هوووووووووو.آنی مونی ارزشی یا همون ولدی جدید این چه وعظ مرگخوارهاته . چرا بساط جگر و این چیزها را انداختی. اگه مرگخوارهات رو درست نکنی بلاکت می کنم و بعدش دوباره خودم ولدی می شوم.

آنی مونی(ولدی جدید) تو فکرش :
بارون راست می گفت ها. باید یه کاری کنم.
ولدی جدید :
بسسسسسسسسه دیگه . ارزشی بازی بسه. می خوام بهترین چوبها را از اینجا براتون بگیرم و بعدش آموزشهای جادوی سیاه را شروع کنم.
به صف شید تا براتون چوب جادو بگیرم.
شما دو نفر . هری و رون می تونین برین خونتون . بعدا به حسابتون می رسم.
ولدی : تو هم می تونی بری هدویگ.
ولدی : الیوندار . الیوندار . زود باش بیا سفارش چوب داریم .
الیوندار چون صدای ولدی رو می شنوه تنش به لرزه می افته و سریع پیداش میشه.
ولدی : نفر اول بیاد جلو . جاگسن اون.
دلهره ای در ذهن جاگسن به وجود آمد . یعنی باید با چوب قدیمیش که اسمش آنا شان(اسم زن جاگسن) بود خداحافظی می کرد . یا نه او چوب قدرتمندی داشت.
ولدی : جاگسن چرا وایسادی زود باش بیا جلو.
جاگسن : چشم.
ولدی چوب رو از دست جاگسن می گیره و به الیوندار میده.
الیوندار :
این چوب نسبتا خوبیه . خوب و کامل وردها رو اجرا می کنه ولی کمی کند اجرا می کنه. از چوب گردو هست . چوب گردو چوب محکمیه . به خاطر همین چوب محکمی هست.
وسط چوب خون یه موجودی هم داره که من تا به حال اون موجود رو ندیدم و چنین موجودی نمی شناسم . موی یه تک شاخ هم وسطش هست .
کلا چوب خوبیه ولی اون خون موجود وحشتناک و نا شناخته باعث شده که یه کمی سرعتش بیاد پایین .
خوب من یه چوب عین این دارم . بدون اون خون موجوده . بیا جاگسن این چوب بهتریه.
جاگسن : نننننننننننه. این چوب بهتریه . اون خونی هم که وسط چوبم بود خون خودمه. من دوست دارم خون خودم وسط چوبم باشه . به من امید جنگیدن میده.
ملت :
ولدی : یعنی تو از من ترسناک تری؟
الیوندار : این خونی که من دیدم از هر خون دیگه ای کثیفتر بود.
ولدی : خودم می کشمت جاگسن.
ولدی که می خواد جاگسن رو بزنه مرگخوارها جلویش رو می گیرند و ولدی هم از کارش دست می کشه.
ولدی : چوب جاگسن تایید شد . نفر بعد بیاد جلوو.
...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

رون بغل لوسيوس نشسته بود. اونم كه استاد اين كاره.

آره ؟ كروشيو