جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
3 مهمانان 4 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مجموعه تفریحی مادام رزمرتا

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: چهارشنبه 16 شهریور 1384 05:30
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخي:مادام!من دارم ميميرم.حداقل يه ذره بزار بريم هوا بخوريم.اينجا خيلي گرمه!
مادام:به هيچ وجه!
زاخي:باشه.زياد اصرار نميكنم.ولي آخه اين چه جور زنگ تفريحيه كه هيچ كاري نميكنيم؟؟
مادام:ميتويد از اين به بعد با خودتون نون پنير بيارين زنگ تفريح بخورين
زاخي:چه نوع نوني؟؟؟
مادام:فرقي نداره.ولي اگر بربري باشه بهتره
زاخي:
ايوانا:ولي من باگت دوست دارم!
زاخي:واقعا؟؟
ايوانا:براي چي دروغ بگم؟؟
زاخي:اخه تاهمين چند دقيقه پيش ميگفتي منو دوست داري.حالا باگتو دوست داري؟؟
ايوانا: مسخره
**يه ذره اون طرف تر*******
اندرو:ميگم مادام بهتر نيست ايوانا و زاخي رو بقل هم بزاري تو كلاس؟؟
مادام:چطور؟؟
اندرو:بابا حواس هممونو پرت كردن...همش از اين طرف به اون طرف براي هم نامه مينويسن و موشكش ميكنن و پرت ميكنن.
مادام:كه اين طور.اين دفعه مچشونو ميگيرم
اندرو پيش خودش:عجب اشتباهي كردم گفتما
****سر كلاس***
مادام:سوال به جايي بود!من شكلشو پاي تخته براتون ميكشم.
و مادام روشو ميكنه طرف تخته.
يه دفعه زاخي براي ايوانا تويه كاغذ يه چيزي مينويسه و پرت ميكنه سمتش.ايوانا ميخونه و با حالت خاصي به هم نگاه ميكنن.بعد جواب زاخي رو مينويسه و پرت ميكنه سمتش.زاخي نميتونه كاغذ رو بگيره و ميفته زمين.خم ميشه كه برش داره.مادام ميفهمه.
مادام:دنبال چيزي ميگردي آقاي اسميت؟؟
زاخي:نه مادام دارم به حرفاي شما گوش ميدم.
مادام:كاملا معولمه!مخصوصا از اون كاغذ.
و به كاغذي كه ايوانا پرت كرده بود اشاره ميكنه.
مادام ميره كاغذ رو از رويه زمين برميداره و ميخونه.
مادام:نميدونم چي بگم.ولي جالبه.
و شروع ميكنه به خواندن نامه با صداي بلند!
.................
=============================

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 شهریور 1384 20:41
نمایش جزئیات
آفلاین
ايوي:حالا اينقدر قيافه نگير واسه معجون فردا مي خواي چي كار كني؟؟؟
اندرو:1 كاريش مي كنم ديگه ..............
ايوي:از فرد و جرج ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اندرو:ساكت ............. الان مي شنوه ها
ايوي:اصلا به من چه ؟؟؟؟ زاخي ( ) مياي بريم 1 كم بگرديم ؟؟؟؟

صدايي از پشت سرشان : شما هيچ جا نمي ريد به جز سر كارتون

ايوي و زاخي و اندرو به پشتشان نكاهي انداختند و با رزي رو به رو شدند

زاخي:رزي جون حالا نمي شه .................
رزي:به هيچ عنوان
زاخي:اخه .....................
رزي:....................


_______________________

بچه ها فروشگاه لوازم اشپزيم نيست !!! يكي مي شه بگه چه اتفاقي واسش افتاده ؟؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=66CCFF]دامبلدور عزيز بدان هر جا كه باشي تا پاي جان ازت حمايت مي كنيم و به تو وفادار خواهيم ماند !!!
Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 شهریور 1384 19:26
نمایش جزئیات
آفلاین
اندرو (یعنی توی کلاسه ها!!نرفته بیرون )
اندرو : خوب مال من باید هم همینطوری می شد!!
رزی :
اندرو : خب..من...ولش کن.
رزی : خب.چون این معجون سختی بود(البته نسبتا)کارتون بد نبود.غیر از اندرو که...
اندرو : ...که از درد بی دردی چاپلوسی توی خونش جریان نداشت!!
همه :
رزی : بسه.اندرو به خاطر اینکه داری کلاسو به هم می ریزی مجازات می شی.
اندرو :
رزی : باید این معجونو کاملا بی نقص درست کنی و به من بدی.
اندرو : تا کی وقت دارم؟؟
رزی : فردا صبح.
اندرو : باشه.
رزی می ره بیرون و همه دارن وسایلشونو جمع می کنن.
اندرو روش رو می کنه به رزی که داره از در بیرون می ره :
ایوی : اندرو!دیگه داری..
اندرو : اخه اون هیچ وقت نفهمید اونی که من توی اون بطری ریختم یکی از محصولات فرد و جرج بود.
ایوی : اندرو!!
اندرو :
زاخی : حالا چی بود؟؟
اندرو : چیز خطرناکی نبود.اگه بهش دست نزده باشه.
البی : تو دیگه عجب کسی هستی.
اندرو :
-------------------------------------------------------------
رزی خودش می دونه من چرا اینو زدم نفهمید پی ام رو گذاشتن برای همین موقع ها!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 شهریور 1384 10:12
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از رفتن اندرو

رزي:خيله خوب حالا بايد معجونتون غلظتش مثل اب و رنگش صدفي روشن باشه
البي:مال من تقريبان همين جوره
رزي:حالا من ميام و با دستگاه مخصوصم ( پست هاي قبلي رو بخونيد ماجراش رو مي فهميد ) ازمايش مي كنم

نتيجه معجون ها

اندرو:كاملا غلط باعث سرگيجه و حالت تهوع
زاخي : كمي عصاره ي گل رز ان زياد است ولي مشكلي ايجاد نمي كند
پامي:باعث دل درد و دل پيچه
البي:كم هم زده شده و حالت تهوع ايجاد مي كند
ايوي:[b]كاملا درست ........... افرين ........... بدون هيچ مشكلي [/b


ايوي:
رزي:افرين ايوي 2 امتياز گرفتي و زاخي و 1 امتياز خب حالا اين معجون بايد بوي عطر دلخواه شما رو بده زاخي معجون تو چه بويي مي ده ؟؟؟؟
زاخي:بوي چمن تازه ............... بوي شوري دريا
رزي:خوبه . ايوي مال تو چه طور؟؟؟
ايوي:بوي عطر زاخي
همه كلاس:
زاخي:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=66CCFF]دامبلدور عزيز بدان هر جا كه باشي تا پاي جان ازت حمايت مي كنيم و به تو وفادار خواهيم ماند !!!
Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 شهریور 1384 07:37
نمایش جزئیات
آفلاین
اندرو : منم درست کردم!!
رزی : باشه هنوز 5 دقیقه ی دیگه مونده!!صبر کن.
اندرو : باید چه رنگی باشه؟؟
رزی: باید مثل اب باشه.
اندرو : خب خوبه.
--
رزی : وقت تموم شد.
میاد سر پاتیل اندرو.
رزی: خب.بد نیست.اما..اما..
اندرو : اما چی؟؟
رزی: اما روی..کی می خوای امتحانش کنی؟؟
اندرو : اتفاقا داشتم به همین فکر می کردم!!
رزی : تو ذره ای احساسات نداری!!
اندرو : چرا؟؟
رزی: واسه اینکه تو....
اندرو : نترس بابا!!چه اهمیتی داره؟؟
رزی : نمی خواد روی کسی امتحان کنی!!یه کمشو بکن توی بطری بذار روی میز من.
اندرو : بعدش؟؟
رزی: باید یه جوری بفهمم درسته یا نه؟؟
اندرو : بقیه هم همینکارو می کنن؟؟
رزی : اگه مسی خواست اره.اگر نه می تونه روی کسی امتحان کنه.
اندرو : هر کی خواست برای خودش مال منو امتحان کنه.کسی نمی خواد؟؟
رزی : خانم بلک!!تو یه بطری می ذاری روی میز من.
اندرو : باشه.فکر کردم اگه مال کسی اشتباه شده من مال خودمو بهش می دم.
رزی : تو ذره ای احساسات...
اندرو : اگه یک کلمه ی دیگه اظهار نظر کنی خودت می دونی!!
رزی : باشه!!برو بطری تو بذار روی میز!!
اندرو میره و با عصبانیت می ذاره روی میز و از کلاس میره بیرون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 شهریور 1384 06:40
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخي:مادام براي من حاضره!
مادام:چي حاضره؟؟
زاخي:معجون عشقم ديگه!
مادام: ولي هنوز 20 دقيقه وقت داريد.زاخارياس اسميت بازم روش كار بكن.شايد مشكل داره!
زاخي:نه من مطمئنم درسته!
مادام:خب پس برو كنار من ببينم!
اندرو:مادام!مادام!ايوانا تيني غيبش زده!
مادام:مگه ميشه؟؟كجا رفت؟؟كسي نديدش؟؟
ايوانا:كسي منو صدا كرد؟؟
مادام:ايوانا تيني كجايي؟؟؟
ايوانا:اينجام ديگه.بابا دو دقيقه نميزارين آدم حال بكنه.
مادام صدا رو تعقيب ميكنه و به معجون زاخي ميرسه.
مادام:آقاي اسميت....خانم اسميت رو كجا قايم كردي؟؟
زاخي:بابا ايناهاش ديگه.
مادام:كو؟؟
زاخي:تويه معجون ديگه!
مادام: يعني چي؟؟
زاخي:مگه شما نگفتين معجون عشق درست كنيم؟؟خب منم يه معجون درست كردم كه توش عشقم بود ديگه!
مادام:اي خاك بر سرت! آخه عقل كل آدم عشقشو ميندازه تويه معجون؟؟
زاخي:خود ايوي...يعني خانم تيني گفت بندازمش تو معجون تا قوي تر بشه!
مادام:تو از كلاس اخراجي!
زاخي:ولي....
مادام:همين كه گفتم!
ناگهان صداي ايوانا با كش زيادي شنيده ميشه!
ايوانا:زااااااااخي!!!!!!
ايوانا:زاخي جان!زاخي!چرت گريه ميكني؟؟بلند شو ساعت 8 صبحه!
زاخي:نه مادام منو اخراج نكن
ايوانا:بابا چي ميگي؟؟داشتي خواب ميديدي!بلند شو!چقدر ميخوابي؟؟بيا به يكي از اينا گفتم برامون صبحونه رو امروز بزارن تويه حياط!
زاخي:يعني داشتم خواب ميديدم؟؟
---------------------------------------
سركاري!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: سه‌شنبه 15 شهریور 1384 03:37
نمایش جزئیات
آفلاین
از 65 دقیقه وقت که به دانش آموزان داده شده بود حدود 36 دقیقه میگذشت که یهو اما زد زیر گریه و بعد...
رزی:اوا...اما؟چیزی شده؟
اما در حالی که داشت فین فین میکرد گفت:میشه من این معجون رو درست نکنم؟
رزی:نگاهی به پاتیل اما میکنه و میگه:اما تو اونو درست کردی...
اما:نه...نه...نه...من نمیخوام...
همون موقع فرانک به سمت اما میره و میگه:اه...اما؟یهو چت شد؟
همون موقع ایوی و پامفی به سمت اما میرن...
پامفری:اما؟چت شد؟
ایوی:پامفی اینو خودمونم میتونستیم بپرسیم.
پامفری:باشه.خوب بذار ببینم...چی؟اما؟نه امکان نداره...
رزی:چی شده؟
فرانک:اما طوریش شده؟
آلبرفورث:پامفی نمیتونی حرف بزنی؟
پامفری:اون به گرده ی گل عشق حساسیت داره...
چو:بیچاره...
اما:من نمیخوام...من نمیخوام....
پافری:اگه الان درمان نشه تا فردا صبح میخواد بگه نه...من نمیخوام...درست نمیکنم...و...
رزی:حالا چرا اما؟
پامفری:حتما زیادی عاشق شده !
ایوی:ولی فکر نکنم کسی بتونه بیشتر از من و زاخی عاشق باشه...آه زاخی...
زاخی:بله...ایوییی؟
رزی:بس کنید ...پامفی یه کاری بکن...
پامفی :شما...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قدرت فقط 13 و عشق فقط 3 و نفرت فقط 23

Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: دوشنبه 14 شهریور 1384 20:41
نمایش جزئیات
آفلاین
که ناگهان ریحانه وارد می شه
ریحان:آخ ببخشید
رزی:خواهش می کنم بفرما
ریحان:من اومدم اینجا ثبت نام کنم ولی مسینکه نمی شه چون کارو شروع کردین
رزی:نه تو می تونی بیای به این کلاس
ریحان:آخ جون این کلاس را خیلی دوست دارم ولی جلسه ی بعدی میام آخه الان با خودم گفته بودم که فقط ثبت نام می کنم
رزی:باشه
ریحان:خداحافظ همگی
همه:خداحافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
سلام عزیزم عزیزم سلام بدو بیا ریونکلا وسسلام منتظرت هستیم
Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: دوشنبه 14 شهریور 1384 17:40
نمایش جزئیات
آفلاین
ایوی:معجون عشق چه مدت اثر داره؟

خانم معلم رزمرتا(!):بستگی به این داره که رو چه کسی امتحان کرده باشید و چه مقدار ریخته باشید.

اندرو:ببخشید منم یه سوال دارم...

رزی:بفرمایین.

اندرو:منظورتون از اینکه رو چه کسی امتحان کرده باشیم یعنی چی؟

زاخی:مگه فرق میکنه؟

رزی:آقای اسمیت اول اجازه بگیر بعد....خانم بلک ، منظورم اینه که اون شخص چه قدر مقاومت میکنه.خب سوال بسه...حالا معجون عشق رو درست کنین زود.

آلبرفورث:وقتمون چه قدره؟

رزی:۶۵ دقیقه....در ضمن درآخر جلسه معجون رو رو همتون امتحان میکنم!

و همه سراغ پاتیل هاشون رفتن......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!!Let's rock 'n' ROLE

Re: اموزش ساخت انواع نوشيدني به وسيله ي مادام رزمرتا
ارسال شده در: دوشنبه 14 شهریور 1384 16:50
نمایش جزئیات
آفلاین
دور دوم كلاس ها ( اموزش جامع ) ............................................. جلسه 1



ساعت 4 بود و ايوي داشت سر كلاس مگس مي پروند هنوز هيچ كس نيامده بود زاخي هم رفته بود از قصرش كلاسورش رو كه جا گذاشته بود بياره كه در شترق باز شد و اندي ظاهر شد

ايوي: اِ ................ سلام اومدي؟؟؟؟
اندرو:مگه قرار بود نيام؟؟؟؟
_:نه همين جوري پرسيدم ................ چه خبر ؟؟؟؟؟
_:هيچي يه چند وقته دوستم گم شده
_:كدوم دوستت؟؟؟
_:همون مخترعه
_:

در اين حين در باز مي شه و پامي با يك سري وسايل مياد تو

پامي:سلام اينا رو واسه كلاس اوردم مواد اوليه ي معجون هاست

بعد زاخي و البرفورث هم ميان و پشت سر اونا چو چانگ

ايوي:سلام .................. تو اين جا چي كار مي كني ؟؟؟
زاخي:من؟؟؟؟ خب اومدم كلاس
اندي:نه تو چقدر خودت رو تحويل مي گيري منظورم ...............
البرفورث : منه؟؟؟؟
ايوي:نه ما با چو ايم

(زاخي و البرفورث كه متوجه ورود چو نشده بودند )

چو :سلام . بعدا مي فهمين

در اين حين در باز مي شه و رزي مياد تو

رزي:سلام بچه ها .......................... خب خوش امديد ...................... ما درسمون رو با نوشيدني هاي غير عادي شروع مي كنيم و خانم چو چانگ هم براي اين قسمت مهمون افتخاري ما هستند
همگي:
چو:
رزي:خب برمي گرديم سر درسمون اولين درس ما معجون امورتنتيا يا همون معجون عشق هست بعد از اون هم كاكابومباچو كه نمونه ي پيچيده ي معجون عشق و بعدش هم نوشابه هاي اتشي و معجون فليكس فليسيس و .................. رو ياد مي گيريم اگر كسي سؤالي نداره ...................... دستور العمل رو تخته هست و وسايل هم پامي براتون اورده پس مي تونيد شروع كنيد ..................
ايوي:ببخشيد من 1 سؤال دارم
رزي: بفرمائيد
ايوي:............................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=66CCFF]دامبلدور عزيز بدان هر جا كه باشي تا پاي جان ازت حمايت مي كنيم و به تو وفادار خواهيم ماند !!!