گیلدی:به مرحمت شما!
موذمال:عامل نفوذی میشی مامانم؟
گیلدی:چیزی فرمودید؟
فلور:می بینم کم پیدایی...
گیلدی:چیزه...یعنی من داشتم از اینجا رد می شدم بعد یه سوراخ تو دیوار ددیدم....
مادربزرگ ونوس:مانیا ...زینجر رو اماده کن...شکنجه گاه حاضره؟
چو:می روم حاضرش کنم....
مادربزرگ:خب میلی من و تو و موذمال و نمید هم یکم باید با گیلدی صحبت کنیم.... خانم ما مشکل شما رو حل می کنیم برید فعلا
خانومه:
مادربزرگ:
حانومه :
بعد می ره
گیلدی:من نه منم ....
در همین وقت یه قسمت دیگه از دیوار می ریزه و سیبل می یاد تو :
سیبل:غیب بین نمی خواید؟
میلی:در حال حاضر نه...
مادربزرگ:بلدی اینو شکل ادم کنی؟
سیبل:این که کاری نداره....گیلیدید ادمید.
همه می بینند یه مرد شش متری جلوشون سبز شده...
موذمال:طفلی هوا چی می کشیده...
مادربزرگ:انسان ...گیلدی.نه ادم...
سیبل:
نمید:
سیبل:
گیلدییوس ادمییوس دوبسگیلدی جلوی اونها سبز می شه....
در همین وقت چو هم می اید
چو:مادربزرگ.اتاق شکنجه حاضر شد...
مادربزرگ:خب بریم....
میلی:
گیلدی دلم می خواد حرف نزنی...سیبل:جان؟
همه پا می شند برن به سمت شکنجه گاه...ولی انگار رقابت شدیدی برای بردن گیلدی سر گرفته.
مادربزرگ:اه سیبل...تو بیارش...
سیبل:
در راه:
گیلدی:سیبل بذار برم در اصای ازدی بهت...250 تا تنفس مصنوعی می دم...
سیبل:کمه...
گیلدی:بیشتر نمی تونم..
سیبل: ما با هم را نمی یام...سی لنسیو...مادربزرگ تو پرونده گیلدی بنویسید می خواست به من رشوه بده
گیلدی:
سیبل:
بعد می رسن به شکنجه گاه.
سیبل:منم بیام؟
موذمال: می یای ولی حق نداری حرف بزنی...
بعد بر می گرده.
نمید:خب گیلدی....
سیبل:
جملگی:
ساکت...سیبل:من می میرم اظهار نظر نکنم...
میلی:حب بکن....
سیبل:
جملگی:ششششششششششششش
---------------------------------
ادامه دارد
----------------------------
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

این خره یکم مشکوک نیست
خشم یک ویلا رو می بینید!