پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

289
نفر همین الان آنلاین‌اند 127 نفر در «انجمن»
2 عضو 287 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

تالار جشن هاگزمید

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
مودی سوار بر جارو میشه و به طرف آرایشگاه راه میفته!
جارو با انواع و اقسام آت آشغال ها تزئین شده و از تهش هم یه سری دمپایی کهنه و قوطی پارسی کولا آویزونه.
مودی در حالیکه بهترین رداشو پوشیده و موهاش تو باد افشونه.
بوق بوق بو قققققققققققق
نیروهاش نوشابه ای شکمبولی:ایشالا به پای هم پیر شین!
عروس باید دومادو ببوسه...بوق بوق بببوق بوق
(و یکیشون شروع میکنه به فیلم برداری)
فیلمبردار:هووی مثلا دامادی ها؛یه کم مضطرب باش؛به ساعتت نیگا کن!
مودی یه نیگا به ساعتش میندازه ....
فیلمبردار:دستتو بزار رو قلبت
مودی
و دستشو میزاره رو قلبش..
نیروها:عروس ما چه خوشگله..

فیلمبردار از همه جهات فیلم میگیره.

مودی پشت در آرایشگاه وایستاده و میخاد در بزنه
فیلمبردار زوم کرده رو صورتش..
مودی با یه دستش فیلمبردار رو هل میده:بابا بزار ببینم دارم چی کار میکنم...
فیلمبردار اینو بخون بعد یه کاغذ میده دست مودی و مودی شروع میکنه بلند خوندن:
مینروا از اون روز که چشمم چشاتو دیدهه ههههههههههههه
نمیدونی دلم چی کشیده هههههههههههه
مینروا تویی خوشگل من؛یه دونه ی این دل من..........
و بعدش در رو میکوبه میاد تو .......
مودی از تعجب خشکش زده...

مودی:مینروا این تویی؟
بانوی سایه ها:نه بابا اون که مجسمه اس مدله!
مودی یه نفس راحت میکشه!
مودی:پس مینروای من کجاس؟
بانوی سایه ها:اونه هاش؛تو رو سرشه!
فیلم بردار میاد تو و شورع میکنه از همه دختر ها فیلم گرفتن... یواش به مینروا نزدیک میشه!
مودی یقه فیلم بردار رو میگیره:بی ناموس؛مگه ناموس نداری؟
فیلمبردار:نه بابا؛ناموس کیه؛من ناموس ندارم؛اصغر تو شاید داشتی باش!ببین آقا ناموس لازم داره..
فیلمبردار:حالا تو هم وقت گیر آوردی ها؛بعدا یه ناموس برات میخریم؛دیر شده بدو بریم.
مودی میپره مینروا رو میزاره رو کولش و از در میره بیرون.....
توی راه نیرو های شکمبولی شروع میکنن با ورد های مختلف انواع و اقسام قلب؛قلب ساده،قلب تیر خورده،قلب سوراخ و .. میسازن.
تا اینکه به در تالار میرسن....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1403/06/12
آخرین ورود
یکشنبه 20 مرداد 1387 16:16
عضویت
1382/10/20
پست‌ها
402
وزیر داره با 70 نفر بادیگاراش و نیروهای شیشه نوشابه ای میاد هه سرشونو از در بیرون آوردن ببینن چه خبره!
کینگزلی نزدیک در میشه دستشو به نشونه ی ایست نشون میده!
کینگزلی رو به نیروها:برید استراحت کنید امشب حال حوصله بادیگارد ندارم!
یکی از نیروها:قربان پس اجازه بدید نیروهای مخفی و لباس شخصی رو بفرستیم!
کینگزلی :نه لازم نیست!
کینگزلی با ردای سرخ و با تاج وزارت وارد میشه!
الستور از خوشحالی در پوست نمی میگنجد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
امیشاف و ونوس کنار هم نشستن.
امیشاف داره کیک عروسی رو می خوره!
در همین موقع دامبلدور از کنار امیشاف رد میشه.می خوره به پیش دستی امیشاف و کیک ها سرازیر می شه رو لباس ونوس.
ونوس سرش گرمه و متوجه نمی شه!
آمیشاف هم آروم میاد با دستمال پاک کنه لباس ونوس.
نهگهان ونوس متوجه امیشاف می شه که داره با لباسش ور می ره. عصبانی خیره می شه بهش.
آمیشاف میاد دوروبر رو نگاه کنه نگاهش میوفته به چشمای
ونوس که به اون خیره شده!... خشگش می زنه!
آمیشاف: ممممم ن . من من من ...
ونوس : بی مزه.. شوخی زشتی بود.
ونوس کیک خودش رو رو لباس و سر و صورت آمیشاف می ماله و میره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
شنبه 23 دی 1385 03:15
عضویت
1382/12/23
پست‌ها
895

در سالن آريشگاه

من رو صندلي نشستم و دو تا پوست خيار روي چشمامه
ساحره:ديگه چيزي نمونده مينروا!

من:انتظار نداشتم اين قدر طول بكشه!

ساحره:من يه مدل كاملا جديد را براي شما گذاشتم.مطمئنا كه پشيمون نمي شي.
بانوي سايه ها روي يه صندلي ديگه نشسته و داره موهاشو رنگ ارغواني روشن مي زنه.

من:بانو قيافه من چه طوري شده؟
بانوي سايه:خودت بعدا مي بيني!

من:اي بانو داري اذيت مي كني ها!
ساحره:خوب ديگه همه چيز درست شد.آماده تا سه ميشمارم چشماتو باز كن مينروا جان!يك...دو...سه!

من چشمامو باز مي كنم و ذوق شكه ميشم!

من:واااااااي خدااا جون....

موهام كه معمولا به پشت مي بستم حالا خيلي زيبا به صورت آبشاري روي شونه هام هست و ديگه رنگ خاكستري موهام كاملا رفته به جاش موهام به رنگ طلايي درخشان در اومده.صورتم هم انگار 60 سال جوانتر شده.

بانو سايه ها:ديدي بهت گفتم خوشكل شدي!
من:آره.........هيچ توقع نداشتم!!!

بانوي سايه ها:پاشو بريم لباس توي اون اتاق بپوش و بيا.الانه كه الستور بياد و شما رو ببره.

من: باشه.صبر كن

بعد از چند دقيقه من با لباس سفيد بلند و زيبايي كه روش فرشته ها دارن چنگ ميزنن ميام بيرون.روي سرم يه تاج پر از الماس گذاشتم كه نورش همه جا منعكس شده

بانوي سايه ها و ساحره با دهان باز دارن به من نگاه مي كنن.يه ساحره ديگه كه داشت موي يه دخترو ميبريد يه دفعه با قيچي زد نصف موهاي دختره رو پروند.

دختره: آهااااااااي...چي كار داري مي كني؟

بانوي سايه ها:عجب خوشكل شدي ها!!!

من:ممنون.لطف داريد

تق تق صداي در مي ياد.بانوي سايه ها ميره دم در و بر مي گرده ميگه:

يالا مودي اومد اون تورو بنداز سرت.زود باش دير شد.

من هم تورو ميندازم سرم و ميرم بيرون

مودي اون جا از تعجب خشكش زده

:-D :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
تولد نقش
1400/05/01
آخرین ورود
پنجشنبه 15 شهریور 1386 14:33
عضویت
1382/11/28
پست‌ها
88
من با ردای سرخ آلبالوییم وبا مو های شونه زده میام تو و کنار ونوس میشینم.
ونوس:وای امیشاف کجا بودی؟ چقدر از دیدنت خوشحال شدم.
من: رفته بودم لباس بخرم... خوشگله .نه؟
ونوس:واقعاً بهت میاد
مرلین:خب حالا همه اومدن،عقدو بخونم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید که این جهان، جهنم جهان دیگری باشد ... آلدوس هاکسلی
تولد نقش
1398/04/22
آخرین ورود
شنبه 9 اسفند 1399 23:31
عضویت
1382/11/27
پست‌ها
385
ونوس با یک لباس بلند نازک به رنگ مهتاب در حالی که موهای خرمایی روشنشو در بالای سر جمع کرده با حالتی خجالت زده به تنهایی وارد می شه و بعد از سلام کردن روی اولین صندلی خالی می شینه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
سه‌شنبه 4 مرداد 1384 11:58
عضویت
1382/10/17
پست‌ها
166
خوناشام يك پيراهن سرخ و بلند شوشيده كه ادامه اش يه 5 متري مي شه و شنلي خزدار و سفيد رنگ وارد مي شه در كنارش لرد ولدرمورت با يك رداي ساتن مشكي و شنلي بلند و سياه راه مي ره و حسابي تو حسه
:-D :-D :-D
خوناشام به همه مي گه :خوب همه بخوريد و كيف كنيد جشن شروع شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و يك حلقه براي ملكه خون آشام ها ...
كه آغازي شد براي ي?
تولد نقش
1398/05/26
آخرین ورود
امروز ساعت 09:45
عضویت
1382/10/21
پست‌ها
1712
من لباس البالويي خودمو پويشدم و دست در دست جيني وارد تالار پذيرايي ميشم. جيني با قشنگترين لباس دنيا كه من براش خريدم در كنار من قدم ميزنه.
مرلين: سلام بر دوستان عزيز مودي و دارك كجا هستن؟
خوناشام: اي اييي اين كيه؟ ملكه بهشته؟؟؟؟!!!!
مرلين: نه. عروس منه. همسر عزيزم يعني همسر ايندم. در ضمن دوست ندارم كسي در مورد ايشون حرفي بزنه. واگر نه با يه ورد كوچيك كارش ساختس.
سالازار: به به به مرلين. چه عجب از اين ورا؟
مرلين:‌ من بايد بگم چه عجب. من توي سفرم زياد با تو برخورد ميكردم. سالازار: من برم دستشويي.
(اينم سوژه دستشويي براي مودي و بروبچ.)
:-D
مرلين: خوني چي به خورد اين دادين چرا هي ميره دستشويي.
خوني: فكر كنم از تو بهش سرايت كرده .
ولدمورت: به سلام. ببينم شما سالازار رو اين اطراف نديدين؟
مرلين: من ديدمش. فكر كنم امشب سرقفلي دستشويي رو خريده باشه. جيني عزيز بيا بريم جاهاي ديدني اين اطرافو نشونت بدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
آخرین ورود
شنبه 23 دی 1385 03:15
عضویت
1382/12/23
پست‌ها
895

درهاي سالن باز ميشه و من و مودي ميام تو

من:چه خبره اينجا!؟!
ولدومورت و دامبلدور دارن اون گوشه ي سالن دعوا مي كنن.خون آشام ولدمورت رو گرفته.بانوي سايه ها هم دامبلدورو.
مودي مي ره طرفشون ميگه:آآآآآآآآآآآآهاي!بسه ديگه.شورشو در اوورديد.
ولدمورت:به اون بگو.اون اول شروع كرد!
دامبلدور:دروق ميگح!اجب بچح برويي اين طام.
مودي:من كاري ندارم كي شروع كرد.تمومش كنيد.فعلا خيلي كار داريم.
دامبلدور و ولدمورت هر كدوم يه طرف مي رن.
من مودي صدا مي كنم.
مودي:چيه عزيزم!
من:همه چي حله؟واسه فردا همه چي رو به راهه؟
مودي:آره عزيزم.من خودم الان درستش مي كنم.
مودي داد مي زنه:آهاااااااي داركي!
هووووووشت داركي ظاهر ميشه.
دارك لرد:چي بابا!چرا داد مي زني؟
مودي:چيه و زهر مار.فردا جشنه اينجا!چي كار كردي تا حالا؟

دارك لرد:نگران نباش الستور.سدريك رو فرستادم همه چيزا رو بخره و آماده كنه.شيريني،ميوه،شربت و غيره...
مودي:شام چي؟
دارك لرد:مگه شامم قراره بدين؟
من:حالا،براي آشنايان و دوستان نزديك كه بعد از مراسم مي مونن خلاصه يه چيزي بايد داشته باشيم.
دارك لرد:آهان باشه.من برم به سدريك بگم.

من:آهاي!ونوس، پاتر اون جا داريد چي كار مي كنيد!
دوتايشون هل مي شن :oops:
ونوس:ا.....هيچي!
من:مگه قرار نبود شما موزيك ها رو آماده و مكان را تزيين كنيد؟
ونوس:آره...آره.شما خياتون راحت.من الان شروع مي كنم.
مودي:پاتر برو همه رو آماده كن واسه فردا.اون حلقه هاي سفارشي هم برو از دفترم ور دار بيار.
من:مي گم الستور جونم .عقد رو كي مي خوني؟
مودي:مينروا جون نگران نباش مرلين گفتم بياد اينجا واسه اين كار.
بانوي سايه ها مي ياد طرف ما.
بانوي سايه ها:اوا...مينروا جان شما كه هنوز اينجايي كه...زود باش بريم كه هم لباسو حاضر كنيم هم تاجو...از اونجا هم مي ريم آرايشگاه.
من:زود نيست الان؟
بانو:زود چيه!كلي طول مي كشه اينا رو آماده كنيم!
من:باشه...پس الستور جونم تو هم برو خودتو آماده كن.تا فردا نبايد همديگرو ببينيم ها!
مودي:باشه خيالت راحت.من اينجا رو يه كم مرتب مي كنم بعد مي رم.
من گونه ي مودي رو مي بوسم و با بانوي سايه ها ميرم.
مودي همون جا سرخ شده وايساد....


------------------------------------------
دوستان خيلي ببخشيد اگه تو نمايشنامه اي به كسي توهين مي شه.جدي نگيريد اين فقط براي خنده ست و شما نبايد ناراحت بشيد.حالا به خاطر اين حرف پا نشيد هر چي ديالوگ بي خود بديد به من :-D

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
آخرین ورود
شنبه 23 دی 1385 03:15
عضویت
1382/12/23
پست‌ها
895

بانوي سايه هاي عزيز
خيلي متشكرم...طرح جالبي هست من از لباس خوشم اومد

ولي راجع به تاج زياد مطمئن نيستم.همون تاج پر از الماس درخشنده به نظرت جالب نيست؟
اونم نور رو ديوارها منعكس خواهد كرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.