جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
4
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  120 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  246 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  165 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  195 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: آزکابان
ارسال شده در: چهارشنبه 30 شهریور 1384 23:31
نمایش جزئیات
آفلاین
همینجوری که محفلی ها و ولدمورت با هم درگیر بودن
ناگهان نوری درخشش پیدا میکند
همه انتظار لردی سفید را دارند که در نبود دامبلدور(ره) با ولدمورت بجنگد
اما این نور سفید بازگشت نور طلسم ها از دندان های سفید کینگزلی شکلبولت سیاه بود
که در تاریکی مطلق استتار کرده بود و فقط دندان هایش معلوم بود

ولدمورت:آواداکداورا...اوشاخلار مرگخوار
کینگزلی:ترک سن؟
ولدمورت:نمنه؟
ناگهان کینگزلی و ولدمورت اشک در چشمانشان حلقه میزند!
و همدیگر را در آغوش میگیرند...
ولدمورت:همشهری
کینگزلی:همشهری...

در مقابل دیدگان همه کینگزلی دو صندلی ظاهر میکند...

کینگزلی:نور ممد بورو این مرده هارو جمع کن چراغارو روشن کن ....
خب ...همشهری چه خبرا...
ولدمورت:والاه چی بگم همشهری جان...سلامتی
کینگزلی:حالا چرا گیر دادی دامبلدورو کشتی؟
ولدمورت:این یک رازه...اما میخوام ایلده فاش کنم آن را!
راستش گضیه ازین گراره که(قضیه ازین قراره که)
من عاشق مینروا مگ گونگالم
اما دامبلدور نمذاشت من به عشقم برسم...
اون عشق منو دزدید
من واسه مینروا گل رز سیاه میفرستادم
دامبلدور رز سفید میداد
آخر سر هم با دامبلدور دوست شد
...
صد بار به مینروا گفتم
ای قشنگ تر از پریا
شب ها تو کوچه نریا
آلبوس دامبلدور دزده
عشق منو میدزده

کینگزلی:خب همشهری حله دیگه
چرا نمیری خواستگاری
ولدمورت:آخه مامان بابا ندارم
تازه مهریه مینروا خیلی سنگینه...
10000 گالیون!

کینگزلی:اشکال نداره...نورممد!
هوی نور ممد بگرد واسه آقا ولدی مادر پدر پیدا کن

دیگه چه غمی داری همشهری؟
ولدمورت:چه غمی بالاتر از اینکه آدام به عشقش نرسه...

ناگهان نوری برق میزند
صدایی فریاد میزند
فکر کردی من مردم؟؟؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: آزکابان
ارسال شده در: چهارشنبه 30 شهریور 1384 23:05
نمایش جزئیات
آفلاین
بلی بلی!
من قبلا هم گفتم مشکلات عدیده ای دارم
و بنا به صحبتی پشت درهای بسته
معاونی را برای اینجا برگزیدم(خودش گفت)

کارا.گا ققنوس و برادران

هوم!
پی نوشته و زین حرفا:
چیزایی میبینم!!!
لیبرال!
وزیر بی کفایت
لیاقت منو نداشتیدا...یک سال تو سایت وزیر بودم کسی آخ نگفت
بی ناموسی
با جامه پارتی
بی گیلدی آیا؟
نمیدانم
ولی میدونم سر گیلدی هم شولوغ میشه خفن
مخصوصا با شروع مدارس

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: آزکابان
ارسال شده در: چهارشنبه 30 شهریور 1384 16:01
نمایش جزئیات
آفلاین
حمله ققنوسی:
لرد داشت میومد تا لوسیس رو ببره که شنید چند تا صدا دارن میگن اکسپکتوپاترونم...
ویه دفه سر و کله ی محفلی ها پیدا شد لرد که داشت خودشو خیس میکرد گفت در رید که اومدن اما محفلی ها یه دفه از سمت در خروجی اومدن تو و جلوشن سبز شدن
پسرجادویی اومد لرد رو طلسم کنه که یه دفه یکی از مرگ خوارها که خاطرم نیست کی بود ! پرید جلو و ورد به اون برخورد کرد ناگهان پس از نشست گرد و غبار دیدن لرد غیبش زده اما موفق شدن که لوسیوس و چند تای دیگه رو دوباره دستگیر و توی زندان بندازن
و اینگونه بود که یک باره دیگه محفلی ها پیروز شدن!
باتشکر مارفتیم محفل

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
امضا ندارم میشه انگشت بزنم؟
جهانی بیندیشیم ایرانی بمانیم !
Re: آزکابان
ارسال شده در: چهارشنبه 30 شهریور 1384 14:40
نمایش جزئیات
آفلاین
لوسیوس توی سلولش نشسته بود و منتظر لرد سیاه بود ناگهان صداهای عجیبی می آمد از جمله اواداکداورا و نورهای سبزی دیده شد صدای برخورد دو نفر با هم و دوباره نور سبز و بعد صدای پایین کشیده شدن سیفون
باورنکردنی نبود ولدمورت آمده بود تا لوسیوس را از دست آورهای خسته کننده نجات دهد چون تعداد نگهبانانی که برای لوسیوس گذاشته شده بود زیاد بود لوسیوس به تنهایی نمی توانست از زندان فرار کند با اینکه لرد سیاه تعدادی از مرگ خواران را فرستاده بود ولی هنوز کاری نتوانسته بودند بکنند تا اینکه لردسیاه بشحصه وارد عمل شده بود
آری لوسیوس توانست با لرد سیاه تمام نگهبانها را از بین ببرد و در حین خارج شدن آرتا هنوز در دستشویی بود
و داشت خودش رو تمیز می کرد انگار او زن بود و دستمال نداشت همانجا مونده بود
لوسیوس عصا را درآورد و ورد فرمان را بر روی او اجرا کرد
باور نکردنی نبود آرتای کثافت داشت چی کار می کرد آدم که گ... خودشرو نمی خوره
واخ
با دیدن این کثافت کاری یک نور سبز دیده شد و آرتا رفته بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من برگشتم
Re: آزکابان
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 مرداد 1384 20:14
نمایش جزئیات
آفلاین
زندان آزکابان
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
آزکابان در سکوت فرو رفته و پشه پر نمیزند! همگان در خوابند انگار...
- آواداکداورا..
این زمزمه ای بود که قدم به قدم نزدیکتر میشد.
- تو کی هستی؟ هوی! ا.. ا... ل..ر..د..
- آواداکداورا
نور سبزی درخشیدن گرفت و نگهبانی دیگر بر زمین افتاد.
شیاطین جنون(دیمنتورها) به لرد سیاه پیوسته بودند و در نتیجه تعداد زیادی از آرورهای جوان برای نگهبانی گماشته شده اند.
مردی باشلق پوش قدم به قدم نگهبانان را میکشت و جلو می آمد.
ناگهان آرتابانوس گریفندور که تازه از خواب بیدار شده بود برخاست تا به دستشویی برود.
درست سر پیچ.. لرد سیاه که تا آن قسمت پیش رفته بود و همه نگهبانان را کشته بود کمی عجله کرد و دوید. از سوی دیگر نیز آرتابانوس میدوید و در نتیجه: شپلخ!
هر دو محکم با هم برخورد کردند.
آرتابانوس: هوووی! مرتیکه جلوی پاتو نگاه.. کن.. برو کنار که ریخت!!
آرتا بی توجه به لرد از جا میپره و به دویدنش به سمت دستشویی ادامه میده..
لرد سیاه فریاد میزنه: وایسا ببینم! آواداکداورا!
نور سبز دیگری از چوبدستی اش خارج میشه و به سمت آرتا میره که به راهروی راست پیچید و افسون به او نخورد.
لرد سیاه که میبینه این یارو گیج تر از این حرفاس به راهش ادامه میده.

در دستشویی:
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=------=====-0--
آرتا: آخیییییش... راحت شدم..
قلمپ قلمپ قلمپ (صدای تخلیه چاه)
آرتا از دستشویی بیرون اومده و دست و صورتش رو میشوره.
با خودش میگه: اون کی بود سر راهمو گرفته بود؟ یعنی چی این وقت شب!
در حین برگشتن به مقر نگهبانیش از جلوی پنجره رد میشه و ناگهان می ایسته.. برمیگرده و نگاه میکنه به بیرون:

بیرون:
------------------------------
7 باشلق پوش از پنجره دیگر زندان خارج میشدند و در حیاط آزکابان جمع میشدند. ناگهان نور سبزی درخشید و به آسمان رفت...
آرتا: علامت سیاه!
7 باشلق پوش غیب شده بودند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium]اولین جادوگر در تمامی دوران ها که توانس?
Re: آزکابان
ارسال شده در: شنبه 22 مرداد 1384 00:30
نمایش جزئیات
آفلاین
كيمي جون، ديروز سه مرگخوار از طرف تاموولي ماروولي ريدوولي ولديوولي مرديوولي (ولدمورت) ريختن توي كاخ باستاني گودريكزهالومالو كه منم اونجا بودم، و يكي از كارمندان وزارتو كشتن!
لطفاً رسيدگي كنيد.
اگرم كه نميشه ده تا ديوانه ساز بهم قرض بدين تا خودم ترتيبشونو بدم بيارم خدمتتون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آزکابان
ارسال شده در: جمعه 21 مرداد 1384 19:40
نمایش جزئیات
آفلاین
جوراب سوراخ سیریوس در چاه مستراح آزکابان پیدا شده . قیمت پایه 1,780,356 گالیون .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوستداران ارباب حلقه ها ، به سایت فارسی آن بپیوندید:
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: آزکابان
ارسال شده در: جمعه 21 مرداد 1384 13:58
نمایش جزئیات
آفلاین
من به شخصه تقاضا دارم من رو به جرم قتل زندانی کنین لطفا توی همون سلولی که سیریوس جونم بوده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آزکابان
ارسال شده در: جمعه 21 مرداد 1384 13:12
نمایش جزئیات
آفلاین
چرا آزکابان اینقدر سوت وکوره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: آزکابان
ارسال شده در: سه‌شنبه 21 تیر 1384 15:12
نمایش جزئیات
آفلاین
ببین آقای رئیس زندان
دیروز یک نفر به قصر من حمله کرده و یکی از جنهای خونگیم رو با کروکیاتوس طلسم کرده
من ازت می خوام بازجویی بکنی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Nothing Is What It Seems