پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

97
نفر همین الان آنلاین‌اند 54 نفر در «انجمن»
3 عضو 94 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)

نوع تاپیک: غیر رول

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
آخرین ورود
شنبه 28 خرداد 1390 22:57
عضویت
1386/06/03
پست‌ها
422
دقیقا توضیح بده چه برنامه ای براش داری و چه جوری می خوای از منکرات جادو جداش کنی.

ممنون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باز جویم روزگار وصل خویش...
آخرین ورود
شنبه 28 خرداد 1390 22:57
عضویت
1386/06/03
پست‌ها
422
گراپ جان شما هم در آغوش وزارت جدید جا داری. بنده به هیچ وجه در رو به روی کسی نمی بندم.

ولی دم از وزارت جنگ و اخم گراپ و ترک کله و باقی قضایا زدن باعث می شه منم دم از نوک هدی بزنم!

برو در گوشه ای بشین(گرچه در هیچ گوشه ای جا نمی شی!) و به صلاح جامعه و حق و حقیقت فکر کن.

و وقتی تصمیمتو گرفتی دوباره پیش من بیا.

آره داداش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باز جویم روزگار وصل خویش...
تولد نقش
1383/11/19
آخرین ورود
پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
عضویت
1384/05/18
پست‌ها
3736
سلام

میخواستم که تاپیک منکرات قزوین باز بشه تا دوباره به اوج فعالیت خودش برگرده ! تحت نظر من فعالیت میکنه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
آخرین ورود
جمعه 2 فروردین 1392 14:33
عضویت
1386/04/14
پست‌ها
112
سلام بر معاون وزير ، سيريوس جون ... برادر ، آیا تا کنون در چهره ی گراوپی دقت کرده ای ؟!
آیا آن شکستگی و شکاف پیچ در پیچ را بر روی پیشانی اش نظاره کرده ای؟! و ايا آن مغز بزرگ که از پس شکاف قصد بيرون ريختن دارد نديده ای؟

اي معاون وزير ، آيا اخم گراوپي را تا به حال مشاهده نکرده ای؟!ايا نداني که اخم گراوپي،بر جهان آتش ميزند؟
دقت کن:


((اون كالين بود خاطرشو خيلي ميخواستم برا اينكه وقتش كمتر تلف شه اواتارو براش اينجا گذاشتم اما شما براي نظاره در آواتار به همون پروفايل روجوع كن ، بلاخره وزيري گفتن معاوني گفتن))




گفتم شاید چهره ام فراموش شده باشه.خواستم یاد آوری کنم



و در آخر اي كالين آسوده بخواب كه اينجا گراوپي مثل شير از وزارت محافظت ميكنه

پ.ن:اين سياست سري قبلي جواب داد اين سري هم اميدواريم جواب بده و نيازي به زده شدن تاپيك وزارت جنگ نباشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آستكبار + رفيق بازي + قوانين مغيير ِ من درآوردي = كادر مديريت جادوگرن
آخرین ورود
شنبه 28 خرداد 1390 22:57
عضویت
1386/06/03
پست‌ها
422
درود بر تو مرلین.

برای حمل و نقل عمومی من یه فکرهایی دارم. می خوام چندین ایستگاه در قسمت های مختلف مستقر کنم و خیانت کارهای وزارت مثل گراپ و آمبریج رو به عنوان مسافر کش در این مسیرها قرار بدم تا شاید در این زمینه بتونن سودی به جامعه برسونن.
البته اگر ببینم دیگه به وجودشون نیازی نیس چند دستگاه اتوبوس شوالیه آخرین مدل وارد حمل و نقل شهری می کنم تا برای شما و امثال شما مشکلی پیش نیاد.

با تشکر- وزیر سحر و جادو- سیریوس بلک

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باز جویم روزگار وصل خویش...
اي وزير و الوزرا اي سيريوس بلك اعظم خسته نباشيد!!
اي سيريوس، اي بزرگوار من يك سوال از شما دارم و مي‌دونم كه شما با يد بالايي كه در خاكي بودن و تواضع دارين سوالم را كامل جواب مي‌ديد!

آيا شما طرحي براي حمل و نقل عمومي داريد؟! تا كمي از ترافيك سطح جامعه كاسته بشه؟!

پيشاپيش از پاسخ شما ممنونم!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1383/08/04
آخرین ورود
یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
عضویت
1384/06/25
پست‌ها
1709
بلیز در حالی که پرونده قطوری را در بغل گرفته با عجله خیابان ها را طی میکند. همه جا ساکت است ؛ هیچ کس در خیابان نیست گویی چند لحظه قبل از ورود بلیز به خیابان چنان سیل عظیمی آمده است که انگار در دنیا خشکی ای وجود نداشته است و سیل تمام ساکنین آنجا را با خود به نیست برده است گویی هستی ای در آنجا نبوده است ، سپس ابرها با سرعت باد به کناری لغزیده اند گویی هیچ وقت ابری در آسمان نبوده است و خورشید با گرمای شونصد درجه بر زمین تابیده است و زمین را چنان خشک کرده است که انگار هیچ وقت خیس نبوده است و بعد تمام رویدادها جهان به حالت طبیعی خود بازگشته است گویی کلمه رویداد در جهان معنا ندارد. آیا اصلا اتفاقی افتاده است؟ (چه مشکوک)

بلیز بدون توجه به انعکاس صدای قدمهایش در خیابان به راه خود ادامه میدهد تا اینکه میرسد ... یعنی به همان ساختمان وزارت میرسد دیگه!

ساختمان همچون برف مثل نوری در تاریکی میدرخشد گویی چند لحظه بیشتر از اتمام ساخت آن نمیگذرد. عجیب است که چنین هیبتی همیشه از دید ماگل ها دور مانده است و تنها جادوگران قادر به دیدن آن هستند اما آیا جادوگران هم واقعا قادرند؟ ... پس چرا اینجا هم کسی نیست؟ هوم ... کاشکی یکی بود ازش سوال میکردم نوشته این تابلو خطاب به کیست؟

به وزارت سحر و جادو خوش آمدید!

دررررییییننگ .... درررریییییینگ ... درررررییییینگ !!!
بلیز با یک پرونده در زیر بغل در آستانه در ایستاده است ... سالن بسیار بزرگی است. نکته قابل توجه آنکه همه جای سالن هم برق میزند ... گویی چند لحظه پیش آنجا را چنان تمیز کرده اند که کثیفی معنای خود را از دست داده است و چنان در تزیین اتاق سلیقه به خرج داده اند که گویی بی سلیقگی تخیلی بیش نبوده است ... امان از دست داستان های جن و پری!

اما ... هه هه .. اینجا هم که کسی نیست؟ حداقل در نگاه اول سالن خالی است ... اما مسئله این است که آیا سالن در نگاه دوم و سوم هم همینطور خالی میماند؟ خب ظاهرا که همینطور است!

پس این ساختمان تمیز و خلوت و ساکت به چه درد میخورد؟ ... هوم؟ نه همچینم ساکت نیست پس این صدای درررینگ .. درررریییینگ که در بدو ورودم شنیدم؛ همون صداهه که به شکل آزاردهنده ای در سالن میپیچید و هنوزم ادامه دارد چیست؟ صدای تلفن هست؟ پس چرا کسی جواب نمیدهد؟ پس حرفمو تصحیح میکنم ... این ساختمون تمیز و خلوت که درررینگ درررینگ صدا میده به چه دردی میخوره؟

بلیز در حالی که ذهنش پر از سوالات بدون جواب شده است بدون توجه به زنگ تلفن از کنار میز منشی میگذرد و به راه خودش ادامه میدهد .. از کنار اتاق خیلی از وزرا رد میشود و حتی از روی کنجکاوی به داخل اتاق ها سرک میکشد اما کسی نیست!

دررررریییینگ ... درررررینگ ... درررررینگ!

بخشی از وجود بلیز میخواهد برگردد و به تلفن جواب بدهد .. این بخش همان بخشی است که از صدای زنگ تلفن پر شده و حالا زنگ تلفن با ریتم آهنگ داری در این بخش از مغر بلیز میپیچد ... چه وسوسه انگیز!
اما بخش دیگر میخواهد به راه خودش ادامه بدهد .. چرا به تلفن جواب بدهد؟ اونم وقتی که انقدر به هدفش نزدیک شده است؟ این همون اتاقه!

دفتر ارتباطات با وزیر

دررریییینگ ... دررررینگ .... دررریییینگ!

بلیز در وسط اتاق ایستاده است و به دورتادورش نگاه میکند. همه چیز مرتب در سر جای خود قرار دارد ... نقشه ها ، نامه ها ، مداد ، خودکارها یا به قولی قلم پرها ، کتاب ها ، پرونده ها .... اما آیا کسی به اینها رسیدگی میکند یا فقط تزیینی هستند، در اون صورت درود بر این سلیقه زیبا!

حالا چه اهمیتی دارد؟ هدف رسیدن به دفتر وزیر بود. حالا باید منتظر ورود وزیر شد ...

بلیز به آرامی در اتاق به قدم زدن ادامه میدهد .. همچنان سعی میکند نسبت به صدای زنگ تلفن که به صورت بسیار اضطراری ای ادامه دارد بی توجه باشد اما انگار تلفن هم لج کرده است و هر لحظه که میگذرد با سرعت و شدت بیشتری به درررینگ درررینگ ادامه میدهد!

دررررینگ ... درررررینگ!

بلیز برای فکر نکردن به این صدا خود را به اجبار با وسایل درون اتاق سرگرم میکند ... بر روی دیوار های اتاق انواع اقسام مدال ها و نشان های افتخار وجود دارد .. پیروزی در انتخابات ، دوران درخشان فعالیت ، نشان های تقدیر و .... از طرفی درون قفسه ها کلی کتاب وجود دارد که ...

بلیز بدون آنکه متوجه شود و بدون توجه به زنگ تلفن ساعت ها خود را با وسایل وزیر مشغول میکند تا بلکه وزیر بیاید اما خبری نیست! زنگ تلفن کلافه اش کرده ... انگار قصد قطع شدن ندارد ... کسی که نیست. وزیرم که نمیاد ! چرا تنها عضو حاضر به تلفن پاسخ ندهد؟

بلیز با این فکر پرونده هایش را که در ابتدای ورودش به اتاق بر روی میز وزیر گذاشته بود دوباره برمیدارد و از اتاق بیرون میرود و با گامهایی سریع عرض سالن را میپیماید و خود را به میز منشی میرساند ...

- درررینگ دررررینگ!
دست آزادش را جلو میبرد و تلفن را برمیدارد ...
- بله بفرمایید ...
- سلام .. خوبی؟ خوشی؟ در سلامتی کامل به سر میبری؟ هو؟ میخواستم بگم تا ده ثانیه دیگه ساختمون منفجر میشه ... وقتت از الان شروع شد ...
بلیز میخواد حرف بزنه اما احساس میکنه دهانش خشک شده به همین دلیل ترجیح میده جای حرف زدن تنها با بهت و حیرت به گوشی خیره شه!
- سه ثانیه رفت نمیخوای فرار کنی؟

بلیز گوشی رو میندازه زمین و به سمت در خروجی میدوه و در همون حال این صدا در سالن یا شایدم گوشش تکرار میشه ...
- باید سریع تر بدویی اینجوری به موقع نمیرسی .. شش ... پنج ...
بلیز پرونده اش را تحت عنوان اعتراض به زمین میندازد و با تمام قوا میدود ...
- بهتر شد چهار ... سه ...
تا در خروجی چیزی نمونده!
-دو ... یک ...

بلیز بدون توجه به این فکر مسخره با اصرار گوشی را در دست گرفته است و همچنان منتظر جوابی هست که میداند نمیشنود چون دیگر دیر شده است!
- الو .. الو !!!
عجیب نیست؟ حالا که یک نفر پیدا شده تلفن را بردارد بالاخره طرف در پشت خط خسته شده و تلفن را قطع کرده؟
بلیز آرام تلفن را پایین میاورد و روی میز میگذارد و آنگاه بعد از لحظه ای درنگ با پرونده هایش سلانه سلانه به سمت در خروجی راه می افتد.

پایان!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1386/9/14 20:55:38
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1386/9/15 11:48:28
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1386/9/15 11:53:08
آخرین ورود
شنبه 28 خرداد 1390 22:57
عضویت
1386/06/03
پست‌ها
422
پرسی ویزلی خواهشا تا وقتی که ناظرین خودشون رسیدگی نکردن صبر کن و اگه جواب دلخواهتو نگرفتی با دلایلت بیا بگو که چرا با یه چیزی مخالفی. فراموش نشه اینجا دفتر ارتباط با ناظرینه!

باب آگدن!

وزارت آموزش پرورش همین نیست که فقط بیای بگی من یه ایده دارم تاپیکشو بزنیم بریم دنبال کار و بارش بعد که همه چی رو ردیف کنیم و ایول شروع کنیم به کار کردن!

شما اول باید بری پیش مدیریت هاگوارتز، نظرشونو جلب کنی، باهاشون راجع به روند تاپیک مشورت کنی، ایده هاتونو قشنگ و دقیق پیاده کنی و وقتی کاملا از اینکه تاپیک فعال می مونه و مشکلی براش پیش نمیاد مطمئن شدی، بیای به ناظر انجمن بگی که من این ایده رو دارم این کارا رم کردم تو بررسی کن ببین چطوره. اگر ناظر مخالفت کرد باید دلایل کافی داشته باشی که قانعش کنی که این تاپیک خوبه!

اینکه مجوز تاپیک رو بگیری بعد بری سراغ بقیه کاراش خوب نیست چون من نمی تونم رو هوا بهت مجوز بدم.

=-=-=

تاپیکی که توش یه نفر بی طرف جنگ ها و ماموریت ها رو بررسی کنه؟
اولا که خب به وزارت ربط خاصی نداره. محفل و مرگخوارا می خوان همیشه وزارت رو بپیچونن نه اینکه بیان مستقیم داخل کاراشون کنن وزارتو(اگه می گی باید به هری پاتر نزدیک شیم پس این دلیل منطقیه).
بعد هم اینکه مثل توضیحات قبلیم، شما باید اول اون یه نفر رو پیدا کنی، باهاش صحبت کنی، مطمئن شی صلاحیتش رو داره، با محفل و مرگخوارا هماهنگ کنی تا ببینی موافقن یا نه، بعد که تمام مقدماتو فراهم کردی بیای به ناظر بگی که من این کارا رو کردم شما لطفا مجوز رو بده من شروع کنم.


مجوز داده نمی شه در هر دو مورد.

موفق باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باز جویم روزگار وصل خویش...
آخرین ورود
جمعه 13 آبان 1390 18:39
عضویت
1385/11/19
پست‌ها
527
با سلام

پرسی جان از جواب شما هم ممنون مولی باید چند چیز رو روشن کنم
یک:نقل قول:
پرسی ویزلی نوشته: در مورد هاگوارتز اینکه ، هر اتفاقی بیفته و اگر قرار باشه بیفته با تشخیص مسئولین اونجا در


منم در پستم گفتم:نقل قول:
وزارت آموزش و پرورش :این وزارت (اگر شما و جناب کارکاروف اجازه بدن)


دو:نقل قول:
نه توی یه تاپیک متفرقه توی وزارت

بله درسته ولی اگر یادتون باشه در کتاب هم بازرس(ین)جزو وزارت بودند و تا جایی که من میدونم یکی از احداف ما اینکه که رول نویسی (و سایت رو) به کتاب نزدیک کنیم.

سه:نقل قول:
در مورد سیاه و سفید هم ، هم محفل و هم مرگخوارا تاپیک نقد و بررسی دارن و همونجا به امتیاز دهی و غیره میپردازن

من در پستم گفته بودم:نقل قول:
در این تاپیک یک نفر (که نه در محفل و نه در ارتش سیاه باشه


ولی بازم پرسی جان خیلی ممنون که رسیدگی کردی.
این پست فقط برای روشن سازی بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/9/6 17:57:01
تولد نقش
1383/11/19
آخرین ورود
پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
عضویت
1384/05/18
پست‌ها
3736
سلام

با اجازه !

در مورد پیشنهادات باب آگدن باید بگم که در مورد هاگوارتز اینکه ، هر اتفاقی بیفته و اگر قرار باشه بیفته با تشخیص مسئولین اونجا در خود انجمنش میفته ، نه توی یه تاپیک متفرقه توی وزارت که هیچ ربطی به اونجا نداره !

در مورد سیاه و سفید هم ، هم محفل و هم مرگخوارا تاپیک نقد و بررسی دارن و همونجا به امتیاز دهی و غیره میپردازن و به هیچ وجه مسئولینش راضی نیستند که تاپیک متفرقه امتیاز بده بهشون اونهم در وزارت !


در ضمن الان وزارت انقدر سوژه داره که اگر کسی بخواد بنویسه همونا ...

پ.ن : دلیل این دخالت ارزشی این بود که ناظر ها توضیحاتی به کاربران در مورد درخواست هاشون بدن تا هر چیزی رو در هر جای وزارت مطرح نکنند و ما هم شاهد این پیشرفت در ارزشیت نباشیم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.