جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
22 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

کارخانه آفتابه‌سازی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: جمعه 6 مرداد 1385 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سالازار به سمت در می ره و می خواد از اون خارج شه.

بوووووووووووووم....در با صورتش برخورد می کنه.

هدویگ:اِ...سلام سالی..چطوری؟!

سالازار:این چه وضع اومدنه؟!

هدویگ:اتفاقه دیگه!کالین توئه؟

سالازار:آره...کاری داری باهاش؟

هدویگ:می خوام اسپانسر کارخونه بشم!

---دقایقی بعد---

سالی و هدویگ پست میز کالین نشستن و دارن بهش نگاه می کنن.

کالین:دِ سالی باز که تو برگشتی!باز چی کار داری؟

سالی و هدویگ:

کالین:جاســــــــــم!

هدویگ:باشه بابا می گیم!من می خوام اسپانسر کارخونه بشم.

کالین:قدمتون روی چشممون!جاسم یه دو تا چایی بردار بیار!

جاسم:آقا دارم با نورممد گل کوچیک بازی می کنم!باشه برا بعد!

سالازار چوب دستیشو به سمت جاسم گرفت...
_آواداکداورا!

سالی:بی خاصیت بود!

هدویگ:بله می گفتیم...من هزار گالیون می ریزم تو شرکت و عوضش باید عکس من به همراه یه آرم نوک طلایی روی آفتابه باشه...قرار داد رو هم همین الان می بندیم!

کالین:نورممد اون قولنامه ها رو بردار بیار ببینم!

نورممد:آقا این جسد جاسم راهمو بسته!یه چند دقیقه صبر کنید!

_آواداکداورا!

سالی:اینم بی خاصیت بود!خودم می شم آبدارچیت!

کالین:

هدویگ:قبولش کن کالین!بیچاره عیال واره...اونم از نوع خداش!

کالین:روش فکر می کنم...رو پیشنهاد تو هم فکر می کنم...فعلا بیرون!می خوام ببینم بدون آبدارچی چه خاکی به سرم بریزم!

هدویگ و سالازار بلند شدن و به سمت در به راه افتادن...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/5/6 23:53:38
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: جمعه 6 مرداد 1385 22:27
نمایش جزئیات
آفلاین
مکان دفتر مدیریت کارخانه آفتابه سازی ! سالازار: سلام بر کالین جیگر چهطوری برادر کالین : به سالازار ! اینطرفا راه گم کردی ! سالازار در حالی که روی مبل راحتی بقل اتاق لم میداد گفت سالازار : مرض از مراحمت این بود کالین جان که من چند وقته یه سرمایه ای بدستم اومده و میخواستم اون رو به جریان بندازم! وقتی شنیدم شما با نام و یاد مرلین یه کارخونه آفتابه سازی زدی گفتم کی بهتر از شما و کجا از کارخونه آفتایه سازی بهتر برای سرمایه گذاری! ولی من چند وقت پیش که تو سایت مدیر بودم که هفتصد هشتصد هزار گالیون رشوه گرفتم یه دو سه ملیون گالیون هم اختلاص کردم! اینا مونده بود رودستم گفتم بیام یه حالی به آفتابه های شما بدم1 کالین در حالی که گل از گلش شکفته بود! گوشی تلفن رو برداشت : کالین : الو جاسم! پاشو یه چای دیشلمه توپ با یه قلیون سه سیب پرتغال نعنا وردار برای آقای اسلیترین بیار! (حالا تا دودقیقه پیش سالی بودم ها ) سالازار : کالین : خوب میفرمودین! اتفاقا بنده خودم به این فکر افتاده بودم که یکمکی این جا رو گشادش کنم! سالازار: کالین : یعنی گسترشش بدم ! سالازار: آهان!خوب والا منم یه سری پیشنهاداتی دارم ! کالین : عجـــــــــــــــب! خوب بفرمایید! سالازار: وال بنده یه شکرت مهندسی دارم که برو بچسش میشینن هرچی دلشون میخواد اختراع میکنند! تازه گی ها هم یه چیزی جدید درست کردن به اسم <دست خود شور! > که از ضا رابطه نزدیکی با آفتابه داره!!! کالین : عجـــــــــب ! سالازار اذامه داد : طرز کارش اینطوریه که نصب میشه سر لوله آفتابه ! و از اون به بعد شخص دیگه کاملا راجت کارشو میکنه ! البته آب کدو حلوایی به روتون! .. . راحت کارشو میکنه و بعدشم فقط افتاب رو ( روم به زیر زمین ) میگیره جایی که باید بگیره! و کار شستوشو اتو ماتیک در دو مرحله روشویی دو تو شویی انجام میشه! کالین : عجب ! و باز سالازار ادامه داد : در ضمن ما میتونیم برای تبلیغات این محصول رو به صورت رایگان در اختیار مراکز مرلین گاه اتوماتیک که به تازگی دارن در سطح شهر درست میشن بذاریم! این خودش تبلیغات خوبی به حساب میاد! کالین : خوب سالازار جان در این مدت که مشا داشتی توضیحات رو برای من میدادی من یه تلفن کوتاه به موسسه مالی اعتباری گرین گوتز زدم و حساب تو رو چک کردم ! که دریغ از یک دونه سیکل! حالا اگر اشکالی نداره جاسم و نور ممد تو رو به بیرون راهنمایی میکنن! سالازار :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نمایشنا
کارخانه آفتابه‌سازی
ارسال شده در: جمعه 6 مرداد 1385 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
در پس در خواستهاي مکرر ملت شريف جادوگر و ساحره افتتاح شد:
مکان منکرات قزوين...
کالين:جاسم يه زمين خريدم تو دياگون...
جاسم:نور ممد توپو بردار بريم فوتبال
کالين:آخه آيکيو مثلا تو جادوگري!!
جاسم:خوب..اِآِ...نورممد جارو ها رو بردار بريم کوييديچ
کالين:ببين کيا دورو برمو گرفتن!!!يادش به خير يادتونه اون روزاي اول که اومدم تو سايت مرلين پلک ميزد دشمناي منو نابود ميکرد ...حالا شما ميخواين برين کوييديچ...ولي من هنوز به ياد مريلين آن شيخ فرزانه و آفتابه اش هستم ...يه فکري به سر م زده کارخانه آفتابه سازي مريلين
..............................
مکان کوچه دياگون...سال بعد
جاسم:به لطف خدا کارخانه تمام شد و ميريم براي افتتاح
نورممد:حالا کي ميخواد افتتاحش کنه؟
کالين:خوب معلومه من...
کالين ميرود جلو و ناگهان رعدوبرقي آسمان را فرا گرفت وريشي ظاهر بگشت و به پاي کالين بگرفتو وي را نقش زمين بنمود...
آري مريلين دانا شيخ فرزانه ظاهر بگشت خود قيچي را بگرفتو کارخانه را افتتاح بنمود...
بدين ترتيب کارخانه آفتابه سازي افتتاح شد...محصولات ما را با گارانتي ريش مريلين بخريد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1385/5/6 20:54:58
ویرایش شده توسط الستور مون در 1403/3/22 20:58:06
ویرایش شده توسط آکی سوگیاما در 1405/2/20 20:07:14
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب