-دامبل؟خوبه...جیباتو خالی کن.
دامبلدور با وحشت یکی دو سکه مشنگی و یک شانه مخصوص ریش از جیبش خارج کرد.
لرد با عصبانیت به دو مرگخوارش اشاره کرد.
-زود جیباشو خالی کنین.رئیس محفل و فقط دو سکه مشنگی؟
گابریل دستش را تا آرنج در جیب دامبلدور فرو کرد.
-ارباب اینجا خیلی عمیقه...بفرمایین.یه آینه که میتونیم بفروشیمش.یه مسواک که اگه خوب بشورینش هنوزم میشه ازش استفاده کرد و به ریش تراش؟؟!!

لرد سیاه نگاهی به سه قلم جنس به درد نخور انداخت.
-نه...با اینا نمیشه کاری کرد.ولی...من یه فکر بهتر دارم.

صبح روز بعد:
صدای گوینده اخبار جادوگر اف ام به شکلی کاملا جادویی در فضای خانه گریمالد پخش میشد.
خبر جدیدی درباره پشمکهای نامرغوب کارخانه ریدل و شرکا به دستمون رسیده.
خریداران ادعا میکنن که این پشمکهای جدید دارای طعم خاص و نامطلوبی هستند و با وجود قیمت نسبتا بالا به هیچ عنوان در دهان آب نمیشوند.
ریموس لوپین دستش را روی شانه دامبلدور گذاشت.
-آروم باش آلبوس.همه چی حل میشه.خب دوباره درمیاد.آخه تو برای چی ریش تراش میذاری تو جیبت؟

دامبلدور آهی کشید.
-من از کجا باید میدونستم که اون هیولا این کارو باهام میکنه؟حالا با چه رویی برم بیرون؟چطوری سرمو جلوی محفلیا بلند کنم؟
مالی ویزلی با سبدی پر از سبزی تازه وارد آشپزخانه محفل شد و با دیدن دامبلدور بهت زده سر جایش میخکوب شد.
-د...د...دامبلدور؟ر...ریشت...پس ریشت کو؟

ریموس لوپین به آرامی توضیح داد.
-ظاهرا اسمشو نبر ریششو زده و به عنوان...
مالی با ناباوری جمله ریموس را تمام کرد.
-به عنوان پشمک فروخته به بچه ها؟برای همین بود که اخبار اعلام کرد خانه گانتها همچنان مال اسمشو نبر میمونه؟
پایان سوژه
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

..
من چند دفعه بهتون بگم، من فقط به خاطر اینکه موقعیتم توی گرینگوتز خوب نیست نمیرم ازحسابم پول بر دارم.








