کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
102
نفر همین الان آنلایناند
56 نفر در «انجمن»
2 عضو
100 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 56
-
آرشیو گالری 41
-
پروفایلها و حساب کاربری 2
-
بخشهای دیگر 3
اعضای آنلاین
52 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
3 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

1-آیا معنای ورد "سکتیاموس " را میدانید ? فکر میکنید چه معنایی دارد ?(5نمره)
بله معنی این ورد بر اساس کارایی آن است این ورد به معنی خنثی گر است که همان کاربردش است.خنثی کردن بسیاری از جادو ها!
2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
جادوی مخصوص احمق ها!جادویی که در مقابل جادوی سیاه است!جادویی که مثلا می خواین با هاش جادوی سیاه رو شکست بدن!
3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
خشمی که درون چشمان مار مانندش موج می زد،ترس اسکورپیوس را فزونی می بخشید.اسکورپیوس هرگز قصد خیانت به او را نداشت و در تمام دوران زندگیش ارباب را به عنوان اسوه ی خود قرار داده بود؛اما یک اشتباه ساده باعث شد او اینگونه از چشم های ارباب بیفتد.
چهره ی ارباب از عصبانیت سرخ شده بود شاید از هر کس چنین انتظاری داشت به جز او،او تنها مرگخواری بود که ارباب شجاعتش را تحسین می کرد.او هر کار که اربابش از او می خواست به خوبی انجام می داد.اما چرا این کوتاهی را کرده بود.ارباب مثل همیشه با تفکری که داشت تصمیم گرفته بود او را مجازات کند.پس چوبش را در آورد و جادوی کروشیو را به سمت او فرستاد.
جادو رقصان در هوا پرواز می کرد و به اسکورپیوس نزدیک می شد.ناگهان در مقابل چشمان متعجب ارباب اسکورپیوس یک طلسمی را به زبان آورد که جادوی ارباب را خنثی کند.
-سکتیاموس!
ارباب در حالی که بر افروخته تر قبل شد با صدایی که خشم از آن فوران می کرد فریاد زد:اسکورپیوس کارت به آنجا رسیده که طلسم ارباب را خنثی می کنی!ای گستاخ!سزای تو مرگ است!
اسکورپیوس که می دانست هیچ دفاعی برای ورد آواداکاورا وجود ندارد بلند شد و سعی کرد با حرف هایش برای خود زمانی بخرد که بتواند از آن موقعیت فرار کند.
-ارباب من قصد توهین نداشتم!من تنها می خواستم از آصیب دیدن خودم جلوگیری کنم!
او همین گونه به سمت عقب رفت و ارباب نیز به او خیره شده بود.تا جایی که به در نهایت نزدیکی را پیدا کرد قبل از اینکه خارج شود این صدای اربابش بود که به گوشش رسید.
-اگر دیدی به تو فرصت دادم برای اینکه هنوز برای من مرگخواری و ارزشمند برو این هم یک فرصت!
4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
1.در زمانی که می خوای از دست یک نفر در بری و از لحاظ جادویی نمی تونی با هاش مقابله کنی!
2.زمانی که نمی خوای با طرف مبارزه کنی و فقط قصد داری از خودت دفاع کنی!
3.زمانی که عقلت پاره سنگ ور داشته و نمی خوای طرف مقابلت آصیب ببینه!
4.زمانی که می خوای به طرفت یه درس حسابی بدی بدون اینکه بلایی سرش بیاد بهش بفهمونی اون در مقابلت هیچی نیست!
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
بد نیست می تونست خیلی خیلی بهتر از این حرف ها باشه ولی همینش هم خوبه ما که راضی هستیم!
بله معنی این ورد بر اساس کارایی آن است این ورد به معنی خنثی گر است که همان کاربردش است.خنثی کردن بسیاری از جادو ها!
2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
جادوی مخصوص احمق ها!جادویی که در مقابل جادوی سیاه است!جادویی که مثلا می خواین با هاش جادوی سیاه رو شکست بدن!
3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
خشمی که درون چشمان مار مانندش موج می زد،ترس اسکورپیوس را فزونی می بخشید.اسکورپیوس هرگز قصد خیانت به او را نداشت و در تمام دوران زندگیش ارباب را به عنوان اسوه ی خود قرار داده بود؛اما یک اشتباه ساده باعث شد او اینگونه از چشم های ارباب بیفتد.
چهره ی ارباب از عصبانیت سرخ شده بود شاید از هر کس چنین انتظاری داشت به جز او،او تنها مرگخواری بود که ارباب شجاعتش را تحسین می کرد.او هر کار که اربابش از او می خواست به خوبی انجام می داد.اما چرا این کوتاهی را کرده بود.ارباب مثل همیشه با تفکری که داشت تصمیم گرفته بود او را مجازات کند.پس چوبش را در آورد و جادوی کروشیو را به سمت او فرستاد.
جادو رقصان در هوا پرواز می کرد و به اسکورپیوس نزدیک می شد.ناگهان در مقابل چشمان متعجب ارباب اسکورپیوس یک طلسمی را به زبان آورد که جادوی ارباب را خنثی کند.
-سکتیاموس!
ارباب در حالی که بر افروخته تر قبل شد با صدایی که خشم از آن فوران می کرد فریاد زد:اسکورپیوس کارت به آنجا رسیده که طلسم ارباب را خنثی می کنی!ای گستاخ!سزای تو مرگ است!
اسکورپیوس که می دانست هیچ دفاعی برای ورد آواداکاورا وجود ندارد بلند شد و سعی کرد با حرف هایش برای خود زمانی بخرد که بتواند از آن موقعیت فرار کند.
-ارباب من قصد توهین نداشتم!من تنها می خواستم از آصیب دیدن خودم جلوگیری کنم!
او همین گونه به سمت عقب رفت و ارباب نیز به او خیره شده بود.تا جایی که به در نهایت نزدیکی را پیدا کرد قبل از اینکه خارج شود این صدای اربابش بود که به گوشش رسید.
-اگر دیدی به تو فرصت دادم برای اینکه هنوز برای من مرگخواری و ارزشمند برو این هم یک فرصت!
4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
1.در زمانی که می خوای از دست یک نفر در بری و از لحاظ جادویی نمی تونی با هاش مقابله کنی!
2.زمانی که نمی خوای با طرف مبارزه کنی و فقط قصد داری از خودت دفاع کنی!
3.زمانی که عقلت پاره سنگ ور داشته و نمی خوای طرف مقابلت آصیب ببینه!
4.زمانی که می خوای به طرفت یه درس حسابی بدی بدون اینکه بلایی سرش بیاد بهش بفهمونی اون در مقابلت هیچی نیست!
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
بد نیست می تونست خیلی خیلی بهتر از این حرف ها باشه ولی همینش هم خوبه ما که راضی هستیم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
[b]« هوش و علم ، [color=990000]شجاعت و غلبه بر ترس[
[b]« هوش و علم ، [color=990000]شجاعت و غلبه بر ترس[
جزئیات کاربر

1-آیا معنای ورد "سکتیاموس " را میدانید ? فکر میکنید چه معنایی دارد ?(5نمره)
بله، سکتیاموس به معنی سپر بدلی یا شبه سپره! این طلسم برعکس طلسم پروتگو که قادر به برگشت دادن طلسم های رقیب است، طلسم را جذب کرده و برگشت نمی دهد. در کل طلسمی بی خطر است.
2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
جادوی بسیار مهربونیه(!) که وقتی مرگخواری اسمش رو میاره، ناخوداگاه پشمکی هم بیادش میاد. اونوقت دیگه نمی تونه مهربون باشه و خود به خود طلسم های شوم رو به زبون میاره.
3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
- ارباب آخه مگه من چه گناهی کردم که باید با شما دوئل کنم!
- خاموش! ارباب برای کاراش نیازی به گفتن دلیل نداره! چوب جادوتو بکش!
- هرچی شما بفرمایید ارباب... اما... اما برای اربابی به این بزرگی پر قدرتی، گولاخی و ... افت داره بخواد با منی به این کوچکی و ضعیفی دوئل کنه
- هووم، یعنی تو اینقده ضعیفی
- اوه بله سرورم. تازه بیکفایتم هستم!
- پس اصلا من چرا تو رو بعنوان مرگخوار قبول کردم! آواداکداورا
آگوستوس که انتظار نداشت ترفندی که برای منصرف کردن لرد سیاه به کار برده بود اینگونه از آب در بیاید، از شدت ترس رنگ از روی پرید. مرگ او را به سوی خود میخواند! پس چاره نداشت جز مبارزه...
- سکتیاموس!
- کات! آقا کات!
آگوستوس به سمت دوربین و جایی که کارگردان ایستاده بود برگشت.
- آخه چه اشکالی داره به جای گفتن اون طلسم کله زخمی از این طلسم استفاده کنم!
- توی دیالوگتون باید بگید اکسپلیارموس... نه سکتیاموس. شما بایستی شکست بخورید نه اینکه طلسم رو دفع کنید....دوباره از صحنه فیلم میگریم... اما نه صبر کنید. گریمور! زود برو گریم کرامو تجدید کن...طوریکه لرد سیاه خشن تر نشون داده بشه!
و اینگونه صحنه مبارزه لرد سیاه و آگوستوس پای تکرار شد.
4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
1- دفاع در برابر خشم های زود گذری که بدنبالشون پشیمونی میاد!
2- هنگام بحث و جدل های بین والدین!
3- هنگام تمرین دوئل بخصوص در هاگوارتز
4- هنگام برخورد با یک مشنگ عصبانی که وقتی میفهمد که جادوگریم ما را دیوانه می خواند و هر چیزی را که بدستش میرسد را به سمت مان پرتاب میکند.
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
امیدوارم توی جلسه بعد کلاس جالبتری رو برگذار کنی و به عنوان یه پیشنهاد از سایت hp-lexicon.info هم استفاده کنی.
بله، سکتیاموس به معنی سپر بدلی یا شبه سپره! این طلسم برعکس طلسم پروتگو که قادر به برگشت دادن طلسم های رقیب است، طلسم را جذب کرده و برگشت نمی دهد. در کل طلسمی بی خطر است.
2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
جادوی بسیار مهربونیه(!) که وقتی مرگخواری اسمش رو میاره، ناخوداگاه پشمکی هم بیادش میاد. اونوقت دیگه نمی تونه مهربون باشه و خود به خود طلسم های شوم رو به زبون میاره.

3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
- ارباب آخه مگه من چه گناهی کردم که باید با شما دوئل کنم!

- خاموش! ارباب برای کاراش نیازی به گفتن دلیل نداره! چوب جادوتو بکش!

- هرچی شما بفرمایید ارباب... اما... اما برای اربابی به این بزرگی پر قدرتی، گولاخی و ... افت داره بخواد با منی به این کوچکی و ضعیفی دوئل کنه

- هووم، یعنی تو اینقده ضعیفی

- اوه بله سرورم. تازه بیکفایتم هستم!
- پس اصلا من چرا تو رو بعنوان مرگخوار قبول کردم! آواداکداورا
آگوستوس که انتظار نداشت ترفندی که برای منصرف کردن لرد سیاه به کار برده بود اینگونه از آب در بیاید، از شدت ترس رنگ از روی پرید. مرگ او را به سوی خود میخواند! پس چاره نداشت جز مبارزه...
- سکتیاموس!
- کات! آقا کات!
آگوستوس به سمت دوربین و جایی که کارگردان ایستاده بود برگشت.
- آخه چه اشکالی داره به جای گفتن اون طلسم کله زخمی از این طلسم استفاده کنم!
- توی دیالوگتون باید بگید اکسپلیارموس... نه سکتیاموس. شما بایستی شکست بخورید نه اینکه طلسم رو دفع کنید....دوباره از صحنه فیلم میگریم... اما نه صبر کنید. گریمور! زود برو گریم کرامو تجدید کن...طوریکه لرد سیاه خشن تر نشون داده بشه!
و اینگونه صحنه مبارزه لرد سیاه و آگوستوس پای تکرار شد.
4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
1- دفاع در برابر خشم های زود گذری که بدنبالشون پشیمونی میاد!
2- هنگام بحث و جدل های بین والدین!
3- هنگام تمرین دوئل بخصوص در هاگوارتز
4- هنگام برخورد با یک مشنگ عصبانی که وقتی میفهمد که جادوگریم ما را دیوانه می خواند و هر چیزی را که بدستش میرسد را به سمت مان پرتاب میکند.
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
امیدوارم توی جلسه بعد کلاس جالبتری رو برگذار کنی و به عنوان یه پیشنهاد از سایت hp-lexicon.info هم استفاده کنی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
When the egg breaks by an external power, a life ends. When an egg breaks by an internal power, a life begins. Great changes always begin with that internal power


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/10/21
آخرین ورود: پنجشنبه 19 بهمن 1391 09:31
از: ن، لايه ای كه زمين را فرا گرفته!
پستها:
842

1-آیا معنای ورد "سکتیاموس " را میدانید ? فکر میکنید چه معنایی دارد ?(5نمره)
هومممم
...
فكر میكنم جادوگرهای ايرونی اين ورد رو اختراع كردن، چون به نظرم « سكتياموس » از كلمهی « سكته » ريشه گرفته.
احتمالا" و به نظر من منظور از سكته، ريشهی كلمهی سكتياموس، همون شكّه، چرا كه طرف مقابل وقتی كه میبينه طلسمش دفع ميشه، دچار يه جور شك ميشه و حتی اگه پير باشه امكان داره يه دفعه سكته ای چيزی بزنه
! احتمالا" به خاطر همين مسئله، اين ورد از كلمهی سكته گرفته شده
.
2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
به مجموعه جادو یا ورد هایی گفته میشه که از شخص بدون اینکه حریف آسیب ببینه از خودش دفاع میکنه.
درسته؟
جادوی سفيد جادويی مخالف جادوی سياهه، همون طور كه از اسمش هم كاملا" مشخصه. جادوهای سياه همگی خاصيت تهاجمی دارند، در حالی كه كاربرد جادوهای سفيد دقيقا" برعكسشونه، يعنی برای دفاع به كار میرن. همين طور جادوهای سياه میتونن آسيب هايی بسيار جدی وارد كنن، در حالی كه جادوهای سفيد فقط برای دفاع به كار میرن و هيچ آسيبی به طرف مقابل درگيری وارد نمیكنن. به نظر من، جادوی سفيد چيزيه كاملا" مقابل جادوی سياه!
3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
ولدمورت و كينگزلی، در تالاری بزرگ و خالی از هر گونه جادوگر ديگری، زير مشعل پرنوری طوری رو به روی هم ايستاده بودن كه نور بازتابی از سر براقشون چشم همديگر رو آزار نده
.
- كچل برای دوئل آماده ای؟!
كينگزلی در حالی كه پوزخند میزد، گفت:
- ولدی، بهتره اول يه نيگا به سر خودت بندازی، بعد به من بگی كچل!
ولدمورت بدون توجه به كينگزلی، چوبدستی بلندش رو با سرعت از جيب رداش بيرون كشيد و اون رو به طرف كينگزلی گرفت:
- آواداكداورا!
كينگزلی در حالی كه از حملهی ناگهانی ولدمورت يكه خورده بود، چوبدستيش رو بيرون كشيد تا از خودش دفاع كنه:
- مكتياموس!
در اين لحظه كينگزلی به خاطر بيان اشتباه طلسمش تسليم طلسم سبز رنگ ولدمورت شد و مثل يك عروسك خيمه شب بازی بیجان، روی زمين افتاد و به ملكوت اعلی پيوست
!
مراسمی جهت تسلی خاطر روح آن مرحوم، پنجشنبهی همين هفته در بهشت زهرا برگزار میشود
!
4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
كاربردش كاملا" مشخصه كه
... وقتی مورد حمله قرار میگيری میتونی با كمكش از خودت دفاع كنی كه دو تا حالت داره:
1. يا ورد ديگه ار به ذهنت نمیرسه مجبوری از اين ورد استفاده كنی، و يا اينكه چاره ای جز بيان اين ورد نداری كه مجبوری ازش توی يه دوئل استفاده كنی. مثلا" يه طلسمی مياد طرفت و نه میتونی جاخالی بدی و نه كار ديگه ار انجام بدی، بهترين كار استفاده از ورد سكتياموسه!
2. طرف مقابل دوئل رو خيلی دوست داری و نمیخوای بهش آسيبی برسه و مجبوری از اين طلسم استفاده كنی... مثلا" به يه دختری پيشنهاد ازدواج میدی و اون اونقدر از اين مسئله عصبانی ميشه كه تصميم میگيره تو رو بكشه و تو هم چون اون رو خيلی دوستش داری و نمیخوای آسيبی ببينه، از ورد سكتياموس استفاده میكنی.
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
جالب بود... ولی میتونست بهتر هم باشه...
مختصر و مفيد
! بقيه نظرات كارشناسانهشون رو میدن
.
هومممم
...فكر میكنم جادوگرهای ايرونی اين ورد رو اختراع كردن، چون به نظرم « سكتياموس » از كلمهی « سكته » ريشه گرفته.
احتمالا" و به نظر من منظور از سكته، ريشهی كلمهی سكتياموس، همون شكّه، چرا كه طرف مقابل وقتی كه میبينه طلسمش دفع ميشه، دچار يه جور شك ميشه و حتی اگه پير باشه امكان داره يه دفعه سكته ای چيزی بزنه
! احتمالا" به خاطر همين مسئله، اين ورد از كلمهی سكته گرفته شده
. 2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
به مجموعه جادو یا ورد هایی گفته میشه که از شخص بدون اینکه حریف آسیب ببینه از خودش دفاع میکنه.
درسته؟
جادوی سفيد جادويی مخالف جادوی سياهه، همون طور كه از اسمش هم كاملا" مشخصه. جادوهای سياه همگی خاصيت تهاجمی دارند، در حالی كه كاربرد جادوهای سفيد دقيقا" برعكسشونه، يعنی برای دفاع به كار میرن. همين طور جادوهای سياه میتونن آسيب هايی بسيار جدی وارد كنن، در حالی كه جادوهای سفيد فقط برای دفاع به كار میرن و هيچ آسيبی به طرف مقابل درگيری وارد نمیكنن. به نظر من، جادوی سفيد چيزيه كاملا" مقابل جادوی سياه!
3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
ولدمورت و كينگزلی، در تالاری بزرگ و خالی از هر گونه جادوگر ديگری، زير مشعل پرنوری طوری رو به روی هم ايستاده بودن كه نور بازتابی از سر براقشون چشم همديگر رو آزار نده
.- كچل برای دوئل آماده ای؟!
كينگزلی در حالی كه پوزخند میزد، گفت:
- ولدی، بهتره اول يه نيگا به سر خودت بندازی، بعد به من بگی كچل!
ولدمورت بدون توجه به كينگزلی، چوبدستی بلندش رو با سرعت از جيب رداش بيرون كشيد و اون رو به طرف كينگزلی گرفت:
- آواداكداورا!
كينگزلی در حالی كه از حملهی ناگهانی ولدمورت يكه خورده بود، چوبدستيش رو بيرون كشيد تا از خودش دفاع كنه:
- مكتياموس!
در اين لحظه كينگزلی به خاطر بيان اشتباه طلسمش تسليم طلسم سبز رنگ ولدمورت شد و مثل يك عروسك خيمه شب بازی بیجان، روی زمين افتاد و به ملكوت اعلی پيوست
!مراسمی جهت تسلی خاطر روح آن مرحوم، پنجشنبهی همين هفته در بهشت زهرا برگزار میشود
!4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
كاربردش كاملا" مشخصه كه
... وقتی مورد حمله قرار میگيری میتونی با كمكش از خودت دفاع كنی كه دو تا حالت داره:1. يا ورد ديگه ار به ذهنت نمیرسه مجبوری از اين ورد استفاده كنی، و يا اينكه چاره ای جز بيان اين ورد نداری كه مجبوری ازش توی يه دوئل استفاده كنی. مثلا" يه طلسمی مياد طرفت و نه میتونی جاخالی بدی و نه كار ديگه ار انجام بدی، بهترين كار استفاده از ورد سكتياموسه!
2. طرف مقابل دوئل رو خيلی دوست داری و نمیخوای بهش آسيبی برسه و مجبوری از اين طلسم استفاده كنی... مثلا" به يه دختری پيشنهاد ازدواج میدی و اون اونقدر از اين مسئله عصبانی ميشه كه تصميم میگيره تو رو بكشه و تو هم چون اون رو خيلی دوستش داری و نمیخوای آسيبی ببينه، از ورد سكتياموس استفاده میكنی.
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
جالب بود... ولی میتونست بهتر هم باشه...
مختصر و مفيد
! بقيه نظرات كارشناسانهشون رو میدن
.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در 1389/10/3 18:36:25
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/09/09
آخرین ورود: پنجشنبه 10 تیر 1395 23:10
از: من بدبخت تر تو دنیا،تویی!
پستها:
374

جلسه اول
صبح بسیار زیبای آفتابی بود.انوار درخشان خورشید از پنجره های بزرگ در گوشه ی کلاس نمایان بود.بچه های کلاس روی صندلی هایشان به آرامی نشسته بودند و مشتاقانه منتظر استاد این ترمشان بودند.سکوت همه جارا فرا گرفته بود و حتی کوچکترین صدایی به گوش نمی رسید.
ناگهان درب آهنی و قدیمی کلاس محکم گشوده شد و شخص بلند قامتی وارد کلاس شد.
-سلام بچه ها،من استاد ویکتور کرام معلم دفاع در برابر جادوی سیاه این ترم شما هستم.خوب کسی سوالی داره ?
یکی از دانش آموزان دستش را به نشانه سوال کردن بالا برد و پرسید:
-ببخشید استاد،چه کتابی برای این ترم ما در نظر گرفته اید ?
ویکتور به سمت تخته ای که روبروی دانش آموزان بود، رفت و سپس رویش را به سمت دانش آموزان کرد و گفت:
-من کتاب " دفاع بهتر از حمله است ! " رو برای شما در نظر گرفته ام و فکر کنم کتاب خوبی باشه.
بعد از اتمام حرفش،چوب دستیش را کمی تکان داد و لحظه ای بعد کتاب ها جلوی میز بچه ها قرار گرفت.
همان لحظه یکی دیگر از دانش آموزان دستش بالا رفت و گفت :
-استاد !! موضوع درس امروز ما چیه?
ویکتور چوبش را به سمت تخته گرفت و موضوع درس را بزرگ روی تخته نوشت.
-همانجور که روی تخته میبینید موضوع درس امروز ما " جادوهای سفید " هست،کسی هست که بدونه چیه?
دختری که در آخر کلاس نشسته بود،دستش را بالا آورد و گفت:
-به مجموعه جادو یا ورد هایی گفته میشه که از شخص بدون اینکه حریف آسیب ببینه از خودش دفاع میکنه.
ویکتور سرش را به نشانه ی تایید حرف آن دختر تکان و ادامه داد :
-دقیقا ! ما امروز با یکی از این ورد ها آشنا میشیم.
ویکتور به سمت دانش آموزان آمد و گفت :
-اول از همه یک نفر رو لازم دارم،کسی هست ?
تنها دست رز ویزلی بود که بالا رفت.سپس آرام از سرجایش بلند شد و به سمت تخته رفت.
-خوبه ! حالا میخوام با خوندن ورد " سکتیاموس " از خودت در مقابل وردی که میفرستم دفاع کنی،آماده ای ?
رز نقس عمیقی کشید و به آرامی سرش را به نشانه تایید تکان داد و به عقب رفت.
-اکسپریال موس !!
رز در همان لحظه سریعا ورد را دفاع از خود را خواند و وردی که ویکتور به سمت او فرستاده بود خنثی کرد.
دانش آموزان رز را تشویق کردند و سپس رز به آرامی بر سر جایش نشست.کمی نگذشت که زنگ به صدا درآمد.
ویکتور از دانش آموزان خداحافظی کرد و به سرعت از کلاس خارج شد.
مدتی بعد سکوت دوباره کلاس را فرا گرفت.
تکالیف :
1-آیا معنای ورد "سکتیاموس " را میدانید ? فکر میکنید چه معنایی دارد ?(5نمره)
2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
نکته:حتما هر سوال را در یک بند جواب دهید و اگر کمتر بنویسید امتیاز کمتری کسب میکنید.هرگونه مشکل در پیام شخصی
باتشکر از همگی.ببخشید اگه خوب نشده.
صبح بسیار زیبای آفتابی بود.انوار درخشان خورشید از پنجره های بزرگ در گوشه ی کلاس نمایان بود.بچه های کلاس روی صندلی هایشان به آرامی نشسته بودند و مشتاقانه منتظر استاد این ترمشان بودند.سکوت همه جارا فرا گرفته بود و حتی کوچکترین صدایی به گوش نمی رسید.
ناگهان درب آهنی و قدیمی کلاس محکم گشوده شد و شخص بلند قامتی وارد کلاس شد.
-سلام بچه ها،من استاد ویکتور کرام معلم دفاع در برابر جادوی سیاه این ترم شما هستم.خوب کسی سوالی داره ?
یکی از دانش آموزان دستش را به نشانه سوال کردن بالا برد و پرسید:
-ببخشید استاد،چه کتابی برای این ترم ما در نظر گرفته اید ?
ویکتور به سمت تخته ای که روبروی دانش آموزان بود، رفت و سپس رویش را به سمت دانش آموزان کرد و گفت:
-من کتاب " دفاع بهتر از حمله است ! " رو برای شما در نظر گرفته ام و فکر کنم کتاب خوبی باشه.
بعد از اتمام حرفش،چوب دستیش را کمی تکان داد و لحظه ای بعد کتاب ها جلوی میز بچه ها قرار گرفت.
همان لحظه یکی دیگر از دانش آموزان دستش بالا رفت و گفت :
-استاد !! موضوع درس امروز ما چیه?
ویکتور چوبش را به سمت تخته گرفت و موضوع درس را بزرگ روی تخته نوشت.
-همانجور که روی تخته میبینید موضوع درس امروز ما " جادوهای سفید " هست،کسی هست که بدونه چیه?
دختری که در آخر کلاس نشسته بود،دستش را بالا آورد و گفت:
-به مجموعه جادو یا ورد هایی گفته میشه که از شخص بدون اینکه حریف آسیب ببینه از خودش دفاع میکنه.
ویکتور سرش را به نشانه ی تایید حرف آن دختر تکان و ادامه داد :
-دقیقا ! ما امروز با یکی از این ورد ها آشنا میشیم.
ویکتور به سمت دانش آموزان آمد و گفت :
-اول از همه یک نفر رو لازم دارم،کسی هست ?
تنها دست رز ویزلی بود که بالا رفت.سپس آرام از سرجایش بلند شد و به سمت تخته رفت.
-خوبه ! حالا میخوام با خوندن ورد " سکتیاموس " از خودت در مقابل وردی که میفرستم دفاع کنی،آماده ای ?
رز نقس عمیقی کشید و به آرامی سرش را به نشانه تایید تکان داد و به عقب رفت.
-اکسپریال موس !!
رز در همان لحظه سریعا ورد را دفاع از خود را خواند و وردی که ویکتور به سمت او فرستاده بود خنثی کرد.
دانش آموزان رز را تشویق کردند و سپس رز به آرامی بر سر جایش نشست.کمی نگذشت که زنگ به صدا درآمد.
ویکتور از دانش آموزان خداحافظی کرد و به سرعت از کلاس خارج شد.
مدتی بعد سکوت دوباره کلاس را فرا گرفت.
تکالیف :
1-آیا معنای ورد "سکتیاموس " را میدانید ? فکر میکنید چه معنایی دارد ?(5نمره)
2-به نظر شما جادوی سفید به چه جادویی گفته میشود?(5نمره)
3-فرض کنید با لرد سیاه در حال مبارزه هستید و میتوانید نتها از ورد "سکتیاموس" استفاده،یک رول کوتاه درباره این موضوع بنویسید.(10نمره)
4-کاربرد ورد "سکتیاموس" را با استفاده از تخیل خود بنویسید.(10نمره)
5-کلاس چگونه بود?(ارزش یابی)
نکته:حتما هر سوال را در یک بند جواب دهید و اگر کمتر بنویسید امتیاز کمتری کسب میکنید.هرگونه مشکل در پیام شخصی
باتشکر از همگی.ببخشید اگه خوب نشده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 1:09:41
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 1:16:53
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 2:25:00
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 14:02:35
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 16:04:06
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 1:16:53
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 2:25:00
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 14:02:35
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1389/10/3 16:04:06
»»» ارزشـی گولاخ «««
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/03/07
تولد نقش: 1396/08/07
آخرین ورود: دوشنبه 11 مرداد 1400 20:30
از: یک جایی!
پستها:
3574

تدریس درس دفاع در برابر جادوی سیاه در ترم دهم در روزهای پنجشنبه توسط استاد ویکتور کرام
جلسه اول تدریس: پنجشنبه 2 دی ماه
لطفا جهت آشنایی با قوانین و اطلاعیه های هاگوارتز تاپیک های قوانین هاگوارتز و تابلوی اعلانات را مطالعه نمایید.
جلسه اول تدریس: پنجشنبه 2 دی ماه
لطفا جهت آشنایی با قوانین و اطلاعیه های هاگوارتز تاپیک های قوانین هاگوارتز و تابلوی اعلانات را مطالعه نمایید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1389/10/1 18:16:56
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1389/10/1 18:20:21
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1389/10/1 18:20:21
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!


جزئیات کاربر

تکلیف :
یک رول بنویسید و در اون، یک دوئل یا هرچیز دلخواه دیگه ای رو اجرا کنید. دقت کنید که حتما دو طلسم آواداکوماندو و ملوکیوم در رولتون به کار رفته باشه.
گویل در حالی که دستان گوشتالیش را به ماتحتش چسبانده است، همانند یک اردک در حالی که به هِنو هِن افتاده است در طول سرسرای ورودی در حال دویدن است...
بعد از چند دقیقه در حالی که سینه پهنش بالا وپایین می رود، وارد تالار مخفیِ اسلیترین ها می شود و به جستجوی مالفوی می پردازد.در گوشه ایی از سالن پنسی پاریکنسون عکسی از هری پاتر را در دست دارد وسعی دارد عملی شیطانی را روی او انجام دهد...
-پنسی؟
پنسی سرش را بلند می کند و با دیدن چهره ی به رنگ خون در آمده ی گویل، با نیشخند کج و معوجی دندانهای بدقواره اش را نشان گویل می دهد."چیه گویل؟چی می خوای؟
-ببینم، مالفوی رو این دوروبرا ندیدی؟
پنسی دستش را بلند می کند و به انتهای سالنی که سر تا سرش پوشیده از پرچم های سبز رنگ نشان اسلیترین است اشاره می کند."اوناهاش،اونجاس!"
"دراکو؟"
دراکوی مالفوی با چهره ی رنگ پریده وچانه ی مثلثی شکلش بر می گردد و به سمت گویل می آید."چی شده؟"
گویل در حالی که از خوشحالی در پست خود نمی گنجد،با غرور سرش را دراکو نزدیک میکند.
-پیداشون کردم!این بهترین موقعییته!همشونو می تونیم به درک فاصل کنیم!
دراکو لبخند رضایت آمیزی زد و گفت:
-کارت عالی بود پسر!الان به بچه ها اعلام می کنم!
در همین لحظه در جنگل ممنوعه هری پاتر به همراه هرمیون و ویزلی ها و دوستشون لی جردن در حال گشت زنی هستند.
رون از روی حرص لگدی به یک کلاه قرمزی می زند و رو به بقیه می گوید:
-آخه چرا ما؟هر چی کار سخته،این دامبلدور خرفت به عهده ی ما میزا...
-شیشششش!قسم میخورم صدای پچ پچ چند نفرو این اطراف شنیدم!
-من که هیچ صدایی نشنیدم!خیالاتی شدی هرمیون!
هرمیون چشم غره ایی به رون رفت.
از لا به لای در ختان انبوه جنگل ممنوعه صدای خش خشی به گوش می رسید.فرد و جورج نگاه شیطنتی آمیزی به یکدیگر کردند و چوب دستی هایشان را بیرون آوردند...
شخصی از میان درختان فریاد زد:
- آواداکوماندو!
طلسم نقره ایی رنگی از لای درختان به سمت جایی که هری رون وهرمیون ایستاده بودند پرتاب شد.
هرمیون فریاد زد:
-پروتگو!
حفاظ نامرئی ومحکمی دورآن سه شکل گرفت؛طلسم به دیواره ی دفاعی کمانه کرد وبه درختی برخورد کرد و باعث شد درخت به دو نیم تقسیم شود...
فرد، جورج ولی جردن هر یک به پشت درختان اطراف پنهان شدند و سنگر گرفتند..
صدای سردی از میان درختان به گوش رسید...
-هری پاتر مشهور!همیشه کسی هست که نجاتت بده!اما امروز دیگه نه اون پیرمرد خرفت مشگن دوست رفته به لندن!تو و اون خون لجنی و اون ویزلی های خائن اینجا تنهایین!
رون در گوش هرمیون نجوا کرد:
-مالفوی؟!
-هیس!
هری با صدای بلندی فریاد کشید:"چی می خوای مالفوی؟"
-چیز سختی نیس!یه کشتار دسته جمعیه!
صدای قهقه ی اسلیترین ها از پشت درختان به گوش رسید...
این بار اسلیترین ها همه با هم فریاد کشیدند" آواداکوماندو!"
گریفیندوری ها هم همگی فریاد زدند: " ملوکیوم "!
صدای زنانه وخشنی به گوش رسید:
-کافیه!
پرفسور مگ گوناگل با عصبانیت به سمت آنها آمد...
همتون بیاین اینجا! می خوام همین حالا راجع به این قانون شکنی توضیح بدین!دوشیزه گرنجر!از شما انتظار نداشتم!!!!
هرمیون سرش را پایین انداخت و گفت:
-حق باشماس پرفسور،اما ما مقصر نیسیم!
مالفوی غرید:
-دختره ی دورغگو!
رون دستانش را مشت کرد وخواست به مالفوی حمله ور شود،اما هری از پشت او را گرفت.
پرفسور مگ گونگال رو به مالفوی کرد:
-دهنتو ببند مالفوی!دوشیزه گرنجر؟
-پرفسور ما داشتیم تو جنگل ماموریتی برای پرفسور دامبلدور انجام می دادیم که یکدفعه به سمتمون طلسم پرتاب شد...
مگ گونگال بعد از شنیدن حرفهای هرمیون کمی سکوت کرد،سپس با عصبانیت به سمت اسلیترین ها برگشت و گفت:
-همه ی شما ها مجازات خواهید شد!با اینکه سرگروهتون نیستم،اما با پرفسور اسنیپ صحبت میکنم!به خانوادهاتون نامه نوشته میشه و 2هفته حبس می شید!
مالفوی با نفرت به چهرههای خندان گریفیندوری ها خیره شد و گفت:
-اما پرفسور..
-اما نداره مالفوی!بهتره ازم ممنون باشی که ترتیب اخراجتو نمی دم!زود باشین!برگردین قلعه،هر دو گروه...
یک رول بنویسید و در اون، یک دوئل یا هرچیز دلخواه دیگه ای رو اجرا کنید. دقت کنید که حتما دو طلسم آواداکوماندو و ملوکیوم در رولتون به کار رفته باشه.
گویل در حالی که دستان گوشتالیش را به ماتحتش چسبانده است، همانند یک اردک در حالی که به هِنو هِن افتاده است در طول سرسرای ورودی در حال دویدن است...
بعد از چند دقیقه در حالی که سینه پهنش بالا وپایین می رود، وارد تالار مخفیِ اسلیترین ها می شود و به جستجوی مالفوی می پردازد.در گوشه ایی از سالن پنسی پاریکنسون عکسی از هری پاتر را در دست دارد وسعی دارد عملی شیطانی را روی او انجام دهد...
-پنسی؟
پنسی سرش را بلند می کند و با دیدن چهره ی به رنگ خون در آمده ی گویل، با نیشخند کج و معوجی دندانهای بدقواره اش را نشان گویل می دهد."چیه گویل؟چی می خوای؟
-ببینم، مالفوی رو این دوروبرا ندیدی؟
پنسی دستش را بلند می کند و به انتهای سالنی که سر تا سرش پوشیده از پرچم های سبز رنگ نشان اسلیترین است اشاره می کند."اوناهاش،اونجاس!"
"دراکو؟"
دراکوی مالفوی با چهره ی رنگ پریده وچانه ی مثلثی شکلش بر می گردد و به سمت گویل می آید."چی شده؟"
گویل در حالی که از خوشحالی در پست خود نمی گنجد،با غرور سرش را دراکو نزدیک میکند.
-پیداشون کردم!این بهترین موقعییته!همشونو می تونیم به درک فاصل کنیم!
دراکو لبخند رضایت آمیزی زد و گفت:
-کارت عالی بود پسر!الان به بچه ها اعلام می کنم!
در همین لحظه در جنگل ممنوعه هری پاتر به همراه هرمیون و ویزلی ها و دوستشون لی جردن در حال گشت زنی هستند.
رون از روی حرص لگدی به یک کلاه قرمزی می زند و رو به بقیه می گوید:
-آخه چرا ما؟هر چی کار سخته،این دامبلدور خرفت به عهده ی ما میزا...
-شیشششش!قسم میخورم صدای پچ پچ چند نفرو این اطراف شنیدم!
-من که هیچ صدایی نشنیدم!خیالاتی شدی هرمیون!
هرمیون چشم غره ایی به رون رفت.
از لا به لای در ختان انبوه جنگل ممنوعه صدای خش خشی به گوش می رسید.فرد و جورج نگاه شیطنتی آمیزی به یکدیگر کردند و چوب دستی هایشان را بیرون آوردند...
شخصی از میان درختان فریاد زد:
- آواداکوماندو!
طلسم نقره ایی رنگی از لای درختان به سمت جایی که هری رون وهرمیون ایستاده بودند پرتاب شد.
هرمیون فریاد زد:
-پروتگو!
حفاظ نامرئی ومحکمی دورآن سه شکل گرفت؛طلسم به دیواره ی دفاعی کمانه کرد وبه درختی برخورد کرد و باعث شد درخت به دو نیم تقسیم شود...
فرد، جورج ولی جردن هر یک به پشت درختان اطراف پنهان شدند و سنگر گرفتند..
صدای سردی از میان درختان به گوش رسید...
-هری پاتر مشهور!همیشه کسی هست که نجاتت بده!اما امروز دیگه نه اون پیرمرد خرفت مشگن دوست رفته به لندن!تو و اون خون لجنی و اون ویزلی های خائن اینجا تنهایین!
رون در گوش هرمیون نجوا کرد:
-مالفوی؟!
-هیس!
هری با صدای بلندی فریاد کشید:"چی می خوای مالفوی؟"
-چیز سختی نیس!یه کشتار دسته جمعیه!
صدای قهقه ی اسلیترین ها از پشت درختان به گوش رسید...
این بار اسلیترین ها همه با هم فریاد کشیدند" آواداکوماندو!"
گریفیندوری ها هم همگی فریاد زدند: " ملوکیوم "!
صدای زنانه وخشنی به گوش رسید:
-کافیه!
پرفسور مگ گوناگل با عصبانیت به سمت آنها آمد...
همتون بیاین اینجا! می خوام همین حالا راجع به این قانون شکنی توضیح بدین!دوشیزه گرنجر!از شما انتظار نداشتم!!!!
هرمیون سرش را پایین انداخت و گفت:
-حق باشماس پرفسور،اما ما مقصر نیسیم!
مالفوی غرید:
-دختره ی دورغگو!
رون دستانش را مشت کرد وخواست به مالفوی حمله ور شود،اما هری از پشت او را گرفت.
پرفسور مگ گونگال رو به مالفوی کرد:
-دهنتو ببند مالفوی!دوشیزه گرنجر؟
-پرفسور ما داشتیم تو جنگل ماموریتی برای پرفسور دامبلدور انجام می دادیم که یکدفعه به سمتمون طلسم پرتاب شد...
مگ گونگال بعد از شنیدن حرفهای هرمیون کمی سکوت کرد،سپس با عصبانیت به سمت اسلیترین ها برگشت و گفت:
-همه ی شما ها مجازات خواهید شد!با اینکه سرگروهتون نیستم،اما با پرفسور اسنیپ صحبت میکنم!به خانوادهاتون نامه نوشته میشه و 2هفته حبس می شید!
مالفوی با نفرت به چهرههای خندان گریفیندوری ها خیره شد و گفت:
-اما پرفسور..
-اما نداره مالفوی!بهتره ازم ممنون باشی که ترتیب اخراجتو نمی دم!زود باشین!برگردین قلعه،هر دو گروه...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b] به یاد شناسه ی قبلیم:«د�
جزئیات کاربر

یک رول بنویسید که در آنیک دوئل یا هر چیز دلخواهتان را اجرا کنید.دقت کنید که در آن حداقل دو طلسم آوادا کوماندو و ملو کیوم به کار رفته باشد.
بعد از تدریس این درس تالار اسرار باز شد و استاد بادراد ریشو محل دوئل را دوباره بنا نهاد.در اینجا جیمز پاتر و لوسیوس مالفوی و آنتونیون دالاهوف با سیریوس بلک دوئل می کنند.
جیمز:
_استوپیفای.
_آوادا کداورا.
جیمز جا خالی میده می گه:
ملوکیوم.
ولی لوسیوس جا خالی میده و همین طلسم را به سمت جیمز می فرسته:
_ملوکیوم.
باز اوجا خالی می ده و با طلسم اکسپلیارموس چوبدستی لوسیوس مالفوی را تصاحب می کنه.
در آن سمت:
سیریوس:
_آوادا کوماندو.
لوسیوس و آنتونیون میوفتن و می میرن.
اسلیترینی ها به رهبری بلاتریکس لسترنجر میآن ولی جیمز و سیریوس با هم دیگه میگن
_آوادا کوماندو.
همه ی اسلیترینی ها می میرن و گریفیندور برنده جام گروه و کوییدیچ می شه.
بعد از تدریس این درس تالار اسرار باز شد و استاد بادراد ریشو محل دوئل را دوباره بنا نهاد.در اینجا جیمز پاتر و لوسیوس مالفوی و آنتونیون دالاهوف با سیریوس بلک دوئل می کنند.
جیمز:
_استوپیفای.
_آوادا کداورا.
جیمز جا خالی میده می گه:
ملوکیوم.
ولی لوسیوس جا خالی میده و همین طلسم را به سمت جیمز می فرسته:
_ملوکیوم.
باز اوجا خالی می ده و با طلسم اکسپلیارموس چوبدستی لوسیوس مالفوی را تصاحب می کنه.
در آن سمت:
سیریوس:
_آوادا کوماندو.
لوسیوس و آنتونیون میوفتن و می میرن.
اسلیترینی ها به رهبری بلاتریکس لسترنجر میآن ولی جیمز و سیریوس با هم دیگه میگن
_آوادا کوماندو.
همه ی اسلیترینی ها می میرن و گریفیندور برنده جام گروه و کوییدیچ می شه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آخرین دشمنی که بایدنابود شود مرگ است

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/02/29
آخرین ورود: پنجشنبه 30 آذر 1391 21:10
از: شیر موز فروشی اصغر آقا!
پستها:
88

جلسه دوم
کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه طبق معمول مملو از دانش آموز بود. در همین لحظه استاد معظم ،بادراد (دامت برکاته) وارد کلاس میشه و چوبشو به طرف بچه ها میگیره.
- آواداکوماندو!
در یک لحظه یک برق سفید کلاسو برمیداره و ده نفر با همدیگه میفتن و میمیرن!
بادراد سرشو به نشانه ی نارضایتی تکون میده و میره روی صندلیش میشینه.
- دیدید که اینارو چجوری فرستادم ته دریا؟! طلسم " آواداکوماندو " یک طلسم ممنوعه برای کشتار جمعیه ولی یک فرق کاملا اساسی با طلسم هم خانواده اش یعنی " آوادکداورا " داره. کی میدونه؟
هرمیون گرنجر دستشو میبره بالا.
بادراد : آواداکداورا!
هرمیون میفته میمیره و بادراد ادامه میده.
- فرقشون اینه که برای آوادکداورا هیچ طلسم دفاعی ای وجود نداره ولی برای طلسم آواداکوماندو طلسم دفاعی وجود داره. کسی میدونی این طلسم دفاعی چی هست؟
دانش آموزا :
بادراد نفسشو با سر و صدا بیرون میده.
- خیلی خب! طلسم هست " ملوکیوم "! چوبتون رو باید دو دور از سمت راست بچرخونید و بعد طلسم رو فریاد بزنین. اوکی؟
دانش آموزا : اوکی!
بادراد : خیلی خب... آواداکوماندو!
و همه دانش آموزا میفتن و میمیرن.
تکلیف :
یک رول بنویسید و در اون، یک دوئل یا هرچیز دلخواه دیگه ای رو اجرا کنید. دقت کنید که حتما دو طلسم آواداکوماندو و ملوکیوم در رولتون به کار رفته باشه.
کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه طبق معمول مملو از دانش آموز بود. در همین لحظه استاد معظم ،بادراد (دامت برکاته) وارد کلاس میشه و چوبشو به طرف بچه ها میگیره.
- آواداکوماندو!

در یک لحظه یک برق سفید کلاسو برمیداره و ده نفر با همدیگه میفتن و میمیرن!
بادراد سرشو به نشانه ی نارضایتی تکون میده و میره روی صندلیش میشینه.
- دیدید که اینارو چجوری فرستادم ته دریا؟! طلسم " آواداکوماندو " یک طلسم ممنوعه برای کشتار جمعیه ولی یک فرق کاملا اساسی با طلسم هم خانواده اش یعنی " آوادکداورا " داره. کی میدونه؟
هرمیون گرنجر دستشو میبره بالا.
بادراد : آواداکداورا!

هرمیون میفته میمیره و بادراد ادامه میده.
- فرقشون اینه که برای آوادکداورا هیچ طلسم دفاعی ای وجود نداره ولی برای طلسم آواداکوماندو طلسم دفاعی وجود داره. کسی میدونی این طلسم دفاعی چی هست؟
دانش آموزا :
بادراد نفسشو با سر و صدا بیرون میده.
- خیلی خب! طلسم هست " ملوکیوم "! چوبتون رو باید دو دور از سمت راست بچرخونید و بعد طلسم رو فریاد بزنین. اوکی؟
دانش آموزا : اوکی!
بادراد : خیلی خب... آواداکوماندو!

و همه دانش آموزا میفتن و میمیرن.
تکلیف :
یک رول بنویسید و در اون، یک دوئل یا هرچیز دلخواه دیگه ای رو اجرا کنید. دقت کنید که حتما دو طلسم آواداکوماندو و ملوکیوم در رولتون به کار رفته باشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بادراد ریشو در 1389/4/22 21:57:28
جزئیات کاربر

1. به نظر شما اولین شیء سیاهی که توسط سالازار ساخته شد چی بود؟ ( 5 نمره )
چون سالازار از همون اول بچگی خیلی بچه شری بود و عقده ای هم بود چون این قدر شر بود هیچ کس بهش نمی گفت گوگولی مگولی و همه به گودریک می گفتن گوگولی مگولی عمو در سن سه سالگی رو به ساخت اشیائ سیاه آورد.
و در چهار سالگی موفق به ساخت اولین آن شد.
و آن هم چیزی نبود جز یک جارو اسباب بازی خراب که تنها وسیله بازی او بود و با آن بچه های همسایه را مورد آزار و کرم قرار می داد.
2. سه تا از خطرناک ترین اشیاء سیاهی که در دنیا وجود داره رو بنویسید. ( 10 نمره )
1 . جاروی پرنده سیاه : یه جاروی پرنده سیاه رنگه که البته رنگ اونو برای فریب عوض می کنن ولی با ورد هایی مانن ذکر شده توسط معلم موفق به تشخیص آن هستیم. این جارو وقتی سوارش می شی می چسبی بهش و به هیچ عنوان جدا نمی شی و هیچوقت هم نمی تونی بشینی روی زمین و اینقدر پرواز می کنی تا بمیری.
2 . امتحانات ترم خرداد : یک آزمون خطرناک است که توسط معلمین جادو شده و فرد تا لحظات پایانی آزمون سر جلسه می نشیند ولی اندکی از برگه اش را پر می کند . این آزمون به ضد تقلب مجاز است و اگر تقلب کنی جیغ می کشد. از نتایج آن گرفتن تابستان و حتی یک سال عقب افتادن است. و زندگی را اینقدر نابود می کن که فرد اقدام به خودکشی می کند.
3 . ریش بادراد ریشو :
این ریش به طوری جادو شده که به فرد مورد نظر می چشبد و شخصیت او را پشت خود پنهان می کند. این ریش باعث می شود در صورتی که یک نفر بیشتر از یک کلمه به فرد چیزی بگوید فرد نفرین آواداکداورا را نصیب او کند.
3. یک شیء سیاه رو نام ببرید، کاری که انجام میده رو بنویسید و بنویسید که چه کسی اونو اختراع کرد. ( 15 نمره)
cd سیاه :
یک نوع سی دی است که در آن انواع ویروس های جادویی موجود است و اگر فرد مشنگی آن را وارد کامپیوتر یا رایانه
کند رایانه از کار افتاده و تا ابد کار نمی کند.
این سی دی را اولین بار فردی مشنگ آزار که خو مشنگ زاده بود و چون همیشه به این دلیل مسخرش می کردن از مشنگ ها متفنر بود اختراع کرد. نام او چخوف مخوف بود که در روسیه زندگی می کرد.
چون سالازار از همون اول بچگی خیلی بچه شری بود و عقده ای هم بود چون این قدر شر بود هیچ کس بهش نمی گفت گوگولی مگولی و همه به گودریک می گفتن گوگولی مگولی عمو در سن سه سالگی رو به ساخت اشیائ سیاه آورد.
و در چهار سالگی موفق به ساخت اولین آن شد.
و آن هم چیزی نبود جز یک جارو اسباب بازی خراب که تنها وسیله بازی او بود و با آن بچه های همسایه را مورد آزار و کرم قرار می داد.
2. سه تا از خطرناک ترین اشیاء سیاهی که در دنیا وجود داره رو بنویسید. ( 10 نمره )
1 . جاروی پرنده سیاه : یه جاروی پرنده سیاه رنگه که البته رنگ اونو برای فریب عوض می کنن ولی با ورد هایی مانن ذکر شده توسط معلم موفق به تشخیص آن هستیم. این جارو وقتی سوارش می شی می چسبی بهش و به هیچ عنوان جدا نمی شی و هیچوقت هم نمی تونی بشینی روی زمین و اینقدر پرواز می کنی تا بمیری.
2 . امتحانات ترم خرداد : یک آزمون خطرناک است که توسط معلمین جادو شده و فرد تا لحظات پایانی آزمون سر جلسه می نشیند ولی اندکی از برگه اش را پر می کند . این آزمون به ضد تقلب مجاز است و اگر تقلب کنی جیغ می کشد. از نتایج آن گرفتن تابستان و حتی یک سال عقب افتادن است. و زندگی را اینقدر نابود می کن که فرد اقدام به خودکشی می کند.
3 . ریش بادراد ریشو :
این ریش به طوری جادو شده که به فرد مورد نظر می چشبد و شخصیت او را پشت خود پنهان می کند. این ریش باعث می شود در صورتی که یک نفر بیشتر از یک کلمه به فرد چیزی بگوید فرد نفرین آواداکداورا را نصیب او کند.3. یک شیء سیاه رو نام ببرید، کاری که انجام میده رو بنویسید و بنویسید که چه کسی اونو اختراع کرد. ( 15 نمره)
cd سیاه :
یک نوع سی دی است که در آن انواع ویروس های جادویی موجود است و اگر فرد مشنگی آن را وارد کامپیوتر یا رایانه
کند رایانه از کار افتاده و تا ابد کار نمی کند. این سی دی را اولین بار فردی مشنگ آزار که خو مشنگ زاده بود و چون همیشه به این دلیل مسخرش می کردن از مشنگ ها متفنر بود اختراع کرد. نام او چخوف مخوف بود که در روسیه زندگی می کرد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
چوب می خوای؟
جزئیات کاربر

1. به نظر شما اولین شیء سیاهی که توسط سالازار ساخته شد چی بود؟ ( 5 نمره )
اولین شی ء سیاهی که توسط سالازار اسلیترین ساخته شد مربوط به 150 سال پیش است . در اون زمان سالازار نوجوان کنجکاو وباهوشی بود که علاقه ی وافری به جادوی سیاه داشت.یک روز که در جنگ ممنوعه در حال سر کشی بود، به نوعی خارپشت شاخ دار برخورد کرد و تصمیم گرفت خار پشت را به یک موجود سمی وخطرناک تبدیل کند و به نوعی او را برای خود تبدیل به یک سپر بلا کند.او با استفاده از جادویی خاص خارپشت را تبدیل به چیزی که کرد که 3 کاربرد داشت. وقتی سالازار به او اشاره می کرد تیغ هایش به سمت مهاجمین پرتاب می شد و همراه با آتش دوزخی بود.کاربرد دوم مایع سمی ایی بود که از دهان خارپشت خارج می شد وباعث فلج شدن دیگران می شد. مورد سوم شاخ هایش به سرعت رشد می کرد و با تیزیه برنده ایی به اعضای بدن آسیب می رساند.این شی ء اولین شی خطرناک در طول تاریخ جادوگری بود.
2. سه تا از خطرناک ترین اشیاء سیاهی که در دنیا وجود داره رو بنویسید. ( 10 نمره )
آینه ی سمی:این آینه سمی مهلک وخطرناکی را درون خود دارد،با نزدیک شدن به این آینه وخیره شدن درآن صرف یک ساعت سم قوی وکشنده ایی در تمام بدن پخش می شود و منجر به مرگ می شود.
چوب دستیه کشنده: این چوب دستی قدرت عیجبی دارد و به محض روبرو شدن با دشمنان خود به طور غیر ارادی دیگران رو می کشد.این چوب دستی توسط یک چوب دستی ساز روسی برای یک جادوگر سیاه ساخته شد.همکنون هیچ کس از محل دقیق این چوب دستی اطلاعی ندارد.
گردنبند شیطانی:این گردنبند سیاه به محض آنکه کسی آن در گردنش بیاندازد،درون گردن شخص آنقدر گره می خورد وفشار می دهد که شخص گردنش کبود میشود وخفه می شود.
3. یک شیء سیاه رو نام ببرید، کاری که انجام میده رو بنویسید و بنویسید که چه کسی اونو اختراع کرد. ( 15 نمره )
ساعت خفه کن:
طرز کاربرد این شی به این صورت است که هر زمان کسی به این شی نزدیک شود وقصد عوض کردن زمان ودستکاری آن را داشته باشد ، دو اهرم به شکل دستان انسان از در پشتی ساعت بیرون آمده و فرد را خفه می کند تا درس عبرتی باشد برای افراد خاطی.این ساعت اولین بار توسط جادوگر نیمه شیطانی به نام جوزف ترسناک ساخته شد.اما به دلیل استفاده ی غیر قانونی،هم اکنون توسط مامورین وزارت خانه در اداره ی استفاده ی نادرست از اشیای ماگلی نگهداری می شود وتوقیف شده است.
اولین شی ء سیاهی که توسط سالازار اسلیترین ساخته شد مربوط به 150 سال پیش است . در اون زمان سالازار نوجوان کنجکاو وباهوشی بود که علاقه ی وافری به جادوی سیاه داشت.یک روز که در جنگ ممنوعه در حال سر کشی بود، به نوعی خارپشت شاخ دار برخورد کرد و تصمیم گرفت خار پشت را به یک موجود سمی وخطرناک تبدیل کند و به نوعی او را برای خود تبدیل به یک سپر بلا کند.او با استفاده از جادویی خاص خارپشت را تبدیل به چیزی که کرد که 3 کاربرد داشت. وقتی سالازار به او اشاره می کرد تیغ هایش به سمت مهاجمین پرتاب می شد و همراه با آتش دوزخی بود.کاربرد دوم مایع سمی ایی بود که از دهان خارپشت خارج می شد وباعث فلج شدن دیگران می شد. مورد سوم شاخ هایش به سرعت رشد می کرد و با تیزیه برنده ایی به اعضای بدن آسیب می رساند.این شی ء اولین شی خطرناک در طول تاریخ جادوگری بود.
2. سه تا از خطرناک ترین اشیاء سیاهی که در دنیا وجود داره رو بنویسید. ( 10 نمره )
آینه ی سمی:این آینه سمی مهلک وخطرناکی را درون خود دارد،با نزدیک شدن به این آینه وخیره شدن درآن صرف یک ساعت سم قوی وکشنده ایی در تمام بدن پخش می شود و منجر به مرگ می شود.
چوب دستیه کشنده: این چوب دستی قدرت عیجبی دارد و به محض روبرو شدن با دشمنان خود به طور غیر ارادی دیگران رو می کشد.این چوب دستی توسط یک چوب دستی ساز روسی برای یک جادوگر سیاه ساخته شد.همکنون هیچ کس از محل دقیق این چوب دستی اطلاعی ندارد.
گردنبند شیطانی:این گردنبند سیاه به محض آنکه کسی آن در گردنش بیاندازد،درون گردن شخص آنقدر گره می خورد وفشار می دهد که شخص گردنش کبود میشود وخفه می شود.
3. یک شیء سیاه رو نام ببرید، کاری که انجام میده رو بنویسید و بنویسید که چه کسی اونو اختراع کرد. ( 15 نمره )
ساعت خفه کن:
طرز کاربرد این شی به این صورت است که هر زمان کسی به این شی نزدیک شود وقصد عوض کردن زمان ودستکاری آن را داشته باشد ، دو اهرم به شکل دستان انسان از در پشتی ساعت بیرون آمده و فرد را خفه می کند تا درس عبرتی باشد برای افراد خاطی.این ساعت اولین بار توسط جادوگر نیمه شیطانی به نام جوزف ترسناک ساخته شد.اما به دلیل استفاده ی غیر قانونی،هم اکنون توسط مامورین وزارت خانه در اداره ی استفاده ی نادرست از اشیای ماگلی نگهداری می شود وتوقیف شده است.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b] به یاد شناسه ی قبلیم:«د�
