جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
ریونکلاو
گریفیندور
جادوی حقیقی چیست ؟
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
خیلی متن قشنگی نوشتی. با عشقی که گفتی موافقم و شاید بهتر باشه بگیم بهترین جادوگر و بزرگترینشون همون رولینگه. اما دانش؟ میدونی علم و دانش به چیزایی مثل فیزیک و ریاضی و... اطلاق میشه. شاید بهتره یه کلمه دیگه برای منظورت به کار ببری. بههر حال این دانشی هم که میگی سرچشمه ش عشق رولینگ به نویسندگی بوده از هون شش سالگی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

دوستان جادو وجود داره. نه مثل هری پاتر بلکه جادوی سیاه ، جن گیری و...
جادوی واقعی و قدرت مندی وجود دارد به اسم
کابالا
یه تاپیک درموردش خواهم زد عزیزانی که معتقد هستند جادو وجود ندارد به من پی ام بدن تا بااسلام و مسیحیت به هشون ثابت کنم.
جادوی واقعی و قدرت مندی وجود دارد به اسم
کابالا
یه تاپیک درموردش خواهم زد عزیزانی که معتقد هستند جادو وجود ندارد به من پی ام بدن تا بااسلام و مسیحیت به هشون ثابت کنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
حتی مرگ هم نمی تواند جلوی مرا بگیرد.
لرد دیوید فراست
لرد دیوید فراست
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/08/23
آخرین ورود: پنجشنبه 23 مهر 1394 13:18
از: جایی که پره از ذهن های پوچ
پستها:
26

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/10/16
تولد نقش: 1390/10/27
آخرین ورود: پنجشنبه 15 تیر 1396 17:28
از: امدن و رفتن من سودی کو!!!
پستها:
674

جادوی حقیقی محبت،انسانیت و عشقه(اگه واقعی باشه
)
کسی که محبت انسانیت دارن خاصن خودمون هم وقتی ادمای این طوری رو میبینیم جذبشون میشیم و میگیم ادمای خاصین و یه چیز خاصی توی وجودشون هست
عشقم که دیگه واقعا نیاز به توضیح نداره!
)کسی که محبت انسانیت دارن خاصن خودمون هم وقتی ادمای این طوری رو میبینیم جذبشون میشیم و میگیم ادمای خاصین و یه چیز خاصی توی وجودشون هست
عشقم که دیگه واقعا نیاز به توضیح نداره!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...
Only Raven
هیچ چیز غیر ممکن نیست
جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

Only Raven
هیچ چیز غیر ممکن نیست
جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

خب ببینید، من فکر میکنم که عشق میتونه به زندگی رنگ و لعاب بده، اون میتونه به آدم امید ادامه دادن بده، آدم رو تشویق کنه که رو پاش وایسه و کار هایی رو بکنه که شاید همه محال ببینن و خودش هم در شرایطی بدون وجود اون عشق براش انجام اون کار محال میشده
پول شاید رفاه بیاره ولی خوشبختی قطعا نمیاره، هرچند که نبودش هم باعث بدبختیه اما ثروت مادی و جواهرات چیزیه که به یه دزد به خونه ات بزنه تمومه، یا یه زلزله بیاد خونه ات با خاک یکیه، پس ثروت واقعی دانشیه که آدم داره چون هرچه قدر هم زلزله بشه، همه بانک ها ورشکست بشن یا دزد بیاد و کل خونه ات رو با خودش ببره، بازهم نمیتونه از تو بگیره و تو بازهم میتونی از نو شروع کنی
به نظر من دانش و عشق واقعی، جادوهای حقیقی هستند
برای اثبات میخوام داستانی رو تعریف کنم که برای همه ما بی اندازه آشناست:
تصور کنید یه زن که تنهایی با دختر نوزادش زندگی میکنه، اون تمام عشقش به نوشتن کتاب هست، اون کتابش رو در کافه ای که صاحبش هرازچندگاهی از روی دلسوزی آبی بهش میده مینویسه، یه خونه کوچیک اجاره کرده ولی اون حتی توان پرداخت پول آب و برق و اجاره خونه رو هم نداره و اون مقدار حقوقی که درمیاره فقط به اندازه غذای خودش و دختر کوچولوش میرسه، اون از این که دخترش در این وضعیت بزرگ بشه وحشت داره، بی اندازه ناامیده و از زندگی خسته ست.
در این شرایط تنها عشق به دخترش و کتابی که داره مینویسه اون رو سرپا نگه میداره، هرچند که اون هیچ وقت به فکر چاپ کتاب نیافتاده بود اما وقتی همه درها رو بسته میبینه و صاحب خونه جوابش میکنه اون به خونه خواهرش میره، در راه به این فکر میافته که کتابش رو چاپ بکنه، اولشسعی میکنه این فکر رو از مغزش بیرون کنه اما کم کم به این فکر میافته که داستان رو برای خواهرش بخونه و اگر خواهرش مانند دوران خردسالیشون که هروقت داستان هاش رو براش میخوند اون میخندید، لبخند بزنه، داستان رو برای چاپ به یه ناشر نشون بده و در غیر این صورت بیخیال چاپ داستان بشه و خوشبختانه، خواهر اون زن خندید
اون کتاب رو به چندین ناشر نشون داد، اون ها گفتند که کتاب زیباست اما خیلی طولانیه و ممکنه که کسی نخونه، تا این که بلاخره یه انتشاراتی که کتاب نویسندگان نوپا رو چاپ میکرد بی اندازه از کتاب رولینگ خوشش اومد و بلافاصله کتاب اون رو برای چاپ فرستاد.
شب انتشار کتاب، زن تا صبح خوابش نبرد و تمام مدت از این میترسید که اگر نشه چی؟
اما ترس اون زن بی مورد بود! چون اون کتاب درسته که تا چند ماه اول مثل هر کتاب نویسنده تازه دیگه ای فروش چندانی نداشت اما بعد به شدت فروشش رو به افزایش رفت، به قدری که شش ماه بعد از انتشار کتاب که همون هری پاتر و سنگ جادو هست، اولین جایزه خودش رو برد و رولینگ در مصاحبه ای حیرت خودش رو اعلام کرد و با خوشحالی زیادی گفت که اون قول میده که مجموعه هری پاتر رو تا هفت جلد ادامه بده
موضوع اینه که ممکنه که داستان های زیادی باشند که حتی خلاقیت بیشتری نسبت به هری پاتر داشته باشند، چرا هری پاتر بهترین شد؟ چجوری کل دنیا رو انگار که جادو کرده باشی عاشق خودش کرد؟ چرا هری پاتر انقدر دوست داشتنی شد؟
جوابش اینه: چون هر کلمه هری پاتر با عشق نوشته شد.... عشق+بیش از ده سال تجربه (رولینگ از شش سالگی داستان مینوشت) نوشتن داستان
عشق+دانش
پول شاید رفاه بیاره ولی خوشبختی قطعا نمیاره، هرچند که نبودش هم باعث بدبختیه اما ثروت مادی و جواهرات چیزیه که به یه دزد به خونه ات بزنه تمومه، یا یه زلزله بیاد خونه ات با خاک یکیه، پس ثروت واقعی دانشیه که آدم داره چون هرچه قدر هم زلزله بشه، همه بانک ها ورشکست بشن یا دزد بیاد و کل خونه ات رو با خودش ببره، بازهم نمیتونه از تو بگیره و تو بازهم میتونی از نو شروع کنی
به نظر من دانش و عشق واقعی، جادوهای حقیقی هستند
برای اثبات میخوام داستانی رو تعریف کنم که برای همه ما بی اندازه آشناست:
تصور کنید یه زن که تنهایی با دختر نوزادش زندگی میکنه، اون تمام عشقش به نوشتن کتاب هست، اون کتابش رو در کافه ای که صاحبش هرازچندگاهی از روی دلسوزی آبی بهش میده مینویسه، یه خونه کوچیک اجاره کرده ولی اون حتی توان پرداخت پول آب و برق و اجاره خونه رو هم نداره و اون مقدار حقوقی که درمیاره فقط به اندازه غذای خودش و دختر کوچولوش میرسه، اون از این که دخترش در این وضعیت بزرگ بشه وحشت داره، بی اندازه ناامیده و از زندگی خسته ست.
در این شرایط تنها عشق به دخترش و کتابی که داره مینویسه اون رو سرپا نگه میداره، هرچند که اون هیچ وقت به فکر چاپ کتاب نیافتاده بود اما وقتی همه درها رو بسته میبینه و صاحب خونه جوابش میکنه اون به خونه خواهرش میره، در راه به این فکر میافته که کتابش رو چاپ بکنه، اولشسعی میکنه این فکر رو از مغزش بیرون کنه اما کم کم به این فکر میافته که داستان رو برای خواهرش بخونه و اگر خواهرش مانند دوران خردسالیشون که هروقت داستان هاش رو براش میخوند اون میخندید، لبخند بزنه، داستان رو برای چاپ به یه ناشر نشون بده و در غیر این صورت بیخیال چاپ داستان بشه و خوشبختانه، خواهر اون زن خندید
اون کتاب رو به چندین ناشر نشون داد، اون ها گفتند که کتاب زیباست اما خیلی طولانیه و ممکنه که کسی نخونه، تا این که بلاخره یه انتشاراتی که کتاب نویسندگان نوپا رو چاپ میکرد بی اندازه از کتاب رولینگ خوشش اومد و بلافاصله کتاب اون رو برای چاپ فرستاد.
شب انتشار کتاب، زن تا صبح خوابش نبرد و تمام مدت از این میترسید که اگر نشه چی؟
اما ترس اون زن بی مورد بود! چون اون کتاب درسته که تا چند ماه اول مثل هر کتاب نویسنده تازه دیگه ای فروش چندانی نداشت اما بعد به شدت فروشش رو به افزایش رفت، به قدری که شش ماه بعد از انتشار کتاب که همون هری پاتر و سنگ جادو هست، اولین جایزه خودش رو برد و رولینگ در مصاحبه ای حیرت خودش رو اعلام کرد و با خوشحالی زیادی گفت که اون قول میده که مجموعه هری پاتر رو تا هفت جلد ادامه بده
موضوع اینه که ممکنه که داستان های زیادی باشند که حتی خلاقیت بیشتری نسبت به هری پاتر داشته باشند، چرا هری پاتر بهترین شد؟ چجوری کل دنیا رو انگار که جادو کرده باشی عاشق خودش کرد؟ چرا هری پاتر انقدر دوست داشتنی شد؟
جوابش اینه: چون هر کلمه هری پاتر با عشق نوشته شد.... عشق+بیش از ده سال تجربه (رولینگ از شش سالگی داستان مینوشت) نوشتن داستان
عشق+دانش
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
_به من... نگاه... کن...
نگاه آن چشمان سبز به دو چشم سیاه افتاد و لحظه ای بعد، گویی در ژرفای آن چشمان سیاه چیزی از بین رفت و آنها رو خالی و خیره و مات کرد. دستی که هری را گرفته بود به زمین افتاد و اسنیپ دیگر حرکتی نکرد.
نگاه آن چشمان سبز به دو چشم سیاه افتاد و لحظه ای بعد، گویی در ژرفای آن چشمان سیاه چیزی از بین رفت و آنها رو خالی و خیره و مات کرد. دستی که هری را گرفته بود به زمین افتاد و اسنیپ دیگر حرکتی نکرد.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/24
آخرین ورود: یکشنبه 28 مهر 1392 05:57
از: ویلای مسکونی جادوگران شماره 515
پستها:
75

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/08/23
آخرین ورود: پنجشنبه 23 مهر 1394 13:18
از: جایی که پره از ذهن های پوچ
پستها:
26

جادو یه قدرته که در تمام بدن ما وجود داره منظور من از این جادو هایی نیست که هری اینا میزنن
ما کلی جادو داریم که خودمون هنوز نمیشناسیمشون مثل
خیانت
رفاقت
دوست داشتن
محبت
و...
ما کلی جادو داریم که خودمون هنوز نمیشناسیمشون مثل
خیانت
رفاقت
دوست داشتن
محبت
و...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بهترین جا را میخواهی؟
بهت نشان بدهم؟
چشمهایت را ببند تمرکز کن
تصور کن
یک گام به جلو بردار
الان همون جایی
بهت نشان بدهم؟
چشمهایت را ببند تمرکز کن
تصور کن
یک گام به جلو بردار
الان همون جایی
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

میشه گفت پول و جواهراته.
چون میتونی به یه عالم چیز تبدیلشون کنی.
به پولای یه شکل دیگه.
به غذا
به جواهرات
به اسباب بازی و عروسک
به کتاب
و خیلی چیزای دیگه.
ولی چون پول و این چیزا در بیشتر موارد از علم بدست میاد
میشه گفت جادوی حقیقی علمه.
البته از راه های بدی مثل دزدی کردنم میشه پول بدست آورد و برای همینه که این همه جادوگر بد داریم.
مگه نه؟
چون میتونی به یه عالم چیز تبدیلشون کنی.
به پولای یه شکل دیگه.
به غذا
به جواهرات
به اسباب بازی و عروسک
به کتاب
و خیلی چیزای دیگه.
ولی چون پول و این چیزا در بیشتر موارد از علم بدست میاد
میشه گفت جادوی حقیقی علمه.
البته از راه های بدی مثل دزدی کردنم میشه پول بدست آورد و برای همینه که این همه جادوگر بد داریم.
مگه نه؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
