- بهتره هر وقت نزدیک شد شروع کنیم به فرستادن طلسم! خودتون که میدونین فقط باید به طرف چشماش طلسم بفرستین!
اژدها هر لحظه نزدیک تر می شد ... غرشش کوه را به لرزه می انداخت... صدای فلس هایش در ان بارش شدید برف دیگر به راحتی شنیده می شد
- حالا و صدای شلیک انواع طلسمها به سویش شنیده شد ... پرتو حاصل از طلسمها، اسمان سفید را به رنگهای قرمز و سبز تبدیل کرده بود
- پتریفیکوس توتالوس... سکتو سمپرا ... کروپیاتوس ... اکسپلی اراموس
- کدوم بوقی از افسون خلع سلاح استفاده کرد؟!
ویلهلمنا:
اژدها که اکنون بالای سر شان بود، دهانش را باز کرد و نفسی اتشین به سوی انها فرستاد.
- مواظب باشین
در لحظه برخورد ،تمام برف های روی زمین نشسته بود اب شد و چهره سیاه و زشت کوهستان را به نمایش گذاشت
- خوبه که بهتون گفتم به طرف چشمش طلسم ها رو بفرستید! این طلسمها روی پوست اون هیچی تاثیری نداره!!
- استوپیفای ... سکتو سمپرا ... کانجکتیوز پرتوئی طلائی رنگی به سمت اژدها رفت و او غرشی وحشتناک از روی درد کرد، اوج گرفت و دور شد
- ایول زدمش!
- کارت عالی بود جسی، باید خورده باشه به چشمش، افرین!
کسی چیزیش نشده؟! جسی - چارلی - باب – ویلهلمنا، همتون خوبید؟
چارلی که در نزدیکی باب بود گفت :
باب یکم دچار سوختی شده، به نظر میرسه بقیه حالشون خوبه
ریموس به طرف باب حرکت کرد تا به زخمهایش نگاهی بیاندازد، بعد از بررسی زخمش،چوبدستیش را به طرف دست سوخته باب گرفت
- اپیکس ، بعد از چند لحظه اثاری از بهبودی در زخمهای او دیده شد، بیشتر از این نمیتونم کاری کنم باب اگر میخوای برگرد، ممکنه جراحتت بدتر بشه، هیچ اجباری نیست بیای!
- نه! میام، اگه بد تر شد یه کاریش میکنیم!
باشه - بهتره حرکت کنیم، چارلی به باب کمک کن
هوا رو به تاریکی می رفت ... هر لحظه به شدت سرما افزوده میشد ... خستگی در چهره انها موج میزد، اما یاران گریف مصمم برای نجات سه نفر از اعضای خود به راه ادامه می دادند...
فلش بکدر خوابگاه پسران- هوگو، بوقی با تو هستما! الان چه وقته خوابه؟ بلند شو کات دارم!
- خوووووووو ... پوف ... خوووووو ... پوف
- الان حالیت میکنم، لویکور پوس
دیم - پوف - دیش - اه - مامان (صداهای از مچ پا اویزون شدن هوگو)
- چرا من برعکسم؟ چرا خورشید میتابه؟ چرا میچرخه زمین؟

چرا این طوری شده؟!
- بوقی یک ساعته دارم صدات میکنم، میگم باهات کار دارم!
- زود باش منو بیار پایین
بوم ( صدای افتادن هوگو)- یه فکری توسرم هستش که خیلی خفنه، فقط باید مثل همیشه پایه باشی!
- تو ادم نمیشی جیمز!همین دیروز 4 ساعت تنبیه شدیم
- این فرق میکنه، مربوط به تدی هستش! فکر کنم یه نقشه ای تو سرش داره، البته تو سرش که چیزی نیست

تو کاغذ هست، احتمالا نقشه...
به تو چه ربطی داره؟ برای همین من رو از خواب بیدار کردی؟ چرا متوجه نیستی تو هر کاری نباید خودتو وارد کنی!
دارم میگم امشب وقتی خوابه بریم نقشه گنج رو برداریم! :evill:
نیم ساعت بعد- باشه هر چی تو بگی، فقط میدونی یکی دو روز دیگه ماه کامله؟!
پایان فلش بک+++++++++++++++++++++++++++++++++++++
از ناظر میخوام اگه قابل ادامه دادن نیست پاک کنه. فلش بک رو حالت طنز بخونید.