مورگانا خودش را از ارتعاشات ويبره هكتور عقب كشيد و در حاليكه رداي خاكستري اش در هوا تاب ميخورد حصاري از زر سياه دورش روييد.
- بروعقب هكتور! هنوز عضو نشده داري اينجا رو خراب ميكني...سلام آشاي ارباب
- اينو فقط گفتي كه اسم ارباب رو بياري ديگه؟
مورگانا چشمكي به آشا زد.
- صداشو در نيار... خوب بريم سر فرم.
نقل قول:
مورگانا لي فاي هستم! اولين پيغمبر زن. يه گروهي ميگن رز سياه. يه گروهي هم ميگن وايــــ فايـــ ... تا ديدت چي باشه! اگر از مورگانا بخواي مطمئنا بهش ميرسيــــ
نقل قول:
2. هدفتون از ثبت نام تو سازمان؟
زن ها دارن ناديده گرفته ميشن! حتي عالم بالا هم اينو فهميده. و اينو با انتخاب من نشون داده! من ميخوام ساحره ها برگردن به جايگاه حقيقيشون! همونقدر كه اصيل زادگي مهمه زن ها هم مهمن! دنياي جادو بدون ساحره ها خيلي چيزها كم داره و تا مردها بخوان اينو بفهمن يه كمي بيش تر از يه خورده دير شده!
نقل قول:
3. اگه ببینین جادوگری داره حقوق ساحره هارو ضایع میکنه (حالا چه جوریش بستگی به ذهن خلاق خودتون داره) چه جوری دفاع میکنین؟
الف) بازبون خوش و مذاکره
ب) بی اعتنا رد میشین
ج) اصلا به شما چه
د) عصبی میشین و طرفو همونجا به بوق میگشین
ه) برخورد فیزیکی ( کمربند و از اینجور چیزا)
ی) اصلا هیچی نمیگین و میرین دست آقا رو میبوسین چون آقاست و احترامش واجب و نباید از گل کمتر بهش بگین
ک) ابتکار خودتون
چكار ميكنم؟ براي چند لحظه صرفا تماشا ميكنم! چون وارد شدن به جريان ثالث بدون اينكه واقعا بدوني جريان چيه خلاف عقله
اما وقتي متوجه شدم مشكل كجاس اولين كاري كه ميكنم ميخكوب كردن اون جادوگره. هيچ كس حق نداره جايي كه مورگانا هست يك ساحره رو آزار بده.و كاري كه من ميكنم اينه.... به اون زن ميگم كه ميخواد چطوري حال اون مرد جا بياد! و بعد هر دو با هم اونو با روش هايي مورگانايي كه شامل خارهاي گل رز هم ميشه، قانعش ميكنيم كه به حقوق ساحره ها احترام بذاره.
نقل قول:
4. این فرد کیست؟ چیست؟ ( ساحرست یا جادوگر) با توجه به ساحره یا جادوگر بودنش اگه دیدین یه آقایی داره مثل چی میزنه ایشونو چه عکس العملی نشون میدین؟
الف) تشویق میکنین و هورا میکشین
ب) یه لقدم شما میزنین
ج) بالاخره ایشونم ساحرست و باید از حقوقش دفاع کنین
د) ابتکار خودتون
اگر از من مي پرسي؛ اين بشر از جرگه آد .... ادامه نميدم چون ممكنه بعضي ها دوسش داشته باشن اما خوب هر ساحره اي بايد به همجنسش كمك كنه! بنابراين به عنوان يه ساحره وظيفه خودم ميدونم كمكش كنم.
مورگانا فرم را روي ظرفي كه خودش ظاهر كرده بود گذاشت ظرفي پر از حشراتي كه اگرچه نه براي مورگانا، اما براي آشا جذاب بودند. كنار ظرف يك گل زر سياه قرار داشت. مورا خنده ملايمي سر داد. ساحره ها بايد هواي همديگه رو داشته باشن!
و از همانجا به دفتر خودش غيب شد.