سلام
خب درست نمیدونم جاش اینجاست یا نه ولی یادم می اومد که قبلا افرادی اینجا هم خداحافظی کردند. بله. بلاخره وقتش رسیده و این بار دیگه برگشتی هم در کار نیست. هر بار که به هر دلیلی خواستم برم اصرار و خواهش چند نفر دوباره من رو به این جمع آورد. ببینید، انسان ها از کودک و نوجوان و جوان گرفته تا میانسال و کهنسال و فسیل !

همه از ورود به یک اجتماع، هدفی دنبال می کنند. در مورد سایت جادوگران هم همینطوره. ما با دسته های مختلف نوجوانان و جوانان توی این سایت روبه رو هستیم. هر کدام عقیده ای دارند و برای اهدافی که به اونها فکر می کنند وارد این اجتماع مجازی و قشنگ شدند. نوجوان سیزده-چهارده ساله ای که در آستانه ی بلوغ هستش، ممکنه حس کنه که در جامعه حقیقی خیلی بهش توجه نمیشه و نمیتونه اون طور که باید خودی نشون بده. دوست داره اینجا که از همه نوع آدم هست خودی نشون بده. اون نوجوان پیشرفت دوست داره. به بیان برتر اون هنوز شاید خیلی هدف های اصلی این گردهمایی در این جامعه مجازی رو درک نکنه. دوست داره رشد کنه، پیشرفت داشته باشه و تجربه کنه. دوست داره مثلا رنک برنده بشه، تشویق بشه، دوست داره ناظر بشه، حتی این میل زیاد میشه و دوست داره مدیریت رو هم تجربه کنه. خب این برای یک نوجوان طبیعی هست.
اما دسته های سنی بالاتر اعضای سایت، با توجه به آشنایی و تجربه هایی که از چنین جامعه های مجازی دارند متوجه میشوند که رنک و نظارت و مدیریت و این موارد چیزهایی نیست که بشه بهشون دل بست و اونا رو به عنوان هدف نهایی حضور خودشون در این جامعه در نظر بگیرند. اونها متوجه میشن که برای شاد بودن و دوستی، برای تفریح سالم و سرگرمی در این میان این جمعیت حاضر میشن. مشارکت های رول پلیینگ و فعالیت های سایت رو به خاطر سرگرم شدن انجام میدن. بدون شک چیزی که قراره بمونه رفاقت ها و دوستی هایی هستش که از طریق این سایت به وجود اومده. چون به هر حال روزی دیگه هاست و دومین سایت با هر حجمی از اطلاعات هم غیر فعال خواهد شد. دیگه چیزی نمی مونه که بخوایم اونارو خاطره و تفریح خودمون در یک زمانی خاص تلقی کنیم. تنها چیز که برای ما میمونه، دوستی ها و رفاقت های پشت صحنه ایفای نقش و سایت هستش. خانم رولینگ هری پاتر رو فقط برای این ننوشت که ماها رو سرگرم نگه داره. برای این نوشت که ماها رو با عقایدی تقریبا یکسان به خاطر عشق به هری پاتر نزدیک کنه. عقاید و عشقی که درس هایی زیادی به خیلی ها میده. و توی این کار خیلی هم موفق بود. اسنادش در جادوگران و سایر سایت های خارجی موجوده !
خب خوب فکر کنیم، اگه ما بخوایم میراثی غیر از رفاقت و صمیمیت از این سایت ببریم، اون چیه؟! منوی مدیریت؟! فایل زیپ شده ی تصاویر کل گالری؟! واقعا اینها هستند؟! پس در این صورت باید گفت که هر چند ماه و هر چند سال که در این جمع بودیم همش بیهوده بوده و عمرمون رو تلف کردیم. میگیم ای کاش تابستون ها به جای میخکوب شدن پای کامپیوتر و رول جادوگران میرفتم با بچه ها خیابون ولی عصر رو متر کنیم ! ولی واقعا اینطوره؟! نه، اینطور نیست. فوق العاده بی ارزشه این سایت اگه بخوایم تو سر هم بزنیم، همدیگه رو خراب کنیم، از فعالیت های ضعیف که در گذشته داشتیم به عنوان تخریب و ضعیف نشون دادن هم استفاده کنیم. چون "زندگی می چرخه" . عقاید می چرخه. (سبیل بابات هم می چرخه

) . چرا همیشه باید غرور داشت؟! چرا باید خود رو از دیگران برتر نشون داد؟! چرا باید به کلمه ی زیبای "گذشت" پشت بشه. چرا باید به همدیگه توهین کنیم؟! چرا بدون شناخت قبلی عده ای جمع بشن و اعضای تازه وارد رو به خاطر فعالیت های ضعیف تر به تمسخر بگیرن یا شدیدا انتقاد کنند؟! فراموش نکنیم از همه نوع شخصیت و روحیه در این جمع ما هست. رعایت کنیم. مورد "بی ناموسی" رو در هر حالت عمومی به کار نگیریم. چون واقعا بچه هایی هستند که نمیخوان در این مرحله ی سنی ذهنشون درگیر باشه با این موارد.

. (هر چند که خیلی هم خنده دار به نظر بیاد) .
رسما 5 سال و 4 ماه شد که من با این سایت آشنا شدم. اما به طور دقیق هم فروردین 84 به همراه پرفسور کوییرل(

) وارد گروه ایفای نقش شدم. دروغه اگه بگم خیلی چیزها رو تجربه نکردم. ناظر 10 تا انجمن بودم. خیلی موارد دیگه و مسئولیت دیگه ای رو هم تجربه کردم. حالا میگم که بسیار به من خوش گذشت. این با هم بودن ها. این صمیت ها و رفاقت ها. به قدری اعضای سایت و مدیران رو دوست دارم که قابل وصف نیست.

. شما باعث شدید که من با جسیکا پاتر نامزد کنیم. آشنایی و صمیمت ما رو در حقیقت این سایت به وجود آورد. صمیمانه از طرف خودم و جسیکا از مدیریت سایت(مخصوصا علی نیلی عزیز) تشکر می کنم. همچنین از هاگرید(شهاب ناصری) که زمینه ی آشنایی من رو با جسیکا را برای بار اول در محیط چت یاهو مسنجر فراهم کرد، تشکر ویژه می کنم.
اگر رفتار و لحن نامناسبی و گاهی وقت ها اوقات تلخی هایی از من دیدید دیگه به بزرگی خودتون من رو ببخشید. گاهی احساس میکردم در برابر حقوق بچه هایی مسئول هستم که والدینی ندارند یا از هم جدا شدند و این بچه به سختی زندگی میکنه و تنها دلخشوشی اش اینه که وقتی از مدرسه برمیگرده، تکالیفش رو سریع تر انجام بده و بیاد توی سایت و چت یاهو. برای اینکه خوشحال باشه. برای اینکه سرگرم باشه. چون داره توی یک جو و محیط سالم به تفریح می پردازه. خوشحاله که بهش اهمیت داده میشه و اعضا دوستش دارند. از این رو دیده شده که گاهی من در محیط های عمومی سایت مثل انجمن یا چت باکس لحنم عوض شده و به قول بعضی ها شاید کوبنده بوده. خب قاعدتا منظوری نداشتم و فقط با اون لحن خواستم گوشزدی کرده باشم به یه عده که فقط خودتون رو توی سایت نبینید. بقیه هم هستن. حقوق اونها رو هم رعایت کنید. به این جادوگران ارزش بدید و نذارید مثل جامعه حقیقی خودمون تبدیل به لجنزار بشه.
[spoiler=مشاهده نمایید]
شنیده بودم که عده ای ابهامات و سوالاتی در مورد افرادی که برای مدیریت ایفای نقش ثبت نام کردند، در ذهنشون دارند و میخوان بدونن که چطور مدیر جدید ایفای نقش انتخاب شد. من تا روز اول رای گیری وزارت سحر و جادو در سایت هستم و فعالیتم همینجا متوقف میشه. اما اون اعضای عزیز اگر دوست دارند تا اون روز زمان هست که از طریق پیام شخصی سوالاتشون رو مطرح کنند و من هم جواب میدم. من از مجمع عالی ایفای نقش و مقام مشاور ایفای نقش استعفا دادم. در حال حاضر مجری جدید مجمع ایفای نقش آلبوس دامبلدور هستن. هرگونه پیشنهاد و انتقاد و نظر و سوال در مورد اون مجمع رو با ایشون مطرح کنید.
[/spoiler]
به هر حال نوبت ما هم رسید. این شناسه ی من باشه به عنوان یادگار بین شما. شناسه ای که قلبش خیلی چاق و بزرگه و همه اعضا رو توی خودش جا داده.

. دلیل خیلی خاصی هم برای رفتن نیست. بیشتر به خاطر ورود به زندگی جدید هستش و اینکه من دیگه اون علی 16 ساله نیستم. 20 ساله شدم. و فکر میکنم دیگه جذابیت و تفریح رول در سایت حداقل برای من یکی کم تر شده. بدون شک هیچ کدوم تون رو از یاد نمی برم و حجم عظیمی از درایو کامپیوتر و ذهن خودم رو اختصاص دادم به جادوگران و اعضای اون. به هر حال من وبلاگی دارم. و آیدی یاهو مسنجری هم دارم. توی پروفایلم هست.
اگه اسم عضو عزیز و دوست داشتنی ای که میشناختیم همدیگه رو از این لیست جا افتاده دیگه به بزرگی خودش ببخشه و اسمشون در این جمع بدونه:
اسکاور – آلبوس سوروس پاتر - سرژ – بلیز زابینی – مورگانا لی فای – هدویگ – تد ریموس لوپین - سالازر اسلیترین – گیلدی- امپراطور – پرسی ویزلی – ایگور کارکاروف – هاگرید – بلاتریکس لسترنج- رودولف لسترنج – لرد ولدمورت – ایوان روزیه – پرفسور گرابلی پلنک – تره ور - ریموس لوپین – ارنی مک میلان- جیمز سیریوس پاتر – آلبوس دامبلدور – هلگا هافلپاف – آنیتا دامبلدور – استرجس پادمور – آناکین مونتاگ – کریچر – هوکی – بادراد ریشو – فنگ – مادام رزمرتا – سامانتا ولدمورت – سارا اوانز – لیلی اوانز – توماس جانسون – آبرفورث دامبلدور - هری پاتر – کاساندرا تریلانی – گابریل دلاکور – بیل ویزلی – ققنوس – چو چانگ – مری فریز باود – پیوز – دالاهوف- دنیس – اما دابز – تایبریوس مک لاگن – بارتی کراوچ - لودو بگمن – مونتگومری – پرفسور کوییرل – آمیکوس کرو - آشیل – مرلین کبیر – سر بارون خون آلود – مرلین مک کینن – ویکتور کرام - مونالیزا – راجر دیویس – آرشام- کینگزلی شکلبوت - پرفسور اسپروات قدیمی – تانکس – ادی ماکای – ایوانا اسمیت – ریموس لوپین اول- دراکو مالفوی(وزیر اسبق) – دراکو مالفوی (فعلی)- مورفین گانت- سوروس اسنیپ قبلی – گودریک گریفیندور قدیمی و ...!
به یادتون هستم، به یاد من و جسیکا باشید، برای موفقیت تون دعا میکنم، برای خوشبختی ما دعا کنید !
یادگاری از علی | تیر ماه 1388 | جولای 2009خداحافظ !