فايرنز نوشته:
[quote]
علتش اينه كه رولينگ دو تا ويراستار مختلف داره... اين حذف هم اشتباه ويراستاري مي تونه باشه... اين اصلاً دليل قابل قبولي نيست...دامبلدور تنها پيشنهاد حفاظت از دراكو رو ميده.
اشتباه ويراستاري!!!! يعني فكر ميكنيد كتاب به اين مشهوري ممكنه اشتباه ويراستاري به اين بزرگي داشته باشه؟؟؟؟
واسه اين بود كه هري جون خودش رو به خطر نندازه.. واسه اينكه ممكن بود واسه نجات وامبلدور با دراكو و بعد هم مرگخواران درگير بشه... دامبلدور نمي خواست هري رو درگير كنه... قبل از سفر به اون غار هم به هري اينو گوشزد مي كنه....
بله ممكنه ولي همه چيز خيلي سريع و اني انجام گرفت طوري كه انگار از پيش برنامه ريزي شده بود.اينو قبلا هم گفتم.
چون هيچ چيزي در دنياي جادوگري وجود نداره كه بتونه جلوي مرگ رو بگيره.
پس چطور تو جلد پنجم جلوي مرگ دامبلدورو گرفت؟؟؟
برگردونشون ميشه طلسم هاي غير لفظي... ضمناً دامبلدور يه آدم معمولي نبود كه مرگش هم اينطوري باشه... فكر مي كنم توضيح مرگش فقط واسه تراژيك تر كردن صحنه بوده.
اين يعني چي الان؟؟؟؟؟يعني فكر ميكني اگه به ولدمورت هم يه اواداكداورا بزنن ميره هوا دو دور چرخ فلك ميخوره بعد يه معلق ميزنه بعد ميميره؟؟؟؟
جسدش رو هاگريد ميبره... ما كل داستان رو از زاويه ديد هري داريم
و اونم در فاصله اي نيست كه بتونه جسد دامبلدور رو اونقدر كامل ببينه كه واسه ما تشريحش كنه!
كلا در تابوت بسته بود!! هيچوقت باز نشد!! ما مطمئن نيستيم كه ادمبلدور اون تو بوده باشه! حتي شايد هاگريد هم اينو نميدونه!
درسته كه ققنوس و دامبلدور نزديكي و شباهت هاي زيادي دارن...
درسته كه اشك ققنوس خاصيت شفا بخش داره اما فقط واسه زخم... نمي تونه دوباره روح رو به كالبد كسي بدمه!! فاوكيس بعد از مرگ دامبلدور مرثيه ميخونه... و روح دامبلدور هم بعد از مرگش به شكل ققنوس پرواز ميكنه..همونطور كه سپر محافظش شكل يك ققنوسه و درست مثل ققنوس تنهاست چون با شكوه ترين و قدرتمند ترينه....!
فرضيه من اينه كه اسنيپ با وردهاي ناگفتني يه ورد ديگه گفته و دامبلدور نمرده..بلكه فقط زخمي شده...البته متن كتاب درست يادم نيست...بعد هم ققنوس با اشكاش اونو شفا داده...
همه ما دوست داريم فكر كنيم دامبلدور نمرده و زنده است...ولي خود رولينگ به صراحت گفته كه به تدريج هري رو تنها تر كرده.. يادتونه چطور همه منتظر بودن سيريوس يه جايي توي كتاب شش نقش داشته باشه؟! چطور فكر ميكردن كه از پشت اون طاق نما ميپره بيرون و به هري كمك ميكنه؟؟! اينم مثل همونه...بايد مرگ دامبلدور رو بپذيريم... اون در آخرين سال زندگيش به هري ياد داد كه براي نابودي والده مورت چه مسيري رو بايد پيش بگيره و در آخرين كتاب هري و دوستانش اين مسير رو طي خواهند كرد..بدون دامبلدور و بدون هر شخصي كه قبلاً مرده!
درسته...ولي سيريوس يه موضوع ديگست...دامبلدور شخص خيلي پرقدرتيه و با سيريوس كاملا فرق داره...دامبلدور ظاهرا مرد اونم درست جلوي چشم هري...تا هري باور كنه كه فقط خودشه و خودش...و كسي براي كمك نداره(بجز رون و هرميون) و ولدمورت هم همين فكرو بكنه...تا مطمئن بشه كه كسي نيست تا جلوشو بگيره و درست مثل كتاب 4، قدرت هري رو دست كم بگيره...كه به نظر من در همين احوال دامبلدور دوباره سر ميرسه...
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
46 کاربر(ها) آنلاین هستند (29 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
45
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
مرگ دامبلدور: حقه یا حقیقتی تلخ؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

نقل قول:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
جزئیات کاربر

به نظر من دامبلدور مرده
تو صحنه آتش گرفتن جسدش وقتی که اون ققنوس دیده شد رولینگ می خواسته صحنه رو تاثیر گذار کنه
یه صحنه دراماتیک ناشیانه.تو این صحنه ذهن خواننده معطوف مرگ دامبلدور می شه
ققنوس در واقع تجلی روح دامبلدور بوده و نمادی از پرواز روح دامبلدور هست
به نظر من رولینگ ثابت کرده که وقتی مرگ یکی از شخصیتهاش رو به تصویر میکشه دیگه بازگشتی برای اون نیست
این که میبینید جسد دامبلدور با حالت غیر طبیعی روی زمین افتاده نشونه از آرامش ابدی اون و بزرگ شخصیتشه
توی این کتاب رولینگ میخواست با ایجاد این صحنه ها اثر رو ادبی تر کنه
تو صحنه آتش گرفتن جسدش وقتی که اون ققنوس دیده شد رولینگ می خواسته صحنه رو تاثیر گذار کنه
یه صحنه دراماتیک ناشیانه.تو این صحنه ذهن خواننده معطوف مرگ دامبلدور می شه
ققنوس در واقع تجلی روح دامبلدور بوده و نمادی از پرواز روح دامبلدور هست
به نظر من رولینگ ثابت کرده که وقتی مرگ یکی از شخصیتهاش رو به تصویر میکشه دیگه بازگشتی برای اون نیست
این که میبینید جسد دامبلدور با حالت غیر طبیعی روی زمین افتاده نشونه از آرامش ابدی اون و بزرگ شخصیتشه
توی این کتاب رولینگ میخواست با ایجاد این صحنه ها اثر رو ادبی تر کنه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مگر آنکه قادر
[quote]
James Potter نوشته:
ظاهراً رولینگ این بخش از متن رو در نسخهی انگلیسی حذف کرده شاید چون فکر میکرده خیلی مشخص و واضح گفته شده. اما در نسخهی آمریکایی کتاب حالا به هر دلیلی، این بخش حذفی چاپ شده. از کجا معلوم که دامبلدور نمیخواسته ولدمورت فکر کنه اون مرده؟ اصلاً عجیب نیست.[quote/]
علتش اينه كه رولينگ دو تا ويراستار مختلف داره... اين حذف هم اشتباه ويراستاري مي تونه باشه... اين اصلاً دليل قابل قبولي نيست...دامبلدور تنها پيشنهاد حفاظت از دراكو رو ميده.
اما نحوهی مردن دامبلدور. این موضوع هم همونطور که چو و بقیهی دوستان اشاره کردن به شدت مشکوکه. من برخی دلایل رو به صورت خلاصه همینجا میگم چرا دامبلدور با وجود این که هری شنلنامرئی پوشیده بود و از دید مهاجمان پنهان بود، اونو همون جا طلسم کرد که هیچ حرکتی نتونه بکنه؟ آیا غیر از این بود که میدونست هری ممکنه مانع از انجام نقشهی از پیشتعیین شدهش باشه؟
واسه اين بود كه هري جون خودش رو به خطر نندازه.. واسه اينكه ممكن بود واسه نجات وامبلدور با دراكو و بعد هم مرگخواران درگير بشه... دامبلدور نمي خواست هري رو درگير كنه... قبل از سفر به اون غار هم به هري اينو گوشزد مي كنه....
چرا فوکس که همیشه در نجات جان دامبلدور میکوشید، اینبار دست به هیچ کاری نزد و سعی نکرد دامبلدور رو نجات بده؟
چون هيچ چيزي در دنياي جادوگري وجود نداره كه بتونه جلوي مرگ رو بگيره.
همونطور که چو هم گفت، آوادا کداورا وقتی روی کسی اجرا میشه خیلی ساده میفته زمین. دیگه پرت نمیشه بره هوا که! در کتاب ششم طلسمهای non-verbal (حالا نمیدونم معادلشو چی میذارین! بدون صدا!<img alt=" " src="http://www.jadoogaran.org/uploads/smil3dbd4e5e7563a.gif" /> ) خیلی مورد تأکید بود. از کجا معلوم که اسنیپ یه طلسم دیگه به کار نبرده باشه و چیزی که از چوبدستی خارج شده یه نور سبز خالی نبوده؟
برگردونشون ميشه طلسم هاي غير لفظي... ضمناً دامبلدور يه آدم معمولي نبود كه مرگش هم اينطوري باشه... فكر مي كنم توضيح مرگش فقط واسه تراژيك تر كردن صحنه بوده.
جسد دامبلدور هیچ وقت دیده نشد! آخرین باری که جسدشو دیدیم همون صحنهی مرگش بود. بعد از اون هیچ گاه جسداونو به طور مستقیم ندیدم. همون طور که چوبدستیشم غیب شد! معلوم نشد کجا رفت. آیا چوبدستی دامبلدور این قدر بیاهمیت بود که دیگه هیچ صحبتی ازش نشه؟
جسدش رو هاگريد ميبره... ما كل داستان رو از زاويه ديد هري داريم
و اونم در فاصله اي نيست كه بتونه جسد دامبلدور رو اونقدر كامل ببينه كه واسه ما تشريحش كنه!
شاید یکی از مشکوکترین موضوعات مورد بحث همین آتیشگرفتن جسد دامبلدور باشه! جسد دامبلدور یهو بلند میشه، خودبهخود آتیش میگیره بعدشم توی یه قبر سفید پنهان میشه!! این شما رو یاد چی میندازه؟ آتش گرفتن ققنوس پیر و تولد ققنوسی تازه! و در یه آن هری تصویر یه ققنوسو میبینه که در آسمان آبی به پرواز درمیاد. از همهی این مسائل میشنه نتیجه گرفت که دامبلدور این قابلیت رو داره که اگر هم واقعاً هم مرده باشه، حالا یا با قدرت خودش یا با استفاده از قدرت ققنوس، دوباره به زندگی برگرده>مدتی طولانی بعد از مرگ دامبلدور صدای آواز غمناک ققنوس شنیده می شه. همهی ما میدونیم که اشک ققنوس خاصیت شفابخش داره. فوکس در تمام این مدت چیکار میکرده؟ آیا فقط اشک خالی میریخته؟
درسته كه ققنوس و دامبلدور نزديكي و شباهت هاي زيادي دارن...
درسته كه اشك ققنوس خاصيت شفا بخش داره اما فقط واسه زخم... نمي تونه دوباره روح رو به كالبد كسي بدمه!! فاوكيس بعد از مرگ دامبلدور مرثيه ميخونه... و روح دامبلدور هم بعد از مرگش به شكل ققنوس پرواز ميكنه..همونطور كه سپر محافظش شكل يك ققنوسه و درست مثل ققنوس تنهاست چون با شكوه ترين و قدرتمند ترينه....!
همه ما دوست داريم فكر كنيم دامبلدور نمرده و زنده است...ولي خود رولينگ به صراحت گفته كه به تدريج هري رو تنها تر كرده.. يادتونه چطور همه منتظر بودن سيريوس يه جايي توي كتاب شش نقش داشته باشه؟! چطور فكر ميكردن كه از پشت اون طاق نما ميپره بيرون و به هري كمك ميكنه؟؟! اينم مثل همونه...بايد مرگ دامبلدور رو بپذيريم... اون در آخرين سال زندگيش به هري ياد داد كه براي نابودي والده مورت چه مسيري رو بايد پيش بگيره و در آخرين كتاب هري و دوستانش اين مسير رو طي خواهند كرد..بدون دامبلدور و بدون هر شخصي كه قبلاً مرده!
James Potter نوشته:
ظاهراً رولینگ این بخش از متن رو در نسخهی انگلیسی حذف کرده شاید چون فکر میکرده خیلی مشخص و واضح گفته شده. اما در نسخهی آمریکایی کتاب حالا به هر دلیلی، این بخش حذفی چاپ شده. از کجا معلوم که دامبلدور نمیخواسته ولدمورت فکر کنه اون مرده؟ اصلاً عجیب نیست.[quote/]
علتش اينه كه رولينگ دو تا ويراستار مختلف داره... اين حذف هم اشتباه ويراستاري مي تونه باشه... اين اصلاً دليل قابل قبولي نيست...دامبلدور تنها پيشنهاد حفاظت از دراكو رو ميده.
اما نحوهی مردن دامبلدور. این موضوع هم همونطور که چو و بقیهی دوستان اشاره کردن به شدت مشکوکه. من برخی دلایل رو به صورت خلاصه همینجا میگم چرا دامبلدور با وجود این که هری شنلنامرئی پوشیده بود و از دید مهاجمان پنهان بود، اونو همون جا طلسم کرد که هیچ حرکتی نتونه بکنه؟ آیا غیر از این بود که میدونست هری ممکنه مانع از انجام نقشهی از پیشتعیین شدهش باشه؟
واسه اين بود كه هري جون خودش رو به خطر نندازه.. واسه اينكه ممكن بود واسه نجات وامبلدور با دراكو و بعد هم مرگخواران درگير بشه... دامبلدور نمي خواست هري رو درگير كنه... قبل از سفر به اون غار هم به هري اينو گوشزد مي كنه....
چرا فوکس که همیشه در نجات جان دامبلدور میکوشید، اینبار دست به هیچ کاری نزد و سعی نکرد دامبلدور رو نجات بده؟
چون هيچ چيزي در دنياي جادوگري وجود نداره كه بتونه جلوي مرگ رو بگيره.
همونطور که چو هم گفت، آوادا کداورا وقتی روی کسی اجرا میشه خیلی ساده میفته زمین. دیگه پرت نمیشه بره هوا که! در کتاب ششم طلسمهای non-verbal (حالا نمیدونم معادلشو چی میذارین! بدون صدا!<img alt=" " src="http://www.jadoogaran.org/uploads/smil3dbd4e5e7563a.gif" /> ) خیلی مورد تأکید بود. از کجا معلوم که اسنیپ یه طلسم دیگه به کار نبرده باشه و چیزی که از چوبدستی خارج شده یه نور سبز خالی نبوده؟
برگردونشون ميشه طلسم هاي غير لفظي... ضمناً دامبلدور يه آدم معمولي نبود كه مرگش هم اينطوري باشه... فكر مي كنم توضيح مرگش فقط واسه تراژيك تر كردن صحنه بوده.
جسد دامبلدور هیچ وقت دیده نشد! آخرین باری که جسدشو دیدیم همون صحنهی مرگش بود. بعد از اون هیچ گاه جسداونو به طور مستقیم ندیدم. همون طور که چوبدستیشم غیب شد! معلوم نشد کجا رفت. آیا چوبدستی دامبلدور این قدر بیاهمیت بود که دیگه هیچ صحبتی ازش نشه؟
جسدش رو هاگريد ميبره... ما كل داستان رو از زاويه ديد هري داريم
و اونم در فاصله اي نيست كه بتونه جسد دامبلدور رو اونقدر كامل ببينه كه واسه ما تشريحش كنه!
شاید یکی از مشکوکترین موضوعات مورد بحث همین آتیشگرفتن جسد دامبلدور باشه! جسد دامبلدور یهو بلند میشه، خودبهخود آتیش میگیره بعدشم توی یه قبر سفید پنهان میشه!! این شما رو یاد چی میندازه؟ آتش گرفتن ققنوس پیر و تولد ققنوسی تازه! و در یه آن هری تصویر یه ققنوسو میبینه که در آسمان آبی به پرواز درمیاد. از همهی این مسائل میشنه نتیجه گرفت که دامبلدور این قابلیت رو داره که اگر هم واقعاً هم مرده باشه، حالا یا با قدرت خودش یا با استفاده از قدرت ققنوس، دوباره به زندگی برگرده>مدتی طولانی بعد از مرگ دامبلدور صدای آواز غمناک ققنوس شنیده می شه. همهی ما میدونیم که اشک ققنوس خاصیت شفابخش داره. فوکس در تمام این مدت چیکار میکرده؟ آیا فقط اشک خالی میریخته؟
درسته كه ققنوس و دامبلدور نزديكي و شباهت هاي زيادي دارن...
درسته كه اشك ققنوس خاصيت شفا بخش داره اما فقط واسه زخم... نمي تونه دوباره روح رو به كالبد كسي بدمه!! فاوكيس بعد از مرگ دامبلدور مرثيه ميخونه... و روح دامبلدور هم بعد از مرگش به شكل ققنوس پرواز ميكنه..همونطور كه سپر محافظش شكل يك ققنوسه و درست مثل ققنوس تنهاست چون با شكوه ترين و قدرتمند ترينه....!
همه ما دوست داريم فكر كنيم دامبلدور نمرده و زنده است...ولي خود رولينگ به صراحت گفته كه به تدريج هري رو تنها تر كرده.. يادتونه چطور همه منتظر بودن سيريوس يه جايي توي كتاب شش نقش داشته باشه؟! چطور فكر ميكردن كه از پشت اون طاق نما ميپره بيرون و به هري كمك ميكنه؟؟! اينم مثل همونه...بايد مرگ دامبلدور رو بپذيريم... اون در آخرين سال زندگيش به هري ياد داد كه براي نابودي والده مورت چه مسيري رو بايد پيش بگيره و در آخرين كتاب هري و دوستانش اين مسير رو طي خواهند كرد..بدون دامبلدور و بدون هر شخصي كه قبلاً مرده!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/01/17
تولد نقش: 1396/04/21
آخرین ورود: پنجشنبه 29 خرداد 1404 20:14
از: مدرسه جادوگری هاگوارتز
پستها:
2956

واقعا نظرات جالبی بودن
1-چوبدستی
من با اینکنه که چوبدستی دامبلدور هنوز پیش خودش موافقم و موضوع اون چوبدستی که به هوا رفت یا شاید به دست مالفوی رسید چی میشه تا اونجایی که من یادمه مالفوی از افسون خلع سلاح استفاده میکنه ولی چوبدستی دامبلدور به پرواز در میاد شاید دامبلدور قبل از اینکه مالفوی از این ورد استفاده کنه چوبدستیشو به بالای برج میفرسته تا بعدا اونو برداره
2-اسنیپ
اسنیپ همیشه به دامبلدور وفادار بوده اون جون دامبلدور رو نجات داد اونم موقعی که دامبلدور یکی از جاودانه سازها رو نابود کرده بود.من فکر میکنم اینا تماما یه نقشه بوده
3-طلسم منجمد کردن
اگه دامبلدور از افسون منجمد کردن برای هری اونم موقعی که مالفوی از قلعه بیرون اومد شاید برای این بود که دامبلدور میدونست اگه هریک از مرگخواران بخوان به او صدمه بزنن هری به کمک دامبلدور میلد اون حتی نمیخواست هری جرفی بزنه تا نکنه که مالفوی به وحودش پی ببره و با توجه به نفرتی که از هری داره هری رو بکشه
4-آواز ققنوس
من فکر میکنم که تمام اعضای محفل از این نقشه ای که دامبلدور کشیده بود مطلع بودن چون همشون با شنیدن مرگ دامبلدور یه عکس العمل نشون دادن اونا بیشتر نگران بیل بودن تا دامبلدور
برای همین بود که دامبلدور به هری در سال ششم یه درس جدید داد دامبلدور میخواست هری تو سال بعد یا شایدم بعد از مرگ یا حتی ناپدید شدنش بتونه به تنهایی از پس پیدا کردن جاودانه ساز بر بیاد ولی چرا دامبلدور روش نابودی جاودانه سازهارو به هری یاد نداد؟
اگه فرض رو بر این بزاریم که دامبلدور زندس من فکر میکنم در اواخر کتاب هفتم اونم در آخرین لحظات به کمک هری بیاد
1-چوبدستی
من با اینکنه که چوبدستی دامبلدور هنوز پیش خودش موافقم و موضوع اون چوبدستی که به هوا رفت یا شاید به دست مالفوی رسید چی میشه تا اونجایی که من یادمه مالفوی از افسون خلع سلاح استفاده میکنه ولی چوبدستی دامبلدور به پرواز در میاد شاید دامبلدور قبل از اینکه مالفوی از این ورد استفاده کنه چوبدستیشو به بالای برج میفرسته تا بعدا اونو برداره
2-اسنیپ
اسنیپ همیشه به دامبلدور وفادار بوده اون جون دامبلدور رو نجات داد اونم موقعی که دامبلدور یکی از جاودانه سازها رو نابود کرده بود.من فکر میکنم اینا تماما یه نقشه بوده
3-طلسم منجمد کردن
اگه دامبلدور از افسون منجمد کردن برای هری اونم موقعی که مالفوی از قلعه بیرون اومد شاید برای این بود که دامبلدور میدونست اگه هریک از مرگخواران بخوان به او صدمه بزنن هری به کمک دامبلدور میلد اون حتی نمیخواست هری جرفی بزنه تا نکنه که مالفوی به وحودش پی ببره و با توجه به نفرتی که از هری داره هری رو بکشه
4-آواز ققنوس
من فکر میکنم که تمام اعضای محفل از این نقشه ای که دامبلدور کشیده بود مطلع بودن چون همشون با شنیدن مرگ دامبلدور یه عکس العمل نشون دادن اونا بیشتر نگران بیل بودن تا دامبلدور
برای همین بود که دامبلدور به هری در سال ششم یه درس جدید داد دامبلدور میخواست هری تو سال بعد یا شایدم بعد از مرگ یا حتی ناپدید شدنش بتونه به تنهایی از پس پیدا کردن جاودانه ساز بر بیاد ولی چرا دامبلدور روش نابودی جاودانه سازهارو به هری یاد نداد؟
اگه فرض رو بر این بزاریم که دامبلدور زندس من فکر میکنم در اواخر کتاب هفتم اونم در آخرین لحظات به کمک هری بیاد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

هوم. به نظر مشکوکترین مسئلهی مطرح شده در کتاب همینه! که آیا دامبلدور به همین راحتی مرد؟ آیا اگه رولینگ میخواست دامبلدور بمیره، به همین سادگی و مسخرگی اونو میکشت؟ آیا قدرت نویسندگی رولینگ این قدر پایینه؟
اما جدا از این مسائل، بازم خیلی عجیبه که دامبلدور مرده باشه. دامبلدور هر چقدر میخواست ضعیف شده بود. ولی امکان نداشت در چنین موقعیتی هیچ کاری ازش ساخته نباشه. به علاوه، در همون سایت «دامبلدور نمرده!» بخشی که در نسخهی انگلیسی کتاب حذف شده رو آورده که به دراکو پیشنهاد میده به اون بپیونده:
اینجا دامبلدور به دراکو پیشنهاد میده که به اون بپیونده و اون میتونه کاری کنه که همه فکر کنن مرده. هیچ کس حتی ولدمورت هم تعجب نخواهد کرد اگه او در نبرد با دامبلدور کشته شده. ظاهراً رولینگ این بخش از متن رو در نسخهی انگلیسی حذف کرده شاید چون فکر میکرده خیلی مشخص و واضح گفته شده. اما در نسخهی آمریکایی کتاب حالا به هر دلیلی، این بخش حذفی چاپ شده. از کجا معلوم که دامبلدور نمیخواسته ولدمورت فکر کنه اون مرده؟ اصلاً عجیب نیست.
اما نحوهی مردن دامبلدور. این موضوع هم همونطور که چو و بقیهی دوستان اشاره کردن به شدت مشکوکه. من برخی دلایل رو به صورت خلاصه همینجا میگم.
در هر حال به نظر من احتمال مردن دامبلدور خیلی کمه. هرچند فقط یه نظریهس و مدرک قطعی برای اثباتش وجود نداره. شبهاتی هنوز مطرحه.
اما جدا از این مسائل، بازم خیلی عجیبه که دامبلدور مرده باشه. دامبلدور هر چقدر میخواست ضعیف شده بود. ولی امکان نداشت در چنین موقعیتی هیچ کاری ازش ساخته نباشه. به علاوه، در همون سایت «دامبلدور نمرده!» بخشی که در نسخهی انگلیسی کتاب حذف شده رو آورده که به دراکو پیشنهاد میده به اون بپیونده:
Harry Potter and the Half-Blood Prince - US Edition - Page 591
"He told me to do it or he'll kill me. I've got no choice." "He cannot kill you if you are already dead. Come over to the right side Draco, and we can hide you more completely than you can possibly imagine. What is more, I can send members of the Order to your mother tonight to hide her likewise. Nobody would be surprised that you had died in your attempt to kill me -- forgive me, but Lord Voldemort probably expects it. Nor would the Death Eaters be surprised that we had captured and killed your mother -- it is what they would do themselves, after all. Your father is safe at the moment in Azkaban...When the time comes we can protect him too. Come over to the right side, Draco...you are not a killer..." Malfoy stared at Dumbledore.
"He told me to do it or he'll kill me. I've got no choice." "He cannot kill you if you are already dead. Come over to the right side Draco, and we can hide you more completely than you can possibly imagine. What is more, I can send members of the Order to your mother tonight to hide her likewise. Nobody would be surprised that you had died in your attempt to kill me -- forgive me, but Lord Voldemort probably expects it. Nor would the Death Eaters be surprised that we had captured and killed your mother -- it is what they would do themselves, after all. Your father is safe at the moment in Azkaban...When the time comes we can protect him too. Come over to the right side, Draco...you are not a killer..." Malfoy stared at Dumbledore.
اینجا دامبلدور به دراکو پیشنهاد میده که به اون بپیونده و اون میتونه کاری کنه که همه فکر کنن مرده. هیچ کس حتی ولدمورت هم تعجب نخواهد کرد اگه او در نبرد با دامبلدور کشته شده. ظاهراً رولینگ این بخش از متن رو در نسخهی انگلیسی حذف کرده شاید چون فکر میکرده خیلی مشخص و واضح گفته شده. اما در نسخهی آمریکایی کتاب حالا به هر دلیلی، این بخش حذفی چاپ شده. از کجا معلوم که دامبلدور نمیخواسته ولدمورت فکر کنه اون مرده؟ اصلاً عجیب نیست.
اما نحوهی مردن دامبلدور. این موضوع هم همونطور که چو و بقیهی دوستان اشاره کردن به شدت مشکوکه. من برخی دلایل رو به صورت خلاصه همینجا میگم.
- چرا دامبلدور با وجود این که هری شنلنامرئی پوشیده بود و از دید مهاجمان پنهان بود، اونو همون جا طلسم کرد که هیچ حرکتی نتونه بکنه؟ آیا غیر از این بود که میدونست هری ممکنه مانع از انجام نقشهی از پیشتعیین شدهش باشه؟
- چرا فوکس که همیشه در نجات جان دامبلدور میکوشید، اینبار دست به هیچ کاری نزد و سعی نکرد دامبلدور رو نجات بده؟
- همونطور که چو هم گفت، آوادا کداورا وقتی روی کسی اجرا میشه خیلی ساده میفته زمین. دیگه پرت نمیشه بره هوا که! در کتاب ششم طلسمهای non-verbal (حالا نمیدونم معادلشو چی میذارین! بدون صدا!
) خیلی مورد تأکید بود. از کجا معلوم که اسنیپ یه طلسم دیگه به کار نبرده باشه و چیزی که از چوبدستی خارج شده یه نور سبز خالی نبوده؟ - جسد دامبلدور هیچ وقت دیده نشد! آخرین باری که جسدشو دیدیم همون صحنهی مرگش بود. بعد از اون هیچ گاه جسداونو به طور مستقیم ندیدم. همون طور که چوبدستیشم غیب شد! معلوم نشد کجا رفت. آیا چوبدستی دامبلدور این قدر بیاهمیت بود که دیگه هیچ صحبتی ازش نشه؟
- شاید یکی از مشکوکترین موضوعات مورد بحث همین آتیشگرفتن جسد دامبلدور باشه! جسد دامبلدور یهو بلند میشه، خودبهخود آتیش میگیره بعدشم توی یه قبر سفید پنهان میشه!! این شما رو یاد چی میندازه؟ آتش گرفتن ققنوس پیر و تولد ققنوسی تازه! و در یه آن هری تصویر یه ققنوسو میبینه که در آسمان آبی به پرواز درمیاد. از همهی این مسائل میشنه نتیجه گرفت که دامبلدور این قابلیت رو داره که اگر هم واقعاً هم مرده باشه، حالا یا با قدرت خودش یا با استفاده از قدرت ققنوس، دوباره به زندگی برگرده.
- مدتی طولانی بعد از مرگ دامبلدور صدای آواز غمناک ققنوس شنیده می شه. همهی ما میدونیم که اشک ققنوس خاصیت شفابخش داره. فوکس در تمام این مدت چیکار میکرده؟ آیا فقط اشک خالی میریخته؟
در هر حال به نظر من احتمال مردن دامبلدور خیلی کمه. هرچند فقط یه نظریهس و مدرک قطعی برای اثباتش وجود نداره. شبهاتی هنوز مطرحه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/03/11
آخرین ورود: شنبه 19 بهمن 1392 11:50
از: هاگوارتز..تالار اسلیترین
پستها:
901

دوستان عزيز پست كه ميزنيد زحمت بكشيد توضيح لازم هم بديد
يه خطي نزنيد همش كلكه يا دامبل مرده!!!
--------------------------------------
به نظر من هم دامبلدور نمرده:
1-چون دامبلوري كه با هري به هاگوارتز اومد نميتونست راه بره چه برسه به اينكه بدوئه!!!!
2-دامبلدور هيچوقت اهل التماس نبود..البته دوستان اين التماس رو به شيوه هاي گوناگون توجيه ميكنن
3-اگر فرض رو بذاريم رو جانور نما بودن دامبلدور شايد بتوان گفت كه دامبلدور با ققنوس رابطه عجيبي داره!!!شايد ققنوس باشه!!چون جسدش خود به خود اتش گرفته و اين مشكوك ميزنه
4-مطمئن باشيد در اين ماجرا حتما حقه اي نهفته هست
يه خطي نزنيد همش كلكه يا دامبل مرده!!!
--------------------------------------
به نظر من هم دامبلدور نمرده:
1-چون دامبلوري كه با هري به هاگوارتز اومد نميتونست راه بره چه برسه به اينكه بدوئه!!!!
2-دامبلدور هيچوقت اهل التماس نبود..البته دوستان اين التماس رو به شيوه هاي گوناگون توجيه ميكنن
3-اگر فرض رو بذاريم رو جانور نما بودن دامبلدور شايد بتوان گفت كه دامبلدور با ققنوس رابطه عجيبي داره!!!شايد ققنوس باشه!!چون جسدش خود به خود اتش گرفته و اين مشكوك ميزنه
4-مطمئن باشيد در اين ماجرا حتما حقه اي نهفته هست
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!
قدرت منتقل شد!
قدرت منتقل شد!
جزئیات کاربر

هووومک
من یه نظریه میدم البته ممکنه که درس نباشه
رولینگ یه جایی میگه که عاشق ما جراهای نارنیا س
خوب کسانی که این مجموعه داستان رو خونده باشن
میدونن که شیر که مظهر قدرت و پاکی هس در یه جایی با جادوگر
درگیر میشه و جادوگر یه جایی با خیانت یا یه همچین چیزی موفق میشه که شیر رو که نقش مثب هس و قدرتمند هم هس و لی نقش اصلی نیس اما تمامی داستان با دستورات اون میچرخه مثه دامبی با خاری و ذلت بکشه
اما اون با استفاده از یه قانون از پیش تعیین شده و یه طلسم برگرده
و انتقام رو میگیره
البته من فک نمیکنم که رولینگ یه همچین قصدی داشته باشه
من یه نظریه میدم البته ممکنه که درس نباشه
رولینگ یه جایی میگه که عاشق ما جراهای نارنیا س
خوب کسانی که این مجموعه داستان رو خونده باشن
میدونن که شیر که مظهر قدرت و پاکی هس در یه جایی با جادوگر
درگیر میشه و جادوگر یه جایی با خیانت یا یه همچین چیزی موفق میشه که شیر رو که نقش مثب هس و قدرتمند هم هس و لی نقش اصلی نیس اما تمامی داستان با دستورات اون میچرخه مثه دامبی با خاری و ذلت بکشه
اما اون با استفاده از یه قانون از پیش تعیین شده و یه طلسم برگرده
و انتقام رو میگیره
البته من فک نمیکنم که رولینگ یه همچین قصدی داشته باشه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما ز جمع تيغ و اتش زاده ايم--
جزئیات کاربر

خطاب به سیریوس عزیز
1-ورد خورد به سینه اش ولی به جای اینکه درجا بیفته و شپلخ بشه رفت هوا بعد شپلخ شد
2-چرا مناسب نیست ؟؟همه یک جور شپلخ شدن ولی مدل شپلخ شدن دامبل فرق داشت
3-کی و کی جادوش کرده بوده؟؟
4-فوکس خیلی فرق داره و قبلا هم جون دامبل و هم هری رو دربرابر آواداکدورا نجات داده بوده چرا این دفعه نتونه؟؟
5-انقدر سریع اتفاق افتاد که خود هری هم نفهمید چی شده؟ در ضمن وقتی از سال ششم طلسمها بدون حرف زدن تمرین میشه دامبل نتونه در برابر یه بچه مدرسه ای اینکارو بکنه؟؟؟؟؟
خطاب به نویل:
عزیزم مودی در کتاب 4 سر کلاس میگه :
اگه همه شما با هم این طلسمو به من بزنیدشاید فقط از بینی من خون بیاد
1-ورد خورد به سینه اش ولی به جای اینکه درجا بیفته و شپلخ بشه رفت هوا بعد شپلخ شد
2-چرا مناسب نیست ؟؟همه یک جور شپلخ شدن ولی مدل شپلخ شدن دامبل فرق داشت
3-کی و کی جادوش کرده بوده؟؟
4-فوکس خیلی فرق داره و قبلا هم جون دامبل و هم هری رو دربرابر آواداکدورا نجات داده بوده چرا این دفعه نتونه؟؟
5-انقدر سریع اتفاق افتاد که خود هری هم نفهمید چی شده؟ در ضمن وقتی از سال ششم طلسمها بدون حرف زدن تمرین میشه دامبل نتونه در برابر یه بچه مدرسه ای اینکارو بکنه؟؟؟؟؟
خطاب به نویل:
عزیزم مودی در کتاب 4 سر کلاس میگه :
اگه همه شما با هم این طلسمو به من بزنیدشاید فقط از بینی من خون بیاد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/
جزئیات کاربر

اتفاقا همه جاش عجيبه!! كجاش عجيب نيست! اواداكداورا وقتي به ادم ميخوره طرف درجا ميفته زمين...ولي دامبلدور رفت هوا!!! اين عجيب نيست؟؟؟؟
در مورد گفته بلاتريكس هم من فقط اون متنو گفتم! ولي به نظر من هم اين دليل قانع كننده اي نيست.
در مورد چوب هم، خوب نه شكستن نه خودش شكست نه چيز ديگه اي شد! كلا چوبدستي غيب شد!!! موضوع اينه!!
راستي يه چيز يادم رفت بگم...اون معجون توي غار!! دامبلدور هي ميگفت منو بكش!!! چرا ميگفت؟؟ حتما اسنيپ با اينكار مخالفت كرده ولي دامبلدور اصرار كرده!!!
در مورد اون خاكستر هم منظورت چيه؟ چون پاترونوس دامبلدور ققنوسه بايد به شكل ققنوس باشه؟ حرفا ميزنيا!
در مورد اينكه دامبلدور خطرو احساس كرده هري رو خارج كرده هم...موضوع اينه كه...همچين سريع اينكارا انجام شد كه هري هم گيج شد. طوري كه انگار برنامه ريزي شده بوده.
در مورد گفته بلاتريكس هم من فقط اون متنو گفتم! ولي به نظر من هم اين دليل قانع كننده اي نيست.
در مورد چوب هم، خوب نه شكستن نه خودش شكست نه چيز ديگه اي شد! كلا چوبدستي غيب شد!!! موضوع اينه!!
راستي يه چيز يادم رفت بگم...اون معجون توي غار!! دامبلدور هي ميگفت منو بكش!!! چرا ميگفت؟؟ حتما اسنيپ با اينكار مخالفت كرده ولي دامبلدور اصرار كرده!!!
در مورد اون خاكستر هم منظورت چيه؟ چون پاترونوس دامبلدور ققنوسه بايد به شكل ققنوس باشه؟ حرفا ميزنيا!
در مورد اينكه دامبلدور خطرو احساس كرده هري رو خارج كرده هم...موضوع اينه كه...همچين سريع اينكارا انجام شد كه هري هم گيج شد. طوري كه انگار برنامه ريزي شده بوده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,»
said Dumbledore, his voice a little stronger despite
the freezing water. «I am with you.»[/font] [/b]
جزئیات کاربر

به نظر من دامبلدور مرده برای حرفمم چند تا دلیلی دارم:
1-دامبلدور فردی نیست که همه ی دوستانو اطرافیانشو ناراحت کنه و امید به نبردو تو اونا از بین ببره
2- دامبلدور کسی نیست که جان اطرافیانشو به خطر بندازه یعنی اون شب اعضا محفل و یه عده از دانش اموزا در معرض خطر مرگ بودند
3- دامبلدور دروغ نمی گه اگه بخوادچیزی رو مخفی کنه بهت نمی گه
من اون سایتو خوندم دلایل خوبی بود ولی هر کدوم یه مشکلی دارند
1- درباره ی این که چرا چوب نشکوندن :اولا تو کتاب جایی نگفته که این رسمه که چوبشو بشکنن بلکه فقط اشاره کرده چوب اون فردو وقتی شکسته بوده باهاش خاک کردن یغنی ممکن رسم این بوده که چوبو با فرد خاک کنن
2-در مورد حرف بلاتریکس:بلاتریکس درباره ی کروشیو صحبت کرد که باید تنفر داشته باشی تا واقعا طرفو عذاب بده ولی اواداکاداورا فکر نکنم به نیت بستگی داشته باشه بلکه فقط به قدرت جادوگر بستگی داره
3-دامبلدور خطرو احساس کرده به خاطر همین هری رو از ماجرا خارج کرده تا اسیب نبینه
ولی امیدوارم زنده باشه
1-دامبلدور فردی نیست که همه ی دوستانو اطرافیانشو ناراحت کنه و امید به نبردو تو اونا از بین ببره
2- دامبلدور کسی نیست که جان اطرافیانشو به خطر بندازه یعنی اون شب اعضا محفل و یه عده از دانش اموزا در معرض خطر مرگ بودند
3- دامبلدور دروغ نمی گه اگه بخوادچیزی رو مخفی کنه بهت نمی گه
من اون سایتو خوندم دلایل خوبی بود ولی هر کدوم یه مشکلی دارند
1- درباره ی این که چرا چوب نشکوندن :اولا تو کتاب جایی نگفته که این رسمه که چوبشو بشکنن بلکه فقط اشاره کرده چوب اون فردو وقتی شکسته بوده باهاش خاک کردن یغنی ممکن رسم این بوده که چوبو با فرد خاک کنن
2-در مورد حرف بلاتریکس:بلاتریکس درباره ی کروشیو صحبت کرد که باید تنفر داشته باشی تا واقعا طرفو عذاب بده ولی اواداکاداورا فکر نکنم به نیت بستگی داشته باشه بلکه فقط به قدرت جادوگر بستگی داره
3-دامبلدور خطرو احساس کرده به خاطر همین هری رو از ماجرا خارج کرده تا اسیب نبینه
ولی امیدوارم زنده باشه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
W.T
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

