شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
با شما موافقم . Nenille15 جمله از نظر قواعد دستوری ایراد داره. اولا خیلی طولانیه و ادم مفهوم رو گم میکنه و باید به اول جمله مراجعه کنه. ثانیا دو فعل پشت هم قرار گرفته که همین جمله رو سنگین میکنه. بعد از همه این ها من که نفهمیدم اسنار گلاف چیه که حالا گره دار هم هست. یکی دیگه از اشکالاتی که در کار خانم گنجی بسیار دیده میشه یکدست *نبودن* زمان افعال و جمع و مفرد بودن انهاست. مثلا در همین جمله که دوست عزیز Nenille15 ذکر کردند:
نقل قول:
رون در حالی که جایشان را دور یکی از کنده های اسنار گلاف گره داری که پروژه ی آن نیم سالشان را شکل داده بود می گرفتند آهسته گفت .
جمله با رون شروع میشه اما حالت جملات طولانی و پشت هم اکثرا جمع هستند مثل:جایشان؛ نیم سالشان؛ میگرفتند و یهو جمله با گفت تموم میشه. این چند دستی و طولانی بودن جملات لطمه زیادی به روانی و سلیس بودن ترجمه زده است.
من عاشق عدالتم. انتشارات زهره اول اومد گفت ما میخواهیم یه کار عالی و نو ارایه بدیم بعد گفت کپی رایت تندیس یه خبره عوام فریبانه است بعدش گفت ما می خواهیم کارمون رو بدون سانسور بیرون بدیم وکلی به اسلامیه و تندیس بد و بیراه گفت که چرا سانسور کرده ودر ادامه گفت ما نتونستیم یه کاره بدون سانسور بیرون بدیم چون خیلی ها باعث شدند که ما رو توی ارشاد زیر ذره بین بگذارند وباز هم گفت کار ما مخاطبش بزرگسالانه ودر اخر هم گفت کار ما علمیه . حالا من قصد دارم بخشها یی از ترجمه ی علمی نشر زهره رو براتون بنویسم . ( لازم به توضیحه که من قبلا" هم تو تاپیک خانم گنجی پست زدم که قابل دسترسیه ) و حالا در ادامه :
ج اول فصل 14 ص 253 پاراگراف دوم رون در حالی که جایشان را دور یکی از کنده های اسنار گلاف گره داری که پروژه ی آن نیم سالشان را شکل داده بود می گرفتند آهسته گفت . این جمله رو باید چند بار خواند تا متوجه شد منظور چی بوده ؟! در ضمن خانم گنجی محبت فرمودند و به سایت Lexicon رفتند و تحقیقاتشون رو اونجا انجام دادند و بیشتر زیر نویسها منبعشون اونجاست که این دیگه شاخ قول شکستن نیست پس چرا در مورد Snargaluff توضیحی ندادند چون توی اون سایت هم در مورد این کلمه توضیحی نیست . در آخر گذشته از تک تک جملات پر از اشکال دستور زبان فارسی که در ترجمه های خانم گنجی بسیار دیده می شود پرسشی از این خانم دارم , چرا از معادل های خانم اسلامیه استفاده می کنید شما که در مقدمه مترجم توی لفافه گفتید اسلامیه اخه . معادل هایی مثل گوی زرین . گند زاده . محفل ققنوس . و... که در صورت لزوم اونها رو جمع آوری می کنم . دوستانه بگم من یکی که نمی تونم خودم رو بخواب بزنم و بگم ترجمه خانم گنجی کم اشکال داره و کاملتره چون اصلا" ترجمه ی اسلامیه توی یه کلاس دیگه است و قابل قیاس نیست .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من کاملا با نوشته های Nenille15 موافقم و بی صبرانه منتظر جوابی از طرف نشر زهره هستم.
به غیر از این در یکجا یکی از قول من نوشته که من گفتم داملبلدور کتابی صحبت میکنه و باید کتابی هم ترجمه بشه در صورتی که من نوشتم دامبلدور با وقار صحبت میکنه مثلا روسای جمهور در عین حالی که با وقار و رسمی حرف میزنن محاوره ای هم صحبت میکنن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
نسیمی سرد وسبک , موهایش پریشان کرد . او بالای برون زد تخته سنگی سیاه ایستاده بود , آب زیر پایشان زیر و رو می شد و کف می کرد . از فراز شانه اش نگاهی انداخت . صخره ای سر به فلک کشیده , پشت سرشان قد علم کرده بود , سیاه, شیبی عمودی و ناشناخته داشت . چند قطعه ی درشت سنگ , مثل همان که هری و دامبلدور رویش ایستاده بودند , طوری که به نظر می رسیدندکه گویی , در گذشته , از صخره شکسته و جدا شده اند .
میشه یکی به من بگه خانم گنجی این معادل رو از کجا آورده؟؟ من تا حالا به عمرم نشنیده بودم کسی از معادل برون زد تخته سنگ به جای برجستگی استفاده کنه. مطمئنین که این خانم اصالتأ ایرانیه و زبان مادریش فارسی؟؟؟ جسارت نباشه اما معادل هاشون انقدر مهجور و نا مأنوسه که آدم فکر میکنه تاحالا فارسی حرف نمیزده و تازه شروع کرده.
آقای جیمز پاتر از من نرنجی که من نظرمو گفتم که در ضمن مخالف هم بود. دیگه تکرار نمیشه!!!!
از The Saint عزیز ممنون که به معادلها اشاره کردند , واقعا" همینطوره چون نویسنده هم یک کلمه من در آوردی نوشته و چون در فارسی ریشه اش غیر قابل درکه پس چه بهتر که ریشه یابی بشه و معادل ساخته بشه درسته که Wormtail اسمه ولی اگه کمی دقت کنیم متوجه می شیم که این لقبه و لقبها قابل ترجمه اند , مثلا" دم باریک هم معنا رو دقیق می رسونه و هم ترجمه شده .
حالا به اونهایی که قول دادم ترجمه فصل 26 خانم گنجی رو براشون بنویسم الوعده وفا ( این کلمه الو... علمیه چون کاملا" عربیه ) عنوان فصل کهف ترجمه شده و حالا ادامه : هری می توانست نمک را ببوید وطنین موج های خروشان را بشنود ؛ وقتی که به دریای مهتابی و آسمان ستاره پوشیده نگاهی انداخت , نسیمی سرد وسبک , موهایش پریشان کرد . او بالای برون زد تخته سنگی سیاه ایستاده بود , آب زیر پایشان زیر و رو می شد و کف می کرد . از فراز شانه اش نگاهی انداخت . صخره ای سر به فلک کشیده , پشت سرشان قد علم کرده بود , سیاه, شیبی عمودی و ناشناخته داشت . چند قطعه ی درشت سنگ , مثل همان که هری و دامبلدور رویش ایستاده بودند , طوری که به نظر می رسیدندکه گویی , در گذشته , از صخره شکسته و جدا شده اند . منظره ای نومید کننده و زمخت بود , هیچ درخت یا سبزه یا ماسه دریا و سنگ را آسوده نمیکرد . گذشته از غلطهای دستوری و در مطلب ناقص باید پرسیده شود که آیا آن سنگ بیچاره آسوده نبوده و اگه واقعا" سنگ آسوده نیست پس لطفا" نشانی اون سنگ رو بدید تا به کمکش بشتابیم !!!!!!!!!!ترجمه اسلامیه رو هم که همه حفظیم حالا هر کی لاف زیادی میزنه بره مقایسه کنه .
چطوریه که اگه جلوی کسی که سوالات درستی مطرح میکنه کم میارین فوری ویرایش ناظرش میکنین؟؟؟ به نظر من ننیل 15 بیراه هم نمیگه. مثلا اینو بگین: نقل قول:
من وقتی که به کارکنان اون ملحق شدم براش قصهی حس عمیق ندامتم رو ریسیدم.
نه خودتون قضاوت کنین. دوگانگی در همین جمله کوچولو موج میزنه. گنجی سر دوراهی محاوره و نثر مسجع مستاصله انگاری. اگه میگه {اون} یا {براش} دیگه {حس عمیق ندامتم رو ریسیدم} چه صیغه ایه؟؟ نگین مبالغه که دلخور میشم!!! اصلا قصه و ریسیدن از کجا وارد زبان فارسی شده؟ نگین انگلیسی که دلگیر میشم!!!! من یه سوال علمی دارم. باور کنین قصدم توهین نیست ابدا. سوالم اینه که با این طرز ترجمه گنجی، که به نظر میاد یه دیکشنری جلوش گذاشته و فقط معنی کلمات رو عوض کرده اگه ما هم همینجوری ترجمه کنیم اسممون مترجم میشه؟ ایا نشر زهره چاپش میکنه؟؟ بله؟؟؟ من یه کتاب ترجمه کردم، نرم افزاری هم نیست. همه رو با عرق جبین از روی دیکشنری در اوردم. خیلی هم شبیه مال گنجی شده همین روزا بعد از کلاسم میارم خدمت دکتر که چاپش کنه. اگه اینجوری مردم قبول دارن که بابا ما هم مترجمیم و خودمون خبر نداشتیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بذار اول این ویرایش ناظرو بنویسم! ویرایش ناظر: هوم! بحث سر کم آوردن نیست. من به عنوان ناظر فروم وظیفهم حفظ نظم و انضباط در فروم مورد نظارتمه. اگه ببینم کسی مخل این نظمه مسلماً اخطار میدم بهش. کاری هم ندارم که سر چی داره بحث میکنه. کل کل کردن توی فروم ممنوعه. هر کسی بحثی، انتقادی، نظری چیزی داره باید بیاد مثل مثلاً همون پستایی که کرامم اشاره کرد، دقیق پست بزنه بررسی کنه.
ضمناً این مدل ویرایش ناظریم فقط من استفاده میکنم، هر جا دیدی یعنی من!
من فکر می کنم دوست عزیزمون زالو کمی بی انصافی می کنن.. میخوایم معادلهای درست و صحیح انتخاب بشه، نه معادل های من در آوردی بعضی ها!
آبرفورث عزیز: اگه بهتون بر نمی خوره و لب ور نمی چینین می خوام بگم من که نمی دونم راجع به کی اینو گفتی اما جای دیگه این حرفو نزن، بهت می خندن. آخه مگه نمی دونی که خانم رولینگ 90% اسامی و طلسم هارو از خودش در آورده و همه من دراوردی هستن. پس دست مترجمان محترم هم بازه که معادل سازی کنند.
نقل قول:
این نوع نوشتار که فعل در اول جمله قرار میگیره یکی از زیبا ترین صنایع موجود در ادب فارسی هستش به نام شیوه ی بلاغت که نویسنده برای ابهت دادن به نوشته ی خودش از این روش استفاده میکنه
شما که استاد ادبیات عزیز فارسی هستید باید بدونی که بکار بردن "ش" در آخر افعال اشتباه فاحشی است که کسانی که ادعا میکنند که خیلی ادبیات خوبی دارند از گفتن "هستش" حذر می کنند.
نقل قول:
احساس نا خوشایند پوچی در چاه شکمش داشت .
نقل قول:
همین که دامبلدور صحبت کرد, سکوت کش آمد و بسط یافت .
نقل قول:
هری که می کوشید تصور نکند فرد باید چطور زخمی شده باشد تا آن لکه ها را تا نیمه ی دیوار ببارد .
نقل قول:
گامهایش بر سنگ فرش خیابان پژواکش داشت
نقل قول:
من وقتی که به کارکنان اون ملحق شدم براش قصهی حس عمیق ندامتم رو ریسیدم
نقل قول:
تلالوی نوری سبز و صدای واقی و روباه به پشت روی زمین افتاد، مرده.
اینها نمونه هایی از ترجمه ی خانم گنجی هستن که من فقط نقل قول کردم چون ماشا الله نمونه زیاده و من نه وقتشو دارم که تایپ کنم و نه حوصله شو. اما اینجا که جای نقد در مورد خانم گنجی ست می خواستم چند نمونه رو ذکر کنم. درسته که ایشون زحمت کشیدن و از روی نسخه ی بزرگسال (!!! ) ترجمه کردن. دلیل غامض بودن معادل ها و جملاتشون هم همینه که هیچ اشکالی نداره چون سبک ایشون چنین است. اما نکته ی جالب اینجاست که اونهایی که با زبان انگلیسی عجین شده اند به جبر زمانه با خوندن فقط همین چند جمله که در بالا ذکر شد میفهمند که ایشان یا تسلطی به زبان شیرین فارسی ندارند که جای بسی تأسف و تأثره و یا در اثر رقابت تنگاتنگ بازار ترجمه فرصتی برای بازخوانی و ویرایش ترجمه ی اولیه شون که بی شباهت به ترجمه ی تحت اللفظی نبوده است، کار را روانه ی چاپ خانه نموده اند که جای تألم داره.
در هر حال آرزومند پویندگی و جویندگی ایشان در فن ترجمه بوده و منتظر کارهای بهتری از ایشان هستیم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ویرایش ناظر: سه پست یکی شد. تکرار نشه لطفا. وگرنه به دلیل تخلف در قوانین انجمنها برخورد میشه باهاتون. (چهار تا ویرایش شد! تکرار کردی بلاک میشی!)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز پاتر در 1384/8/23 2:51:41 ویرایش شده توسط جیمز پاتر در 1384/8/23 2:54:11 ویرایش شده توسط جیمز پاتر در 1384/8/23 2:55:16 ویرایش شده توسط جیمز پاتر در 1384/8/23 2:56:34
با سلام به تمام عوامل نشر زهره بویژه سرکار خانم گنجی . وحالا ادامه پرسشها 1. عنوان فصل سه : می شود و نمی شود . منظورچی است در صورتیکه در داخل فصل هم به وصیت نامه اشاره شده و هم جن خانگی 2. ص 42 : از فراز بینی کجش . ایا فراز در مورد ارتفاع زیاد کاربرد ندارد و بهتر نبود ( از بالای ) استفاده می شد ؟! 3 . ص 96 ج اول : احساس نا خوشایند پوچی در چاه شکمش داشت . آیا در شکم چاهی وجود دارد ؟! 4. ص 154 ج اول : همین که دامبلدور صحبت کرد, سکوت کش آمد و بسط یافت . آیا این یک جمله فارسی متداوله یا علمی لطفا" توضیح دهید . 5. ص 160 ج اول : س.م.ج. آیا این معادل متعلق به خانم اسلامیه نیست ؟! 6. ص 164 ج اول :که مزیت کوتاهی بهتون میده . توضیح داده شود . 7. ص 163 ج اول : هری با حالتی گزنده فکر کرد . آیا فکر هری مثل مار گزندگی داشته ؟! 8. ص 58 ج اول : هری که می کوشید تصور نکند فرد باید چطور زخمی شده باشد تا آن لکه ها را تا نیمه ی دیوار ببارد . بارش و ببارد معمولا" در مورد ریزش از بالا به پایین کاربرد دارد و بهتر نبود از کلمه پاشیدن و بباشد استفاده می شد ؟! چون من وقت زیلدی ندارم و از طرفی درسهایم روز بروز سنگین تر میشه فعلا" کافیه . در ضمن فصل 26 ( کهف ) را به خوانندگان محترم توصیه میکنم چون به نظر من شاهکاره . اگر هم نخواندید نگران نباشید چون من در اولین فرصت توی همین تاپیک براتون می نویسم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در اخر از آقای دکتر حسین زاده خواهشمندم لطف بفرمایند و توضیح دهند که چگونه کار به این سنگینی رو به نحو شایسته ویرایش کردند ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نمردیم و جمله های (جملات ) علمی رو هم دیدیم تازه این ها فقط چند تا بود اگه بخوام تک تک جملات رو بنویسم که ...
با سلام به تمام عوامل نشر زهره چند پرسش دارم که در صورت امکان لطف کنید پاسخ دهید
1. در مقدمه سرکار خانم گنجی نوشته اند: «به امید پیشرفت فرهنگ و ادب پارسی. در صورتیکه از کلمات نامأنوس عربی بسیار استفاده کردهاند (کلماتی مانند: تراب، باب، کهف، مکروه، قطران و ...) دلیل چیست ؟!
2. آقای حسینزاده در مقدمه ناشر نوشتهاند: بدون واهمه از ریشخند فضل فروشان قصد دارم چند سطری به رسم ادب بیان کنم. منظور از فضل فروشان چیست؟! و آیا سطر را می نگارند یا بیان می کنند؟!
3. در صفحه 13 جلد اول از کلمه دیوانه ساز استفاده شده، آیا این معادل متعلق به خانم اسلامیه نیست؟!
4. عنوان فصل دوم «اسپینرز اند» ترجمه شده در صورتیکه در داخل فصل به «بن بست اسپینر» اشاره شده و «نوک ریسنده» در صفحه 20 در زیرنویس آمده منظور مترجم چه بوده؟!
5. در صفحه 18 فصل دوم: «تلالوی نوری سبز و صدای واقی و روباه به پشت روی زمین افتاد، مرده.» آیا صدای واق واق صدای سگ است یا روباه و ایا این جمله از نظر دستوری اشکال نداره؟!
6. در صفحه 20: «گامهایش بر سنگ فرش خیابان پژواکش داشت»، یعنی چی ؟!
7. در همین صفحه 20: «بوی مکروه رودخانه را که نسیم شبانه به» سویشان می آورد تنفس کردند.» آیا کلمه مکروه کلمه مناسبیه و یا اینکه مکروه در متون فقهی کاربرد داره؟!
8. آقای حسینزاده در مقدمه نوشتند: اگر تفاوتی در متن این ترجمه نسبت به سایر ترجمه ها مشاهده میکنید به این دلیل است که ناشر «نسخه ویژهی بزرگسالان» کتاب هری پاتر را برای ترجمه برگزیده است. بنده که تعجب کردم چون شما که ناشر پخته و با تجربهای هستید چطور نمیدانید که تنها تفاوت نسخه بزرگسالان و کودکان در طرح روی جلد آنهاست؟!
10. در همین صفحه: «هیچ سودی در توزیع ملامت نیست.» این جمله یعنی چی ؟! آیا این جمله علمیه ؟!
11. صفحه 28 جلد اول: «محفل ققنوس». آیا این معادل متعلق به خانم اسلامیه نیست؟!
12. صفحه 29 جلد اول: «من وقتی که به کارکنان اون ملحق شدم براش قصهی حس عمیق ندامتم رو ریسیدم.» آیا ریسیدن در مورد نخ بکار میرود یا قصه؟!
13. «بلتریکس ناخرسند به نظر می رسید، گویی مطمـین نباشد...» نباشد در اینجا غلط نیست و آیا نباید «نبود» نوشته می شد؟!
و... هزاران پرسش دیگر (از نظر دستوری و درک مطلب) که در آیندهای نزدیک خواهم کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ویرایش ناظر: بدون دستبرد در محتوای پست، قابل خواندن شد. لطفاً از این به بعد قواعد نگارشی رو رعایت کنید. این کار باعث میشه که رغبت برای خوندن پست شما بیشتر بشه.