جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  67 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  146 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  256 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  250 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  335 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  235 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: شنبه 6 اسفند 1384 18:59
نمایش جزئیات
آفلاین
1- مایعی که از شیره گل شفادهنده گرفته میشود در علم پزشکی جادوگران چه کاربردی دارد ؟
این مایع نارنجی رنگ در علم شفابخشی کاربرد بسیاری دارد . در اکثر مواقع از این مایع به عنوان قوی کننده و یا مکمل سایر معجون های جادویی استفاده می شود. یعنی اگر خواص شفابخشی یک دارو ، به اندازه ی کافی قوی نباشد ، می توان با اضافه کردن این معجون ، آن را به میزان دلخواه قوی کرد. البته از این مایع ، معجون بسیار پیچیده ای هم تهیه می کنند که هنوز به طور قطع مشخص نشده برای درمان کدام بیماری می توان از آن استفاده کرد ، بلکه تنها در شرایط اضطراری که شفادهندگان از بهبود بیمار قطع امید کرده اند ، به عنوان آخرین راه ، از این معجون استفاده می کنند . در اکثر مواقع استفاده از این معجون جواب می دهد ، بنابراین از آن به عنوان " عصاره ی معجزه گر " یاد می کنند. البته افسانه ای هم در این رابطه وجود دارد که می گویند ، معجون مخصوص گلهای شفا دهنده تنها انسان های خوب و پاک را از مرگ نجات می دهد! که البته صحت این حرف هرگز به اثبات نرسیده است.
2- این مایع در چه معجون هایی استفاده میشود ؟
همان طور که گفته شد، اکثرا این مایع را به سایر معجون ها اضافه می کنند تا اثر آنها را تقویت کند. در زیر به 5 مورد از مهمترین این معجون ها اشاره شده است :
1 – معجون خواب بدون رویا
2- معجون باز آورنده ی حافظه
3- معجون تسکین دهنده ی درد ناشی از طلسم شکنجه گر
4- معجون راستگویی
5- معجون تقویت کننده ی قوای ذهنی
3-یک مقاله خوب در مورد عمل کردتون در این جلسه برای من بنویسید .
بعد از این که پروفسور زابینی ، گیاه شفا دهنده و طرز تهیه مایع نارنجی رنگش را به ما نشان داد ، از ما خواست تا پایان جلسه ، یک بطری حاوی مایع آن گیاه به او تحویل دهیم.
گیاه شفا دهنده، گیاهی بسیار زشت است. گلبرگهای بنفش رنگ آن هیچ کدام شکل مشخصی نداشته و به صورت نا منظمی در کنار هم چیده شده اند. در حقیقت این گل کاملا بنفش رنگ نیست ، بلکه رنگ آن مخلوطی از بنفش تیره و قهوه ای سوخته با رگه های نازک و تقریبا غیر قابل رویت سبز یشمی می باشد. در انتهای آن هیچ کاسبرگی دیده نمی شود و سطح برگها و ساقه ها یش را کرکهایی بسیار نرم فرا گرفته اند که ما با مراجعه به کتاب" گیاهان جادویی" متوجه شدیم که این کرکها بسیار سمی هستند و در صورت تماس با دست ، حس آن را از بین خواهند برد و اگر به موقع برای معالجه ی آن اقدام نشود ، دستان فرد تا آخر عمر بی حس خواهند ماند.
بنابراین ما از دستکشهای پوست اژدهایمان برای گرفتن شیره ی آن استفاده کردیم. بقیه ی کار همان طور که پروفسور زابینی نشان دادند ، بسیار آسان بود و ما باید تنها سعی می کردیم تا مایع هدر نرود.
مایعی که از ساقه تراوش می کرد ، به رنگ نارنجی بسیار پر رنگی بود و بوی نامطبوعی داشت ، به طوری که در پایان کلاس ، گلخانه را بوی بسیار بدی فرا گرفته بود.
در این میان یکی از دانش آموزان که فراموش کرده بود از دستکشهایش استفاده کند، دچار عارضه ی بی حسی دستانش گشت ، اما پروفسور زابینی او را به سرعت به درمانگاه رساند که در حال حاضر دانش آموز مذبور مشکلی ندارد.
همچنین در آخر کلاس پروفسور زابینی به ما تذکر دادند که هیچ گاه نباید این مایع را در ظرفی از جنس فلز جمع آوری کرد زیرا با آن واکنش داده و گاز بسیار خطرناکی از خود متساعد خواهد کرد که در صورت بی توجهی ، منجر به مرگ تدریجی فرد خواهد شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: شنبه 6 اسفند 1384 16:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
1-کاربرد محسوسی ندارد ولی اگه بیماری کم باشد و یا برای از بین برد اثرات طلسم شکنجه گر البته قابل به ذکر است که اگر مدت که طلسم اجرا میشود کمتر از 10 ثانیه باشد به همین دلیل خیلی ها ورد را به مدت 20 یا 15 ثانیه اجرا میکنند نکته قابل توجه اینه که اگه حتی چند صدمه ثانیه هم از 10 ثانیه گذشته باشه معجون کاری نمیتونه بکنه
2-معجون راستی (10 درصد)
معجون تغییر شکل(5 درصد)
معجون قدرت بدنی(7درصد)
معجون شانس یا فیلیکس فیلیسیس(4 درصد )
3-در این جلسه من با چشمه خودم این شیره و گل را دیدم که واقعا گل بد بویی ولی با اثرات بالا هست خلاصه من از این جلسه با اطلاعات کافی بیرون رفتم
معلم گل های رو تک تک به دستهامون داد تا از نزدیک ببینیمش و همچنین با استفاده از گرواپی ریختن ماده رو دست را نشان داد که من وقتی این را دیدم کلا از استفاده این معجون پشیمون شدم ولی پروفوسور با دقت عملکرد اسان را به ما یاد داد که خیلی هم اسان است ولی نیاز به تمرکز و دقت داره
پروفوسور در کلاس با توضیحات دقیق و نشان دادن عملی ان ها من خیلی خوب فهمیدم و درک کردم
ایشونتعدا 4 گل را که قیمت ان ها حدود 50 گالیون میشد رو استفاده کردند
پروفوسور با نشان دادن اعضای اصلی گل واقعا من تعجب کردم واقعا دقیق و همه اعضا هم شکل مساوی
البته پروفوسور گفت که به انها دقیق و مساوی بودن گل بستگی دارد و ایشون تقریبا گرون ترین گل را خریده بود و همچنین گفت که اگر مساوی و دقیق باشن اثر انها بیشتر و مفید ترن
ایشون با نشون دادن نقشه وجود دقیق این گل رو در سزمین های جنوبی و غربی نشون دادن
============
پروفوسور امتیاز خوب به من بدید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 5 اسفند 1384 21:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خب سلام !
من معلم جدید درس گیاه شناسی هستم . امیدوارم بتونیم سال خوبی رو با هم داشته باشیم

قبل از هر چیز امتیازات جلسه پیش رو اعلام کنم :

هلگا و رز هر کدوم 7 امتیاز برای گروهشون کسب کردند و آنیتا دامبلدور نیز شش امتیاز !
به این ترتیب :

هافلپاف : 20 امتیاز
بقیه گروهها 0 امتیاز

-----------------------------------

جلسه پنجم


_ شنیدین میگن مرلین عوض شده ؟
_ عوض شده واقعا ؟
_ مثل اینکه از وضع آفتابه های مدرسه ناراضی بوده
_ ولی میگن استاد خوبی گیرمون افتاده ؟
_ نه بابا مگه مرلین بیچاره چه گناهی کرده بودش ؟ استاد به این خوبی !!!
این صدای دانش آموزان هاگوارتز بود که مثل هر هفته داشتند به سمت گل خانه ها حرکت میکردند .
سرانجام همگی آنها از کنار جالیز ها گذشتند و وارد گلخانه شماره دو شدند .
آنجا گلخانه تقریبا تاریکی بودش و تنها میز بزرگی در وسط گلخانه قرار داشت که بر روی آن حدودا بیست گل بنفش زشت قرار داشت .
دانش آموزارن پشت سر هم وارد گلخانه میشدند و اولین کاری که میکردند این بود که با تعجب به اطرافشان نگاه کنند .
ناگهان صدایی همه آنها را از جا پراند !
لطفا سر جاهایتان بنشینید .
همه برگشتند و پروفسور زابینی رو دیدند که داشت از نقطه تاریکی از ته کلاس آرام به سمت آنها میامد .
دانش آوزان که تا حدی غافل گیر شده بودند بدون هیچ حرفی روی صندلی های کنار میز بزرگ نشستند . به طوری که هر کدام از آنها در مقابل یکی از گلهای زشت قرار گرفتند . دانش آموزان نگاهی به هم انداختند و گویی ذهن همدیگر رو خونندند چون همگی مشغول دراوردن کیف و کتابهایشان شدند .
پروفسور زابینی بدون هیچ حرفی خودش رو به ته میز قسمتی که صندلی اساتید قرار داشت رساند و سپس گفت :
خب ! من استاد جدید درس گیاه شناسی هستم . اسمم پروفسور بلیز زابینی هست . مدیر مدرسه از من خواسته که بجای معلم قبلیتون به اینجا بیام و به شما درس بدم ! حالا کسی سوالی داره ؟
کریچر :
قربان میخواهید ما هم خودمون رو معرفی کنیم ؟
پروفسور زابینی همه بچه های کلاس رو از نظر گذراند و بدون کوچکترین توجه به کریچر گفت :
خب ظاهر کسی سوالی نداره پس بهتره درسمون رو شروع کنیم .
بلافاصله صدای دراوردن کیف و کتابها در کلاس پخش شد . پروفسور زابینی یکی از اون گلهای بی ریخت رو به خودش نزدیک کرد و گفت :
_ خب بهتره درسم رو با یک سوال شروع کنم ! کسی میدونه این گلها چه کاربردی دارند ؟
کلاس ساکت شد . همه با تعجب به هم نگاه میکردند اما ظاهرا به غیر از کریچر کسی جواب این سوال رو نمیدونست .
پروفسور زابینی دوباره با خونسردی نگاهی به کلاس انداخت و گفت :
_ خب ظاهرا مجبورم خودم جواب این سوال رو بدم !
کریچر از فرط هیجان روی پاهایش ایستاد و شروع کرد به بالا و پایین پریدن تا بلکه پروفسور زابینی او رو ببیند .
حال دیگه توجه تمام کلاس به کریچر جلب شده بود . پروفسور زابینی که دید بیشتر از آن نمیتواند بی تفاوت بماند گفت :
_ جن تو بگو !!!
کریچر : آقا من میخواستم بگم که من نمیدونم
با این حرف کلاس رفت هوا . پروفسور زابینی که از این حرف اصلا خوشش نیومده بود با اوقات تلخی گفت :
200 امتیاز از ریونکلا کم میشه .
بلافاصله خنده از روی لبان بچه ها پاک شد .
پروفسور زابینی چند لحظه با لذت به بچه های ریونکلا نگاه کرد سپس گفت :
خب بر میگردیم سر درس امروزمون . اسم این گلها گلهای شفادهنده هست . این گلهای با اینکه ظاهر غلط اندازی دارند خواص دارویی بسیار زیادی دارند و جادوگران در پزشک جادوگری نیز از این گیاه زیاد استفاده میکنند .
پروفسور زابینی بار دیگر تمام کلاس رو از نظر گزروند و گفت :
_ کسی میدونه از این گیاه چطور استفاده میشه ؟
اینبار همه حتی کریچر ساکت شدند و تنها به هم نگاه کردند تا ببینند کی جواب این سوال رو میداند . پروفسور زابینی گفت :
_ خب باشه خودم میگم .
پروفسور زابینی یک جفت دستکش کهنه برداشت و دستش کرد سپس دستش رو به سمت گل جلوی خودش برد و با یک حرکت نوک ساقه گل رو شکست . چند لحظه گذشت همه بچه ها داشتند با دقت به حرکات پروفسور زابینی نگاه میکردند .
ناگهان ماده نارنجی رنگی از ساقه شکسته گل آرام آرام به بیرون آمد ! بلافاصله پروفسور زابینی بطری پلاستیکی رو از توی جیبش دراورد و زیر ساقه قرار داد . همه داشتند با حیرت به قطرات نارنجی رنگی نگاه میکردند که آرام آرام در بطری میریخت .
پروفسور زابینی همان طور که با دقت به ساقه شکسته چشم دوخته بود گفت :
_ اگرچه این مایع نارنجی رنگ خاصیت دارویی دارد اما باید مواظب باشید که هیچ وقت دستتون به طور مستقیم با این مایع تماس پیدا نکند چرا که این مایع در صورت تماس با پوستتون باعث میشود که تاول های بزرگی بر روی دستتون پدید بیاید ! پس همیشه سعی کنید هنگام کار با این گل از دستکش استفاده کنید .
مدتی گذشت . سرانجام آخرین قطره نارنجی رنگ نیز درون بطری ریخت . بلافاصله بلیز در بطری رو از روی میز برداشت و بطری رو بست سپس رو به جمعیت گفت :
_ ما به همین سادگی میتونیم مایع درون گل رو جمع آوری کنیم به شرطی که مواظب باشیم که این مایع روی دستتمون نریزه . حالا کی میتونه به من بگه که چطوری جادوگران از این معجون استفاده میکنند ؟
بلافاصله دراکو دستش رو میبره بالا .
پروفسور زابینی بار دیگر به تمام دانش آموزان نگاه کرد تا اینکه چشمش روی دراکو ثابت ماند سپس گفت :
_ دراکو بگه !
دراکو گفت :
این مایع به تنهایی هیچ کاربردی نداره اما اگر به معجونهای شفادهنده اضافه بشه خاصیت آن را چند برابر میکنه ! این مایع بیشتر به معجونهایی اضافه میشه که جادوگران استفاده کننده از این معجون به بیماری های جادویی مبتلا شدند اما در مقابل کسانی که نفرین شدند یا طلسم شدند این معجون هیچ کاربردی نداره !!!
پروفسور زابینی :
آفرین دراکو از این بهتر نمیشد . منم توضیح دیگه ای ندارم پس در نتیجه پنجاه امتیاز برای اسلی !!!
پروفسور زابینی به ساعتش نگاهی انداخت و گفت :
خب دیگه الانه که زنگ بخوره اما تکلیف جلسه آیندتون رو بگم :


1- مایعی که از شیره گل شفادهنده گرفته میشود در علم پزشکی جادوگران چه کاربردی دارد ؟
2- این مایع در چه معجون هایی استفاده میشود ؟
3-یک مقاله خوب در مورد عمل کردتون در این جلسه برای من بنویسید .

سوال اول حداکثر 5 امتیاز - سوال دوم حداکثر 5 - سوال سوم حداکثر 15 امتیاز

موفق باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1384/12/5 22:09:48
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1384/12/5 22:16:42
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 25 آذر 1384 10:58
نمایش جزئیات
آفلاین
نخود:
بله، نخود!
در 3400 سال پیش از میلاد مسیح، جوانی از پارس به نام داریوش(جد جد جد جد جد کورش اول پادشاه کبیر پارس) که در جامعه جادوگری آن زمان بسیار با هوش و ذکاوت بود، با اجرای افسونی که اختراع کرده بود که ما امروزه آنرا افسون "زیاد کننده" مینامیم و به زبان پارس ها میشده
" هواخش" روی یک نخود، متوجه می شود که خواصیت نخود هزار برابر میشود. پارس ها از این نخود در جنگ هایشان اشتفاده میکردند و همین امر تا 20 سال بعد ادامه داشت.اما، آلمان که از خواصیت این نخود آگاه شده بود، مشاور امنیتی خود را یعنی:" جک استراو" (با جک استراو عوضی نگیرید) را به پارس فرستاد و آن هم آن نخود ارزشمند را به قیمتی کم از عمو زاده ی داریوش که با وی خصومت داشت، خرید. و با تلاش های بی وقفه و همکاری با دانشمند روسی "سرگئی پاتیل" خواصیت تونستند آن نخود را 2 برابر کرده و در جنگ جهانی از آن استفاده کنند. هم اکنون این نخود در پارس فراموش شده است.
منبع: "گیان جادویی" ----اثر:"ایوانوف ایوانکو"

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: شنبه 19 آذر 1384 10:41
نمایش جزئیات
آفلاین
هلگا:اووووه...جد منم چه كارهايي كرده ها رز..
مرلين:
هلگا:خيلي خب..خيلي خب..ولي تحقيق من با مال رز فرق داره..كلي دنبالش گشتم..لامصب هي ارور 665 مي داد!
مرلين:صد دفعه گفتم با اين چيزاي ماگلي ورنرين! حالا تحقيقت كو؟
هلگا تحقيقش رو مي ده به پروفسور مرلين!

« به نام آفريدگار يگانه مرلين كبير»
همان گونه كه همه واقف هستيم نخود از زمانهاي پيش كاربرد داشته است!كاشف نخود جادويي كه درواقع يك گياه خطرناك و نسبتا بامزه است جادوگري بوده است جوان كه اهل روستاي"جرره"بوده است!اين جادوگر جوان كه قلي پاتر نام داشته است.هنگامي كه همسرش ملوك السلطنه به طور اشتباهي نخود را به جاي غذا به فرزندشان داد و از اين رو دخترشان دچار نفخ معده شديدي شد و تا يك هفته در گهواره خود جاي نمي گرفت تصميم به كشف خاصيت نخود و دوچندان كردن آن گرفت!ولي وي درست هنگامي كه نتايجش به جاهاي خوبي رسيده بود به وسيله يك تير تير كمان به طور مشكوكي به قتل رسيد!ملوك السلطنه كه از مرگ همسرش بسيار ناراحت بود تصميم به ادامه تحقيقات وي گرفت تا بدين وسيله روح آن مرحوم را شاد كند!ولي از آنجاي كه ملوك السلطنه چيزي از گياهشناسي نمي دانست تصميم به مهاجرت به خانه دوستش كرد كه قرار بود آموزگار گياهشناسي مدرسه اي بشود كه در حال احداث بود!ملوك السلطنه و دوستش پس از ده سال موفق به كشف نخود جادويي شدند كه استفاده هاي بسياري دارد و براي دنياي جادويي تا كنون بسيار مفيد واقع شده است!از استفاده هاي اين گياه مي توان چند مورد زيل را نام برد:
1-دارويي مؤثر براي برطرف كردن يبوست.
2-سلاحي زيركانه براي جنگها.
3-وسيله اي براي دوباره راه اندازي دستشوييهاي عمومي برشكسته شده!
4-وسيله اي براي محتذمانه بيرون انداختن مهمان.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 18 آذر 1384 23:38
نمایش جزئیات
آفلاین
رز : سلام پروفسور
مرلين : باز يه مزاحم ديگه تو ديگه چي كار داري؟
رز : اومدم تحقيقم رو بدم من پس از تحقيق متوجه شدم نخود در دوست شدن موسسان هاگوارتز با يكديگر نقش داشته

تحقيق:

در حدود هزار و ده سال پيش هلگا هافلپاف به پرورش گياه مي پرداخت از اين رو مورد تنسخر همگان قرار مي گرفت اما از انجا كه هافلپافي ها به حرف مردم كاري ندارند به متلك هاي انها اهميت نداد او با فردي به نام روينا راونكلاو دوست بود كه در كوچه دياگون داراي پاتيل درزدار بود
روزي هلگا به نخودي برخورد اما از انجا كه در قبل از ان چنين گياهي نديده بود كنجكاو شد و ان را در دهان كذاشت و خورد و به دليل خواص جادويي اين نخود به مدت 24 ساعت را در دستشويي به سر برد پس به رووينا كه با اين گونه چيزها بيشتر اشنايي داشت مشورت كرد
روينا وقتي متوجه اين خاصيت نخود شد به فكر فرو رفت:
او به يكي از مشتريان كافه اش با نام گدريك علاقه ي شديدي داشت اما نمي توانست به او بگويد اما از انجا كه باهوش بود با خود گفت شايد او اگر پس از ديدار من دچار چنين مشكلي شود فكر كند عاشق من شده پس روزي در نوشيدني گدريك نخود ريخته و گدريك پس ازخوردن ان به مدت يك روز به دستشويي رفت او تصور كرد عاشق روينا شده از اين رو اين دو با هم دوست مي شوند و دو دوست انها يعني هلگا و سالازار نيز به جمع انها پيوسته و موسسان هاگوارتز با يكديگر دوست مي شوند پس از ده سال انها قصد مي كنند هاگوارتز را بنا كنند
در رابطه با استفاده ي ان در هار پيش هم مي توان به اين مورد اشره كرد:
شكنجه دادن افراد و براي گرفتن اعتراف از مجرمان
روم به ديوار واسه درمان يبوست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز زلر در 1384/9/19 11:08:01
هافلپاف هرم نبض آتشين ماست در شرجي عشق و اشتياق
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: جمعه 18 آذر 1384 22:49
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
پروفسور لاوين نمره از بيست: 15 براي ريوون كلاو
رونان از گريفيندور، نمره از بيست:‌20 براي گريفيندور (آفرين)
هلگا از هافل پاف، نمره از بيست: 15 (در واقع ميخواستم 10 بدم كه به خاطر تيكه آخرش منصرف شدم) براي هافل پاف
كريچر از ريوون كلاو، نمره از بيست: 20 براي ريوون كلاو (آفرين)
سيريوس بلك از هافل پاف نمره از بيست: 20 براي هافل پاف (بد نبود)
هوكي از اسليترين، نمره از بيست: 10 براي اسليترين
دويل از ريوون كلاو، نمره از بيست: 15 براي ريوون كلاو (البته به خاطر چهار نتيجه درستي كه گرفته بودي ميخواستم نمره كامل بدم ولي به نظر ميرسيد نواقصي داره)

درس چهارم

مرلين كبير وارد گلخانه شد و پس از اينكه ريشش را نوازشي داد به دانش آموزان سلام كرد. سپس بدون مقدمه شروع نمود:

نخود!
گياهي كه از شرق آمده! گياهي با مزيت هاي بالا و البته خطراطي...
اين گياه از حدود 3400 سال پيش از ميلاد مسيح در مزرعه هاي بزرگ و گسترده شرقيان و بخصوص كشوري به نام پارس كشت ميشده تا به امروز كه با پيوند آن با لوبياي سحرآميز جهش بزرگي در علم گياهشناسي رخ داده است.

اما در ريشه ما دو نوع نخود داريم. يك نخود از نوع كاملا بي خطر است كه ماگل ها از آن استفاده ميكنند. ديگري نخود جادوييست كه اولين آن در همان 3400 سال پيش از ميلاد مسيح توسط يك جادوگر جوان بدست آمد. وي كه در جنوب پارس سكونت داشت و در مكاتب جادوگران شرقي درس خوانده بود پس از بررسي هاي فراوان روي نخود ماگلي افسوني روي يكي از آن نخودها گذارد كه خاصيت دل پيچه آوري و نفخ نخود هزار برابر شود.
بعدها توسط جادوگران آلماني و روسي اين نخودها پرورش بيشتري يافت و مبدل به يك سلاح ارزشي شد. در جنگ جهاني اول كه بين جادوگران شرق و غرب انجام شد آلماني ها با استفاده از همين نخود توانستند جنگ را خاتمه دهند. كافي است اين نخود را يك بار آبپز كنيم و به خورد دشمنمان دهيم تا او به مدت بيست و چهار ساعت دستشويي گير شود.

لطفا بدون هيچ گونه انحرافي برويد و از تاريخچه اين نخود و موارد استفاده آن تحقيق درآوريد. بخصوص در هزار سال پيش اين نخود نقش موثري داشته. زماني كه اين مدرسه در شرف تاسيس بود.
اين تحقيق 10 نمره دارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 17 آذر 1384 16:48
نمایش جزئیات
آفلاین
چیرینگ کراس محلی بود که ما قبلا اونجا زندگی می کردیم سر چهارراه انقلاب یه خونه خیلی قدیمی بود که میگفتن یه ساحره پیر و بد جنس زندگی می کرد دم در خونش یه بید کتک زن بود به خاطر همین هیچ کس نمی تونست وارد خونش بشه من و دو تا از دوستام وقتی نه سالم بود تصمیم گرفتیم که وارد خونش شیم من که از اون دو تا شجاع تر بودم جلو تر لز همه می رفتم وقتی نزدیکش شدیم شاخه هاش شروع کردن به تکون خوردن اون دو تا نامرد فرار کردن ومنو اونجا تنها گذاشتن من گیر افتاده بودم درخته ضربه های وحشتناکی میزد ولی من همش جا خالی میدادم یه دختره ( ؟؟؟ ) که داشت این صحنه رو نیگا می کرد داد زد افرین دویل منم برگشتم یه لبخند به دختره بزنم که یکی از شاخه ها محکم خورد به دستم اقا دستم قطع شد
شد من که هنوز بدنم گرم بود دستمو برداشتمو فرار کردم تو راه داشتم با خودم فکر میکردم که اگه برم خونه مامانه که دستمو ببینه سکته میکنه میمیره که صدای مامانمو شنیدم که چاقو به دست داشت بم فحش میداد می گفت وایسا تا اون یکی دستتم ببرم منم همون جا راهمو کج کردم رفتم بیمارستان اونجا دستمو دوختنو همه چی به خیرو خوشی تموم شد.
نتایجی که از این اتفاق گرفتم :
1.بید کتک زن با هیچ کس شوخی نداره
2.مامانم هم با هیچ کس شوخی نداره
3.دخترا هیچ چیز جز بدبختی نمیارن
4.آسلام دین برتر است

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 17 آذر 1384 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خاطره‌ي من: من( هوكي)، رفته بودم باشگاه كه بازي گريف و هافل رو تماشا كنم... اگه گريف مي برد، تيم ما نمي تونست قهرمان بشه... من نشستم رو صندلي و بازي شروع شد... يه مدت گذشت و من ديدم كه هري پاتر داره به سرعت به يه طرف پرواز مي كنه... من ديدم كه اون داره گوي زرين رو مي بينه... بلافاصله از پشت جمعيت چوبدستيم رو كشيدم و زير لب گفتم: پتريفيكوس توتالوس....
پرتوي نور از نوك چوبدستيم خارج شد و در برابر وحشت همه، به هري خورد و اون خشكش زد، وقتي داشت مي افتاد پايين، دراكو مالفوي رو ديدم كه يه وردي گفت، هري يهويي با چنان سرعتي به بالا پرتاب شد كه از محوطه بشگاه خارج شد... من خنديدم و براي اين كه مشكوك نزنم، نشستم سر جام كه يهو ديدم پروفسور مك گونگال با خشم مي آد طرف من... رنگم پريد! اومد گفت: يا خودت مي ري سريع پبداش مي كني و مي بري پيش مادام پامفري يا از مدرسه اخراجت مي كنم...
من: م..م... من...
پروف. داد زد: همين حالا...
من: ب...باشه...
و براي اين كه اخراج نشم، سريع دويدم به طرف بيرون باشگاه و به سمتي كه اون پرتاب شد... همه با وحشت مي اوندم بيرون... دراكو رو ديدم كه مثل من داره مي ره به اون سمت... رفتم بهش پيوستم تا دنبالش بگرديم... يهو ديدمش... جلوي بيد مجنون، روي زمين افتاده بود و پاش رو گرفته بود...
دراكو: استيوپيفاي...
من: چرا؟
دراكو: چون نمي خوام بفهمه ما اين كار رو كرديم و اومديم دنبالش...
در اين لحظه، يمي از شاخه ها كه سرش خيلي باد كرده بود و عين چماق مي موند، مستقيم اومد طرف هري...
من با يه حركت اكشن پريدم روش و كشيدمش كنار... شاخه خورد به زمين و خاك به اطراف پخش شد... من قبل از اين كه بتنوم هري رو بردارم، يه شاخه‌ي كوچيك تر خورد تو سرم و به صورت رفتم تو زمين!
دراكو پريد و هري رو انداخت اون ور و نامرد در رفت!! و من موندم رو زيمن در حالي كه هري نجات پيدا كرده بود... من معلما و بچه ها رو ديدم كه به طرف من مي اومدن... ولي وقتي داشتم به اونا نگاه مي كردم و نمي تونستم از درد سرم، تكون بخورم، يهو ديدم همه جا سياه شد...
وقتي دوباره به هوش اومدم، ديدم كه مادام پامفري نشسته و داره غر غر مي كنه كه چرا اون درخت رو اون جا كاشتن...
تو آينه صورتم رو ديدم و ديدم كه بالاي چشمهام كبود شده‌ن و چند جاي صورتم خراش برداشته... از اون به بعد ديگه تصميم گرفتم كاري كنم كه توي معرض ديدم قرار نگيره ديگه اون درخته!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
به سراغ من اگر می آیید، نرم و اهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد، چینی نازک تنهایی من...
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 16 آذر 1384 15:03
نمایش جزئیات
آفلاین
خب همون طور که بقیه هم نوشتن خاطرات من یعنی سیریوس بلک از بقیه ی بچه ها بیشتره یعنی میشه گفت هر روز با این درخت سر و کله میزدیم

چه از اون موقعی که کودکی بیش نبودیم و با جیمزی و ریموس و پیتر در زندگی مون هیچی نمیفهمیدیم جز شر بودن و شیطونی کردن دور درختی که توی حیاط پشت خونمون بود , یادمه یه بار که یواشکی اومده بودیم توی حیاط به دور از چشم کریچ (این کریچ اون موقع ها یه جاسوسی بود که نگو الان رو نگاه نکنین شده مدیر!!!)و مامانم داشتیم بازی میکردیم که این پیتر توپ رو انداخت بالای درخت و ما هم نمیدونستیم چه کار بکنیم چون همیشه به کریچ میگفتیم بره توپو بیاره ولی اگه این بار میرفتیم بهش میگفتیم به مامانم میگفت و اوضاع خیلی خراب میشد پس تصمیم گرفتیم مثل اون موقعی که رونان ما رو موقع فضولی کردن زیر بید کتک زن توی هاگوارتز نجات داده بود عمل کنیم پس رفتیم تیر کمون درست کردیم و زدیم به وسط درخت ولی هیچ تاثیری نداشت درست همون موقعی که ریموس و پیتر بیخیال شده بودن یهو یه فکر به کله ی خراب من زد که میتونیم پایین درخت آتیش درست کنیم و درخت از ترس آتیش کاری به ما نداشته باشه پس من و جیمز چوبدستی هامون رو بیرون آوردیم و شروع کردیم به خوندن ورد ... ..... ...... و ناگهان کل درخت منفجر شد و آتیش به سمت ما اومد از داد و فریاد ما که توی حیاط بودیم کریچر سر رسید و به سمت ما اومد که ما رو نجات بده ولی من و جیمز عین نامردا چون از کریچر بدمون میومد میخواستیم ببینیم یه جن سرخ شده چه شکلیه پس دست و پای کریچر رو گرفتیم و به طرف آتیش بردیمش که یهو مامانم رسید و با جارو افتاد دنبالمون که ما رو بزنه
این خاطره یکی از جالب ترین خاطره های کریچ در عمر ورزشیش هست البته بعد از آتش زدن اسم من در فرشینه ی باستانی خاندان بلک!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم

[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/