جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

48 کاربر(ها) آنلاین هستند (42 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
48 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

هفتاد و هفتمین دوره‌ی ترین‌های سایت جادوگران برای انتخاب بهترین‌های فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا می‌شود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایسته‌ی این فصل یاری کنند.

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: پنجشنبه 9 تیر 1384 10:50
نمایش جزئیات
آفلاین
هری واسه ی عکس مامان و باباش می خونه (سیاوش قمیشی):
صورت عکس تو آلبوم خیسه
دوباره خاطرتو بوسیدم
...
من تشنه مثل خون اشام
بی سرزمین تر از باد
تهی تر از لولوخورخوره
بی پرده مثل سیریوس
تنها تر از لو پینم
روشن تر از دامبلدور
عاشق تر از لی لی و جیمز ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 6 تیر 1384 11:25
نمایش جزئیات
آفلاین
بگفتم دیده ای زیباتر از نوای آشتی؟ بگفتا کی استار منو کشتی
بگفتم دوستی را باید ماندنی ساخت بگفتا قیمت آن را که پرداخت؟
بگفتم استار در خدمت آشتی خبردار بگفتا هستمی از تو طلبکار
بگفتم آخر چرا هستی طلبکار؟ بگفتا چون تویی یک فرد بیکار
بگفتم اینک چه ربطی داشت آخر؟ بکفتا قایف باید هم شود سر(سر هم شود)
بگفتم anywayآشتی سرلوحه ی ماست بگفتا کین بانگ از تو چه برخاست؟*
نخواهم کنم آشتی کره باید ببینم؟ چقدر میگیری که دیگر تو را هرگز نبینم؟
بگفتم تنها راه تو آشتیست! بگفتا یعنی هیچ راه دگر نیست؟
بگفتم نی(ney) تنها راهت همینست بگفتا کز حرفت نتوان رست
بشد تسلیم و به زور آشتی نمودش چنان شد که گفتی از اول هم قهر نبودش
اینک تو ای یوزر خوب گوش کن بمان آشتی تا از دست ندهی بُن
با زبان خوش بمان با همگان دوست وگرنه نخواهی داشت بر سرت پوست
تمام حرف من این بوده و هست که تو از آشتی کردن نتوان رَست!
* کی= که + ای و چه = چرا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
انقدر از دست جمله های قشنگ خسته ام که نخوام توی امضام ازشون استفاده کنم!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 5 تیر 1384 00:35
نمایش جزئیات
آفلاین
با اجازه نميد و هري تقديم ميكنم: بيايد به نام نميد پهلوان چو(1) از سيمِ سِرور بيابد امان هري بارِ اوّل چنان زد وِِِ(2) را كه قهر كرد و رفتش به سوي مامان گهي سنگ و چوب است و سيم سرور است گهي توپ و خمپاره و تيركمان هري چون بيد اندر دل هاگِوارتز زند هركسي راكتك او نهان صفات هري گر بگويي بسي نيابي تو در هيچ كجا مهربان فرار مي كند هركسي از برش حتي(3)آن كله(4) اژدري ناودان
1) مخفف چون 2)/ve/"و" كسره دارد: او 3)/hata/"ت" تشديد ندارد 4)/kale/"ك" تشديد ندارد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: دوشنبه 30 خرداد 1384 14:18
نمایش جزئیات
آفلاین
زدشت آمد اندر یكی ولدمورت در آنجا همی چوبدستی می فروخت
بیامد هری را خفته دید به ناگه برو چوب دستی كشید
همی گفت ای پاتر جنگجوی كه از نامت روان شد آب جوی
چرا خفته ای كینك اندر این دشت سرنوشت من و تو را دادد دست
هری چو از خواب بیدار شد سر پر خرد پر ز پیكار شد

بگشت دشت و همی بنگرید شد آن ولدمورت بیخرد ناپدید
دگر باره شد بخواب اندرون ز تاریكی آن ولدمورت شد برون
دگر باره بیدار شد خفته مرد بر آشفتو و شلوار كرد زرد
سریعا به دنبال آفتابه گشت اما آفتابه پیدا نمیشد در آن دشت مشت
در آن حال خراب هری شتابان شد به سوی جاروی كتی
كه ناگه بیامد از آن سوی لرد سیاه شتابان بگفت آدواكدورا
بدان تیرگی هری آن را بدید سبك چوب دستی از نیام بركشید
بدان ولدمورت گفت بر گوی نام كز این پس نبینی تو گیتی به كام
چنین گفت بدو لرد سیاه كه از چنگ من كس نیابد رها
بدو گفت نام تو چیست كه زاینده را بر تو باید گریست
هری گفت نامم هریست مادرم نیز هرگز نگریست
چرا فحش خوارومادر میدهی مگر خودت ناموس ندارهی
برآشفت ولدمورت زین سخن دگر باره كرد شلوارش را تر
بگفت لرد سیاه كه ما هم غمیم دگر بس است جنگ و ستیز و گریز
بیا تا به دنبال آفتابه رویم كه زین پس نباشد به كارم تیرگی
كنون عمر نزدیك هشتاد شد امیدم به یكباره بر باد شد(دامبلدور)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 29 خرداد 1384 17:46
نمایش جزئیات
آفلاین
(اين شعر رو بر وزن يار دبستانيه من بخونيد)
يار هاگوارتزي من با منو همراه مني
دست مگي* بر سر ما دست منو پاي مني
صاف شده دست منو تو تو دماغ مك گونگال
دادو بيداد مگي جون مونده هنوز تو گوش ما
جنگل ممنوع ماها هرزه تمومه سانتوراش
خوب اگه خوب بد اگه بد سيخ شده موي آدماش
دست منو تو بايد اين موهاي سيخو شونه كنه
كس ميتونه جز منو تو مگ مگ بيچاره كنه...
--------------------------------------------
پرفسور مگ مگ در اينجا همون مگي و مگي همون مك گونگال
و اين مك گونگال سايت نيست مك گونگال كتابه(مگي جون ناراحت نشي
در مورد شما نيست)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 29 خرداد 1384 12:26
نمایش جزئیات
آفلاین
منم یه شعر به نظرم رسید ( لوسیوس در آزکابان ) :
نارسیسا کجایی تنهای تنهام...... نارسیسا گرمی دستاتو میخوام
دراکو جای تو خالیه دراکو ......... دراکو دراکو دراکو......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

كسي كه كوههاي شامخ را زير پا ميگذارد ، به همه شدايد اعم از شوخي و جدي ميخندد .
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 29 خرداد 1384 09:35
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
من زیاد شعر نمیگم... دیشب توی میخونه مسنجر یه رباعی سراییدم که فکر میکنم بد نباشه اینجا بگم:

برو ای گیلدی خوشتیپ
در خانه عله زن!
که نگین سایتداری
دهد از کرم شما را

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: شنبه 28 خرداد 1384 14:14
نمایش جزئیات
آفلاین
((مرگخوارانه))




بوي كشتن بوي خون بويه جيگر خام

بويه تنده لاشه هري پاتر وسط قبرستونه نو
بويه خوبه پاتيله ان دماغه خيانت اسنيپ

با اينا زمستونو سر ميكنم
با اينا تشنگيمو در ميكنم

شاديه كشتنه يه سفيده آزاد*(1)
وحشته كم شدن مرگخوارا از كشتنه زياد
بويه گاليونه دست نخورده تو گرينگوتز

با اينا زمستونو سر ميكنم
با اينا خوشبختيمو جشن ميگيرم

فكر قاشق زدن ساحره نازه چشم سياه*(2)
شوقه يك پسته بي ناموسي تويه تاپيكه منكرات
برقه چشمه ونوسه از وزارت جا زده

با اينا زمستونو سر ميكنم
با اينا روزامو پر خون ميكنم

عشق يك پيشنهاد بي اثر
ترس نكشتن هري پاتر تويه يه جايه دنج
بويه آفتابه مرلينه تازه خلاص شده
بويه پاتيله خونه تازه ريخته شده

با اينا زمستونو سر ميكنم
با اينا شبهامو تار ميكنم

بويه ((بوق)) بويه شكنجه عطر طلسمه شوم
پويه جمعه پي پست زدن تويه تاپيكه تحريريه
تويه چت باكس با يكي هوس يه شيطوني

با اينا زمستونو سر ميكنم
با اينا خشتگيمو در ميكنم
با اينا جادوگرانو*(3) باور ميكنم

لندن 1976

--------------------------
(1) آزاد = به معني سفيدي كه از همه جهت آزاده.كلا منظوره كلي شاعر سفيدهايه ديوونه
(2) اين تيكه از سرژ شاملو است
(3) نكته تستي:در اينجا جادوگران آرايه((ايهام)) دارد.معني اول=جادوگر ها و ساحره ها...معني دوم=سايت جادوگران.


پس از ترانه ((سره تاپيكه منكرات)) اين دويمن تجربه آزاد من است.آزاد از قيد و بند ها و كليشه ها.
((مرگخوارانه))هنوز هم جانانه هست.
با((مرگخوارانه))به سياهچال...كلانتري سوار پرتاب ميشوم.به كافه هاگرهد.جهنم لندن.كه پاركينگ وزارت شد.
با((مرگخوارانه)) كوييديچ تيغي ميزنم.بچه هايه كوچه را طلسم ميكنم و ((مرلين))ميشوم.با((مرگخوارانه))در حسرته يك ساحره ميسوزم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 27 خرداد 1384 21:00
نمایش جزئیات
آفلاین
گهی جارو به پشت و گهی پشت به جارو

چو کم نور است ذهنی بار جادو می کشد دستی
ز دست باید اموزی ره همسایه داری را


سری را که درد نمی کنه جادو چرا بکنی؟

هاگرید گلیدی را پرسید از کجایی گفت از جنگ با نوربرت تو گفت پیداس از موهای تو

تو جیبش لپرکان هم پری زادس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 27 خرداد 1384 20:15
نمایش جزئیات
آفلاین
ای لرد سیاه خرابی از كینه ی توست بیدادگری شیوه ی دیرینه ی توست
دیگر بروم من زین محفل پست كز ناله ی من دیوار محفل شكافت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?