با اینکه دیر اومدم ولی پست دراکو رو ادامه میدم !!!
ققی و استر و زاخی یه مشورت سه ثانیه ای میکنن .
زاخی : هیئت علمی با سه رای مخالف این پیشنهاد رو رد میکنه !
دراکو که دیگه داشت گریش میگرفت گفت : ای خدا لعنتتون کنه که تو 5 ثانیه جلسه میزارید و بحث میکنید و رای صادر میکنید .
ققی :
استر :
زاخی
ققی که دید دراکو عکس العملی از خودش نشون نمیده گفت : تکلیف ما رو مشخص کن دراک جون میکشی کنار ؟
دراکو که از توضیح دادن ها خسته شده بود در یک کلمه گفت : نچ
ققی گفت : آهان اینطوری بهتره ! ، دراکو که تعجب کرده بود سرش رو بلند کرد و به ققی نگاهی انداخت . ققی نگاه شیطنت آمیزی به او کرد و دوباره سرش را از در بیرون برد و گفت : پس این سرژ کودوم ( !! ) گوریه ؟
یکی از اون ملت ته سالن گفت : الان میاد !
دراکو که قرمز شده بود با تمام توان فریاد زد : به جووووووون مامانم کاندید نشدم !
استر که داشت تجهیزات اتاق رو بررسی میکرد بدون توجه به حرف او گفت : به ما ربطی نداره کاندید شدی یا نه ! استعفا باید بدی !
=== بعد از 10 دقیقه ===
ققی در حالی که ریش تراش رو در دست راستش گرفته بود ، داد زد : زاخی بیا اینو بگیر ، سرش زیاد تکون میده میخوام براش مدل درهم بزنم ( خورد ) !
دراکو برای هزارمین بار پیاپی فریاد زد من کاندید نشدم ! به خدا نشدم به جون کفیه نشدم !
ققی که غیرتش بالا زده بود گفت : ای بی ناموس
زاخاریاس که مانع از تکان دادن سر او شده بود گفت : بزن داداش !
دراکو که از نفهمی اون سه تا در عجب بود گفت : باشه ، چون ازم خواستید استعفا میدم !
استرجس که بالاخره از کف تجهیزات بیرون اومده بود یکی از برگه های ملاحظات تخت بیمار رو کند و خودکار کنارش رو بلند کرده و گفت : بیا بنویس !
بالاخره ...
جالب نشد ببخشید !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


