جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] هتل ملوان زبل

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
هتل ملوان زبل
ارسال شده در: چهارشنبه 22 تیر 1384 23:56
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:ولی لی جان نداشتیما...به زور میخوای خودتو جا کنی؟؟؟
لی:چی؟؟...بد حرف میزنیا..مثل اینکه حوص کردی بری آزکابان...
زاخی:چی؟؟...منو تحدید کرد؟؟...مثل اینکه فراموش کردی من کیم؟؟؟؟.....میخوای باباتو از کارش بندازم؟؟؟؟
لی:خب...خب....ببخشید...یعنی اگر میشه منو استخدام کنید...
زاخی:اهان حالا درست شد...
همه:
اینی:تو چی کاره ای زاخی؟؟؟
زاخی:خب...پستامو بگم؟؟؟؟.....جا نمیشه اینجا....
غریبه:یعنی چی؟؟؟...مگه تو بی کار نیستی؟؟؟؟....پس چرا اومدی اینجا کار بکنی؟؟؟
زاخی:به خاطر زنم....حالا اینارو ولش کنید....منبه نویسنده هنوزم مشکوکم....به نظرم کار نویسندست که قفسارو باز میکنه...
اینی:یعنی چی؟؟تورو خیالات برداشته؟؟؟
زاخی:نخیر..من اثر انگشت نویسنده رو روی قفط پیدا کردم...ولی روی دستگیره هیچ اثر انگشتی نبود....
غریبه:کدوم قفس؟؟؟
زاخی:هم قفط میمونا و هم قفس شیمر....
همه:هووووووووووووووووووووووووم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: چهارشنبه 22 تیر 1384 13:43
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بچه ها
اینی:سلام شما
-من لی جردنم.میخام تو هتل کار کنم.سه ماهه سر خیابون واستادم شما یکی رو اخراج کنید من بیام جاش.

اینی در حال پچ پچ کردن با غریبه:بابا بیا یه جور دو دره کنیم اینو.بن حداقل یه هیکل داشت دو تا مشتری میومد.حالا این با این قیافش بیاد ماندانگاسم نمیاد هتلمون.
در همین لحظه زاخی میاد تو
سلام زاخی
سلام لی جردن :bigkiss:

زاخی یه دقیقه گوشیتو بده میخام زنگ بزنم جایی.
=========
چند دقیقه بعد:
الو سلام بابا اینا منو استخدام نمیکنن.
باشه حتما

گوشیو میده زاخی
زاخی: این که شماره دفتره وزیره
لی:اه ببخشید نگفته بودم بابام وزیره.
غریبه:بفرمائید شما رو سر ما جا داری

اینی:آقای لی جردن یه لحظه تشریف میارید.
لی:بله
اینی:یکی از فامیلامون چند وقته پاش تو وزارت گیره میخان ببرنش آزکابان کار اونو درس کن استخدامت کنیم.

لی:الو بابا .................................
لی:قضیه حله
اینی:از همین لحظه شما استخدامی


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: چهارشنبه 22 تیر 1384 08:52
نمایش جزئیات
آفلاین
همه :
بن : چــــــــــــيـــــــــــــــه ؟! اومدم تصفيه حساب !
غريبه : آقاي بن ميشه صداتون رو بياريد پايين اينجا که مهد کودک نيست داد ميزنيد !
بن : نــــــه خــيـــر ... نـــــــــمــــــــــيــــــــــــشـــــــــه ...! اصلآ شما چي کاره اي؟! اينجا مدير نداره مگه ؟!؟! من با هيچ کس هيچ کاري ندارم ... فقط اومدم با مدير اينجا تصفيه حساب کنم و برم .... ديگه حــــــــالــــــم از اينجا بهم ميخوره !!
ايني ميره جلو و يه دونه مي خوابونه زير گوش بن و ميگه : شما چي کاره اي يعني چي ؟! درست حرف بزن مـ.... ( سانسور ) !
بن ايني رو حل ميده عقب و ميگه : بيشين بابا حوصله ندارم !!
ايني که حسابي جوش آورده بود چوبش رو درمياره و ...
که زاخي مياد و ميگه بابا بي خيال !!! چه کاريه ؟!! لااقل بيا با اين چماق بزن نصفش کن!!! اون خلال دندون که کاري نميکنه !!
همه :
زاخي : هوووم ... !!! هيچي آقا به کارت برس !!
بن : ببنيد ، من واسه دعوا نيومدم !!! اومدم حقم رو بگيرم و برم !
غريبه : خـــب ... همگي ميريم تو دفتر ايني ... اونجا تصفيه حساب ميکنيم !
بن : باز اين ...
که ايني ميگه : ميزنم نصفت ميکنما !! غريبه مشاور منم هست ! تو حق نداري اينجوري صحبت کني ! نه با من نه با غريبه و نه با هيچ کس ديگه ... !!
بن : بــــاشــــه !! بريم !!
بعد همگي ميرن تو دفتر ايني ...
غريبه : خب آقاي بن ... شما ميدونيد که ، از کي هتل نيومديد ؟؟؟
بن : نه ... اصلآ هم برام مهم نيست !!
همه :
غريبه : خب ... تو اين مدت کجا بوديد ؟؟؟
بن : يعني چي ؟! اينا چيه که مي پرسي ؟! من اومدم تصفيه حساب کنم و برم !
غريبه : لطفآ انقدر چرت و پرت نگين و فقط به سوالات جواب بدين !
بن : جاي خاصي نبودم !! اگر هم منظورتون اينه که جايي شغل پيدا کردم و به خاطر اون اينجا نيومدم ... بايد بگم که من شغل ديگه اي پيدا نکرم ! فقط ديگه از اينجا خوشم نمي ياد !!
غريبه : خـــب ... چرا اون موقع که مي خواستين اينجا رو ترک کنين خبر ندادين ؟؟؟
بن : خب ... نشد !!!
غريبه : خب پس شما خيلي وقته که اينجا رو ترک کرديد ! و قبلش هم اطلاع ندادين ! که اين خودش جريمه داره !! و حالا ... شما نه تنها چيزي بهتون تعلق نمي گيره ... بلکه بايد جريمه هم بدين !!
همه :
بن : اِ اِ اِ اِ ... يعني چي ؟!!!

=-=-=-=-=
ادامه دارد...
=-=-=-=-=

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 21 تیر 1384 12:37
نمایش جزئیات
آفلاین
غريبه:خوب از كجا شروع كنيم؟؟
ايني:هووم..بهتره از توالتا شروع كنيم تصویر تغییر اندازه داده شده
تامي:ايني،حالش خوبه؟؟
ايني:من خل شدم...آخه از كجا بايد شروع كنيم.
زاخي:از اتاقها..
تامي:راست ميگه بهتره از اتاقا شروع كنيم...هووي...اوهوي با شمام بيا اينجا بينم.
چندتا از جنا ميان اونجا
تامي:خوب خرمني...خرمايي...خردلي...خرچوچول بياين كمك من.مشنگ...قشنگ...پشنگ..فشنگ...افشنگ با سيبل برين.قرمه...قرمز...قرلسيد...قرمخ...با غريبه بريد( )جينگول....منگول...شنگول...لنگول شمام با ايني بريد.شما گمنام هام با يكي بريد...
ملت داشتن كار ميكردن يهو
-زاخــــــــــــــــــــــــــــــــي ايـــــــــــــــــنا چـــــــــــيــــــــــــــه؟
زاخي:چيا‌ چيـ....؟؟ايــي...
ايني:اوف...پي پي شيمر...
تامي:شيمر مگه اينجا مياد پي پي كنه
سيبل:جا قحطي بود؟؟
پانسي:اصلا مگه شيمر از قفسش....
ملت باهم:بـ..يـ...ـر..و...ـن...
همه با هم بر ميگردن تريپ فيلم سه كه هري و هرمي نگاه ميكنن جا پا رو
زاخي:نه نه من نميخوام به دست اون كشته شد بعد ميپره بقل تامي..
تامي:ولي اين كه پي پيه كفتره
ايني:تو از كجا ميدوني
تامي:آخه من پسر عموي پدر زن دايي عمه برادر مادر بزرگم نيوت اسكمندره..
ملت:آووو
ايني:بهتر پليس جنايي رو خبر كنيم.
تامي:من ميگم بايد اينو ببريم آزمايشگاه هتل ببينيم دي ان آيش ماله چه حيوونيه..نه؟؟
در همين حال بنو ميبينن كه با عصبانيت مياد و ميگه:ايني با من تصفيه حساب كن...من ديگه حالم داره از جو مسخره ي اينجا به هم ميخوره..
=============
ادامه دارد...ببخشيد بد نوشتم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: دوشنبه 20 تیر 1384 02:11
نمایش جزئیات
آفلاین
از ايجاد نظر سنجي بي مورد خودداري فرمائيد . در غير اينصورت جهت قفل شناسه با مدير انجمن تماس گرفته خواهد شد
با تشكر
هگريد
ناظر انجمن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
هتل ملوان زبل
ارسال شده در: جمعه 17 تیر 1384 04:08
نمایش جزئیات
آفلاین
اینی:بابا سقف داره میریزه...
زاخی:خب من باید چی کار کنم؟؟؟
اینی:هیچ بشین منو نگاه کن....
زاخی:ولی من کار دارم...
اینی:مثلا چه کاری؟؟؟
زاخی:من دارم فکر میکنم...
اینی:اوهو...بچه ها لطفا اینجا رو خلوت کنین زاخی جان داره فکر میکنه...
زاخی:نه واقعا میخوام ببینم این جریانات این چند روزه باید به هم یه ربطی داشته باشن....نویسنده....بیرون اومدن میمونا...سازمانیا...توماس...اینجا چه خبره؟؟؟
غریبه:من یه حدسایی زدم....
همه:چیه؟؟؟
غریبه:به نظرم هر چی هست به نویسنده یه ربطی داره...
تومی:آخه چه ربطی؟؟؟
زاخی:منم حس بدی نسبت به نویسنده دارم...
اینی:منم همین طور...خب باید یه گروه رو تشکیل بدیم...باید از همه چیز سر در بیاریم...میمونا چرا اومدن بیرون این سوال اصلیه؟؟ ....و چه شکلی اومدن بیرون....ولی فعلا باید سقفو تا نریخته درستش کنیم.........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 تیر 1384 18:31
نمایش جزئیات
آفلاین
سیبل:پانسی ما چرا به جون هم افتادیم؟
پانسی:هان؟
زاخی:همون...
اینی:سقف هتل داره می ریزه پایینش ما دارین تفکر می کنید؟
زاخی:می فرمایید چه کنیم؟
اینی:اینجا رو تمیز کنید تا وقتی می خوایم تعمیراتو شروع کنیم همه چیز حاضر باشه.
غریبه یه کاغذو می گیره جلوی بینی اینی:اینی جان مشاهده کن ما مسئول نظافت نداریم.
اینی:هومک؟
پانسی:خب این همه جن.
سیبل:نه....شما هم باید کمک کنید.
زاخی:چرا؟
سیبل:چون که من مسئول این جن هام پس من باید در کاروشن شرکت کنم و از اونجا که نمی خوام تنها باشم شما مجبورید به من کمک کنید.
اینی:چه دلیل مبرهنی!
سیبل:جن ها به تعداد وسایل نظافت از انبار بیارید.
غریبه:نه...
سیبل: چرا!
جملگی:
سیبل:من نمی دونم ...اون وقت مجبور می شید یه راه حل دیگه اتخاذ کنید.
اینی یه تی از دست یکی از جن ها می گیره :انگار چاره نداریم.
-----------------------------
ادامه دارد
---------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از شما دعوت می شه تا در کلاس پیشگویی شرکت کنید .
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 تیر 1384 17:03
نمایش جزئیات
آفلاین
در همين موقع يه نفر از در پشتي مياد تو و اينطوري دو تا گوني هايي كه تو دستش بوده ميوفته...توماس بوده!!!!
تامي: اين...اين..جاجا..چهخبره؟
ايني:توماسبخوابروزمينالانميكشنت...
تامي:هين؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :yeyebrow
ايني:برو بابا(سانسور)..
تامي...!!!
غريبه:من صدتا برات ميل زدم...
تامي:آقايون كين؟؟؟به پليسا اشاره ميكنه
زاخي:من گوفتم بيان
بعد يهو زاخي و تامي يه حدود ده دقيقه به هم نگاه ميكنن...سكوت با جيغ و ويق يه ميمون عصبي شكسته ميشه..
بعد تامي همونطور كه به زاخي نگاه ميكنه ميگه
-آقايون لطفا تشريف ببرن...
پليسا:ببخشيد
تامي:بريد بيرون
پليسام ميرن بيرون
پانسي پا ميشه:ريپارو
شيشه ها ميچسبن
ايني:اين مدت كدوم....بودي
تامي:ميكشمت
ايني:با كيي؟؟
بعد يهو تامي ميوفته به جون زاخي و...
بعده دعوا تامي:مگه تو قرار نبود بري بميري؟؟؟
ايني:شما مگه با هم رفيق جون جوني نبودين
زاخي و تامي تعظيم ميكنن
تامي:نمايش خوبي بود
همه:
بعد پانسي درو نشون ميده
ملت:
جنا كه از در داشتن ميومدن بيرون:
تامي:يه دقه
بعد در سيم ثانيه همه ي جنا تو يه كيسه بودن
سيبل:ميخواي چي كارشون كني؟؟؟
تامي:ميدم به شيمر بخوره
بعد ميره طرف باغ وحش
بعد ميره ومياد
ايني:چي كار كر....؟؟؟؟؟؟؟
يهو يه عالمه جن پشت تامي ميان تو........
سيبل:نهههههههههههههههههه
تامي:چيه؟؟؟
سيبل:اينا منو ميكشن
تامي:نترس اينا آدماي باحالين..
بعد در عرض دو دقيقه هيچ ميموني خارج از قفس نبود...
ايني:اين مدت كجا بودي؟؟؟
تامي:تعطيلات رفتم ماداگاسكار
غريبه:تو اونا چيه؟؟؟؟به گونيا اشاره ميكنه
تامي:مسئول باغ وحش كيه؟؟
زاخي:منم منم مسئول باغ وحشتون حيوون آوردم براتون
تامي:اينا مرگ پوشن
ملت:
تامي:رفته بودم اونجا شب دوتا اومدن سراغم...جفتشونو عين قالي پيچوندم اينداختم تو كيسه...گفتم شايد زاخي ازش خوشش بياد....
زاخي:با اينا چي كار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تامي:با اون حيوونا چي كار ميكني؟؟؟؟؟؟؟
زاخي:هووم؟؟
تامي:اينجا چرا داره فرو ميريزه؟؟؟؟؟
غريبه:هيچي داريم دوباره درستش ميكنيم....
تامي:چي كم دارين
ايني:بودجه
تامي:بودجه اينم درده؟؟؟؟ايني جان يه حساب تو گرين گوتز باز كردم 20000000 گاليون توشه...ماله هتله...بابام داده
پانسي:تامي
سيبل:اوو تام
پانسي و سيبل ميوفتن به جون هم....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 تیر 1384 10:57
نمایش جزئیات
آفلاین
غریبه:
پانسی وسیبل در حالی که می خندیدند :بس دیگه بیان اینا رو جمع کنیم!
اینی: حالا میگید چه جوری بگیریمشون؟؟؟
ملت:
زاخی: چطوره به روش اینی عمل کنیم حتما به نتیجه می رسیم!
اینی:
غریبه: زنگ بزنیم برامون نیروی کمکی بفرستن!
ملت:
زاخی: من زنگ میزنم!!!!
***********************************************
10 مین بعد
صدای بوق اتش نشونی میاد بعد هم یک ترمز شدید.
ملت:
اینی: زاخی جون تو به کجا زنگ زدی؟؟
زاخی: گروه عملیات ویژه اتش نشونی
ملت:
مامور های اتش نشونی : گروه امداد 6 در خدمت شماست کجا اتیش گرفته؟؟
ملت:
اینی: زاخی جون خودت گفتی خودتم بهشون میگی
زاخی: خوب اقایون اینجا رو میمون برداشته ما هم از پسشون برنمی یام اگه شما کمک کنید خیلی ممنون می شیم
مامورها:
زاخی:
مامورها : شما باید به سازمان حیوانات وحشی زنگ بزنید نه به ما!
غریبه:حالا نمی شه به ما کمک کنیم
مامورها: البته چون این مورد استثنا است شاید بتونیم کاری کنیم
اینی: مواظب رفتارت باش ها !!!
ماموها:باشه چرا میزنی؟؟
بعد میرن کارشون رو شروع کنند
اینی: زاخی جون خوب شد به پلیس خبر ندادی وگرنه من می دونستم با تو!
زاخی: اینی من خیلی تو رو دوست دارم .....
صدای اژیر پلیس از نوع وپژه و ضربتی بلند میشه و بعد هم ترمز شدید تر از قبل.....
اینی:
زاخی:
اینی: زاخی من می دونم با تو.. (میدوه طرف زاخی زاخی هم الفرار)
همین موقع شیشه ها پنجره شکسته می شه و صدا های همزمان چند نفر شنیده میشه که داد میزنن :بیهوشیوس....

پانسی وسیبل وغریبه شیرجه میرن رو زمین...
پلیس ها: بی حرکت
***********************************
ادامه دارد.......
***********************************

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زندگي باور لحظه هاست
زندگي غ?
Re: هتل ملوان زبل
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 تیر 1384 09:48
نمایش جزئیات
آفلاین
ايني : هوووم .... سلام آقايون سازماني !!
سازمانيا : سلام ... اينجا چه خبره ؟!!
ايني : خبري نيست ... ! داريم هتل و يه تعميراتي ميکنيم !
سازمانيا ( يا سازمانيه ) : اِ اِ اِ اِ ... جدي ؟! ... اينجوري ؟!
ايني : خب پس چه جوري ؟!اصلآ اينو ولش کن ... اين جن ها اينجا چي کار مي کنن ؟!
سازمانيا : خــــب ... در رفتن ديگه !!
ايني : نه بابا !!
سازمانيا : اصلآ اينو ولش کن !! کمک نمي خوايين ؟!
ايني : اگه شما اين جن ها رو جمع کنيد و ببريد ، خودتونم هي پانشين بيايين اينجا ، کمک بزرگي به ما کردين !
سازمانيا : هوووم ... بچه ها اينا رو جمع کنيد ... مـــيـــريـــم !
ايني : خيلي ممنون ... لطف کرديد !! باباي !
غريبه مياد
چي شد ايني ؟؟؟
ايني : هوووم ... هيچي ، رفتن !
غريبه : خب خوبه ... بيا اين ميمونا بيچارمون کردن !! زدن رو دست اون جن ها !!
ايني : هووووم ... باشه بريم !
ايني مياد و ميبينه که زاخي و سيبل و پانسي خيلي خشمگين افتادن دنبال ميمون ها و ....
زاخي : هُــــــــي ... واسا ببينم ! مگه مسابقه دو اومدي !! ميگم واســـــــا !!
ايني مياد پيش زاخي و بهش ميگه : چشم آقاي زاخي ، بيا منو بگير ، واسادم !!
زاخي :
بعد ايني داد ميزنه : آخــــــــــــه ايـــــن چه وعــــضـــــيــــه ؟! مــگــه ايـــن مــيــفـــهــمــه تــــو چـــي مـــيـــگــي ؟! بـــعـــدشــــم مـــعـــلـــومـــه ايـــنـــجــــوري نــــمـــي تـــونـــيـــد بـــگــيــــريـــنـــشــــــــون !!
از صداي داد ايني پانسي و سيبل هم وايميسن !
زاخي : خب شما که واردي بفرما بگيرش !!
بعد ايني يه نفس عمق ميکشه و خيلي آروم و مهربون به يکي از اين ميمون ها ميگه :
آقاي ميمون عزيز لطفآ از اون بالا بيا پايين و برو تو گوني !!
ميمونه موزي که تو دستش بود رو پرت ميکنه طرف ايني و ميخوره تو صورتش !!
ايني :
زاخي : آقاي ايماگو شما که گفتيد اين نمي فهمه ما چي ميگيم !!
ايني که خيلي عصباني شده بود يه موز بر ميداره و ميزنه تو صورت زاخي ... !
غريبه و پانسي و سيبل :
بعد زاخي هم يه موز بر ميداره و پرت ميکنه طرف ايني ، ايني جا خالي ميده و ميخوره تو صورت غريبه ...
غريبه : اااااااااااااااااااااااااااااااااااه ... ايــــــــــــــنـــــــــــــي
ايني : به من چه ، زاخي زد !!

=-=-=-=-=
ادامه دارد...
=-=-=-=-=

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Live like you will die tomorrow , Learn like you will live for ever ...