کتابخانهء محفل اگر از نظر وسعت از کتابخانهء هاگوارتز کوچیک تر بود اما از نظر اطلاعات خیلی قوی تر و بهتر بود تا جایی که کتاب هایی دست نویس از مرلین و گودریک گریفیندور در آن به چشم می خورد . کتابخانهء محفل یک تالار بزرگ است که در آن بجز قفسه های کتاب و چند میز و صندلی یک تلویزیون نیز در آن گذاشته اند که مودی جلوی آن لم داده و جادوگر تی وی را تماشا می کند .
اسپی : مودی واسه چی پا نمیشی کتاب ها رو بخونی و اطلاعاتت رو بیشتر کنی ؟

مودی دستش را بالا می آورد و می گوید : هیسسسسسسسسسسسسسس .

اسپی کمی به تلویزیون نزدیک میشود تا بهتر بتواند آن را ببیند : هوممممم چه خبر شده ؟

مودی : خودت بیا ببین و بعد اسپی به کنار مودی می رود تا ببیند تلویزیون چه چیزی را نشان می دهد .
مجری اخبار »: طی خبر های حاکی از حمله گرگنماها به جادوگرهای بی دفاع مخصوصا به خانوادهء گروه محفل ققنوس ، امروز شاهد روند رو به رشد حمله ها بودیم ......صفحه تلویزیون یک نمودار را نشان می دهد ، یک خط قرمز که فقط آمار حمله را نشان می دهد به صورت یک خط تقریبا عمودی در آمده است .....امروز سه کودک و چند کارمند وزارت خانه مورد حملات گرگنماها قرار گرفتند ، چه کسی قرار است در این رابطه فکری کند ؟
اسپی ریموت تلویزیون را از دست مودی میگیرد و تلویزیون را خاموش می کند : واقع باید زودتر دست به کار بشیم .... اسپی دستش را روی شکمش گذاشت و نفسی عمیق کشید .... همینطوری پیش بره همه گرگنما می شوند .
مودی دستش را دور شانه اسپی انداخت و گفت : مرد ، ناراحت نباش فقط چند روز دیگه همشون رو

لودو که هنوز رو دوش اسپی بود : ببخشید تا کی قراره من اینجا بمونم ؟
اسپی لودو را به زمین می گذارد و به طرف قفسه های کتاب می رود و مشقول جست و جو می شود . همه دیگر مشقول خواندن کتاب یا یافتن مطالبی در مورد وردهای قوی ، نوع زندگی گرگنماها و راه های از پا در آوردنشان و روش های اتسراتیژی برای حمله به یک قلعه مشنگی می گشتند که ناگهان هدویگ وارد شد : سلام ... همه افراد حاضر در کتابخانه به او نگاه کردند و به نشانه جواب سرشان را برای او تکان دادند ... من یک چیزی براتون اوردم و بعد به سمت اسپی پرواز کرد و ادامه داد این رو از پای من باز کن .....اسپی بسته را از پای هدویگ باز کرد ..... خوبه ، این که می بینید یک چادر کاملا جدیده و توش انواع امکانات وجود دارد ، شما باید هر چه زودتر به منطقه بروید و منطقه را زیر نظر بگیرید .
اسپی : خوب ، مشکلی هست که خیلی بزرگه !
هدویگ : چه مشکلی ؟
اسپی : خوب ما هنوز نقشه ای از اونجا نداریم .
هدویگ : هو هو هو ، راست میگی ، یکی رو برای طراحی نقشه بفرست اونجا .
اسپی : خوب این کار خیلی خطر ناکه تازه ما به یک نقشه کامل نیاز داریم که هم توی قلعه و هم بیرون آن توش طراحی شده باشد .
هدویگ : خیلی خوب برای اینکار یک جلسه با آلبوس میزاریم . که کی بره و نقشه تهیه کنه .
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




، یک مشکل از سر راه برداشته شد . 




و شروع به نشان دادن اسلایدهایی از افراد و همچنین ذکر برخی خصوصیات آنها نمود.
دور میشه!
