آنتونین دالاهوف نوشته:
آقای هاگرید چیزی که در اولین نظر وقتی یک انسان جادوگر به شما نگاه میکند در ذهنش تداعی میشود این است که شما خیلی بزرگ هستید. البته بعضی ها به اشتباه وقتی صحبت از بزرگی و عظمت و گندگی و سایر صفات اینچنینی میشود لقب "خرس گنده" را پیشنهاد میکنند ولی بنده به شما بزرگ منش میگویم.
حال ای بزرگ منش سوالی که مدتیست ذهن من را انگولک میکند این است که یادم می آید در کتاب هفتم و اگر درست بگویم در فصل "هفت پاتر" زمانی که بعد از ساعت ها تعقیب و گریز و رهایی از دستان یاران ولدمورت سیاه و حتی روبرو شدن با خودش و سقوط با آن موتور پرنده در باغچه و رفتن به خانه امن، درست در برهه ای که همه استرس داشتند و ناخن هایشان را میجویدند و تازه واردان را برای پیدا کردن جاسوس بازجویی میکردند و یکی از برداران فرد و جرج بینوا گوشش را از دست داده بود، شما در وسط آشپزخانه روی یک صندلی نشستید و آن صندلی زارت شکست و من در آن وقت نیمه شب و در آن هیجان آن قسمت کتاب روی زمین به حالت هلیکوپتری از خنده چرخ میزدم.
سوال این است که آیا ممکن است شما بر صندلی وزارت تکیه بزنید و باز هم همان اتفاق رخ دهد؟ آیا برای این موضوع راه حلی اندیشیده اید؟
با سپاس
فِرت
تشکر میکنم از نام پیشنهادیت آنتو!
هدف من هلی کوپتری شماست دوست من! هرچه هلی کوپتری شدید تر باشد و خسارت بیشتری به محل مذکور وارد کند، یعنی من کارم رو درست تر انجام دادم.
در پاسخ سوالتون باید گفت خیر. با توجه به نفوذی که در همه جا داشتیم، از هزینه شخصی ، صندلی هایی وارد کردیم از بهترین برند حال حاضر دنیا هستند و از آن ها به طور آزمایشی، در ضیافتی که امروز در ستاد داریم(و همه دعوتن) استفاده میشه.
پس از اون در سرتاسر وزارتخانه و ارگان های وابسته به وزارت پخش شده تا مردم بدانند. بدانند که صندلی ما و ارباب رجوع فرقی نخواهد داشت چون مشروعیت دولت از اعتماد ملت سرچشمه می گیرد!
در سرتاسر جامعه جار بزنید که در دولتی که هاگرید حکمرانی کند، مردم و دولت بر سر یک صندلی می نشینند و از یک کیک میل می کنند!
تکبیر!!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







"




