات مهم نيست چون نمي توني جوابش رو بدي!
(اين اولين شاهد براي حرف هايي كه در گزينه ي 1 زدم...)4- همون طور كه ما با گفتين اينكه قبلا با شناسه ي ديگه اي عضو بوديم ميخوايم تو رو رنگ كنيم تو هم با گفتن اينكه مشكل داري و نمي توني كل كل كني ميخواي ما رو سياه كني... در حالي كه نه ما مي دونيم تو استاد نقاشي اي و نه تو مي دوني ما خودمون ذغاليم!
خب همين جا به اين بحث خاتمه بدم... من شخصا از خيلي وقت پيش ها در انجمن هاي بعد هفتم و بعدا جادوگران بدون اينكه عضو باشم به گشت و گذار مي پرداختم و از مطالب مفيدش استفاده مي كردم... زماني كه بعد هفتم هنوز فعال بود... و زماني كه ديگه غير فعال شد من در بعد هفتم بودم... و ناراحت هم شدم كه اعضا يكي يكي از اونجا مي رفتن... بعد از مدتي وب گردي و علافي و بي كاري و بي سايتي با جادوگران آشنا شدم... و در تابستان 83 هم به هر حال براي اينكه بتونم به بعضي پيام ها ي ابلهانه جواب بدم در اون عضو شدم و همه مي دونن كه من اون زمان ماهي 50 تا پيام هم نمي دادم... و ادامه ي ماجرا هم كه مشخصه...
5- بله اليشيا... لاوتدر به كمك تو نيازي نداره... و بدون كمك تو هم مي تونه كم بياره!
6-
باز جك گفتي... مگه نمي بيني ايماگو پروفسوره؟ و دفاع در برابر نمي دونم چي چينگ پيچينگ درس ميده؟ ولي تو معلم چي اي؟ حتما تو معلم درس «چگونه كم بياوريم» و در اين درس كتابي از خودت يعني «چگونه مثل من كم بياوريد» رو تدريس مي كني... آره؟قال سوسك خطاب به اندروميدا:
1- ميخواستي همين رو از اول بگي...
2- چشم هاي من درست كار نميكنه؟ من از شونصد كيلومتري توي ريزه ميزه رو ميبينم... اون وقت به من ميگي چشم هام درست كار نمي كنه؟ به من برخورد... !
3- نچ... اشتباه گفتي... شما عادت دارين كه همه چير زو برعكس بگين؟
4- آره... خيلي... اگه وقت كردي يك سر بزن...
5- من هم به تو نگفتم بيا با بقيه كل كل كن به چو گفتم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
سلطان سوسك بي همتا!


سعی نکن منو رنگ کنی عزیز چون خودم استاد نقاشی ام ! یه سوالی ازت داشتم: منظورت از #همه # خودت و اون خاکستری هستین؟ + سوسک؟
چون همیشه ضایع شدی و کم اوردی فکر میکنی همه مثل خودتن! یا بقول معروف: * کافر همه را به کیش خود پندارد*
