جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

34 کاربر(ها) آنلاین هستند (18 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
29
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  107 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  220 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  224 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  214 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: شنبه 28 آذر 1388 19:19
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از این که برنامه به اتمام رسید خبر نگار گفت:
-اقای اسکریم این چه مصاحبه ای بود اخه من چه کار کنم اخبار cnn ماله امریکا بعد میگی غذاست
اسکریم که بسیار ناراحت شده بود و نمیدانست چه بگوید گفت:
-م..ممن.. راستش امادگی نداشتم نمیدونستم چه سوال هایی می پرسین تازه سازمان ملل جادوگری هسته ایش کجا بود
لري كينگ گفت:
-حتما که نباید راست بگی باید یه چیزی بگی بد این شکل ها چی بود در میاری
اسکریم گفت:
-خیلی خوب با این اخبارتون من گفتم شاید لااقل یه چایی میدین
لري كينگ گفت:
-لطفا اقای اسکریم را خیلی محترمانه بندازیـــد بیــــرون
اسکریم گفت:
-cnn اصلا بدرد هیچی نمیخوره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1388 21:57
نمایش جزئیات
آفلاین
آقايون و خانم ها ...
توجه كنيد ...
خرمشهر شهر خون آزاد شد ...
ببخشيد ببخشيد ...
آقا توجه كنيد ...
سوژه نبايد از مصاحبه ها و سخنراني ها خارج شه ! لطفا سوژه رو از روال عادي خارج نكنيد !

----------------------------------------------------------------------------
در همين لحظه اسكريم جيور گفت : نيويورك كه يه شهره ! رييس جمهور نداره !
گودريك حرف او تاييد كرد و گفت : اصلا بيخيال ... فردا ميريم دوباره مصاحبه ميكنيم ... خوبه ؟
همه ي هيئت حرف اورا تاييد كردند و ...

فردا صبح
استديو CNN

اسكريم جيور ، مقابل لري كينگ ، مجري جنجالي شبكه ي CNN نشسته بود و منتظر بود تا برنامه شروع شود . هنگامي كه برنامه شروع شد ، پس از سلام و احوال پرسي ، لري كينگ سوال اول خود را مطرح كرد ...

- جناب اسكريم جيور ، شما در ساخت چندمين نيروگاه هسته اي خود هستيد ؟
اسكريم جيور : اگه منظورتون هسته هست ، ما هروقت ميوه ميخوريم هسته اش رو دور ميريزيم .
- نه ... نه ... منظورم رو نفهميديد ... منظورم راجع به انرژي هسته اي هست .
اسكريم جيور كه صحبت هايي رو در اين باره در سازمان ملل شنيده بود ، ابتدا آب دهانش را قورت داد و گفت : به جون بچه هام ... ارواح خاك پدرم ، جادوگران هيچ نيروگاهي نداره .
لري كينگ : اوهوم ... خب سوال بعدي ... نظر شما راجع به آمريكا چيه ؟
اسكريم جيور كه فكر ميكرد ، آمريكا يك نوع غذاست ، جواب داد : آمريكا غذاي خوشمزه ايه ! ما خورديم خوشمون اومد ...
لري كينگ كه ميديد روفوس داره به برنامه اش گند ميزنه ، گفت : ببينندگان عزيز شما را به ديدن چند پيام بازرگاني دعوت ميكنم .
سپس رو كرد به اسكريم جيور و گفت : آمريكا غذا نيست ... كشوره ! فهميدي ؟
- آره !
- آماده اي ؟
- اوهوم ...
دوباره برنامه از سر گرفته شد و لري كينگ يك سوال ديگر پرسيد ...
- نظر شما راجع به انرژي هسته اي ايران چيه ؟
اسكريم جيور :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روفوس اسكريم جیور در 1388/9/27 22:02:40
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1388 00:41
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد همه به هتل رفتند و استراحت کردند و فردای انروز روز مصاحبه ی اسکریم بود که ساعت 9 صبح برگزار می شد وقتی که اسکریم از خواب بیدار شد گفت:
-بچه ها برایان روونا بلند شین روز بزرگیه باید بریم مصاحبه
برایان گفت:
-باشه بیدار شدم بابا بریم لباسام رو بپوشم
وقتی که اسکریم و بقیه به انجا رسیدند پر از خبر نگار بود و رییس جمهور نیویورک هم مصاحبه داشت بعد اسکریم مصاحبه خود را شروع کرد و گفت:
-سلام من روفوس اسکریم جیور هستم
خبر نگار ها گفتند :
-اا بخشید چی شد که شما گم شدید و این اتفاق ها افتاد؟؟

صدای خبر نگار ها همه جا بود و همه جا پر از سرو صدا...
اسکریم گفت:
-منو ربودن و متاسفانه نتونستم در خدمت شما باشم ولی خوب همه چی حل شد
دو دقیقه بعد ...
صدای شلیک گلوله و خوردن تیر به رییس جمهور
برایان گفت:
-بریم بریم اسکریم بریم خیلی خطر ناکه
روونا گفت:
-بریم به رییس جمهور شلیک شده قربان برای شما هم خطر زیادی هست
بعد انها به داخل هتل رفتند و اخبار گفت:
-متاسفانه رییس جمهور نیویورک ترور شد و کشته شدند و باید کاندید ها و عضو های جدید یعنی چهار نفر برای رییس جمهور شدن نیاز داریم
برایان گفت:
-چه اتفاق های بدی باید سریع رییس جمهور رو انتخاب کنند
بعد ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط برایان دامبلدور در 1388/9/27 0:49:18
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: پنجشنبه 26 آذر 1388 19:31
نمایش جزئیات
آفلاین
بنا براين تصميم گرفتند تا به غرب حركت كنند و هنگامي كه به غرب جنگل رسيدند ، متوجه شدند كه هيئت اعضامي زود تر از آنها رسيده اند و با استفاده از داروهاي درون جنگل روفوس را بهبود داده اند . روفوس كه حالش بهتر شده بود روكرد به هيئت اعضامي و گفت : بچه ها ما يه عضو جديد داريم كه برايان دامبلدوره ... اميدوارم با هم خوب باشيد .
سپس ادامه داد : خيله خب ... ما با استفاده از پودر سفر دوباره به نيويورك بر ميگرديم چون برنامه هاي زيادي اونجا داريم ...
جيني سوال كرد : ولي چطور ؟
- از طريق كلبه اي كه در نزديكي اينجاست ... ما از طريق شومينه اي كه توي كلبه هست ، به نيويورك ميريم ... پس بزنيد بريم .

پس از نيم ساعت
درون كلبه

- ولي به نظر من كار بديه بدون اجازه ي يه نفر بريم توي كلبه اش .
ترورس جواب داد : مگه ميخوايم بريم دزدي ... فقط ميخوايم از اونجا بريم نيويورك ...
سرانجام هيئت اعضامي به وسيله ي پودر سفر به نيويورك رفتند و هنگامي كه به آنجا رفتند ، روفوس به دبيركل سازمان ملل توضيح داد كه آن يك نفر كه كشته شد ، قصد دزدي داشته و سرانجام توانست مسئله را ختم به خير كند . پس از صحبت هاي روفوس با دبيركل ، يك نفر از شبكه ي CNN به روفوس گفت كه فردا صبح ، مصاحبه ي تلويزيوني زنده ، با لري كينگ ، خبرنگارجنجالي شبكه ي CNNدارد . روفوس و هيئت اعضامي هم كه روز فوق العاده سختي را گذرانده بودند ، به هتل محل اسكانشان در نيويورك رفتند .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
از تمام اعضا خواهش ميكنم كه سوژه رو به طرز درستي پيش ببرند ... موضوع سوژه ، هيئت اعضامي جادوگران در سازمان ملل بود و اونها هيچ ربطي به جنگل آمازون نداشتند و نبايد چنين اتفاقي وارد داستان ميشد ولي به هرحال درست شد و سوژه به روال عادي برگشت .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: پنجشنبه 26 آذر 1388 18:40
نمایش جزئیات
آفلاین
در حالی که اسکریم به امازون پرتاب شد تمام هیعت عجله زده دنبال اسکریم رفتند و هر کدام از راهی رفتند و همان زمان برایان گفت:
-روونا باید اسکریم رو پیدا کنیم میدونم حال خوبی نداره
روونا گفت:
-می دونم می دونم باشه داریم میریم دنبالش
در حالی که به امازون میرفتن راه زنان جلوی ماشین روونا و برایان را گرفتن و انها را بستن
یکی از انها گفت:
-شما کی هستید چه میخواهید؟؟
روونا گفت:
-به دنبال کسی هستیم و با شما کاری نداریم
راه زن گفت:
-از کجا بدانم با من کاری ندارید هــــا؟
برایان گفت :
-ما به سمت شرغی جنگل میرویم و در جایی که تقریبا اوایل درا
راه زن گفت:
-فردا میزارم برید
روونا گفت:
--چی ما داره رییس مون میمیره باید بریم!!
راه زن گفت:
- همــــین کــه گـــفتم
برایان گفت:
-سر یه زن داد نزن شعور داشته باش فهمیدی
روونا در گوش برایان گفت:
-چه کار عصبانیشون نکن
برایان گفت:
-نترس اگه دستای منو باز کنن با یه طلسم همشونو بی هوش میکنم
روونا گفت:
-باشه باشه ولی خیلی خطرناکه
راه زن گفت:
-تو چی گفتی به من به من دستور میدی بگم بکشنت
برایان گفت:
-میخوام با دست باز بمـــیرم!!!
راه زن گفت:
-دست ها شو باز کنین
تا دست های برایان را باز کردند برایان با یک طلسم همه انها رو خشک کرد و گفت:
-بجنب روونا زیاد وقت نداریم
بعد سوار جاروی پرنده شدن و سرع خوشونو به قسمت غربی رسوندن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط برایان دامبلدور در 1388/9/26 20:46:53
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: دوشنبه 23 آذر 1388 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
در این زمان چند اتفاق با هم رخ داد
مرد راننده روی فرمان اتوموبیل افتاد
ترورس برای لحظه ای دندان بر جگر مرلین گذاشت و جیغ نزد
روفوس روی صندلی افتاد
ناگهان زمان دوباره شروع به حرکت کرد
تاپ..
جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...ـــــــــــــــــــغ
شالاپ..پ..پ
خون.. خون وای خون
روونا از شیشه ی دودی لیموزین به بیرون نگاه کرد.
ظاهرا صدای شلیک گلوله حضار سازمان ملل را به صحن ورودی کشانده بود که به سرعت با هم پچ پچ می کردند.
گودریک به زاخی علامت داد و ناگهان سقف ماشین کنده شد.
ملت یک به یک با صدای دلنشین چَک ! اِ ینی چیزه .. با صدای دلنشین تاپ روی زمین فرود آمدند وبه سمت دبیر کل سازمان ملل که با قیافه ای متعجب آنها را می نگریست جلو رفتند.
- هوی بیا بینم ژاپنی. این صدای روونا بود که یقه ی رئیس را چسبیده بود
- I ‘M KOREAN
روونا به جینی نگاهی از سر کنت آندراستندینگ انداخت و او گفت:
- میگه من کُره ای ام
حالا اهمیتی نداره ژاپنی هستی یا کره ای. مسئولیت این حمله رو کی به عهده می گیره؟ آهای با توام.. حرف بزن !
- I Can’t realize Persian
جینی: اینو دیگه نفهمیدم ! :دی
رئیس که احساس خطر کرده بود دست در حاشیه ی کتش برد و یکی از دکمه هایش را فشار داد
ناگهان اتوموبیل هایی که بر روی سقف آنها منور هایی به رنگ های قرمز و آبی نصب شده بود در کنار ماشین سایه رنگ توقف کردند.
سه وسیله ی پرنده هم که شباهت زیادی به تسترال ناقص الخلقه داشتند در آسمان ظاهر شدند و این صدای گوشخراش در فضا پیچید :
- شما فقط ده ثانیه فرصت دارید که از دبیر کل سازمان ملل فاصله بگیرید، اسلحه هاتونو بندازید و خودتونو تسلیم کنید وگرنه آبکش می شید.

نگاهی بین هیئت اعزامی رد و بدل شد. روونا رئیس را که در هوا معلق بود روی زمین گذاشت. چند قدم عقب رفت و ناگهان هوا به تاریکی گرائید و پودری سیاه رنگ در فضا پیچید..

مایل ها آنطرف تر . آمازون

- تاپ (افکت ظهور)

- خیلی خب اینم از ماموریتمون که به خاطر کارای تو خراب شد.
این ترورس بود که در حال حاضر جیغ نمی کشید و انگشت اشاره اش را روبری دماغ روونا گرفته بود.

گودریک که وضعیت را نگران کننده میدید گفت : آروم باش ترورس؛ در حال حاضر کارای مهتری بجز دعوا کردن داریم. من فکر می کنم باید به روفوس برسیم تا از دست نرفته !

- بله به همین خاطره که من میگم این خانم همه چی رو خراب کرد. اگه به جای اینکه چوبدستی در بیاره خساستو کنار میزاشت و چند گالیون به اون یارو می داد الان همه سالم و سلامت بودیمو ماموریت به خطر نمی افتاد.
- بابا یه کم نفس بکش.
با این حرف ترورس همه به فکر فرو رفتند و دست به سینه و با قیافه ی درهم به روونا نگاه کردند.

روونا سرش را بالا آورد تا به چشمان دوستانش نگاه کند. با حالتی خسته و درمانده پرسید : شما هم اینطور فکر می کنید ؟
در این هنگام در جلوی نگاه های ناراحت ملت جادوگران، روونا روی یک پایش چرخید و آرام گرد شفافی از خاک به هوا بلند شد.
روفوس در یک قدمی مرگ بود.
روونا رفته بود...

ادامه دهید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روونا ریونکلاو در 1388/9/23 1:06:13
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.

باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!

I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: شنبه 21 آذر 1388 21:48
نمایش جزئیات
آفلاین
وقتي همه ي اعضا وارد ماشين شدند ، ناگهان درها قفل شدند و ماشين به راه افتاد ... پس از اينكه چندمتري را طي كردند ، راننده ، ماشين را متوقف كرد و به سمت اعضا برگشت ...
هيئت اعضامي ، راننده را ميديدند كه اسلحه اي را به سمت آنها گرفته بود .
- زود باشيد هرچي پول داريد بديد وگرنه ميكشمتون ...
هيئت اعضامی:

و اینک ادامه ماجرا......

ملت جادوگر که هنوز در حالتی گیج ومنگ به سر می بردند ، با جیغی کر کننده که از اعماق وجود جینی می آمد به خودشان آمدن و هر یک سعی داشتند به گونه ایی بگریزند......

ترورس همچون دخترها جیغ می کشید ، خودش را به در ماشین می کوبید وسعی داشت به هر صورتی از این مخمصه رهایی یابد....

در همین لحظه بود ، که صدای فریاد نکره راننده که اسحله اش را با شدت به سمت آنها تکان می داد ، باعث شد ملت جادوگر برای چند ثانیه ایی ساکت شوند و باز همان قیافهای احمقانه وگیج را به خود بگیرند.

روفوس که سعی در آرام کردن اعضا داشت ، با حالتی پدرانه رو به راننده کرد و گفت:ما هیچ پولی نداریم که به شما بدیم!

نیشخند وحشتناکی بر گوشه دهان راننده نشست و باعث شد دندانهای کج ومعوج وزرد رنگش بیشتر نمایان شود....

به نظر می آمد در طول عمرش بارها این جمله را به کرات از قربانیانش شنیده است ، بنابراین ، بدون توجه به چهره درمانده روفوس هفت تیرش را به پیشانی روفوس چسباند و این بار با فریادی گوش خراش تقاضای خود را تکرار کرد.....

در همین لحظه ،در انتهای صندلی عقب ماشین ، جینی و روونا با یکدیگر نگاههای مشکوکی رد وبدل می کردند ، به نظر میآمد حیله ایی در سر دارند.....

روونا به جینی چشمکی زد وآرام آرام دستانش به سمت جیبهای ردایش در حال خزیدن بود.....

در چند ثانیه در ماشین آشوبی به پا شد ، روونا با یک حرکت سریع چوب دستیش را بیرون کشید و به سمت راننده طلسم بیهوشی را پرتاب کرد که باعث شد راننده عکس العمل شدیدی از خود نشان دهد و ناخواسته دستانش بر روی ماشه بلغزد......

صدای شلیک اسلحه باعث جیغ وداد وهرج مرج در خیابان شد ....

صدای جیغ زنی به وضوح شنیده میشد که آرام آرام وبا ترس ولرز به سمت ماشین می رفت وفریاد می زد :خون .....خون....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دابی در 1388/9/21 21:51:28
[b] به یاد شناسه ی قبلیم:«د�
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: پنجشنبه 19 آذر 1388 13:17
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ...
برايان دامبلدور تاييد شد ...
از همه ي اعضاي سازمان انتظار ميره كه فعاليت داشته باشن ... تازه اين اولين ماموريتمونه ! سوژه هم آسونه ...
پس لطفا يه كمي بجنبيد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 آذر 1388 21:17
نمایش جزئیات
آفلاین
رم عضويت
1 – نام : برایان ولی راستش علی
2- نام خانوادگي: دامبلدر
دوست داريد عضو كدام حزب باشيد ؟
* ليبرال
* ديكتاتوري
میخوام عضو دیکتاتوری باشم

3 – شما عضو چه گروهي هستيد ؟
مرگخواران
محفل ققنوس
الف دال
جوخه ي بازرسي
هيچكدام
الف دال فعلا اگه خدا بخواد

4 – ساختمان مركزي سازمان ملل جادوگري را در سه خط و به طور خلاصه توصيف كنيد . جایی برای رسیدگی به کار ها و حفظ امنیت
5 – پيشنهاد :
هیچی عالیه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: شنبه 14 آذر 1388 22:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه ...
توي سازمان ملل ماگول ها ، اجلاسي برگزارشده كه توي اون قوانيني تصويب ميشن كه به جادوگر ها هم مربوط ميشه ...
رييس سازمان ملل جادوگري هم به سرپرستي اسكريم جيور به نيويورك يعني مقر سازمان ملل اعزام ميشن . بالاخره پس از حوادثي كه رخ ميده ، پس از سخنراني پرزيدنت ايران ، نوبت اسكريم جيور ميشه تا بره و از حق جادوگران دفاع بكنه . حالا اسكريم جيور بالاي سن رفته و در حال سخنراني در صحن علني سازمان ملل متحد هست ...
------------------------------------------------------------------------------------
و البته اينجا جاي داره تا من يه گله از ماگول هاي عزيز هم بكنم ... ببينيد مگه يه جادوگر چه گناهي كرده كه شما وقتي اونو ميبينيد فرار ميكنيد يا داد ميزنيد ... مگه ما چه گناهي كرديم ؟ وقتي چيز ميشه نبايد كه چيز كرد ...
ما هيچوقت به شما بدي نكرديم . پس ما اميدواريم از اين پس ديگر هيچ رفتار بدي با جادوگران و ساحره ها اتفاق نيفته .
صحبت هاي رسا و پرمعني اسكريم جيور ، همه ي حضار را به وجد آورده بود ...
در همين لحظه طبق معمول ترورس شيطنت كرد و فرياد زد : مرلين اكبر !
هيئت اعضامي هم به دنبال او بلند فرياد زدند ...
- مرلين اكبر ... مرلين اكبر ... مرگ بر استكبار
روفوس ادامه داد : بنده بيش از اين وقت شما رو نميگيرم ... بقيه ي صحبت هايم رو در سخنراني بعدي كه دو روز ديگه همينجا برگزار ميشه ، به سمع شما عزيزان ميرسانم ... والسلام عليكم و رحمته المرلين و بركاته
صداي تشويق حضار ، سرتاسر سالن را پر كرده بود .
روفوس از سن پايين آمد و در كنار هيئت اعضامي نشست .
در اين لحظه ترورس محكم به او تنه زد و گفت : ايول روفوس ، باب تركوندي ! همه ديدند كه ما جادوگرا چه آدم هاي با ...
- ببند اون دهنتو
- شرمنده ...
پس از دو ساعت و اتمام جلسه ي سازمان ملل
همه ي اعضاي هيئت كه خسته شده بودند از در سالن عبور كردند و در آنجا بنزي ده در منتظر آنها بود . ناگهان ترورس كه در عمرش چنين ماشيني نديده بود ، به سمت ماشين حمله ور شد ولي ناگهان گلگومات او را با يك دست گرفت و مانع كارش شد .
- نديد بديد ! مودب باش و آبروريزي نكن !
ترورس :
وقتي همه ي اعضا وارد ماشين شدند ، ناگهان درها قفل شدند و ماشين به راه افتاد ... پس از اينكه چندمتري را طي كردند ، راننده ، ماشين را متوقف كرد و به سمت اعضا برگشت ...
هيئت اعضامي ، راننده را ميديدند كه اسلحه اي را به سمت آنها گرفته بود .
- زود باشيد هرچي پول داريد بديد وگرنه ميكشمتون ...
هيئت اعضامي :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...