هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۰:۵۱ پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
#31
کی؟
لباس زیر گلگلیه دامبلدور
(چیه مگه ؟)


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: انجمن تفرقه بین دو جبه ی سیاه وسفید
پیام زده شده در: ۱۶:۲۸ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶
#32
تعدادی اخ و اوخ شنیده شد و چندین نفر روی زمین افتادند و جمعیت کم شد. حالا همه را میتوانستی بشناسی!
- رودولف ؟
-مامان بزرگ؟
-دخترم
-مامان .
-ارسینوس !مرتیکه ی دزد خرابکار پولمو پس بده.!
- هی ، لایت تو کی مرگ خوار شدی؟
- اسب ، تو این جا چیکار می کنی؟
- عمو ؟خودتی؟
- وایسا ، ببینم جیگر ، پول منو بالا می کشی.؟
- به خدا اخر ماه پس می دم.
-یا مرلین!تو این جا چی کار می کنی؟
-البوس ؟
- این جا چه خبره؟
لرد چشم غره ای به مرگخواران ، سپس به ان هایی که با هم راز و نیاز می کردند یا یک دیگر را در اغوش گرفته و ارسینوس و محفلی ای که دنبال هم کرده بودند رفت ،
-گفتم نابودشان کنید ، تاپاله های احمق . :
-ارباب معجون مرگخوار تاپاله کن بدم؟
-ساکت باش هکتور.
مرگخواران و محفلی ها از یکدیگر جدا شدند اب دهانشان را مزه مزه کردند و از نگاه به لرد که کارد می زدی خونش در نمی امد پرهیز کردند.
- اهم ... ارباب .
-چیه ؟
-ارباب ، می شه ببخشینم؟
-نه رودولف ... اخه اینم مرگخواره نصیب ما شد ؟ زودباشین خودتون رو جمع و جور کنین ببینم.
- تام ، داشتن به یکدیگر عشق می ورزیدند مگر چه شد؟. فرزندم انقدر حرص نخور . تو انقدر حرص می خوری چرا لاغر نمی شی؟
-ما ؟ چه طور جرعت می کنی ؟ به ما ، مخوف ترین و سیاه ترین لرد جهان ،بگی چاق ؟
مرگخواران که تحمل دیدن بغض لرد را نداشتند ، خشتک دریده و راهی کوی و بیابان شدند .
و لرد موند و نجینی و اب حو... ببخشید یعنی محفلی هاش.


ویرایش شده توسط پنه‌لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۶/۶/۲۹ ۱۹:۲۱:۲۲

نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۵:۵۵ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶
#33
کجا؟
تو دستشویی .


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: ماندگارترین دیالوگ ازنظرشما
پیام زده شده در: ۱۳:۰۹ چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶
#34
ارتور ویزلی:
نقل قول:
هیچ وقت به چیزی که خودش فکر می کنه هست اعتماد نکن

دامبلدور و اسنیپ:نقل قول:
دامبلدور :
بعد از این همه وقت؟
اسنیپ:
همیشه.

هری:
نقل قول:
پسری که زنده ماند.چند نفر باید برای پسری که زنده ماندبمیرن؟


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۲:۵۴ دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۶
#35
چیکار:ویبره می رفت.
هکتور دگورث گرنجر وقتی که اولین معجونش رو درست کرد تو تخت خواب عمش با عمش ویبره می رفت.


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: بهترین نویسنده در بحث های هری پاتری
پیام زده شده در: ۱۲:۳۵ یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶
#36
رز زلر


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: ناظر ماه
پیام زده شده در: ۱۲:۳۰ یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶
#37
لیسا تورپین .
چرا؟
چون خیلی برای ما ریونیون تازه وارد زحمت کشیدن .


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۲:۳۹ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۶
#38
کِی؟
وقتی ولدمورت ناپدید شد.


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۱:۲۰ چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۶
#39
کِی؟
وقتی بلک از ازکابان فرار کرد.


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۲:۵۸ سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
#40
کِی؟
۵ روز پیش


نگاه کن ، خون زیادی ازت می رود!
درد داری!
داری می میری!
آیا این آخر کار است؟
از مرگ می ترسی؟
یک ریونکلاوی نباید از مرگ بترسد !
مرگ چیزی جز افق نیست!
و افق فقط محدوده ی دید ما است!
و مرگ نیز چیزی جز پیمان با تاریکی نیست!
پس؛
«روحش هنوز زنده س»






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.