کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
109
نفر همین الان آنلایناند
46 نفر در «انجمن»
3 عضو
106 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
آرشیو گالری 57
-
انجمن 46
-
اتاق خبر 2
-
بخشهای دیگر 4
اعضای آنلاین
54 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پيام امروز
نوع تاپیک: رولنویسی تکی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

حمله ي انتحاري مرگخواران به دو نقطه ي مهم.
در طي روز گذشته ما شاهد جانفشانيه عده ي كثيري از مرگخواران و اعضاي محفل بوديم كه با يكديگر مبارزه ميكردند.
حمله ي اول به وزارت سحر و جادو بود كه تلفات جاني زياد نداشت و گويا مرگخواران به هدف خود يعني پيدا كردن وزير خاين نرسيدند.
حمله ي دوم به قلب محفل ققنوس بود كه مرگخواران و همچنين محفلي ها با رشادت جنگيدند ولي پيروزي نهايي نصيب مرگخواران شد و لرد سياه وانست به وسيله مرگخواران وفادارش يعني:لارا,شارزاس,دراكو و سام وايز هوركراكس خود را از محفل باز پس بگيرد.در راستاي اين حملات مصاحبه اي با يك مرگخوار و يك محفلي ترتيب داده ايم كه ميخوانيد.
قلي:نگير آقا نگير.من مصاحبه نميكنم.
خبرنگار:به ريش مرلين قسم اين ماله روزنامس ماله تلويزيون نيست.
قلي:من نميدونم حداقل شطرنجي كنيد.
خبرنگار:باشه آقا بازشه.خب شروع ميكنم.
شما در حمله ي ديشب به محفل چه نقشي داشتيد.
قلي:خب من در رو پشت سر سام وايز بستم و ازش اجازه گرفتم كه برم بيجامه پارتي.
خبرنگار:خب پس نقش مهمي توي حمله ي ديشب داشتيد.
قلي:بله بله.من به همراه يكي از خواهران بي ناموس تانگو رقصيدم و اطلاعات محرمانه اي از او گرفتم.مغل اينكه جيمز پاتر شبا قبل از خواب تشورتش چه رنگيه و ...
بقيه ي مصاحبه به دليل مشكلات اخلاقي چاپ نشده.اميدوارم از اين خبر راضي بوده باشيد.شما دعوت به ديدن يك فيلم زيبا از ويكتور كرام دعوت مينماييم.
در طي روز گذشته ما شاهد جانفشانيه عده ي كثيري از مرگخواران و اعضاي محفل بوديم كه با يكديگر مبارزه ميكردند.
حمله ي اول به وزارت سحر و جادو بود كه تلفات جاني زياد نداشت و گويا مرگخواران به هدف خود يعني پيدا كردن وزير خاين نرسيدند.
حمله ي دوم به قلب محفل ققنوس بود كه مرگخواران و همچنين محفلي ها با رشادت جنگيدند ولي پيروزي نهايي نصيب مرگخواران شد و لرد سياه وانست به وسيله مرگخواران وفادارش يعني:لارا,شارزاس,دراكو و سام وايز هوركراكس خود را از محفل باز پس بگيرد.در راستاي اين حملات مصاحبه اي با يك مرگخوار و يك محفلي ترتيب داده ايم كه ميخوانيد.
قلي:نگير آقا نگير.من مصاحبه نميكنم.
خبرنگار:به ريش مرلين قسم اين ماله روزنامس ماله تلويزيون نيست.
قلي:من نميدونم حداقل شطرنجي كنيد.
خبرنگار:باشه آقا بازشه.خب شروع ميكنم.
شما در حمله ي ديشب به محفل چه نقشي داشتيد.
قلي:خب من در رو پشت سر سام وايز بستم و ازش اجازه گرفتم كه برم بيجامه پارتي.
خبرنگار:خب پس نقش مهمي توي حمله ي ديشب داشتيد.
قلي:بله بله.من به همراه يكي از خواهران بي ناموس تانگو رقصيدم و اطلاعات محرمانه اي از او گرفتم.مغل اينكه جيمز پاتر شبا قبل از خواب تشورتش چه رنگيه و ...
بقيه ي مصاحبه به دليل مشكلات اخلاقي چاپ نشده.اميدوارم از اين خبر راضي بوده باشيد.شما دعوت به ديدن يك فيلم زيبا از ويكتور كرام دعوت مينماييم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده ?
جزئیات کاربر

امپراطور به جاي گيليدي؟؟؟؟؟؟
جنگ بزرگ در عرصه سياست در راه است!!!
روزي كه گذشت كاملا در سايه ي امپراطور و طرفدارانش گم شد!
تعدادي از طرفداران امپراطور با اعتراض به گيليدي وزير گمشده سحر و جادو خواهان بركناري او و آمدن امپراطور به جاي او بودند!
امپراطور در سخني كوبنده گفت:گيليدي برو بيرون!
عده اي از كارشناسان گفته اند كه جايي كه به نام""ستاد شورش بر عليه گيليدي"" توسط كريوي جوان زده شد با دستور امپراطور به وجود آمده و در اصل همه از امپراطور خط ميگرفتند!
اكنون در محافل عمومي صحبت هايي براين اساس كه امپراطور به زندان فرستاده خواهد شد نيز بر سر زبانهاست!
حالا سوال اين است كه چه كسي اين شورش رو كاملا به صورت رسمي آغاز كرد!
بله!اين شخص كسي نبود جز گيلدوري لاكهارت!بله!تعجب نداره!خود وزير سحر و جادو!
گيليدي در اقدامي عجيب به اين ستاد آمد و اسم خودش رو در ليست شورشي ها بر عليه خودش قرار داد!
اين كار او عرصه را براي بقيه سياستمدارهاي ديگر باز تر كرد!
و حالا نتيجه آن حرف امپراطور بود كه كاملا حاكي از جنگي بزرگ در عرصه سياست سايت جادوگران خواهد بود!!!!
جنگ بزرگ در عرصه سياست در راه است!!!
روزي كه گذشت كاملا در سايه ي امپراطور و طرفدارانش گم شد!
تعدادي از طرفداران امپراطور با اعتراض به گيليدي وزير گمشده سحر و جادو خواهان بركناري او و آمدن امپراطور به جاي او بودند!
امپراطور در سخني كوبنده گفت:گيليدي برو بيرون!
عده اي از كارشناسان گفته اند كه جايي كه به نام""ستاد شورش بر عليه گيليدي"" توسط كريوي جوان زده شد با دستور امپراطور به وجود آمده و در اصل همه از امپراطور خط ميگرفتند!
اكنون در محافل عمومي صحبت هايي براين اساس كه امپراطور به زندان فرستاده خواهد شد نيز بر سر زبانهاست!
حالا سوال اين است كه چه كسي اين شورش رو كاملا به صورت رسمي آغاز كرد!
بله!اين شخص كسي نبود جز گيلدوري لاكهارت!بله!تعجب نداره!خود وزير سحر و جادو!
گيليدي در اقدامي عجيب به اين ستاد آمد و اسم خودش رو در ليست شورشي ها بر عليه خودش قرار داد!
اين كار او عرصه را براي بقيه سياستمدارهاي ديگر باز تر كرد!
و حالا نتيجه آن حرف امپراطور بود كه كاملا حاكي از جنگي بزرگ در عرصه سياست سايت جادوگران خواهد بود!!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

گزارش گر ما از خبر گزاري سيستم او ا دون،خبر بازگشت امپراطور را داده است
اين عكسي كه مشاهده ميكند امپراطور در دوران دوري از ملت بوده هست.كاملا مشخص هست كه مريض هست و عكاس مرحوم ما بزور توانسته اين عكس رو بگيرد...شما را دعوت ميكنم به گزارشي كه از لحظه عكس گرفتن انجام شد:
عكاس:امپي...ناراحت نباش..ميدونم..سرتو بالا كن عكس بگيرم
امپراطور:نميخوام..نميخوام(لوچه اويزون و در حال گريه كردن)
عكاس:الهي قربونت بشم..سرتو بالا كن..افرين پسره گلم..
امپراطور:نه..نميخوام..من ..من...مامانمو ميخوام(مامان=سايت جادوگران)
عكاس:سرتو بالا كن..اگه سرتو بالا كني برات شمشير برقي ميخرم..دوست داري...مامنت برات بميره ..سرتو بالا كن يه عكس بگيرم
چيك
امپراطور سرش را بالا كرد و عكس گرفته شد
ولي عكاس ما بعد از تحويل دادن عكس بطور مشكوكي مرد و يا بهتر است بگوييم كشته شد
______
ولي چيزي كه الان تمام جامعه جادوگري را تركانده هست بازگشت بدون هيجان امپراطور هست...مشخص نيست كه چطور و چگونه او بازگشته هست...خودتان به مصاحبه اي كه با در ميان گزاشتيم گوش كنيد متوجه ميشويد:
گ:امپراطور....شما چگونه با وجود مشكلات فراوان و اين فشار ها باز گشته ايد؟
امپراطور:كاملاسكرت هست
گ:شما چرا باز گشته ايد؟
امپراطور دست خود را به زير كلاه خود ميبرد و در دماغ خود فرو ميكند و ميچرخاند و ماده لزج سبز رنگي را در مياورد و با دست ان را ماساژ ميدهد و ميگويد:براي كم كردن روي خيلي ها كه حرفها به ادم ميزدند!!!
و بعد ان ماده گلوله شده را به طرف دوربين پرتاب ميكند و با حركت شنل خود غيب ميشود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

خشم جامعه مرگخواری از اینهمه تهمت ناروا
خبرنگار افتخاری:شارزاس
به گزارش من امروز در یکی از جلسات هفتگی مرگخواران وقتی لرد سیاه روزنامه پیام امروز را خواند کلی عصبانی شد!وی که از شدت عصبانیت دونفر را درجا کشت از من خواست اعلامیه اش را در اینجا به نمایش عموم بگذارم:
"درود بر جبهه تاریکی
ملت جادوگر و همه جادوگران و ساحران سایت جادوگران
من لرد سیاه ملقب به اسمش را نبر مطلع شدم که بیماری وبا در میان شما همنوعانم شایع شده و یکمی ناراحت شدم ولی بعدش گفتم حقتون بوده بسکه با ماگلها رفت وآمد کردید...در ضمن من هیچگونه ربطی به شیوع وبا ندارم و خواهش میکنم هرچی میشه تقصیر من نندازین این کارهای پیش پا افتاده فقط وقت منرو تلف میکنه من اگه بخوام بیماری بندازم به جونتون کمتر از سیاه زخم شایع نمیکنم!!!"
در ادامه لارا برای پیشگیری از شیوع وبا نکاتی را گفت:
-از نزدیکی به هرنوع ماگل بشدت بپرهیزید
-میوه نخور نشسته رویش وبا نشسته
-از اغذیه فروشی های بیرون چیزی نخرید
-آب آلوده مصرف نکنید
-استخر نروید
-وبا نمیکشه جوگیر نشوید
-اگه یکی اذیتتون کرد میوه بهش بدین راحتتر میمیره تا طلسمش کنید
-از شایعه پراکنی بشدت بپرهیزید
-همین!!!
در ادامه از همکاری لرد سیاه و لارا تشکر میکنیم!!!
:.ستاد رساندن اخبار دنیای سیاه به روزنامه.:
خبرنگار افتخاری:شارزاس
به گزارش من امروز در یکی از جلسات هفتگی مرگخواران وقتی لرد سیاه روزنامه پیام امروز را خواند کلی عصبانی شد!وی که از شدت عصبانیت دونفر را درجا کشت از من خواست اعلامیه اش را در اینجا به نمایش عموم بگذارم:
"درود بر جبهه تاریکی
ملت جادوگر و همه جادوگران و ساحران سایت جادوگران
من لرد سیاه ملقب به اسمش را نبر مطلع شدم که بیماری وبا در میان شما همنوعانم شایع شده و یکمی ناراحت شدم ولی بعدش گفتم حقتون بوده بسکه با ماگلها رفت وآمد کردید...در ضمن من هیچگونه ربطی به شیوع وبا ندارم و خواهش میکنم هرچی میشه تقصیر من نندازین این کارهای پیش پا افتاده فقط وقت منرو تلف میکنه من اگه بخوام بیماری بندازم به جونتون کمتر از سیاه زخم شایع نمیکنم!!!"
در ادامه لارا برای پیشگیری از شیوع وبا نکاتی را گفت:
-از نزدیکی به هرنوع ماگل بشدت بپرهیزید
-میوه نخور نشسته رویش وبا نشسته
-از اغذیه فروشی های بیرون چیزی نخرید
-آب آلوده مصرف نکنید
-استخر نروید
-وبا نمیکشه جوگیر نشوید
-اگه یکی اذیتتون کرد میوه بهش بدین راحتتر میمیره تا طلسمش کنید
-از شایعه پراکنی بشدت بپرهیزید
-همین!!!
در ادامه از همکاری لرد سیاه و لارا تشکر میکنیم!!!
:.ستاد رساندن اخبار دنیای سیاه به روزنامه.:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بزودی در این مکان یک امضایی بگذاریم که ملت کف کنند!!!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/06
آخرین ورود: سهشنبه 7 دی 1389 15:14
از: هر جايي كه به فكرتون مي رسه
پستها:
63

وبا !!!!
بيماري شايع در جادوگران
به گزارش ريتا اسكيتر خبرنگار ويژه ي پيام امروز جامعه ي جادويي براي هزارمين بار دچاره يك معضل اساسي شده است ...
اين روزها اتفاقي كه بر سر زبان ها افتاده است ايجاد بيماري مرگ آور وبا در جادوگران و پخش آن در ميان تمامي افراد جادوگر است . جالب ابن هست كه ساحره ها از اين خطر مصون مانده اند و هيچ علامت و نشانه اي از وبا در ساحره هاي عزيز ديده نشده است .
بنابر گزارش دوشيزه مازامولا خبرنگار افتخاريه پيام امروز تا كنون بيش از 20 نفر از افراد جامعه ي جادوگري دچار اين بيماري شده اند كه از ميان آنها مي توان به هري پاتر پسري كه زنده ماند ( پسر برگزيده ) اشاره كرد . هري پاتر كه در تماميه دوران تاهلش با دوشيزه نميد در جنگ و نزاع بوده در اين ايام دوران خوشي را با همسرش مي گذراند اما وبا مانع اين دوران خوش شده است ( و اينجانب ريتا اسكيتر از اين موضوع كاملا خرسندم . )
از ديگر افراد سر شناس دچار به وبا روبيوس هاگريد ، غول دورگه ي عظيم الجثه ي ترسناك و درنده خو مي باشد . _ البته شيوع وبا در در غول ها بسيار عجيب است _ مادام ماكسيم كه مديره ي مدرسه ي بوباتون و يكي از افراد فعال در انجمن دفاع ار ساحره ها ( آداس ) مي باشد و همچنين غولي دورگه است كه با هاگريد پيمان زناشويي بسته اما در وي نيز هيچ گونه نشانه از بيماريه وبا وجود ندارد . _ شواهد از اين قرار است كه وبا در غول ها مانند جامعه ي جادوگري فقط بر جنس مذكر تاثير گذاشته است ._
------------------------------------------------------------------
آيا اسمشو نبر و پيروانش اين بلاي نا گهاني را بر سر جادوگران آورده اند ؟ و يا آنها را مجبور به اين كار توسط طلسم شوم فرمان كرده اند ؟
گليدوري لاكهارت وزير سحر و جادو اظهار دارد كه : وبا يك موضوع بسيار عادي هست و در حال حاضر بسيار مشكوك است .
وي در جواب اينكه آيا وبا از بي جامه پارتي ها و چنين مسائلي رايج شده است ؟ ( همانند ويروس ايدز در ميان جامعه ي ماگلي .) اظهار داشت : خير مسئله ي وبا هيچ ربطي به اين موضوع نداره و همش مربوط به مقامات بالا ، ساحره ها است .
آداس انجمن دفاع از ساحره ها نيز براي دفاع از اين حرف كار خود را بدون حضور ونوس ( بنيان گذار اين انجمن ) دوباره شروع كرده است و خبرنگاران پيام امروز براي عده اي از افراد اصيل اين گروه آرزوي موفقيت مي كنند .
----------------------------------------------------------------
يكي از شفاگران بيمارستان امراض و بيماري هاي جادويي سنت مانگو اظهار داشت : وبا يك امر طبيعي است كه در ميان ماگل ها هم رايج شده است . وي در ادامه گفت : براي از ميا بردن جادوگران نا خلف وبا بهترين راه است پس به ساحره هاي مظلوم واقع شده توصيه مي شود . براي تقويت همسران جادوگر خود حتما از ميوه ها و سبزيجات ضد عفوني نشده استفاده كنند .
----------------------------------------------------------------
شفاگران بيمارستان سنت مانگو در جست و جوي راهي براي درمان وبا مي باشند .
با تشكر
پيام امروز
ريتا اسكيتر خبرنگار ويژه و سابق نشريه ي وزين پيام اروز
بيماري شايع در جادوگران
به گزارش ريتا اسكيتر خبرنگار ويژه ي پيام امروز جامعه ي جادويي براي هزارمين بار دچاره يك معضل اساسي شده است ...
اين روزها اتفاقي كه بر سر زبان ها افتاده است ايجاد بيماري مرگ آور وبا در جادوگران و پخش آن در ميان تمامي افراد جادوگر است . جالب ابن هست كه ساحره ها از اين خطر مصون مانده اند و هيچ علامت و نشانه اي از وبا در ساحره هاي عزيز ديده نشده است .
بنابر گزارش دوشيزه مازامولا خبرنگار افتخاريه پيام امروز تا كنون بيش از 20 نفر از افراد جامعه ي جادوگري دچار اين بيماري شده اند كه از ميان آنها مي توان به هري پاتر پسري كه زنده ماند ( پسر برگزيده ) اشاره كرد . هري پاتر كه در تماميه دوران تاهلش با دوشيزه نميد در جنگ و نزاع بوده در اين ايام دوران خوشي را با همسرش مي گذراند اما وبا مانع اين دوران خوش شده است ( و اينجانب ريتا اسكيتر از اين موضوع كاملا خرسندم . )
از ديگر افراد سر شناس دچار به وبا روبيوس هاگريد ، غول دورگه ي عظيم الجثه ي ترسناك و درنده خو مي باشد . _ البته شيوع وبا در در غول ها بسيار عجيب است _ مادام ماكسيم كه مديره ي مدرسه ي بوباتون و يكي از افراد فعال در انجمن دفاع ار ساحره ها ( آداس ) مي باشد و همچنين غولي دورگه است كه با هاگريد پيمان زناشويي بسته اما در وي نيز هيچ گونه نشانه از بيماريه وبا وجود ندارد . _ شواهد از اين قرار است كه وبا در غول ها مانند جامعه ي جادوگري فقط بر جنس مذكر تاثير گذاشته است ._
------------------------------------------------------------------
آيا اسمشو نبر و پيروانش اين بلاي نا گهاني را بر سر جادوگران آورده اند ؟ و يا آنها را مجبور به اين كار توسط طلسم شوم فرمان كرده اند ؟
گليدوري لاكهارت وزير سحر و جادو اظهار دارد كه : وبا يك موضوع بسيار عادي هست و در حال حاضر بسيار مشكوك است .
وي در جواب اينكه آيا وبا از بي جامه پارتي ها و چنين مسائلي رايج شده است ؟ ( همانند ويروس ايدز در ميان جامعه ي ماگلي .) اظهار داشت : خير مسئله ي وبا هيچ ربطي به اين موضوع نداره و همش مربوط به مقامات بالا ، ساحره ها است .
آداس انجمن دفاع از ساحره ها نيز براي دفاع از اين حرف كار خود را بدون حضور ونوس ( بنيان گذار اين انجمن ) دوباره شروع كرده است و خبرنگاران پيام امروز براي عده اي از افراد اصيل اين گروه آرزوي موفقيت مي كنند .
----------------------------------------------------------------
يكي از شفاگران بيمارستان امراض و بيماري هاي جادويي سنت مانگو اظهار داشت : وبا يك امر طبيعي است كه در ميان ماگل ها هم رايج شده است . وي در ادامه گفت : براي از ميا بردن جادوگران نا خلف وبا بهترين راه است پس به ساحره هاي مظلوم واقع شده توصيه مي شود . براي تقويت همسران جادوگر خود حتما از ميوه ها و سبزيجات ضد عفوني نشده استفاده كنند .
----------------------------------------------------------------
شفاگران بيمارستان سنت مانگو در جست و جوي راهي براي درمان وبا مي باشند .
با تشكر
پيام امروز
ريتا اسكيتر خبرنگار ويژه و سابق نشريه ي وزين پيام اروز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ريتا اسكيتر خبر نگار سابق و ويژه ي نشريه ي وزين پيام امروز در همه جا نزديك شماست

------------------------------------------

------------------------------------------
جزئیات کاربر

خارج از رول:
ببخشیدا ولی شماها مثلا خبر مینویسین؟؟؟
این که شد نمایشنامه!!
از ناظر اینجا میخوام که این پستای نامربوط رو پاک کنه.چون اینا بیشتر میخورن به نمایشنامه تا صفحه های پیام امروز.
اینو بخونین تا بفهمین خبر نوشتن یعنی چی!
==============================
سرگیجه ی جامعه ی جادوگری!!؟؟
به گزارش خبرگزاری ایسنا!!!!!!(دیگه ماگلا هم با خبر شدن!
)جامعه جادوگری با مشکلی به نام خبررسانی مواجه شدند.
خبرها حاکی از آن است که روزنامه پیام امروز توسط گروهی که به آنها مرگخواران گفته میشود تسخیر شده است!
به گزارشی در این باره توجه بفرمایید:
--------------------------------------
خ.سلام ببخشید مثل اینکه شما خیلی عصبانی هستید!میتونم دلیل عصبانیتتون رو بپرسم؟؟
یک مرد ناشناس!:آقای این چه وضعشه؟؟
ما هر روز هر روز باید بلند بشیم بیایم تظاهرات.مسخره کردن مارو به خدا.
خ.مگه شما مجبورید بیاید تظاهرات؟؟
همان فرد ناشناس:نه آقا ما خودمون میایم.ولی خب اگه اینا کاری نکنن ما نمیایم.
خ:میشه واضحتر توضیح بدین؟؟
فرد ناشناس:بابا یه روزنامه میگه پیام امروز تسخیر شد.اون یکی برمیگرده میگه مدیر پیام امروز تحت طلسم فرمانه.بعد بین مردم پخش شده که هیچ مشکلی وجود نداره و روزنامه پیام امروز دوباره به حالت قبلی برمیگرده.دیگه اصلا نمیشه به هیچ حرفی اعتماد کرد.این چه وضعشه آقا..
----------------------------------------
متاسفانه خبرنگار ما در این حادثه جان خود را از دست داد و جان به جان آفرین تسلیم کرد!
بعد از ارسال این خبر توسط این خبرنگار همان موقع گروهی از مرگخواران بی رحمانه مردم را یکی یکی از بین بردند.
البته خبرها حاکی از آن است که دو تن از مرگخواران در این حادثه توسط اعضای محفل ققنوس که معلوم نیست از کجا پیداشون شده به شدت زخمی شدند.
-------------------------
در پایان این گزارش باید به اطلاع برسانیم که جدا از نزدیک شدن به هر جسم مشکوک خودداری فرمایید!دلیلشو بعدا میفهمید!
===============================
ببخشیدا ولی شماها مثلا خبر مینویسین؟؟؟
این که شد نمایشنامه!!
از ناظر اینجا میخوام که این پستای نامربوط رو پاک کنه.چون اینا بیشتر میخورن به نمایشنامه تا صفحه های پیام امروز.
اینو بخونین تا بفهمین خبر نوشتن یعنی چی!
==============================
سرگیجه ی جامعه ی جادوگری!!؟؟
به گزارش خبرگزاری ایسنا!!!!!!(دیگه ماگلا هم با خبر شدن!
)جامعه جادوگری با مشکلی به نام خبررسانی مواجه شدند.خبرها حاکی از آن است که روزنامه پیام امروز توسط گروهی که به آنها مرگخواران گفته میشود تسخیر شده است!
به گزارشی در این باره توجه بفرمایید:
--------------------------------------
خ.سلام ببخشید مثل اینکه شما خیلی عصبانی هستید!میتونم دلیل عصبانیتتون رو بپرسم؟؟
یک مرد ناشناس!:آقای این چه وضعشه؟؟
ما هر روز هر روز باید بلند بشیم بیایم تظاهرات.مسخره کردن مارو به خدا.خ.مگه شما مجبورید بیاید تظاهرات؟؟
همان فرد ناشناس:نه آقا ما خودمون میایم.ولی خب اگه اینا کاری نکنن ما نمیایم.
خ:میشه واضحتر توضیح بدین؟؟
فرد ناشناس:بابا یه روزنامه میگه پیام امروز تسخیر شد.اون یکی برمیگرده میگه مدیر پیام امروز تحت طلسم فرمانه.بعد بین مردم پخش شده که هیچ مشکلی وجود نداره و روزنامه پیام امروز دوباره به حالت قبلی برمیگرده.دیگه اصلا نمیشه به هیچ حرفی اعتماد کرد.این چه وضعشه آقا..
----------------------------------------
متاسفانه خبرنگار ما در این حادثه جان خود را از دست داد و جان به جان آفرین تسلیم کرد!
بعد از ارسال این خبر توسط این خبرنگار همان موقع گروهی از مرگخواران بی رحمانه مردم را یکی یکی از بین بردند.
البته خبرها حاکی از آن است که دو تن از مرگخواران در این حادثه توسط اعضای محفل ققنوس که معلوم نیست از کجا پیداشون شده به شدت زخمی شدند.
-------------------------
در پایان این گزارش باید به اطلاع برسانیم که جدا از نزدیک شدن به هر جسم مشکوک خودداری فرمایید!دلیلشو بعدا میفهمید!
===============================
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

طبق معمول خبر از دنیای جادوگری فراوان است... خبرنگاران و هیئت تحریریه مدام مشغول جنب و جوش بودند. هر یک به طریقی تلاش میکردند اخبار سریعتر حاضر شود و به چاپ برسد.
- هی اونو کجا میبری.. اون باید بخوره صفحه اول! اسمشونبر غیبش زده.. اینو بنویس جای اون..
- خودم کارمو بلدم جان.. نمیخواد به من بگی
صدها نفر مشغول تایپ اخبار بودند و افرادی که تازه رسیده بودند دوربینهای خود را بر میزها میگذاشتند و عکسها را آماده میکردند.
- خدای من وحشتناکه! توی این شماره بزنین خواندن و دیدن این مطالب برای زیر 16 سال ممنوعه..
دفتر تحریریه پیام امروز و کارآگاه آن بزرگ بود. ده ها میز و قلمهای ویژه در گوشه و کنار آن قرار داشت. تنها ورودی آنجا یک در کوچک بود در ضلع جنوبی اتاق.
جادوگران و ساحره ها از این طرف به آن طرف در رفت و آمد بودند.
در باز شد.... دراکو مالفوی فرزند لوسیوس مالفوی با پوزخندی بر لب وارد شد: هی بروبچ! سلام! مهمون نمیخواین؟
چوبدستی اش را در دست نگه داشته بود و نیشخند از لبانش محو نمیشد.
پشت سرش چندین نقابدار سیاه پوش وارد میشدند.
یک نفر متوجه آنها شد و گفت: شما کی هستین دیگه... برید بیرون اینجا ورود غیره ممنوعه...
دراکو رو به او کرد و گفت: چیزی گفتی؟ نات بزن اونو که حرف زد بکش.
نات بلافاصله اطاعت کرد و فریاد زد: آواداکداورا
آن شخص شوکه شده و بر زمین می افتد و میمیرد
دراکو: کار تعطیله! اینجا مال ماس!
ساحره ای در حالیکه به جسد بی جان همسرش نگاه میکرد گفت: کثافتا!
کراب و گویل که لباس مرگخواران پوشیده بودند با هم فریاد زدند: کروشیاتوس!
ساحره به هوا پرید و محکم به زمین خورد.
دراکو فریاد زد: گفتم بیرون! حالیتون نیست.... بچه ها بریزین همشونو بندازین تو گونی
همه مرگخواران گونی ها را از جیب ردا درآوردند و به سمت افراد یورش بردند.
استوپیفای
کروشیو
...
در عرض کمتر از ده دقیقه تمامی پرسنل و خبرنگاران درون گونیهای سیب زمینی در گوشه ای از کارگاه جمع آوری شده بودند.
نات گفت: خب فرمان چیه آقای مالفوی؟
دراکو خندید و گفت: فرمان اینه! صفحه اول روزنامه مینویسیم.. لرد سیاه بازگشت... ماگل زاده ها منتظر مرگشان باشند. بعدهم چاپش میکنیم و میفرستیم برای همه جامعه جادوگری... البته اگه کسی مونده باشه.
گویل گفت: من یکی حاضر نیستم بنویسم.. بده یکی از این کله گنده ها بنویسه
دراکو گفت: خیلی خوب گویل... تنبل!
چوبدستی اش را رو به یک کاغذ گرفت. کلمات سریع روی آن نوشته میشد..
سپس آن را در دستگاه مخصوص چاپ صفحات جادوگری قرار داد.
- هی اونو کجا میبری.. اون باید بخوره صفحه اول! اسمشونبر غیبش زده.. اینو بنویس جای اون..
- خودم کارمو بلدم جان.. نمیخواد به من بگی
صدها نفر مشغول تایپ اخبار بودند و افرادی که تازه رسیده بودند دوربینهای خود را بر میزها میگذاشتند و عکسها را آماده میکردند.
- خدای من وحشتناکه! توی این شماره بزنین خواندن و دیدن این مطالب برای زیر 16 سال ممنوعه..
دفتر تحریریه پیام امروز و کارآگاه آن بزرگ بود. ده ها میز و قلمهای ویژه در گوشه و کنار آن قرار داشت. تنها ورودی آنجا یک در کوچک بود در ضلع جنوبی اتاق.
جادوگران و ساحره ها از این طرف به آن طرف در رفت و آمد بودند.
در باز شد.... دراکو مالفوی فرزند لوسیوس مالفوی با پوزخندی بر لب وارد شد: هی بروبچ! سلام! مهمون نمیخواین؟
چوبدستی اش را در دست نگه داشته بود و نیشخند از لبانش محو نمیشد.
پشت سرش چندین نقابدار سیاه پوش وارد میشدند.
یک نفر متوجه آنها شد و گفت: شما کی هستین دیگه... برید بیرون اینجا ورود غیره ممنوعه...
دراکو رو به او کرد و گفت: چیزی گفتی؟ نات بزن اونو که حرف زد بکش.
نات بلافاصله اطاعت کرد و فریاد زد: آواداکداورا
آن شخص شوکه شده و بر زمین می افتد و میمیرد
دراکو: کار تعطیله! اینجا مال ماس!
ساحره ای در حالیکه به جسد بی جان همسرش نگاه میکرد گفت: کثافتا!
کراب و گویل که لباس مرگخواران پوشیده بودند با هم فریاد زدند: کروشیاتوس!
ساحره به هوا پرید و محکم به زمین خورد.
دراکو فریاد زد: گفتم بیرون! حالیتون نیست.... بچه ها بریزین همشونو بندازین تو گونی
همه مرگخواران گونی ها را از جیب ردا درآوردند و به سمت افراد یورش بردند.
استوپیفای
کروشیو
...
در عرض کمتر از ده دقیقه تمامی پرسنل و خبرنگاران درون گونیهای سیب زمینی در گوشه ای از کارگاه جمع آوری شده بودند.
نات گفت: خب فرمان چیه آقای مالفوی؟
دراکو خندید و گفت: فرمان اینه! صفحه اول روزنامه مینویسیم.. لرد سیاه بازگشت... ماگل زاده ها منتظر مرگشان باشند. بعدهم چاپش میکنیم و میفرستیم برای همه جامعه جادوگری... البته اگه کسی مونده باشه.
گویل گفت: من یکی حاضر نیستم بنویسم.. بده یکی از این کله گنده ها بنویسه
دراکو گفت: خیلی خوب گویل... تنبل!
چوبدستی اش را رو به یک کاغذ گرفت. کلمات سریع روی آن نوشته میشد..
سپس آن را در دستگاه مخصوص چاپ صفحات جادوگری قرار داد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium]اولین جادوگر در تمامی دوران ها که توانس?
جزئیات کاربر

آیا ولدمورت با فکر این کارها را انجام میدهد؟؟؟
کماکان در پی حملات کسی که نباید اسمش را برد اعضای گروه اچ سی او توسط اسمشو نبر دستگیر شدند!
در پی این گزارش با چند تن از افرادی که در این جنگ دست داشتند مصاحبه ای رو انجام دادیم که به پیش دیدگان شما میرسانیم.
--------------------------------------------------
خ:سلام جناب وایز.ببخشید میشه در مورد دستگیری اعضای اچ سی او توضیح بدین؟؟
سام وایز:بله.باید بگم این برای ما پیروزی بزرگی بود.ولی متاسفانه با همکاری کاراگاه ققنوس خیانت کار اونا فرار کردن.
خ:واقعا؟؟
وایز:(ای چقدر خنگم.نباید اینو میگفتم.)نخیر اشتباه شد.
خ:چی اشتباه شد؟؟
وایز:اونا هنوز پیش ما هستن؟؟
خ:پس این آقایی که الان اینجا هست چیه؟
وایز:کدم آقا؟؟
خ:کافیه چند متر اون ورتر رو نگاه کنین تا آقای اسمیت رو ببینین.
وایز:ای اسمیت*****(سانسور)*****داره افشاگری میکنه.من میرم به ارباب خبر بدم.
---------------------------------------------
خ:سلام آقای اسمیت.میشه در مورد نحوه فرار کردنتون توضیح بدین؟
اسمیت:میتونین به تاپیک اچ سی او سر بزنین تا ببینین.
خ:ممنونم.ولی میخوایم از زبان خودتون بشنویم.
اسمیت:راستش ما شب قبلش غذا خوب نخورده بودیم و نا نداشتیم.شبم که اصلا خوابمون نبر.بعدشم که رفتیم سر قبر شیو دیگه اصلا رمق نداشتیم.اونا تعدادشون زیاد بود.ما میخواستیم فرار بکنیم.ولی هر کاری کردیم اصلا نتونستیم راه بریم.چون نا نداشتیم.بعد اونا مارو گرفتن دیگه.همین.
خ:بعد چه شکلی فرار کردین؟
اسمیت:با کمک کاراگاه ققنوس.دوست همیشگی.
خ:خب.به تازگی در محافل عمومی بحث سر اینه که آیا کاراگاه ققنوس یک اچ سی ایی هست یا نه؟؟نظر شما چیه؟
اسمیت:من نمیتونم چیزی به شما بگم.برین از خودش بپرسین.
------------------------------------------
خ:سلام آقای ققنوس.ببخشید میشه بگین که شما هدفتون از نجات دادن گروه اچ سی او از دست ولدمورت و مرگخواراش چی بوده؟؟
ققنوس:میخواستم معروف بشم
خ:معروف بشید؟؟میتونم بپرسم چه کسی تا حالا تونسته این شکلی معروف بشه؟؟
ققنوس:حسین فهمیده
خ:ولی شهید فهمیده دشمن رو از بین برد.ولی شما به گروهتون خیانت کردین؟؟
ققنوس:واقعا؟؟
من نمیدونستم.
خ:به مارو باش داریم با کی مصاحبه میکنیم.
================================
کماکان در پی حملات کسی که نباید اسمش را برد اعضای گروه اچ سی او توسط اسمشو نبر دستگیر شدند!
در پی این گزارش با چند تن از افرادی که در این جنگ دست داشتند مصاحبه ای رو انجام دادیم که به پیش دیدگان شما میرسانیم.
--------------------------------------------------
خ:سلام جناب وایز.ببخشید میشه در مورد دستگیری اعضای اچ سی او توضیح بدین؟؟
سام وایز:بله.باید بگم این برای ما پیروزی بزرگی بود.ولی متاسفانه با همکاری کاراگاه ققنوس خیانت کار اونا فرار کردن.
خ:واقعا؟؟
وایز:(ای چقدر خنگم.نباید اینو میگفتم.)نخیر اشتباه شد.
خ:چی اشتباه شد؟؟
وایز:اونا هنوز پیش ما هستن؟؟
خ:پس این آقایی که الان اینجا هست چیه؟
وایز:کدم آقا؟؟
خ:کافیه چند متر اون ورتر رو نگاه کنین تا آقای اسمیت رو ببینین.
وایز:ای اسمیت*****(سانسور)*****داره افشاگری میکنه.من میرم به ارباب خبر بدم.
---------------------------------------------
خ:سلام آقای اسمیت.میشه در مورد نحوه فرار کردنتون توضیح بدین؟
اسمیت:میتونین به تاپیک اچ سی او سر بزنین تا ببینین.
خ:ممنونم.ولی میخوایم از زبان خودتون بشنویم.
اسمیت:راستش ما شب قبلش غذا خوب نخورده بودیم و نا نداشتیم.شبم که اصلا خوابمون نبر.بعدشم که رفتیم سر قبر شیو دیگه اصلا رمق نداشتیم.اونا تعدادشون زیاد بود.ما میخواستیم فرار بکنیم.ولی هر کاری کردیم اصلا نتونستیم راه بریم.چون نا نداشتیم.بعد اونا مارو گرفتن دیگه.همین.
خ:بعد چه شکلی فرار کردین؟
اسمیت:با کمک کاراگاه ققنوس.دوست همیشگی.
خ:خب.به تازگی در محافل عمومی بحث سر اینه که آیا کاراگاه ققنوس یک اچ سی ایی هست یا نه؟؟نظر شما چیه؟
اسمیت:من نمیتونم چیزی به شما بگم.برین از خودش بپرسین.
------------------------------------------
خ:سلام آقای ققنوس.ببخشید میشه بگین که شما هدفتون از نجات دادن گروه اچ سی او از دست ولدمورت و مرگخواراش چی بوده؟؟
ققنوس:میخواستم معروف بشم
خ:معروف بشید؟؟میتونم بپرسم چه کسی تا حالا تونسته این شکلی معروف بشه؟؟
ققنوس:حسین فهمیده
خ:ولی شهید فهمیده دشمن رو از بین برد.ولی شما به گروهتون خیانت کردین؟؟
ققنوس:واقعا؟؟
من نمیدونستم.
خ:به مارو باش داریم با کی مصاحبه میکنیم.
================================
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كشته شدن يكي از اعضاي مهم گروه اچ سي او توسط چوبدستيه كسي كه نبايد اسمش را برد
گزارشگر ما از خبر گزاري سيستم او ا دون با سرژ تانيكان در مورد كه شاهد اين قتل بود صحبت ميكند:
خ:خب...چي شد؟
سرژ:هيچي ...اسمشو نبر زد شيو رو كشت..همين
مجلس خاكسپاري براي شيو اوجانيان ترتيب داده شده بود از امروز صبح كه تا شب ادامه داشت
در اين مجلس گويا يكي از افراد روح مرلين مرحوم را در اطراف ديد كه گوبا خيلي عصباني بود كه برايش مجلس ختم نگرفته بودند
بعد از ديدن روح اين مجلس دو عضوي شد...هر نيم ساعت براي يكي از اين دو مرحوم گريه و زاري ميكردند
شب كه فرا رسيد همه از اشك ريختند خشك شده بودند...و دارون ملكيان تانكر نوشابه اتك آورد كه همه سيراب شوند
نكته جالب توجه نظرات كارشناسان هست
كارشناس اول:خيلي مشكوكه...به نظر من اسمشو نبر قصد نابود كردن گروهي كه به قوا خود او بچه مدرسه اي بودند را داره...اره...خانوم بيا :bigkiss:
كارشناس دوم:هين؟...نه...اون اينقدر بيكار نيست كه بياد اينكارو بكنه...حتما اتفاقي شده....اهين!!!
كارشناس سوم:نيگاه كنين..هر وقت اين ولدمورت(همه لرزيدند) از اين كارا ميكنه جاي زخم من سياه ميشه...به نظر شما چو خوشش مياد كه وسط حرفهاي عاشقانه يهو حاي زخمم سياه بشه؟
كارشناس چهارم:من ان اطراف نبودم...حتما يارو خيالاتي شده كه منو ديده
گزارشگر ما از خبر گزاري سيستم او ا دون با سرژ تانيكان در مورد كه شاهد اين قتل بود صحبت ميكند:
خ:خب...چي شد؟
سرژ:هيچي ...اسمشو نبر زد شيو رو كشت..همين
مجلس خاكسپاري براي شيو اوجانيان ترتيب داده شده بود از امروز صبح كه تا شب ادامه داشت
در اين مجلس گويا يكي از افراد روح مرلين مرحوم را در اطراف ديد كه گوبا خيلي عصباني بود كه برايش مجلس ختم نگرفته بودند
بعد از ديدن روح اين مجلس دو عضوي شد...هر نيم ساعت براي يكي از اين دو مرحوم گريه و زاري ميكردند
شب كه فرا رسيد همه از اشك ريختند خشك شده بودند...و دارون ملكيان تانكر نوشابه اتك آورد كه همه سيراب شوند
نكته جالب توجه نظرات كارشناسان هست
كارشناس اول:خيلي مشكوكه...به نظر من اسمشو نبر قصد نابود كردن گروهي كه به قوا خود او بچه مدرسه اي بودند را داره...اره...خانوم بيا :bigkiss:
كارشناس دوم:هين؟...نه...اون اينقدر بيكار نيست كه بياد اينكارو بكنه...حتما اتفاقي شده....اهين!!!
كارشناس سوم:نيگاه كنين..هر وقت اين ولدمورت(همه لرزيدند) از اين كارا ميكنه جاي زخم من سياه ميشه...به نظر شما چو خوشش مياد كه وسط حرفهاي عاشقانه يهو حاي زخمم سياه بشه؟
كارشناس چهارم:من ان اطراف نبودم...حتما يارو خيالاتي شده كه منو ديده
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

بازی و شیطنت کودکان باز هم حادثه آفرید
در پی حمله های که به صورت غیر حضوری از سوی ما مرگ خواران انجام می شود در ساعت 12.30 دقیقه امروز شی مقابل پارک کودکان جادوگر در
لندن ونزدیکی وزارت خانه من فجر شد .
به نقل از رادیو بیگانه CBB : دقایقی پیش انفجار ی سهنگین پارک جادوگری و وزارت خانه را لرزاند هنوز از تعداد کشته شدگان خبری در دست نیست.
ساعاتی بعد باز هم رادیو بیگانه CBB گزارش می دهد از شمار کشته شدگان حادثه تروریستی امروز رخ داد 36 کودک و 3 نفر کشته و زخمی شدن
آ قا امروز آفتاب از کدوم طرف در اومده رادیو هایه ماگلی در مورد ما ملت جادوگر خبر میدهند
با تشکر خبر نگار افتخاری وبدون مرز
در پی حمله های که به صورت غیر حضوری از سوی ما مرگ خواران انجام می شود در ساعت 12.30 دقیقه امروز شی مقابل پارک کودکان جادوگر در
لندن ونزدیکی وزارت خانه من فجر شد .
به نقل از رادیو بیگانه CBB : دقایقی پیش انفجار ی سهنگین پارک جادوگری و وزارت خانه را لرزاند هنوز از تعداد کشته شدگان خبری در دست نیست.
ساعاتی بعد باز هم رادیو بیگانه CBB گزارش می دهد از شمار کشته شدگان حادثه تروریستی امروز رخ داد 36 کودک و 3 نفر کشته و زخمی شدن
آ قا امروز آفتاب از کدوم طرف در اومده رادیو هایه ماگلی در مورد ما ملت جادوگر خبر میدهند
با تشکر خبر نگار افتخاری وبدون مرز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جادوگران
