سلام میشه این پستو نقد کنید؟میخوام ببینم بعد از سه ماه هنوز متوسط رول مینویسم یا افتضاح شده.میدونم کوتاهه ولی...
http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=872&forum=25&post_id=236898#forumpost236898
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
7 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[educate]] بررسی پستهای انجمن مرگخواران
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

سلام لرد.اگه میشه این پست منو نقد کنید.سعی کردم سوژه رو خوب پیش ببرم و به نکانی که گفته بودین توجه کنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مرا از یاد نبرید.
شناسه بعدی : ویکتور کرام
تا ابد دوستت دارم
شناسه بعدی : ویکتور کرام
تا ابد دوستت دارم
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 169 قصر مالفوی ها،نجینی:
نجینی عزیز ارباب
خوش اومدی دختر گلم!چه دندونای زیبایی...چه سر و دم خوش ترکیبی...به به!
...کسی اذیتت کرد یه راست بیا سراغ ارباب.
شکل ظاهری پستتون به اندازه کافی خوبه.منظورم از به اندازه کافی در حدیه که خواننده رو تشویق به خوندن بکنه.به اندازه کافی فاصله ها رو رعایت کردین.شکلک گذاری و علامت گذاریتونم کاملا قابل قبوله.
نقل قول:
شروع خوبی داشتین.داستان در جای نسبتا هیجان انگیزی قرار داشت.شما بدون از بین بردن هیجان یا عوض کردن موضوع، ادامه دادین.
نقل قول:
دلیل بچگانه گول خوردن زیبا و ساده بود.درست به زیبایی عکس العمل ناجوانمردانه لوسیوس!
نقل قول:
صحنه افتادن جیمز و حالت لینی رو اونقدر زیبا و کامل توصیف کردین که خواننده احتمالا در حالیکه نفسش تو سینه حبس شده تا آخر پاراگراف رو میخونه.
نقل قول:
این قسمت خیلی سریع و عجولانه نوشته شده.بعد از خوردن کروشیو کسی نمیتونه خودشو جمع و جور کنه.مگه اینکه طلسم کننده شکنجه رو متوقف کنه.درباره قسمت بعدیشم توضیح کافی داده نشده.لینی داشت شکنجه میشد.از جا بلند شد و لوسیوس رو طلسم کرد.تو اون فاصله لوسیوس چیکار میکرد؟تماشا؟!!شاید بهتر بود اول با اتفاق یا چیز خاصی حواس لوسیوس رو پرت میکردین.
نقل قول:
این قسمت عالی بود!پستتون طنز ساده و دلنشینی داره.
نقل قول:
آخر پست اهمیت زیادی داره.اینجاست که خواننده تصمیم میگیره پستتونو ادامه بده یا نه.و شما مسئولیت زیادی به عهده ادامه دهنده گذاشتین.مسئولیت تعیین فکری که به ذهن سیریوس خطور کرده.تجربه ثابت کرده که خواننده تا جاییکه ممکنه از زیر بار این مسئولیت فرار میکنه.بهتر بود خودتون فکر و نقشه سیریوس رو تعیین میکردین یا پست رو تو خط بالاتر تموم میکردین.
شخصیتهای شما خوب و منطقی رفتار کردن.لوسیوس مثل یه مرگخوار،نارسیسا مثل یه مرگخوار دل نازک(!) که رفتار ملایم و حتی همکاریش با محفلی ها کاملا قابل قبوله. بقیه هم به همین صورت...
پست خوبی بود.
موفق باشید.
نجینی عزیز ارباب
خوش اومدی دختر گلم!چه دندونای زیبایی...چه سر و دم خوش ترکیبی...به به!
...کسی اذیتت کرد یه راست بیا سراغ ارباب.شکل ظاهری پستتون به اندازه کافی خوبه.منظورم از به اندازه کافی در حدیه که خواننده رو تشویق به خوندن بکنه.به اندازه کافی فاصله ها رو رعایت کردین.شکلک گذاری و علامت گذاریتونم کاملا قابل قبوله.
نقل قول:
لینی نفس راحتی کشید و به اتاق بازگشت.
جیــــــــــــمز!!چیکار داری میکنی!؟چرا دستاشو باز کردی!؟
شروع خوبی داشتین.داستان در جای نسبتا هیجان انگیزی قرار داشت.شما بدون از بین بردن هیجان یا عوض کردن موضوع، ادامه دادین.
نقل قول:
جیمز بچگانه خندید و با شور و شوق بالا پرید. _ عمو لوسیوس گفته که برام یه یویوی جدید میخر...
دلیل بچگانه گول خوردن زیبا و ساده بود.درست به زیبایی عکس العمل ناجوانمردانه لوسیوس!
نقل قول:
دستان جیمز به دو طرفش بدنش چسبید.پاهایش به هم نزدیک شدند ومانند سنگ خشک شد.آنگاه با صورت به روی زمین افتاد. لینی با چشمانی گشاد شده از ترس سقوط جیمز را تماشا میکرد.با برخورد جیمز به زمین و پیچیدن صدای گروومپ بلندی لینی به خود آمد و چوب دستی اش را بیرون کشید.
صحنه افتادن جیمز و حالت لینی رو اونقدر زیبا و کامل توصیف کردین که خواننده احتمالا در حالیکه نفسش تو سینه حبس شده تا آخر پاراگراف رو میخونه.
نقل قول:
لینی بر زمین افتاد.از درد به خود میپیچید اما سریع خود را جمع و جور کرد و با طلسمی دقیق چوب دستی لوسیوس را از دستش در آورد. لینی پوزخند زنان از جایش برخواست اما لوسیوس دیگر آنجا نبود!!
این قسمت خیلی سریع و عجولانه نوشته شده.بعد از خوردن کروشیو کسی نمیتونه خودشو جمع و جور کنه.مگه اینکه طلسم کننده شکنجه رو متوقف کنه.درباره قسمت بعدیشم توضیح کافی داده نشده.لینی داشت شکنجه میشد.از جا بلند شد و لوسیوس رو طلسم کرد.تو اون فاصله لوسیوس چیکار میکرد؟تماشا؟!!شاید بهتر بود اول با اتفاق یا چیز خاصی حواس لوسیوس رو پرت میکردین.
نقل قول:
جیمز : عوووووآآآآآ...نیمیخوام! عمویی من رو اسکل کرد...عررررر...یویوم...عموی بــــــــد!
لینی با تعجب و اندک مایه خوشحالی به جیمز نگاه کرد : جیـــــمز!تو درمان شدی!داری واقعا" گریه میکنی!
جیمز : نه بابا...درمان چیه!؟ داشتم به اسکل شدنه خودم میخندیدم!
این قسمت عالی بود!پستتون طنز ساده و دلنشینی داره.
نقل قول:
ناگهان فکری به ذهن سیریوس خطور کرد و آنرا با نارسیسا در میان گذاشت.
نارسیسا :
آخر پست اهمیت زیادی داره.اینجاست که خواننده تصمیم میگیره پستتونو ادامه بده یا نه.و شما مسئولیت زیادی به عهده ادامه دهنده گذاشتین.مسئولیت تعیین فکری که به ذهن سیریوس خطور کرده.تجربه ثابت کرده که خواننده تا جاییکه ممکنه از زیر بار این مسئولیت فرار میکنه.بهتر بود خودتون فکر و نقشه سیریوس رو تعیین میکردین یا پست رو تو خط بالاتر تموم میکردین.
شخصیتهای شما خوب و منطقی رفتار کردن.لوسیوس مثل یه مرگخوار،نارسیسا مثل یه مرگخوار دل نازک(!) که رفتار ملایم و حتی همکاریش با محفلی ها کاملا قابل قبوله. بقیه هم به همین صورت...
پست خوبی بود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

سلام آقای بابا
پلیز این پست دخترتو بنقد! قصر خانوادگی مالفوی
ساری اگه یکمی بده!
جزء اولین پستامه دیگه...
سایه پدر همواره مستدام باد
پلیز این پست دخترتو بنقد! قصر خانوادگی مالفوی
ساری اگه یکمی بده!
جزء اولین پستامه دیگه...سایه پدر همواره مستدام باد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 598 دژ مرگ،زنوفیلیوس لاوگود:
نقل قول:
سوژه رو کمی سریع پیش بردین.بارها گفتم که بهتره برای پیش بردن سوژه عجله به خرج ندیم.گاهی جالب نیست موضوع رو زیادی طول بدیم ولی سوژه هایی مثل این کشش دارن.میشه بدون خراب شدن موضوع طولانی ترشون کرد.مثلا با کمی خلاقیت درباره شکار شدن تک تک محفلیا میشد پست زد.با روشهای مختلف...میتونست جالب باشه.شما یه جورایی با طلسم تو اُل ماجرا رو حل کردین!
نقل قول:
لرد سیاه تو خانه ریدل نموند.لرد تد ریموس لوپین رو به شکل خودش در آورد و خودش معجون تد رو خورد و به شکل تد در اومد و به محفل رفت.قبول دارم که اون قسمت کمی پیچیده بود و احتمال اشتباه وجود داشت.خود من پست قبلی رو چندین بار خوندم که دچار اشتباه نشم و هنوزم شک دارم که درست نوشتم یا نه!
من اصلا قسمت " در خانه ریدل" رو متوجه نشدم!لرد چرا اسیر بود؟کی اسیرش کرده بود؟محفلیا چرا و توسط کی اسیر شده بود؟منظور لرد از این جمله ها چی بود؟:
اما چرا فقط این بار؟! دفعات قبل به جای گرفتن چوبدستی، 2 چوبدستی اضافه هم در دست زندانی یافت می شد یا در سلول کاملا باز بود.
آخرین بار لرد رو تو پست من دیدیم که سالم و سرحال در قالب تد ریموس لوپین به محفل رفته بود.این سوالا رو مطرح نکردم که جواب بدین.ولی وقتی من متوجه نشدم مطمئنا تعداد زیادی از خواننده ها هم متوجه نمیشن.کاش منظورتونو واضحتر بیان میکردین.
اون نیاز به دستشویی ایوان و شکلکش بهتر بود تکرار نمیشد.
نقل قول:
پستتون خوب و به شکل مناسبی تموم شده.موضوع رو به جای مشخصی رسوندین.تفریح مرگخوارا در پارک هم از نکته های خوب و جالب پست بود.
موفق باشید.
__________________________________
بررسی پست شماره 182 نیروگاه اتمی سیاهان،مری باود:
نقل قول:
این توضیحات اضافی گاهی سرو کلشون تو پستای شما پیدا میشه.یه جورایی جزو روشتون شدن ولی مجبورم حرفامو تکرار کنم.به نظر من هیچ لزومی نداشت اینا نوشته بشه.در صورت لزوم یا جالب بودن میشه به این نکته ها اشاره کرد ولی نباید زیادی طولانی بشه.نویسنده قبلی اگه کار خیلی غیر عادی و بدون منطقی انجام نداده باشه نباید اعتراضی بهش بکنیم یا دستشو ببوسیم یا کلا باهاش حرف بزنیم!گرچه در دست گرفتن کتاب توسط اسنیپ جالب بود.
نقل قول:
این تغییر جهت ناگهانی و بی دلیل گراوپ که تو پست قبلی هم بهش اشاره شده بود به نظر من جالب بود.
شماره قطعنامه و لودو و تلفن همگانی نکته های جالبی بودن که ازشون استفاده کردین.
نقل قول:
این قسمت کمی مبهم بود...کدوم قضیه رو بازگو کرد؟چطوری بارتی رو نجات داد؟گرچه اصولا بارتی نباید کشته میشد،ولی بهتر بود اشاره کوچیکی به روش نجات دادنش میکردین.
قسمتهای طنز پستتون خیلی خوب بود.اجلاس جی 2 و آموزش آسیب رسانی به گراوپ.در مورد سوژه مشکلی وجود نداشت.بدون آسیب(!)رسوندن به سوژه ماجرا رو ادامه دادین و در نقطه خوبی هم تمومش کردین.پست شما از نظر ظاهر و شکلک هم مشکلی نداشت.یکی دو تا اشتباه تایپی داشتین که زیاد مهم نبودن.
خوب بود.
موفق باشید.
نقل قول:
مرگخواران مدتی جیمز را که دوباره مشغول صحبت با تدی شده بود زیرنظر گرفتند. سپس به آرامی از مخفیگاه خود بیرون آمدند تا بتوانند به راحتی و دقیق آنها را طلسم کنند؛ سپس بصورت هماهنگ و مافوق خفنز چوبدستی هاشان را تکانی دادند.
لحظاتی بعد شش محفلی بر روی زمین افتاده بودند.
سوژه رو کمی سریع پیش بردین.بارها گفتم که بهتره برای پیش بردن سوژه عجله به خرج ندیم.گاهی جالب نیست موضوع رو زیادی طول بدیم ولی سوژه هایی مثل این کشش دارن.میشه بدون خراب شدن موضوع طولانی ترشون کرد.مثلا با کمی خلاقیت درباره شکار شدن تک تک محفلیا میشد پست زد.با روشهای مختلف...میتونست جالب باشه.شما یه جورایی با طلسم تو اُل ماجرا رو حل کردین!
نقل قول:
در خانه ریدل
لرد سیاه درحالی که اثر معجون مرکب کاملا از بین رفته بود در زندان خانه ریدل بسته شده بود.
لرد سیاه تو خانه ریدل نموند.لرد تد ریموس لوپین رو به شکل خودش در آورد و خودش معجون تد رو خورد و به شکل تد در اومد و به محفل رفت.قبول دارم که اون قسمت کمی پیچیده بود و احتمال اشتباه وجود داشت.خود من پست قبلی رو چندین بار خوندم که دچار اشتباه نشم و هنوزم شک دارم که درست نوشتم یا نه!
من اصلا قسمت " در خانه ریدل" رو متوجه نشدم!لرد چرا اسیر بود؟کی اسیرش کرده بود؟محفلیا چرا و توسط کی اسیر شده بود؟منظور لرد از این جمله ها چی بود؟:
اما چرا فقط این بار؟! دفعات قبل به جای گرفتن چوبدستی، 2 چوبدستی اضافه هم در دست زندانی یافت می شد یا در سلول کاملا باز بود.
آخرین بار لرد رو تو پست من دیدیم که سالم و سرحال در قالب تد ریموس لوپین به محفل رفته بود.این سوالا رو مطرح نکردم که جواب بدین.ولی وقتی من متوجه نشدم مطمئنا تعداد زیادی از خواننده ها هم متوجه نمیشن.کاش منظورتونو واضحتر بیان میکردین.
اون نیاز به دستشویی ایوان و شکلکش بهتر بود تکرار نمیشد.
نقل قول:
پس از مدتی، هنگامی که به این نتیجه رسیدند که اولا به اندازه کافی تفریح کرده اند و ضمنا وقت بازگشت به خانه 12 گریمالد رسیده است لبخندی زدند و به سرعت به سمت خانه رفتند
پستتون خوب و به شکل مناسبی تموم شده.موضوع رو به جای مشخصی رسوندین.تفریح مرگخوارا در پارک هم از نکته های خوب و جالب پست بود.
موفق باشید.
__________________________________
بررسی پست شماره 182 نیروگاه اتمی سیاهان،مری باود:
نقل قول:
- آخه شماها این همه رول زدین داستانها رو عوض کردین! الان یا زولینگ باید کتابشو عوض میکرد یا ما داستانمونو... پس من همین جا و در همین لحظه دست لینی ( نویسنده رول قبلی ) رو میبوسم که محوریت داستان رو عوض کرد و ما رو نجات داد.
این توضیحات اضافی گاهی سرو کلشون تو پستای شما پیدا میشه.یه جورایی جزو روشتون شدن ولی مجبورم حرفامو تکرار کنم.به نظر من هیچ لزومی نداشت اینا نوشته بشه.در صورت لزوم یا جالب بودن میشه به این نکته ها اشاره کرد ولی نباید زیادی طولانی بشه.نویسنده قبلی اگه کار خیلی غیر عادی و بدون منطقی انجام نداده باشه نباید اعتراضی بهش بکنیم یا دستشو ببوسیم یا کلا باهاش حرف بزنیم!گرچه در دست گرفتن کتاب توسط اسنیپ جالب بود.
نقل قول:
در همین لحظه گراوپ که به طرف محفلها حله ور بود و آنها را در گوشه ای جمع کرده و قصد آسیب تکرار میکنم آسیب رساندن به انها را داشت ناگهان متوقف شده و به طرف لرد ولدمورت و مرگخواران دیگر برگشت.
این تغییر جهت ناگهانی و بی دلیل گراوپ که تو پست قبلی هم بهش اشاره شده بود به نظر من جالب بود.
شماره قطعنامه و لودو و تلفن همگانی نکته های جالبی بودن که ازشون استفاده کردین.
نقل قول:
در همین حین لودو که سرحال و خندان در حال برگشت به ماجرا بود قضیهای را که کمی از یاد رفته بود را بازگو کرد و بارتی را نجات داد.
این قسمت کمی مبهم بود...کدوم قضیه رو بازگو کرد؟چطوری بارتی رو نجات داد؟گرچه اصولا بارتی نباید کشته میشد،ولی بهتر بود اشاره کوچیکی به روش نجات دادنش میکردین.
قسمتهای طنز پستتون خیلی خوب بود.اجلاس جی 2 و آموزش آسیب رسانی به گراوپ.در مورد سوژه مشکلی وجود نداشت.بدون آسیب(!)رسوندن به سوژه ماجرا رو ادامه دادین و در نقطه خوبی هم تمومش کردین.پست شما از نظر ظاهر و شکلک هم مشکلی نداشت.یکی دو تا اشتباه تایپی داشتین که زیاد مهم نبودن.
خوب بود.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/21
تولد نقش: 1395/04/05
آخرین ورود: پنجشنبه 9 اردیبهشت 1400 04:38
از: لرد سیاه اطاعت میکنم
پستها:
388

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

بررسی پست شماره 592 دژ مرگ،ریموس لوپین:
ریموس عزیز
16 بار ویرایش کردین این پست بیچاره رو؟!
نقل قول:
سعی کنین به هیچ عنوان سوژه رو توضیح ندین.اجازه بدین از اتفاقا و دیالوگهای رد و بدل شده خواننده متوجه موضوع بشه.مثلا میتونستین پستتونو با سرزنش شدن مرگخوارا توسط لرد شروع کنین که از کار مرگخوارا راضی نیست و بعد درباره نقشه مرگخوارا توضیح میدادین.اونم نه به این صورت که بگین مرگخوارا تصمیم گرفتن کاری رو انجام بدن...باید میگفتین که بعد از حرفای لرد رفتن و نشستن و فکر کردن که چیکار میتونن بکنن و...
ضمنا موقعی که سوژه میدین منطق رو هرگز فراموش نکنین.خود لرد سیاه هم نمیتونه بره دامبلدورو بدزده و بیاره.مرگخوارا چطوری میخوان این کارو انجام بدن؟!
ضمنا این سوژه دقیقا به همین شکل(با عوض شدن جای سیاها و سفیدا) داده شده بود.تا جاییکه یادم میاد اونم کار شما بود.سوژه تکراری نمیتونه جذاب باشه.
نقل قول:
تا جاییکه ممکنه(که اینجا ممکنه)شخصیتها رو همونطوری که تو کتاب هستن در نظر بگیرین.اسنیپ یه جادوگر ماهر و خیلی باهوش بود.همچین نقشه بچگانه ای ازش بعیده.اینجوری دیالوگها رو بذارین به عهده مرگخوارایی مثل لودو(که میتونه شوخ باشه)یا پیتر پتی گرو(که مغزش زیاد کار نمیکنه)...ضمنا بهتره بین اسنیپ و دیالوگش فاصله ندازین.اینجوری پستتون کمی پراکنده به نظر میرسه.
تونل درسته...نه طونل
قبل از دیالوگهاتون سعی کردین حالت و رفتار شخص رو توضیح بدین.این کار خیلی خوبیه ولی نباید پشت سر هم تکرار بشه.مثلا:
لودو روی صندلی نشست و گفت:.....
اسنیپ از روی صندلی بلند شد و گفت:....
روفوس سیبش را گاز زد و گفت:....
کمی تغییر در طرز نوشتن جمله ها میتونه متنوعترشون کنه.اگه شخصیتهاتون کاری برای انجام دادن ندارن لازم نیست مجبورشون کنین بلند بشن یا راه برن یا بشینن.میتونین دیالوگها رو پشت سر هم بنویسین(به شرط حذف دیالوگهای غیر ضروری و طولانی نشدن بیش از حد و مشخص کردن گوینده.)
نقل قول:
پستو هرگز ناقص تموم نکنین.الان نفر بعدی مجبوره این جمله ناقص شما رو کامل کنه و زیاد جالب نیست که مجبورش کنیم این کارو انجام بده.
سوژه بطور کلی بد نبود.ولی کاش به جای دامبلدور شخص دیگه ای رو تعیین میکردین.دزدیدن دامبلدور کار تقریبا غیر ممکن و غیر منطقییه.
بد نبود.با کمی دقت بهتر میشه.این پستتون با آخرین پستایی که از شما نقد کردم فرق میکرد.همونطور که خودتونم گاهی اشاره میکنین پیشرفت کردین.از جمله های عجیب و غریب،رفتارهای غیر عادی و اغراق آمیز و سوژه های بی سرو ته خبری نیست.نصف اشکالاتون رفع شده.امیدوارم نصف دیگه رو هم بتونین برطرف کنین.
موفق باشید.
ریموس عزیز
16 بار ویرایش کردین این پست بیچاره رو؟!

نقل قول:
لرد ولدمورت از دست مرگخوارانش به دلیل بی نظمی و شکست در ماموریت هایشان بسیار ناراحت و عصبانی بود.
مرگخواران برای خوشحال کردن لرد تصمیم گرفتند که دامبلدور را بدزدند و او را به دژ مرگ ببرند .
سعی کنین به هیچ عنوان سوژه رو توضیح ندین.اجازه بدین از اتفاقا و دیالوگهای رد و بدل شده خواننده متوجه موضوع بشه.مثلا میتونستین پستتونو با سرزنش شدن مرگخوارا توسط لرد شروع کنین که از کار مرگخوارا راضی نیست و بعد درباره نقشه مرگخوارا توضیح میدادین.اونم نه به این صورت که بگین مرگخوارا تصمیم گرفتن کاری رو انجام بدن...باید میگفتین که بعد از حرفای لرد رفتن و نشستن و فکر کردن که چیکار میتونن بکنن و...
ضمنا موقعی که سوژه میدین منطق رو هرگز فراموش نکنین.خود لرد سیاه هم نمیتونه بره دامبلدورو بدزده و بیاره.مرگخوارا چطوری میخوان این کارو انجام بدن؟!
ضمنا این سوژه دقیقا به همین شکل(با عوض شدن جای سیاها و سفیدا) داده شده بود.تا جاییکه یادم میاد اونم کار شما بود.سوژه تکراری نمیتونه جذاب باشه.
نقل قول:
اسنیپ که کنار روفوس ایستاده بود و در حال فکر کردن بود ، بشکنی زد و گفت:
-یافتم!! ما میتونیم یه طونل حفر کنیم و بعد از اونجا به محفل بریم.نظرتون چیه بچه ها ؟
تا جاییکه ممکنه(که اینجا ممکنه)شخصیتها رو همونطوری که تو کتاب هستن در نظر بگیرین.اسنیپ یه جادوگر ماهر و خیلی باهوش بود.همچین نقشه بچگانه ای ازش بعیده.اینجوری دیالوگها رو بذارین به عهده مرگخوارایی مثل لودو(که میتونه شوخ باشه)یا پیتر پتی گرو(که مغزش زیاد کار نمیکنه)...ضمنا بهتره بین اسنیپ و دیالوگش فاصله ندازین.اینجوری پستتون کمی پراکنده به نظر میرسه.
تونل درسته...نه طونل
قبل از دیالوگهاتون سعی کردین حالت و رفتار شخص رو توضیح بدین.این کار خیلی خوبیه ولی نباید پشت سر هم تکرار بشه.مثلا:
لودو روی صندلی نشست و گفت:.....
اسنیپ از روی صندلی بلند شد و گفت:....
روفوس سیبش را گاز زد و گفت:....
کمی تغییر در طرز نوشتن جمله ها میتونه متنوعترشون کنه.اگه شخصیتهاتون کاری برای انجام دادن ندارن لازم نیست مجبورشون کنین بلند بشن یا راه برن یا بشینن.میتونین دیالوگها رو پشت سر هم بنویسین(به شرط حذف دیالوگهای غیر ضروری و طولانی نشدن بیش از حد و مشخص کردن گوینده.)
نقل قول:
ناگهان روفوس سیبی که در دستش داشت را بر روی زمین انداخت و پس از چندی حرف لودو را قطع کرد و شروع به حرف زدن کرد و گفت:
-شاید ...
پستو هرگز ناقص تموم نکنین.الان نفر بعدی مجبوره این جمله ناقص شما رو کامل کنه و زیاد جالب نیست که مجبورش کنیم این کارو انجام بده.
سوژه بطور کلی بد نبود.ولی کاش به جای دامبلدور شخص دیگه ای رو تعیین میکردین.دزدیدن دامبلدور کار تقریبا غیر ممکن و غیر منطقییه.
بد نبود.با کمی دقت بهتر میشه.این پستتون با آخرین پستایی که از شما نقد کردم فرق میکرد.همونطور که خودتونم گاهی اشاره میکنین پیشرفت کردین.از جمله های عجیب و غریب،رفتارهای غیر عادی و اغراق آمیز و سوژه های بی سرو ته خبری نیست.نصف اشکالاتون رفع شده.امیدوارم نصف دیگه رو هم بتونین برطرف کنین.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

سلام لرد.خیلی وقته نقد نخواستم.اگه میشه این پست رو نقد کنید.سعی کردم خوب بنویسم.نقد رو کامل کنید تا حسابی گوش کنم و یاد بگیرم.
باتشکر
باتشکر
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مرا از یاد نبرید.
شناسه بعدی : ویکتور کرام
تا ابد دوستت دارم
شناسه بعدی : ویکتور کرام
تا ابد دوستت دارم
جزئیات کاربر

سلام
اول: اینکه سلامت کو؟
دوم: اینکه من سلام کردم ، تو نگی سلامت کو؟
سوم: اینکه من فکر کنم دو تا نقد ازت در مورد بازی با کلماتهام دارم ، پس حتما اینم میشده نقد بشه دیگه.
چهارم: اینکه من این پست رو توی خانه ریدل نوشتم منتهی آنجا پستش کردم، پس نتیجه میگیریم چی؟
پنج: اینکه برو به ششم
ششم: اینکه برو به هفتم
هفتم: اینکه برو به هش... نه دیگه بسه پست به اندازه کافی طولانی شد ولی بد نیست بری به هشتم
هشتم: فکر میکنی اگر هشتم خبری بود من آن اول از گفتنش بیخیال میشدم؟ پس برو به نهم:دی
نهم: ما قبل دهم.
دهم :در راستای پست ارزشی اینو دیدی پاک کن
یا در راستای قاب کردن پستهای مری بزار به خاطره ها بپیونده
یازدهم : ایول فکر نمیکردم از ده تا بیشتر شه :YGRIN:
دوازدهم: ایول نقد خوبی بود برای بچه ها هم از این نقدا بکن
سیزد...: نه دیگه نحسی میاره ... ولی خب قبل خدافظی این پست رو نقد کن
اول: اینکه سلامت کو؟

دوم: اینکه من سلام کردم ، تو نگی سلامت کو؟

سوم: اینکه من فکر کنم دو تا نقد ازت در مورد بازی با کلماتهام دارم ، پس حتما اینم میشده نقد بشه دیگه.

چهارم: اینکه من این پست رو توی خانه ریدل نوشتم منتهی آنجا پستش کردم، پس نتیجه میگیریم چی؟

پنج: اینکه برو به ششم
ششم: اینکه برو به هفتم
هفتم: اینکه برو به هش... نه دیگه بسه پست به اندازه کافی طولانی شد ولی بد نیست بری به هشتم

هشتم: فکر میکنی اگر هشتم خبری بود من آن اول از گفتنش بیخیال میشدم؟ پس برو به نهم:دی
نهم: ما قبل دهم.
دهم :در راستای پست ارزشی اینو دیدی پاک کن
یا در راستای قاب کردن پستهای مری بزار به خاطره ها بپیونده
یازدهم : ایول فکر نمیکردم از ده تا بیشتر شه :YGRIN:
دوازدهم: ایول نقد خوبی بود برای بچه ها هم از این نقدا بکن

سیزد...: نه دیگه نحسی میاره ... ولی خب قبل خدافظی این پست رو نقد کن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

چیکار داری میکنی!؟چرا دستاشو باز کردی!؟ 

